ناتو: با تهدید موشکی ایران روبه رو هستیم   

ناتو: با تهدید موشکی ایران روبه رو هستیم

بیست و شش کشور عضو ناتو روز پنجشنبه، نوزدهم آوريل، اعلام کردند اروپا با تهدید موشکی از سوی جمهوری اسلامی ایران رو به رو است.

این کشورها در عين حال اعلام کردند حاضرند به روسیه اطمینان دهند که طرح سپر دفاع موشکی ایالات متحده آمريکا خطری برای مسکو در بر نخواهد داشت.

سخنگوی ناتو پس از گفت و گوی مقامات ارشد پیمان آتلانتیک شمالی درباره طرح سپر دفاع موشکی در مقر ناتو در بروکسل به خبرنگاران گفت:« در این جلسه توافق شد که اروپا با تهدیدی موشکی روبه رو است. بسیاری از کشورهای عضو ناتو این طرح را خطری فزاینده می خوانند. ایران به عنوان یکی از کشورهایی که می تواند بالقوه تهدیدی موشکی برای اروپا و کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی ایجاد کند، خوانده شد.»

واشینگتن در ماه ژانویه اعلام کرد قصد دارد سپر دفاع موشکی خود را به اروپا نیز گسترش دهد تا حمله موشکی احتمالی را از سوی آنچه آنها را دولت های سرکش مانند ایران و احتمالا کره شمالی می خواند، کاهش دهد.

بر اساس اين طرح، پايگاهی با ۱۰ موشک بازدارنده در لهستان و یک سیستم راداری برای دنبال کردن هر حمله احتمالی در جمهوری چک مستقر خواهد شد و هر دو پايگاه به یک سیستم هشدار دهنده پیشرفته در ایستگاهی دیگر متصل خواهند شد.

روسیه به شدت نگران است که رقیب سابقش در جنگ سرد، قصد ایجاد پایگاه های نظامی در کنار مسکو را داشته باشد. روسیه در پی آن است که از عملی شدن این طرح جلوگیری کند.

با این حال سخنگوی ناتو روز پنجشنبه به خبرنگاران گفت سیستم سپر دفاع موشکی که اکنون در حال بررسی از سوی اعضای ناتو است، به هیچ وجه تهدیدی علیه روسیه نیست و قرار نیست استراتژی توازن قوا بین اتحادیه اروپا را بر هم بزند.

در حالی که اعضای ناتو ایران را خطری بالقوه برای حمله به کشورهایشان می دانند، امروز فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت جمهوری اسلامی دارای قدرت موشکی است که می تواند با مقیاس نامحدود، مواضع به گفته او دشمن را مورد هدف قرار دهد.

حسین سلامی، فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در این باره به جزییات بیشتری اشاره نکرد.

فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیش از این اعلام کرده بود موشک های تور- ام یک که ايران آنها را روسيه خريداری کرده است، با موفقیت آزمایش شده اند و ثابت شده است که تمام ناوهای جنگی مستقر در خلیج فارس در محدوده برد این موشک ها قرار دارند.

حسین سلامی گفت پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، خاورمیانه به مرکز جهان اسلام تبدیل شده است.

وی همچنین با اشاره به جنگ های ۳۳ روزه حزب الله لبنان و اسراییل گفت که شکست ناپذیری اسراییل به افسانه تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری آلمان، با وجود اینکه مقامات جمهوری اسلامی ایران فشارهای کشورهای بین المللی بر ایران بر سر برنامه هسته ای این کشور را جنگ روانی برای ترساندن ملت ایران می نامند، مقامات نظامی جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده اند برای بدترین شرایط آمادگی کافی دارند.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران روز چهارشنبه گفت ایران طرفدار صلح جهانی و منطقه ای است، اما نیروهای نظامی جمهوری اسلامی همزمان آماده قربانی کردن خود و « قطع دستان» به گفته وی متجاوزان است.

لینک
۱۳۸٦/۱/۳۱ - سيد کريم

       

McCain Message to Joke Critics: Get a Life

(Washington Post – 20 April, 2007)

LAS VEGAS -- Sen. John McCain has a message for any critics who thought his musical joke about bombing Iran wasn't funny: Get a life.

While campaigning for president in South Carolina on Wednesday, McCain responded to a question about how to deal with Iran by breaking into the melody of the Beach Boys song "Barbara Ann" but changing the lyrics to "Bomb Iran."

لینک
۱۳۸٦/۱/۳۱ - سيد کريم

   دنیس راس: با چماق به سراغ تهران بروید   

با چماق به سراغ تهران بروید

دنیس راس: تنها تهدید منزوی شدن و اعمال تحریم‌های سخت اقتصادی است که می‌تواند نظر ایران را عوض کند.

آفتاب: «دنیس راس» مشاور ارشد دولت‌های بوش پدر و کلینتون در امور خاورمیانه و مشاور اغلب وزرای امور خارجه آمریکا نظیر «جیمز بیکر»، «وارن کریستوفر» و «مادلین آلبرایت» در نوشتاری تند علیه ایران با نام «با چماق به سمت ایران بروید نه هویج» صراحتا سیاست مذاکرات دیپلماتیک در مواجهه با برنامه اتمی جمهوری اسلامی را «ناکارآمد» معرفی کرد.

راس با ارائه تصویری مجازی از خاورمیانه می‌نویسد: چنین سناریویی را از نظر بگذارنید؛ عربستان سعودی به کشوری هسته‌ای تبدیل شده است. مصر نیز به تبعیت از عربستان، هسته‌ای شده است. اگر چه هر دوی این کشورها عضو پیمان ان پی تی هستند اما امروز این توافقنامه زیرپای آنهاست. ریاض و قاهره سلاح‌های اتمی‌شان را از متحد سنی خود یعنی پاکستان بدست آورده‌اند، تا در برابر تهدید ایران شیعه مذهب، مسلح باشند. از سوی دیگر بحران در عراق همچنان ادامه دارد. کشمکش اسرائیل و فلسطینی‌ها هم حل نشده باقی مانده است. ایران همچنان نفوذ خود را در میان شیعیان لبنان حفظ کرده است و خلاصه اینکه تمامی قدرت‌های با نفوذ خاورمیانه از شیعه و سنی گرفته تا اسرائیل، به سلاح هسته‌ای دست یافته‌اند و این در حالی است که درگیری‌های نژادی، فرقه‌ای و بین دول در خاورمیانه به اوج خود رسیده است. اگر این شرایط از نظر شما وحشتناک به نظر می‌رسد، دیدگاهتان کاملا درست است. بنابراین با توجه به این شرایط نباید به ایران اجازه داد تا برنامه‌های هسته‌ای‌اش را دنبال کند.

مشاور ارشد دولت‌های بوش پدر و کلینتون در ادامه تحلیل خود، ایران را عامل اصلی مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه معرفی کند. راس می‌نویسد: «در ماه دسامبر گذشته سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان اعلام کرد ممکن است عربستان نیز که در محاصره کشورهای خلیج‌فارس قرار گرفته، در مسیر هسته‌ای شدن قدم بردارد. او براین نکته اصرار داشت که فعالیت‌های هسته‌ای عربستان صلح‌آمیز خواهد بود اما درنظر بسیاری، اظهارات فیصل ‌آنجا که گفته بود «وقتی ایران بر فعالیت‌های هسته‌ای خود پافشاری می‌کند، شاید ما هم این کار را انجام دهیم»، بیشتر رنگ و بوی تهدید داشت.

راس در ادامه به مصر اشاره می‌کند و می‌گوید: اگر عربستان این راه را در پیش بگیرد، مطمئنا مصر نیز از قافله عقب نخواهد ماند. یکی از مقامات عالی‌رتبه مصر به من گفت: اگر ما نتوانیم جلوی ایران را بگیریم باید نقطه پایانی برای رژیم منع تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی ، رسم کنیم.»

مشاور ارشد دولت‌های بوش پدر و کلینتون با اشاره به اینکه مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه منجر به جنگ فرقه‌ای میان شیعه و سنی؛ و درگیری میان اسرائیل و مسلمانان می‌شود،‌ تنها راه ممانعت از این درگیری‌ها را متوقف کردن ایران در مسیر تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای خواند.

«راس» با اشاره به موفقیت‌آمیز خواندن فشار غرب بر ایران و تصویب دو قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران، به مقاومت ایران در برابر فشارهای غرب اشاره کرده و راه برخورد با تهران را اینگونه عنوان می‌کند: برخی می‌گویند باید وضع شرایط سخت را درباره ایران کنار بگذاریم و با این کشور به توافق برسیم. البته من برای این رویکرد احترام قائلم، اما این رویکرد زمانی نتیجه خواهد داد که مفهوم مشوق‌ها و تنبیه‌ها برای ایران کاملا تفهیم شود. زمانی که مشوق‌هایی از سوی کشورهایی نظیر انگلیس، فرانسه و آلمان به ایران داده شده است، روی میز مذاکره قرار گیرد، رد کردن آن‌ها برای ایران چندان آسان نخواهد بود.

راس در ادامه با اشاره به نامه منتشره از سوی رفسنجانی درباره پایان جنگ هشت ساله، می‌نویسد: «زمانی که مذاکرات ایران و غرب در ماه اکتبر 2005 به نتیجه نرسید رفسنجانی با انتشار نامه‌ای محرمانه درباره چرایی صدور فرمان پایان جنگ از سوی آیت‌الله خمینی، درنظر داشت به دولت محمود احمدی‌نژاد تذکر دهد که نمی‌توان به خاطر ایدئولوژی در برابر تحلیل‌های واقع‌گرایانه از تحولات جهانی ایستاد.»

راس می‌نویسد: باید از سیاست چماق برعلیه ایران استفاده کرد چرا که تمامی اندیشمندان ایرانی به ارزش برخورداری از سلاح هسته‌ای واقفند و هیچ مشوقی نمی‌تواند آن‌ها را از مسیری که در پیش گرفته‌اند، بازدارد و تنها تهدید منزوی شدن و اعمال تحریم‌های سخت اقتصادی است که می‌تواند نظر نخبگان ایرانی درباره ادامه فعالیت‌های هسته‌ای‌شان عوض کند.

لینک
۱۳۸٦/۱/۳۱ - سيد کريم

       

Bush & Co., Iran, and the Girl Guerrillas

(AlterNet – 19 April, 2007)

At the moment, a group of Iranian Kurdish guerrillas -- about half of them women -- may be the closest thing the Bush administration has to an ally in its confrontation with Tehran.

لینک
۱۳۸٦/۱/۳٠ - سيد کريم

   تأیید ورود ایران به مرحله‌ی صنعتی غنی‌سازی اورانیوم   

تأیید ورود ایران به مرحله‌ی صنعتی غنی‌سازی اورانیوم

سند تازه در مورد حد پیشرفت ایران در زمینه غنی‌سازی از درون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی انتشار یافته است.

یک سند درونی آژانس بین المللی انرژی اتمی، که مضمون آن در روز ۱۸ آوریل (۲۹ فروردین) انتشار یافت، حاکی از آن است که جمهوری اسلامی ایران در چارچوب برنامه‌ی اتمی مناقشه‌انگیز خود وارد مرحله‌ی غنی‌سازی اورانیوم در حدی فراتر از آزمایش شده است.

این سند را یکی از مقامهای عالی‌رتبه‌ی آژانس بین المللی انرژی اتمی، که نام وی فاش نشده، نگاشته است. چندین خبرگزاری برپایه‌ی مضمون این سند، این خبر را انتشار داده‌اند که هم اکنون در پایگاه اتمی نطنز بیش از ۱۳۰۰ سانتریفوژ تعبیه و فعال گشته‌اند. پیش از این نیز خبر مشابهی از محافل دیپلماتیک شنیده شده بوده است.

بر اساس خبرهای منتشر شده، ایران اکنون دارای ۳۰۰۰ سانتریفوژ فعال است. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور، که اخیرا ورود ایران به مرحله‌ی غنی‌سازی اورانیوم در ابعاد صنعتی را اعلام کرد، گفته است که در ایران برای تعبیه و فعال‌سازی بیش از ۵۰ هزار سانتریفوژ برنامه‌ریزی شده است.

خودداری ایران از دادن اجازه بازرسی از تاسیسات اراک

 در خبر دیگری  که خبرگزاری رویترز روز پنجشنبه ۱۹ آوریل گزارش کرده، ایران به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه نداده است از تاسیسات حساس آب سنگین اراک بازدید نمایند.

 اولی هینونن (Olli Heinonen) معاون محمد البرادعی، دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در نامه‌ای به مقام‌های ایران نوشت «این اقدام ایران برخلاف توافق‌نامه‌ی امضاء شده میان ایران و مقام‌های آژانس است.»

 با امتناع تهران از اجازه بازرسی از تاسیسات اراک، اتحادیه اروپا در حال بررسی تشدید تحریم‌ها علیه ایران است. از سوی دیگر، اسرائیل روز پنجشنبه از ایالات متحده آمریکا خواست علیه ایران دست به اقدام بزند. این درحالی است که منوچهر متکی وزیر خارجه ایران آنچه را که کشورش در حال پیشبرد آن است، حق ایران می‌داند.

منبع: دويچه وله

لینک
۱۳۸٦/۱/۳٠ - سيد کريم

   آژانس چاپ محتوای سند محرمانه خود در مورد ایران را تفسیر نمی کند   

آژانس بین المللی انرژی اتمی چاپ محتوای سند محرمانه خود در مورد نصب بیش از هزار سانتریفیوژ در ایران را تفسیر نمی کند

دفتر مطبوعاتی آژانس بین المللی انرژی اتمی  چاپ سند محرمانه خویش را در مورد نصب بیش از هزار سانتریفیوژ در کارخانه نطنز برای غنی سازی اورانیوم توسط برخی از خبرگزاری هار غربی را تفسیر نمی کند که در آنها مقادیر اندکی گاز هگزا فلورید اورانیوم تزریق شده است.

"ایهان اورنسل" (Ayhan Evrensel) دبیر مطبوعاتی آژانس بین المللی انرژی اتمی  روز پنجشنبه به «نووستی» اعلام کرد: "من در این مورد چیزی برای گفتن ندارم".

یک منبع سیاسی «نووستی» در محافل نزدیک به آژانس بین المللی انرژی اتمی وجود چنین سندی را تایید کرد.

به گفته وی این سند در سایت بسته آژانس قرار دارد که برای اطلاع هیئت های عضو در نظر گرفته شده است.

وی تاکید کرد: "تعداد معدودی به این سایت دسترسی دارند".

وین، 30 فروردین، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/۱/۳٠ - سيد کريم

   ايران، آرامش پيش از طوفان   

ايران، آرامش پيش از طوفان

در حالي كه خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي خبري دنيا هر يك بنا به منافع شخصي يا كشوري خود تحليل‌هاي متفاوت و بعضا خيالي و از بيخ نادرستي از آغاز يا عدم آغاز حمله نظامي آمريكا به ايران ارائه مي‌كنند، شواهد و قرائن نشانگر حوادث تلخي است كه دير يا زود جمهوري اسلامي ايران با آن مواجه خواهد بود.

خبرگزاري نوستي، جهت حفظ روابط كشورش با ايران و متعاقبا حفظ منافع مادي كشورش از قبال پرونده هسته‌اي جمهوري اسلامي در تحليل‌هاي تخيلي خود خبر از آغاز حمله نظامي آمريكا در روز ششم  اپريل (17 فروردين) آن‌هم دو روز مانده به روز موعود يعني در 4 اپريل، مي‌نمايد.

روس‌ها اينبار سعي داشتند با  حساس جلوه دادن شرايط، و ايجاد وحشت در ميان مسئولان ايراني، و القاي اين مطلب كه ايران در اين مقطع زماني نيازمند پشتيباني يك ابرقدرت است و يا به عبارتي ايفاي نقش دايه مهربان‌تر از مادر براي جمهوري اسلامي (همانگونه كه "آندره دنیسوف" معاون اول وزیر امور خارجه روسیه چند روز پيش اعلام نمود که روسیه هرآنچه که لازم است را انجام می دهد تا از عملیات نظامی علیه ایران جلوگیری کند.)، روابط خود را با ايران كه از چندي پيش به خاطر طمع بيش از حد مقامات روس، تيره گشته بود مجددا به حالت عادي بازگردانند، كه البته تا حدي نيز موفق بودند.

بر خلاف اظهارات مقامات آمريكايي كه سعي دارند با خونسردي كامل هرگونه تدارك براي حمله به ايران را انكار كنند و اولويت را به اقدامات ديپلماتيك بدهند، شواهد و قرائن حكايت از اتفاقاتي ناگوار در پشت پرده اين آرامش ظاهري دارند.

در حالي كه مقامات آمريكايي سخن از تحريم و راه حل ديپلماتيك مي‌زنند، تائيد و افزايش بودجه نظامي آمريكا در عراق را  شاهد هستيم. مي‌بايستي بزودي شاهد ترك عراق توسط نظاميان آمريكايي باشيم، اما در كمال تعجب شاهد افزايش بودجه نظامي آمريكا در اين كشور هستيم. ديك چني در نخستين روز از كنفرانس آيپك در توجيه اين مساله گفت: «وقتى اعضاى کنگره به جاى صحبت از پيروزى در جنگ، از محدوديت وقت و زمان خروج و محدوديت هاى غيرواقعى ديگر صحبت مى کنند، به معنى آن است که به دشمن بگوييم کافى است به ساعت اش نگاه کند و منتظر عقب نشينى ما باشد.»

اما در كنار تمامي اين مسائل كه با پوشش خبري بي سابقه رسانه‌هاي خبري جهان همراه بوده و در زمان واحد سعي در 1- انحراف افكار عمومي از مساله حمله به ايران و 2- متقاعد كردن افكار بين‌المللي براي حمله به ايران به صورت خواسته‌اي مردمي داشته، و جداي از اظهارات مقامات غربي و روسي كه تماما در دراستاي حفظ منافع خود مي‌باشند، اتفاقات و تحركاتي كه در نزديكي مرزهاي ايران بوقوع پيوسته و يا در حال انجام است،‌ و آماده‌سازي افكار داخلي توسط جمهوري اسلامي با اقداماتي نظير اعلام تجاوز بمب‌افكن‌هاي آمريكايي به خاك ايران (در صورتي كه اين مساله پيش از اين نيز بارها انجام شده بود، اما مقامات ايراني از اعلام آن خودداري كرده بودند) حاكي از تدارك گسترده آمريكا - با و يا بدون -  همكاري كشورهاي اروپايي است. مواردي كه با كمي دقت، و جمع‌بندي درست، تنها يك هدف را پيش روي ما مي‌گذارد: «حمله نظامي».

پاره‌اي از اين اتفاقات به شرح زير مي‌باشد:

 

- پرواز هواپيماهاي جاسوسي بر فراز مرزهاي ايران

- پرواز هواپيماهاي بدون سرنشين بر فراز شهرها براي آزمايش ميزان حساسيت و توان پدافندي ايران

- خروج نيروهاي روس از بوشهر

- آمادگي سفارتخانه‌ها و كنسولگري‌هاي كشورهاي خارجي جهت خروج اضطراري از ايران

- ورود ناوهاي هواپيمابر آمريكا به خليج فارس

- افزایش نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان (و البته آمادگي اين نيروها جهت جابجايي در منطقه)

- توسعه تحریم اقتصادی ایران، ازطریق جلوگیری ازمعامله بانکها با ایران

- فروش بي سابقه تسليحات به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، براي ايجاد نيروي بين‌المللي جايگزين جهت حمايت از نيروهاي آمريكايي در منطقه با توجه به ترس اعراب از افزايش قدرت نظامي ايران و وحشت از پيروزي احتمالي ايران در نبرد احتمالي با آمريكا.

- ايجاد پايگاه‌ نظامي در مرز ايران و عراق

- فعاليت مجدد پايگاه اينجرليك در تركيه

- واكنش بي سابقه مجامع بين‌المللي و كشورهاي مختلف در قبال دستگيري 15 ملوان بريتانيايي

- دستگیری ماموران دولتی ایران در "اربیل" عراق

- اظهارات مقامات آمريكايي مبني بر پشتيباني ايران از گروه‌هاي تروريستي در عراق

- حمايت از گروه‌هاي تجزیه طلب درایران

- اعلام نقض حريم هوايي آبادان توسط بمب‌افكن‌هاي آمريكايي توسط مسئولان ايراني براي اولين بار (در صورتي كه نيروهاي آمريكايي پيش از اين نيز بارها حريم هوايي شهرهاي جنوبي ايران را نقض كرده بودند و اين اولين بار بود كه اين مساله تئسط مسئولين ايراني اعلام مي‌شد).

لینک
۱۳۸٦/۱/۳٠ - سيد کريم

   چه كسانى آمريكا را وارد جنگ عراق كردند؟   

چه كسانى آمريكا را وارد جنگ عراق كردند؟

همشهرى:پاتريك سيل:دفتر اسرارآميز و مخفى در پنتاگون كه به دفتر برنامه‌ريزي‌هاى ويژه معروف است و در گذشته داگلاس فيت معاون سابق سياستگذارى وزارت دفاع مديريت آن را به عهده داشت، عمداً اطلاعاتى را جعل كرد كه رژيم صدام را با القاعده مرتبط مي‌كرد.

هدف از اين اطلاعات تحريك آمريكا به جنگ در عراق بود. اين نتيجه‌گيرى واضح كه مدت‌ها از سوى اكثر ناظران و تحليلگران امور خاورميانه مورد ترديد قرار مي‌گرفت اكنون به تاييد توماس گيمبل بازرس كل وزارت دفاع آمريكا رسيده است و با تاييد او صحت اين موضوع به اثبات رسيده‌است.

گزارش گيمبل

گيمبل در يك گزارش محرمانه كه هفته اول آوريل به درخواست كارل لوين مدير كميته نيروهاى مسح سنا منتشر شد، اين موضوع را تاييد كرده‌است. داگلاس فيت به همراه رييسش پل ولفوويتز كه در آن زمان معاون وزير دفاع بود، يكى از بانفوذترين گروههاى نومحافظه‌كار طرفدار اسرائيل را در دولت بوش تشكيل مي‌دادند.

همين گروه بود كه از ماجراى 11 سپتامبر استفاده كرد تا ساز جنگ عراق و براندازى صدام حسين را كوك كند.

بر اساس گزارش بازرس كل گيمبل، فيت ارزيابي‌هاى اطلاعاتى را ارائه كرده بود كه در آن ادعاى رابطه پيشرفته و سازمان‌يافته ميان القاعده و عراق در حوزه‌هاى مشخص از جمله آموزش و تجهيز مالى و لجستيك شبه نظاميان مطرح شده بود.

فيت براى محكم كردن ادعاى خود به ديدار آوريل سال 2001 ميان محمد عطا يكى از عوامل هواپيماربايى 11 سپتامبر و احمد العنى از افسران اطلاعاتى عراق در پراگ اشاره كرده بود. او براى آماده و متقاعد كردن افكار عمومى آمريكا براى اين حمله، اطلاعات خود را در ويكلى استاندارد نشريه معروف نومحافظه‌كاران به چاپ رساند.

اين نشريه به سردبيرى ويليام كريستول از اواخر دهه 1990 درخواست براى تغيير رژيم عراق و بركنارى صدام حسين را تكرار مي‌كرد. همين نشريه اكنون توجه خود را به رويارويى نظامى با ايران معطوف كرده است.

سازمان اطلاعات مركزى آمريكا سيا، و آژانس اطلاعات دفاعى هر دو بعد از بررسى شواهد اعلام كردند كه فيت اشتباه كرده است. آنها در تحقيقات خود هيچ مدرك و سندى از همكارى مستقيم صدام با القاعده به دست نياورده بودند.

اما فيت نه تنها عقب‌نشينى نكرد بلكه بر تلاشش افزود تا سيا و سازمان اطلاعات دفاعى را ناتوان جلوه دهد و ارزش اطلاعات آنها را پايين بياورد. او با دور زدن جامعه و دستگاه اطلاعاتي، شواهد خود را به يك نومحافظه‌كار برجسته ديگر درون دولت بوش عين لوويس ليبى رييس دفتر ديك چنى منتقل كرد.

استفان هادلى معاون مشاور امنيت ملى وقت آمريكا كه اكنون جاى رئيسش را گرفته نفر بعدى بود كه از اين اطلاعات باخبر مي‌شد. اطلاعات فيت از طريق اين دو كانال به بوش و چنى منتقل شد و آنها اين اطلاعات را در سخنراني‌هايشان براى مردم به كار بردند. اين كار با موفقيت همراه شد.

سناتور كارل لوين هفته گذشته گفت كه اكنون همه چيز مشخص شده و معلوم است كه داگلاس فيت و ديگر نيروهاى نومحافظه‌كار چگونه فضا را براى جنگ عراق آماده كردند. او اين اقدام فيت را مجرمانه و نادرست خواند.

همانطور كه اكنون براى همه مشخص شده، اين جنگ فاجعه‌اى غيرقابل جبران براى آمريكا، عراق، و كل خاورميانه به بار آورد. اما تازه حالا چهار سال بعد از جنگ و اشغال بغداد گزارشى منتشر مي‌شود كه در آن مردان مسئول اين فاجعه شناسايى مي‌شوند.

چرا فيت و همكاران نومحافظه‌كار او اين كار را كردند؟ و چطور توانستند اين كار را بكنند؟

روشن است كه آنها در اعمال فشار براى جنگ بيش از هر چيز منافع و امنيت اسرائيل را مد نظر داشتند.

آنها با فروپاشاندن يك كشور مهم عربى يك خطر بالقوه را از پيش روى اسرائيل برداشتند. آنها در برنامه بلند مدت خود براى تغيير شكل خاورميانه با توسل به قدرت نظامى آمريكا، روياى شكست دشمنان اسرائيل يا همان ناسيوناليست‌هاى عربى و اسلامگرايان را در سر مي‌پرورانند.

سرنگونى صدام تنها گام اول اين برنامه بود. اكنون كه آمريكا خسارت سنگينى را در اين جنگ متحمل شده و نفوذ و اعتبار خود را زير سوال مي‌بيند، بيش از گذشته با تهديد رو به روست.

عمل متهورانه فيت و همكاران نومحافظه‌كار او اگر با حمايت كسانى چون ديك چنى و دونالد رامسفلد همراه نمي‌شد شانسى براى پيروزى نداشت. اين مقامات آمريكايى هم در فكر چاههاى نفت عراق بودند كه دومين ذخاير مهم نفت در دنيا بعد از عربستان است.

آنها به اين فكر مي‌كردند كه مي‌توانند عراق را به پايگاهى براى كنترل و اداره كل خاورميانه و آسياى ميانه تبديل كنند. جورج بوش هم تفكرات خود را در سر داشت اما حالا پشيمان است و به دنبال راهى براى خارج شدن از باتلاق عراق مي‌گردد.

تلاش اسرائيل و دوستان آمريكايى او براى وارد كردن واشنگتن به جنگ عراق را بايد شديدترين اقدام خرابكارانه عليه دنياى عرب در طول تاريخ خواند. اسرائيل سابقه طولانى در تلاش براى بي‌ثبات كردن همسايگان خود دارد. اساس و پايه اين تلاش اين باور غلط است كه دنياى عرب ضعيف و سرشار از تفرقه به سود اسرائيل است.

در طول سالها اسرائيل پول و سلاح و دستورات و تجهيزات نظامى و تسليحاتى به جنوب سودان در جنگ جدايي‌طلبان اين منطقه با دولت مركزى ارائه كرده و حتى به كردها هم در نبرد با بغداد كمك مي‌كرد. تكرار تهاجم رژيم اسرائيل به لبنان در سالهاى 1978، 1982، 1993، 1996 و 2006 با هدف خارج كردن كنترل اين كشور از نفوذ سوريه و روى كار آوردن دولتى طرفدار اسرائيل و غرب در بيروت صورت گرفته است.

در سرزمين‌هاى اشغالى هم تل‌آويو به دنبال تخريب مقاومت فلسطيني‌ها بوده و اين كار را نه تنها از طريق تحريم و حمله نظامى بلكه از طريق كشتار سيستماتيك فلسطيني‌ها و ايجاد تفرقه ميان آنها انجام مي‌دهد. انگيزه‌اى كه آمريكا را به جنگ با عراق واداشت همان انگيزه رسوايى ايران كنترا در نيمه دهه 1980 بود.

اسراييل از دادن سلاح قاچاق به ايران در جنگ با عراق حمايت مي‌كرد چون مي‌دانست تا وقتى اين دو كشور با هم در جنگند و به ويژه عراق سرگرم جنگ با ايران است، خطرى رژيم اسرائيل را تهديد نمي‌كند و اتحادى در ميان اعراب براى نابودى تل‌آويو شكل نمي‌گيرد.

آيا حالا اسرائيل مي‌تواند خود را متقاعد كند از طريق صلح و حسن همجوارى با همسايگان عرب به صلح و امنيت برسد؟ ابتكار صلح سال 2002 اعراب در اجلاس اخير سران عرب در رياض بار ديگر مطرح شد.

در اين ابتكار صلح به‌اسرائيل پيشنهاد شده تا در مقابل عقب نشينى به مرزهاى سال 1967 هم صلح و هم رابطه با 22 كشور عرب همسايه را به دست آورد. در واقع با اين كار به اسرائيل پيشنهاد شده كه به جاى نقش تخريب كننده نقش سازنده داشته باشد.

پيام اعراب به اسرائيل اين است: ايفاى نقش يك بازيگر پليد در منطقه را متوقف كنيد. بياييد جنگ را پشت سر بگذاريم و براى ساختن آينده‌اى بهتر با هم همكارى كنيم.

اما اسرائيل اكنون در موقعيتى است كه براى پذيرفتن اين پيشنهاد ابتدا بايد در ذهن و فكر ارتش و نيروهاى امنيتى خود يك انقلاب به راه بياندازد.

لینک
۱۳۸٦/۱/۳٠ - سيد کريم

       

Israel not eyeing attack on Syria, Hezbollah

Israel dismissed rumors that it is planning to attack Syria or Lebanon if the United States strikes Iran.

"Rumors have begun circulating that the United States intends to attack Iran during the summer and Israel will take advantage of this and attack Hezbollah and Syria," Prime Minister Ehud Olmert told the Knesset Foreign Affairs and Defense Committee on Wednesday, referring to reports in the Arab and Iranian press. "I have been saying at every opportunity, and will say so again: We will not initiate a campaign against Syria."

Speaking hours before a visit to Israel by U.S. Defense Secretary Robert Gates, Olmert said he had no knowledge of any plans by Washington to use military force against Iranian nuclear facilities.

"We have no information on the United States planning to attack Iran. We are not privy to such planning," he said. "What we are doing is preparing for any attack on us. In such an eventuality, we will be ready."

لینک
۱۳۸٦/۱/۳٠ - سيد کريم

   پریماکوف: ایران قصد نقض معاهده منع گسترش سلاح هسته ای را ندارد   

پریماکوف: ایران قصد نقض معاهده منع گسترش سلاح هسته ای را ندارد

"یوگنی پریماکوف" رییس اتاق بازرگانی و صنایع روسیه معتقد است که ایران قصد ندارد که در آینده نزدیک سلاح هسته ای ایجاد کند.

وی روز پنجشنبه در ششمین همایش رسانه های اورآسیا در آلماآتا گفت: "از نظر من ایران در حال حاضر تمایل به سلاح هسته ای ندارد و این کشور معاهده منع گسترش سلاح هسته ای را نقض نمی کند".

وی معتقد است: "در مورد غنی سازی اورانیوم  باید گفت که ده ها کشور این کار را انجام میدهند و در عین حال صحبت در این باره که ایران نمی تواند اینکار را انجام دهد صحیح نیست".

در عین حال وی معتقد است که ایران بی ملاحظگی می کند. وی معتقد است: "آژانس بین المللی انرژی اتمی  سئوالاتی مطرح می کند که ایران به بخشی از آنها پاسخ نمی دهد. این باعث بروز تردیدهای معینی شده که به نفع ایران نیست".

به اعتقاد پریماکوف در ایران افراد زیادی هستند که درک می کند افراط گرایی بیش از حد در این مسئله ثمر بخش نخواهد بود.

وی خاطر نشان ساخت که روسیه قاطعانه مخالف استفاده از نیروی نظامی علیه ایران است.

وی در پایان گفت: "اگر خدای ناکرده علیه ایران از نیروی نظامی استفاده شود بدتر از عراق خواهد بود و می توان احتمال داد که ایران تا پایان این قرن بی ثبات خواهد شد چرا که نیروهای بسیاری برای مبارزه با نیروهای آمریکا بسیج خواهند شد و این موج به سراسر دنیا سرایت خواهد کرد".

آلماآتا، 30 فروردین، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/۱/۳٠ - سيد کريم

   گزارش آسوشيتدپرس در مورد تغذيه سانتريفيوژهاى ايران با گاز اورانيوم   

گزارش آسوشيتدپرس در مورد تغذيه سانتريفيوژهاى ايران با گاز اورانيوم

ايرنا:خبرگزارى آسوشيتدپرس از وين گزارش داد: براساس يك سند آژانس بين‌المللى انرژى اتمى كه روز چهارشنبه در اختيار آسوشيتدپرس قرار گرفت ، ايران تغذيه سانتريفيوژهاى خود را با مقادير اندكى از گاز اورانيوم آغاز كرده است.

اين خبرگزارى افزود: هفته پيش ايران اعلام كرد كه سه هزار دستگاه سانتريفيوژ خود را در تاسيسات نطنز راه اندازى كرده است كه اين ۱۰برابر تعداد شناخته شده قبلى است.

طى چند روز اخير كارشناسان و چند قدرت جهان نسبت به صحت اين موقعيت ايران ابراز ترديد كردند و ديپلمات‌هاى آشنا به وضعيت برنامه هسته‌اى ايران در وين به آسوشيتدپرس گفتند كه آنها در اين مورد به شدت مبالغه مي‌كنند .

آسوشيتدپرس امروز تصريح كرد : در اين صورت ، نامه يك صفحه‌اى آژانس بازتاب پيشرفت سريع ايران در اين برنامه است.

حدود دو هفته پيش ، ديپلماتها گفته بودند كه تهران تنها كمى بيش از ۶۰۰ سانتريفيوژ را راه اندازى كرده و آنها را با گاز اورانيوم تغذيه نكرده است و حتى محمد البرادعى رئيس آژانس هفته پيش گفته بود كه ايران تنها چند صد دستگاه سانتريفيوژ را در نطنز به كار گرفته است .

در اين نامه كه به امضاى " اولى هاينونن " معاون مديركل آژانس رسيده و مورخ هيجدهم آوريل -- روز چهارشنبه -- است، ذكر شده كه آژانس مي‌خواهد " اطلاعات ارائه شده توسط ايران را مبنى بر اينكه .... ايران ۱۳۱۲دستگاه سانتريفيوژ را عملياتى كرده مد نظر قرار دهد ."

در اين نامه همچنين به استناد اطلاعات ايران به آژانس گفته شده است كه " سانتريفيوژها با مقدارى يو اف- ۶تغذيه شده‌اند ".

لینک
۱۳۸٦/۱/۳٠ - سيد کريم

   ریيس جمهور ایران : ارتش آماده ايران، دست متجاوزان را قطع مي‌كند   

ریيس جمهور ایران : ارتش آماده ايران، دست متجاوزان را قطع مي‌كند

احمدی نژاد رئیس جمهور ایران 18 آوریل به مناسبت روز ارتش جمهوري اسلامي ايران در مراسم اظهار داشت که ارتش ایران در انجام ماموريتهاي خود تا پاي جان در مقابل متجاوزان ايستاده و دست آنها را قطع خواهد كرد.

رييس جمهوري اضافه كرد: ارتش ايران، دفاع از استقلال، شرف و امنيت ملت ايران را به عهده دارد و به دنبال صلح، دوستي و امنيت در منطقه است .

احمدی نژاد گفت : بافت، ساخت و جهتگيري ارتش ما تدافعياست و نه تهاجمي، و براي انجام ماموريتهاي خود آمادگي كامل دارد.

وي گفت: برخي قدرتهاي زورگو تصور ميكردند با اعمال تحريمهاي تسليحاتي ما را تضعيف خواهند كرد اما جوانان و مديران خلاق و حماسه ساز ارتش توانستند، نيازمنديهاي خود را در همه ابعاد تامين كنند.

منبع: راديو بين‌المللي چين

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٩ - سيد کريم

   فرانسه اسناد هواپيماربايي 11 سپتامبر را پیش از حمله در اختيار «سيا» گذاشته بود   

لوموند: فرانسه اسناد هواپيماربايي 11 سپتامبر را 9 ماه پیش از این حمله در اختيار «سيا» گذاشته بود 

فرانسه اسناد طرح هواپيماربايي 11 سپتامبر را پيش از اين حمله در اختيار سازمان مركزي اطلاعات آمريكا(CIA) گذاشته بود.

آسوشيتدپرس گزارش داد: «نه ماه پيش از حمله سازمان تروريستي القاعده به مركز تجارت جهاني آمريكا، مقام‌‏هاي اطلاعاتي فرانسه به حمله تروريستي توسط هواپيماربايان احتمالا به خطوط هوايي آمريكا مشكوك و به سازمان «سيا» هشدار داده بودند.»

روزنامه فرانسوي «لوموند» در نخستين گزارش خود روز دوشنبه نسخه‌‏اي از سند پنج صفحه‌‏اي را منتشر كرد كه به نوشته اين روزنامه آژانس اطلاعات خارجي فرانسه آن را در ژانويه سال 2001 ميلادي در اختيار سازمان مركزي اطلاعات آمريكا ـ سيا ـ قرار داده بود. لوموند در اين گزارش، نوشت: «اين سند تحت عنوان طرح هواپيماربايي از سوي اسلام‌‏گرايان تندرو بخشي از سند 328 صفحه‌‏اي اداره‌‏كل امنيت خارجي فرانسه درباره القاعده است. بر اساس اين سند پنج صفحه‌‏اي، هواپيماربايان كه اين كار را از سال 2001 آغاز كرده بودند، تصميم داشتند يك هواپيما را در مسير «فرانكفورت» آلمان به آمريكا بربايند.»

طبق گزارش آسوشيتدپرس، اما فرانسوي‌‏ها هشدار داده بودند كه اين عمليات در اروپا و در ايالات‌‏متحده‌‏آمريكا انجام مي‌‏شود و هيچ پيشنهادي مبني بر عمليات انتحاري توسط چند هواپيما وجود نداشت. در همين حال، يكي از مقامات سابق اطلاعات فرانسه گفت كه القاعده ممكن است اطلاعات نادرست به سازمان‌‏هاي جاسوسي منتقل كرده باشد.

منبع: دنياي ما

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٩ - سيد کريم

   چگونگي برخورد (بخش اول)   

چگونگي برخورد 

 بررسي و ارزيابي راه حل هاي ديپلماتيک امريکا در قبال ايران در بنياد قرن

فلينت لورت

ترجمه؛ لطف الله ميثمي

اين گزارش بخشي از مجموعه گزارش هايي است که توسط بنياد قرن و در جهت مطلع ساختن عموم از بحث هاي سياسي در مورد مسائل مربوط به ايران تهيه مي شود.

ضرورت هاي ديپلماتيک

لازم است ايالات متحده امريکا رويکرد ديپلماتيک جامع و منسجمي در قبال جمهوري اسلامي ايران اتخاذ کند. تهديداتي که ايران نسبت به منافع امريکا اعمال مي کند پس از حوادث 11 سپتامبر شدت بيشتري به خود گرفته و توان تهران براي ممانعت از امريکا در جهت پيگيري اهداف سياسي مهم خود در خاورميانه همچنان در حال افزايش است. روش هاي امريکا جهت نفوذ در تغيير عملکرد ايران از طريق تحريم هاي چندجانبه، آهسته کردن روند تقويت توان هسته يي اين کشور يا از ميان بردن تهديدات ايران در مقابل منافع امريکا از لحاظ استراتژيکي ضعيف بوده و احتمالاً در تحقق ساير اهداف مهم سياسي، غيرعملي است.

اين مقاله استراتژي جامعي براي برخورد ديپلماتيک با ايران ارائه مي دهد. بحث اصلي اين مقاله به اين موضوع مي پردازد که حل موفقيت آميز مساله هسته يي ايران مستلزم انعقاد «معامله يي گسترده» ميان امريکا و ايران است يعني اتخاذ چارچوبي فراگير که در آن اختلافات مهم طرفين در مجموعه يي از پيشنهادات حل و فصل شود. هرگونه اقدام اضافي و رويکرد مرحله به مرحله و گام به گام جهت برخورد با ايران با شکست مواجه خواهد شد. علاوه بر اين، در حالي که برخي خواستار چيزهاي ديگري هستند، در بطن معامله گسترده امريکا و ايران، تضمين امنيتي امريکا در قبال جمهوري اسلامي لازم خواهد بود. برقراري روابط مجدد ميان امريکا و ايران مي تواند بستري جهت ايجاد چارچوب امنيتي گسترده تري در منطقه خليج فارس و خاورميانه به وجود آورد.

در نتيجه بي تمايلي دولت بوش در جهت تقويت رويکرد ديپلماتيک جامع جهت برخورد با جمهوري اسلامي در پنج سال گذشته، تغييراتي که امريکا و متحدانش در اثر کسب تفاهم استراتژيک با تهران مي توانستند ايجاد کنند در حال شکست خوردن است. کيفيت بسته پيشنهادي که ممکن بود مورد مذاکره قرار گيرد از برخي جهات کاهش يافته است. روزنه برقراري روابط ديپلماتيک در حال بسته شدن است، زيرا ايران پيشرفت قابل ملاحظه يي در تکميل چرخه سوخت هسته يي به دست آورده، موقعيت منطقه يي و توان آن براي مقابله با فشارهاي بين المللي افزايش يافته و ساختار قدرت جمهوري اسلامي نيز تغيير کرده است - به ويژه انتخاب رئيس جمهور محمود احمدي نژاد در سال 2005. در صورتي که دولت به سرعت و به صورت هدفمند درصدد پيگيري سياست هاي خود در جهت برقراري مجدد روابط با تهران برنيايد، احتمالاً در مدت زمان کوتاهي لازم خواهد بود که امريکا چارچوبي استراتژيک براي وفق دادن خود با هسته يي شدن ايران طرح کند.

موضوع هسته يي

از اوت 2002 که يک گروه مخالف دولت ايران وجود تجهيزات غني سازي اورانيوم را در شهر نطنز افشا کرد، مساله هسته يي ايران در صدر دستور العمل سياست خارجي امريکا و اروپا قرار گرفته است. دو سال ديپلماسي مطرح شده اروپايي - از توافقنامه سعدآباد در اکتبر 2003 تا توافقنامه پاريس در نوامبر 2004 و از ميان رفتن مذاکرات هسته يي اروپا و ايران در تابستان 2005 - حاصلي در کاهش نگراني هاي غربي ها در مورد فعاليت هاي چرخه سوخت اين کشور در برنداشته است و جمهوري اسلامي در آستانه تکميل قابليت هاي خود در غني سازي اورانيوم بوده است. به رغم کسب اين نتيجه سه کشور اروپايي - انگلستان، فرانسه و آلمان - به همراه رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپايي تلاش هاي خود را براي يافتن راه هايي جهت از سرگيري مذاکرات هسته يي با تهران ادامه داده اند.

در بهار سال جاري، دولت بوش، تمايل مشروط خود را براي پيوستن به مذاکرات چندجانبه در مورد فعاليت هاي هسته يي ايران ابراز کرد؛ رئيس جمهور بوش و مقامات ارشد کابينه وي مرتباً علاقه خود را در يافتن راه حلي ديپلماتيک براي حل مساله هسته يي اعلام مي کنند.

استفاده از ديپلماسي به شدت مورد تاکيد قرار مي گيرد، به حدي که داراي زمينه يي حقيقي و استراتژيک است. از يک سو، رويکردهاي اجباري جهت محدود کردن مسائل مربوط به هسته يي شدن ايران احتمالاً کارساز نخواهد بود.

اميد اندکي وجود دارد که امريکا به منظور اعمال فشار بر ايران جهت تغيير عملکرد خود، به خصوص در مساله هسته يي، بتواند فشار اقتصادي و سياسي چندجانبه کافي

- از طريق شوراي امنيت سازمان ملل متحد يا «ائتلاف موافق» - بر ضد ايران اعمال کند. اقداماتي که موجب اعمال فشار واقعي بر ايران مي شود (يعني تحريم هاي جامع اقتصادي، از جمله جلوگيري از خريد نفت و گاز ايران) احتمالاً حمايت بين المللي را به خود جلب نخواهد کرد و تحريم هايي که از شانس بيشتري براي پذيرش بين المللي برخوردار هستند (يعني ممانعت از سفر مقامات و دانشمنداني که ارتباط مستقيم با برنامه هسته يي ايران دارند) نيز تاثيري بر تصميم گيري هاي مقامات ايراني برجاي نخواهد گذاشت.

تحليل هاي متعدد، ترديدهايي جدي در مورد بي نتيجه بودن حمله نظامي امريکا به زيرساخت هاي هسته يي ايران به وجود آورده است، زيرا ترديدهاي گسترده يي در مورد واقعيت و جامعيت اهداف انتخابي وجود دارد، احتمال اينکه تجهيزات «ناشناخته» به همان ميزان که در نزديکي تجهيزات «شناخته شده» قرار دارد به محل توليد مواد قابل انشقاق تسليحاتي نزديک باشد، ديده مي شود و انتظار مي رود تهران بتواند به سرعت برنامه هسته يي خود را بازسازي کند. در اين صورت، اقدام نظامي امريکا بر ضد ايران، مطمئناً عواقب منفي جدي يي براي بخشي ديگر از منافع امريکا در بر خواهد داشت.

همچنين، هيچ مبناي مستدلي براي باور کردن اين مساله که امريکا مي تواند، به عنوان مثال از طريق حمايت از گروه هاي مخالف تحت پوشش «ارتقاي دموکراسي» رژيم ايران را تغيير دهد، وجود ندارد. آنچه از اهميت بيشتري برخوردار است، اين است که مشخص نيست تغييرات بتواند تاثيري بر جدول زمان بندي شده استراتژيکي جهت برخورد با تهديد هسته يي برجاي گذارد.

در گفت وگوهاي خصوصي ميان نخبگان سياست خارجي شوراي همکاري خليج فارس، امريکا و اسرائيل از اين مساله ابراز نگراني مي شود که دستيابي به توان تسليحات هسته يي تهران را در استفاده مهاجمانه تر از نفوذ و منابع استراتژيک خود بر ضد منافع امريکا و متحدانش در خاورميانه، تشجيع مي کند. ساير ارزيابي ها بر اين مساله تاکيد مي کند که هسته يي شدن يک کشور ساير کشورها نظير مصر، عربستان سعودي و ترکيه را بر آن خواهد داشت تا درصدد پيگيري قابليت هاي تسليحات هسته يي خود برآيند در حالي که به طور منطقي مي توان اجتناب ناپذير بودن چنين نتيجه يي را زير سوال برد.

با در نظر گرفتن اين ملاحظات لزوم تلاش ديپلماتيک جدي از سوي امريکا در جهت حل و فصل مسائل کنوني بر سر فعاليت هاي هسته يي ايران حتمي مي شود. گرچه در صورتي که اين تلاش جامع نباشد جدي نيز نمي تواند باشد. حل ديپلماتيک مساله هسته يي ناگزير مستلزم از سرگيري روابط امريکا و ايران و برقراري روابط مجدد ميان واشنگتن و تهران است. همان طور که مقامات ايراني در تبادلات ديپلماتيک و گفت وگوهاي خصوصي خود مرتباً اين مساله را عنوان کرده اند، ايران بدون در نظر گرفتن نگراني هاي مهم امنيتي خود، با اعمال محدوديت هاي موثر استراتژيکي جهت تکميل زيرساخت هاي هسته يي خود موافقت نخواهد کرد. بدين مفهوم که تهران، علاوه بر ساير موارد، نيازمند دريافت تضمين امنيتي از سوي واشنگتن است - تعهدي موثر که بر اساس آن امريکا از نيروي خود جهت تغييرات در منطقه استفاده نکند.

در اين وضعيت حل و فصل هر يک از اختلافات مهم دوجانبه ميان جمهوري اسلامي و ايالات متحده ناگزير به مفهوم حل و فصل تمامي اين اختلافات است. در مورد مساله هسته يي نيز وضعيت چنين است. به همين دليل است که ارائه پيشنهاد جهت از ميان بردن بن بست ديپلماتيک بر سر فعاليت هاي هسته يي ايران با تضمين دستيابي ايران به چرخه سوخت و ساير فناوري هاي هسته يي داخلي در قبال تعهد ايران در راستاي تقويت نکردن قابليت هاي چرخه سوخت نمي تواند بستري براي حل و فصل باثبات مساله فراهم آورد. همچنين بدين دليل است که پيشنهادهاي غرب در مسائل تحريک آميز اقتصادي و تجاري، بدون اقدامات فرعي و جزيي در توجه به نگراني هاي مهم امنيتي ايران، تهران را به متوقف کردن تحولات هسته يي خود وادار نخواهد کرد.

علاوه بر اين، به همين دليل است که در پيشنهادهاي قابل پيش بيني مقامات برجسته در مورد نحوه بهبود روابط امريکا و ايران - رويکردي افزايشي، مساله به مساله يا گام به گام - اين نکته به کلي ناديده گرفته مي شود. همکاري تاکتيکي با ايران در مورد مسائل ويژه که منافع ايران و امريکا را به يکديگر نزديک مي کند توسط دولت هاي امريکايي مرتباً امتحان شده است؛ توسط دولت هاي ريگان و بوش پدر در لبنان، دولت کلينتون در بوسني و دولت کنوني بوش در افغانستان. در تمامي اين موارد، اين همکاري نتوانست به سرآغاز استراتژيک گسترده تري منتهي شود؛ معمولاً بدين دليل که سياستگذاران امريکايي اجازه مي دادند ملاحظات سياسي داخلي يا ساير منافع سياست خارجي طرح هاي ديپلماتيک را در قبال ايران کم رنگ کنند. تصور اينکه رويکردي افزايشي مي تواند تا حدي بن بست فعلي ميان ايران و غرب را بر سر فعاليت هاي هسته يي تهران از ميان ببرد، درس هاي حاصل از اين تجارب را محو مي کند.

سياست هاي منطقه يي و سياست هاي ابرقدرت

به منظور حفظ و تقويت بيشتر موقعيت استراتژيک امريکا در منطقه خليج فارس و خاورميانه، لازم است در ديپلماسي امريکا رويکردي جامع در قبال ايران اتخاذ شود. صادقانه بگوييم، در نتيجه تغييرات ايجاد شده در اعتبار امريکا و ايران پس از 11 سپتامبر، امريکا در اين شرايط نمي تواند بدون برقراري مجدد روابط با جمهوري اسلامي مهم ترين اهداف استراتژيک خود در خاورميانه يا جنگ عليه تروريسم را محقق سازد. مشخصاً ايران قدرتي در حال رشد است؛ نحوه برخورد امريکا با افزايش قدرت ايران در چند سال آينده مهم ترين آزمون توان امريکا در وارد عمل شدن به شکلي موثر در مهم ترين منطقه استراتژيک جهان است و تاثير فراواني بر موقعيت منطقه يي و جهاني امريکا خواهد داشت. در دوران پيش از 11 سپتامبر، آغاز روابط ديپلماتيک با ايران توسط دولت هاي متمادي امريکا جزء کارهاي دسته «مطلوب» قرار داشت. در دوران پس از 11 سپتامبر، آغاز روابط ديپلماتيک با ايران آشکارتر از پيش جزء دسته «لازم» براي سياست خارجي قرار گرفت. اين مساله در چشم اندازي تاريخي بهتر درک مي شود. موقعيت ايران، شمار جمعيت اين کشور و هويت ملي نسبتاً عميق آن موجب شده است که تحت هر شرايطي، ايران به عنوان يکي از گردانندگان مهم قدرت منطقه به شمار آيد.

در چنين شرايطي اهميت انکارناپذير نقش ايران در توازن قدرت منطقه همواره استراتژي محدودسازي و منزوي کردن جمهوري اسلامي توسط امريکا را به نظر «غيرطبيعي» رسانده است. همانطور که پيش از اين ذکر شد، به همين دليل دولت هاي ريگان، بوش پدر و کلينتون - و همانطور که در زير به اين مساله پرداخته خواهد شد دولت کنوني بوش - همگي درصدد بودند يا از طريق همکاري هاي تاکتيکي محدود (و اغلب پنهاني) در مورد مسائل ويژه مربوط به منافع دوجانبه يا از طريق بررسي آشکار موقعيت، راه هاي احتمالي آغاز مجدد روابط را با ايران بيابند. اما سياستگذاران امريکا همواره اجازه داده اند ملاحظات سياسي داخلي و ساير منافع سياست خارجي، طرح هاي ديپلماتيک آن را در قبال ايران کمرنگ سازد.

رکود ديپلماتيک ميان امريکا و ايران در شرايط فعلي حاکم بر خليج فارس و به صورت گسترده تر بر منطقه خاورميانه، بسيار بيشتر از گذشته زيان هايي جدي به منافع امريکا وارد مي سازد. در حال حاضر، مشخصاً ايران در منطقه پيشرفت کرده است و در شرايط مطلوبي به سر مي برد. آمال هسته يي ايران تنها يکي از عوامل پيشرفت اين کشور محسوب مي شود. اقدام نظامي امريکا در دوران پس از 11 سپتامبر موجب از ميان رفتن طالبان در افغانستان و رژيم صدام حسين در عراق شد که هر دو از سرسخت ترين دشمنان جمهوري اسلامي بودند، بدين ترتيب موقعيت استراتژيک ايران در حال تقويت شدن است. علاوه بر اين، شکست تلاش هاي امريکا در برقراري ثبات پس از جنگ در اين دو کشور فضايي خالي براي ايران به وجود آورد که زيرکانه در حال پرکردن آن است. تحت فشار قرارگرفتن بازارهاي جهاني انرژي و افزايش ناگهاني بهاي انرژي از سال 2003 منابع اقتصادي فراواني در اختيار نظام ايران قرار داده و گزينه هاي ديپلماتيک (به عنوان مثال در مقابل چين) پيش روي تهران گذاشته است که پيش از اين داراي اهميت چنداني نبود و به ويژه پس از انتخاب محمود احمدي نژاد در سال 2005، ديپلماسي دولت ايران جذابيت جمهوري اسلامي را در خيابان هاي (در بين مردم) کشورهاي عرب - از جمله کشورهاي سني محوري چون مصر و عربستان سعودي - افزايش داده است. اين مساله حتي در شرايطي که کشورهاي عربي وحشت فراواني از پيشرفت ايران دارند، همکاري آنها را با امريکا بر ضد منافع ايران دشوارتر مي سازد. در فضاي منطقه يي، نحوه برخورد واشنگتن با پيشرفت ايران، به طور عمده مشخص خواهد کرد که آيا امريکا موقعيت خود را به عنوان قدرت برجسته و راهبري که درصدد ايجاد فضاي امنيتي بي خطرتر براي منطقه خليج فارس و به صورت کلي تر منطقه خاورميانه است، حفظ مي کند يا خير.

در صورتي که واشنگتن نتواند مسائل مربوط به تحولات هسته يي ايران را از طريق ديپلماسي خنثي کند، يا به شکلي غيرموثر بر ضد اين مساله عمل کند، تاثير رهبري امريکا بار ديگر از سوي نخبگان منطقه و افکار عمومي زير سوال برده خواهد شد.

امريکا بدون استفاده از همکاري بيشتر ايران در برخورد با چالش هاي به وجود آمده جهت برقراري ثبات پس از جنگ در عراق، با تحليل بيشتر موقعيت استراتژيک خود در منطقه نمي تواند از شکست استراتژيک عميق طرح بوش در خاورميانه جلوگيري کند.

 آخرين درگيري نظامي اعراب و اسرائيل حاکي از آن است که امريکا و اسرائيل بدون برقراري تفاهم استراتژيک با ايران قادر نخواهند بود استفاده از خشونت را توسط گروه هاي افراطي متوقف سازند.نحوه برخورد امريکا با پيشرفت ايران تاثيري قابل توجه بر نفوذ اين کشور در خليج فارس و خاورميانه در مقايسه با ساير گردانندگان خارجي، به ويژه چين و روسيه، برجاي خواهد گذاشت.

در واقع، رقابتي استراتژيک براي نفوذ در منطقه خليج فارس در جريان است، نتيجه اين رقابت به اقدامي قابل ملاحظه مربوط مي شود که براساس آن کشورها نقشي برجسته در جهت کمک به ايران براي گسترش منابع فراوان هيدروکربن خود ايفا خواهند کرد.از اين لحاظ، برخي معتقد هستند، دليل مهم، که اگر دليل اصلي نباشد، براي برخورد ديپلماتيک امريکا با مساله هسته يي ايران، کسب همکاري بيشتر بين المللي براي انجام اقدامات چندجانبه جهت مواجهه با تهران است. اما نبايد افزايش همکاري بيشتر را بيش از حد در نظر گرفت، زيرا ديپلماسي فعال تر امريکا از ديپلماسي اروپا، روسيه، چين و ژاپن ناشي مي شود. موضع اين گردانندگان براي مواجهه با ايران در محاسبات استراتژيک آنها که منابع ملي و اهداف سياسي مختلف را در بر مي گيرد، ريشه دارد. ديپلماسي فعال تر امريکا مي تواند اين محاسبات را تغيير دهد، اما نه به شکل اصولي.

در نهايت، اين منافع ملي امريکاست که بيش از ملاحظات تاکتيکي، بيشترين بحث را براي برقراري روابط ديپلماتيک جامع و استراتژيک به وجود مي آورد. در واقع، اين تنها راهي است که به وسيله آن امريکا مي تواند به نحوي موثر به الزامات بهبود روابط با تهران پاسخ دهد و بدين ترتيب اهداف استراتژيک حياتي خود را محقق سازد؛ مسير براي گسترش تسليحات هسته يي در ايران را براي خود باز کند، از بروز فاجعه در عراق جلوگيري کند، ثبات منطقه يي را در خليج فارس و خاورميانه برقرار کند، به شکل موثرتري به جنگ با تروريسم بپردازد، امنيت انرژي را افزايش دهد، رهبري منطقه يي و جهاني امريکا را حفظ کند و موقعيت و امنيت طولاني اسرائيل را تضمين کند.

شرح فعاليت هاي بوش

متاسفانه، دولت بوش در مسير لغزنده يي حرکت مي کند و به سمت چنين رويکردي پيش مي رود. در تمام دوران دوره نخست رياست جمهوري وي، رئيس جمهور و مشاوران امنيت ملي و سياست خارجي وي، جمعاً قادر به برخورد با الزامات يک استراتژي ديپلماتيک جامع در قبال ايران نبودند. در حالي که پس از آغاز دوره دوم رياست جمهوري بوش، تصميم هاي تاکتيکي چندي در اين مورد اتخاذ شده، نقايص استراتژيکي اساسي همچنان در رويکرد دولت به صورت اصلاح نشده باقي مانده است.

مطمئناً يک سال و نيم پس از حوادث 11 سپتامبر، دولت در رابطه با مساله افغانستان رابطه تاکتيکي بسيار محدودي با ايران برقرار کرد. درست پيش از به دست گرفتن قدرت توسط بوش در سال 2001، ايالات متحده به چارچوب «2«6» سازمان ملل در مورد افغانستان پيوسته بود. پس از حوادث 11 سپتامبر، دولت بوش با استفاده از عنوان چارچوب «2«6» يک کانال دوجانبه آزاد با ايران به وجود آورد که براساس آن ديدارهايي دائمي (اغلب ماهانه) ميان ديپلمات هاي امريکايي و ايراني صورت مي گرفت.

همکاري امريکا با ايران در مورد مساله افغانستان مزاياي برجسته و ملموسي براي موقعيت امريکا در طول مراحل اوليه جنگ با تروريسم فراهم آورد. علاوه بر اين، بدين ترتيب همکاري ديپلماتيک مهمي از سوي ايران، در طول جنگ و پس از آن دريافت شد. در طول سال ها، ايران روابط گسترده يي با گردانندگان اصلي صحنه سياسي افغانستان، از جمله سران جنگي مهم در شمال و غرب اين کشور، برقرار کرده بود. نفوذ ايران در طول عمليات نظامي امريکا حياتي بود. پس از جنگ، نفوذ ايران، اين گردانندگان را وادار کرد از ثبات سياسي مطرح شده در کنفرانس بن در دسامبر سال 2001 حمايت کنند و بدين ترتيب دولت موقت افغانستان به رهبري حامد کرزي تشکيل شد.

ظاهراً تهران انگيزه هاي متعددي براي همکاري با دولت بوش در افغانستان داشت. اما به نظر مي رسيد که ايران فرصت استراتژيک بالقوه يي به دست آورده است.

با وجود اين، رئيس جمهور بوش در سخنراني خود در ژانويه 2002 (درست شش هفته پس از کنفرانس بن) جمهوري اسلامي را به همراه کره شمالي و عراق در فهرست «محور شرارت» قرار داد.22 نماينده ايراني به نشانه اعتراض در نشست بعدي ماهانه با ديپلمات هاي امريکايي حاضر نشدند، اما - با بيان مستقيم جديت ايران براي يافتن راهي جهت برقراري روابط ديپلماتيک- مشارکت در مباحث را دو ماه پس از آن از سر گرفتند. کانال دوجانبه بر سر افغانستان يک سال ديگر و تا آستانه جنگ عراق ادامه يافت، اما واضح بود که دولت بوش تمايلي به گفت وگوي گسترده تر و استراتژيک با ايران ندارد. بدين ترتيب، دولت بوش در ماه مه 2003، براساس ادعاي اثبات نشده و پيگيري نشده در مورد دخالت شخصيت هاي ايراني القاعده در بمب گذاري هاي 12 مه 2003 در رياض، پايتخت عربستان سعودي، به اين کانال ارتباطي خاتمه بخشيد.در مورد مساله هسته يي نيز، دولت به مدت تقريباً چهار سال پس از طرح خبر تلاش ايران جهت تقويت توان غني سازي اورانيوم، از مذاکره مستقيم با تهران سر باز زده است. در بهار 2003، وزارت امورخارجه ايران، از طريق دفتر سوئيس، با هدف حل و فصل کردن کليه اختلافات مهم دوجانبه ميان تهران و واشنگتن، از جمله مساله هسته يي ، پيشنهادي براي مذاکره ارسال کرد. واکنش دولت امريکا شکايت از وزارت امورخارجه سوئيس بود که سفير سوئيس در تهران با ارسال چنين نامه يي از حد وظايف خود تجاوز کرده است. لازم به ذکر است که پيام مقامات ايراني اندکي پس از تصميم براي عمليات جنگي گسترده در عراق و درست پيش از بروز آشوب ها در اين کشور به واشنگتن ابلاغ شد. به بيان ديگر، پيشنهاد ايران هنگامي ارائه شد که امريکا ظاهراً از بهترين موقعيت در منطقه برخوردار بود. همچنين لازم به ذکر است به ياد آوريم هنگامي که ايران اين پيشنهاد را ارائه داد جمهوري اسلامي هنوز سانتريفوژ ها و اورانيوم هاي غني شده خود را تکميل نکرده بود و رئيس جمهور اصلاح طلب محمد خاتمي رئيس جمهور ايران بود. پس از اين مرحله، در پاييز سال 2003، سه کشور اروپايي طرح هاي ديپلماتيک خود را در مورد مساله هسته يي ايران ارائه دادند و توانستند در مرحله اول ايران را به تعليق فعاليت هاي مربوط به غني سازي اورانيوم متعهد کنند. مقامات ارشد دولتي اين سه کشور به صورت غيرعلني اظهار داشتند که يکي از اهداف عمده اين طرح وارد کردن دولت بوش در روند ديپلماتيک بود که به خودي خود وارد آن نمي شد. متاسفانه، اروپايي ها در واداشتن دولت امريکا در استفاده از همکاري با تهران موفقيتي به دست نياوردند. ايران با نااميد شدن از آغاز مجدد روابط استراتژيک با امريکا، در آوريل سال 2005 تبديل اورانيوم خام به گاز را از سر گرفت، بسته پيشنهادي سه کشور اروپايي در اوت سال 2005 را - که ايران را وادار به توقف روند گسترش توان غني سازي مي کرد - رد کرد و در همان ماه غني سازي اورانيوم را در سطح پايين آغاز کرد.

در اين مرحله، دولت امريکا مايل بود رويکرد «ديپلماتيک» را در مورد مساله هسته يي مورد توجه قرار دهد و منحصراً به کسب حمايت براي اتخاذ اقدامات چندجانبه جهت اعمال فشار بر ايران به منظور متوقف ساختن روند تکميل توان چرخه سوخت اين کشور توجه مي کرد، اما ثابت شده است که اين رويکرد نيز ناپايدار بوده است.

در بهار سال 2005، دولت امريکا در راستاي حمايت بيشتر از طرح اروپا، موافقت کرد تغييراتي جزيي در تحريم هاي امريکا بر ضد ايران ايجاد کند و از ممانعت ايران براي دستيابي به سازمان تجارت جهاني صرف نظر کند. در واقع، دولت در شرايطي حاضر به اعطاي اين امتيازات شد که اروپايي ها پرونده ايران را از طريق آژانس بين المللي انرژي اتمي به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارجاع دهند. حتي با وجود موافقت اروپايي ها، دولت بوش، تا فوريه سال 2006 قادر به ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت نشد.

از آن زمان به بعد، دولت امريکا مبارزه سختي را براي جلب حمايت اعضاي شوراي امنيت جهت اعمال تحريم هاي چندجانبه بر ضد ايران آغاز کرده است. به منظور جلوگيري از مخالفت هاي ديپلماتيک در مورد اين مساله در نيويورک، ايالات متحده در ماه مه 2006 پيشنهاد کرد که در صورت تعليق کليه فعاليت هاي مربوط به غني سازي از سوي ايران، اين کشور به گروه چندجانبه مذاکره کننده در مورد فعاليت هاي هسته يي ايران مي پيوندد. علاوه بر اين، واشنگتن بسته پيشنهادي ارائه شده از سوي پنج تن از اعضاي دائمي شوراي امنيت و آلمان در اوايل ژوئن 2006 را مورد تاييد قرار داد.

اما، حتي با وجود اعطاي اين امتياز تاکتيکي، پيشرفت ديپلماتيک روابط با ايران و حمايت بين المللي جهت اعمال تحريم بر ضد اين کشور اغواکننده بوده است. در تابستان 2006، سولانا تلاش کرد «فرمولي پيوند دهنده» بيابد که موجب شود ايالات متحده و ايران وارد مذاکرات چندجانبه در مورد فعاليت هاي هسته يي جمهوري اسلامي شوند، اما اين تلاش ها هيچ فايده يي نداشت. در ماه ژوئيه، شوراي امنيت، قطعنامه 1696 مبني بر تعليق فعاليت هاي مربوط به غني سازي اورانيوم از سوي ايران را تصويب کرد. با وجود اين، براساس اين قطعنامه در صورت عمل نکردن ايران به آن، هيچ عواقبي متوجه اين کشور نمي شود. سه عضو دائم شوراي امنيت

- چين، فرانسه و روسيه - به صورت علني همچنان مخالفت خود را با اعمال تحريم بر ضد ايران در آينده يي قابل پيش بيني اعلام کردند.

براساس مندرجات اين گزارش، دولت بوش همچنان درگير رويکرد غيرمنسجم استراتژيک در مورد استفاده از ديپلماسي در اين مساله است. تا زماني که اين ناپيوستگي از ميان نرود و ايالات متحده رويکردي کاملاً جامع در مورد ديپلماسي ايران اتخاذ نکند، هيچ پيشرفت جدي و پايداري در حل و فصل مساله هسته يي به وجود نخواهد آمد.

ناپيوستگي موجود در سياست امريکا تا حدي نشان دهنده شکاف طولاني مدت داخلي در دولت بوش است. در حال حاضر مي توان سه مکتب فکري متمايز در دولت بوش شناسايي کرد که در مورد سياست ايران فعاليت مي کنند.

يک جبهه، به سرکردگي وزير امور خارجه، کاندوليزا رايس و برخي از مشاوران ارشد وي در وزارت امور خارجه که مذاکره با ايران را حداقل براي «مديريت» مساله هسته يي اين کشور در دو سال باقي مانده از دوره رياست جمهوري بوش مفيد ارزيابي مي کنند، حتي برخي از اعضاي اين جبهه مايل به يافتن راه هاي احتمالي براي معامله يي گسترده ميان امريکا و ايران هستند.

دومين جبهه به سرکردگي معاون رئيس جمهور، ديک چني و مهم ترين مشاوران وي که به شدت مخالف هر چيزي شبيه معامله يي گسترده هستند و از اتخاذ رويکردي فشارآورنده تر در مورد سياست ايران حمايت مي کنند.

سومين جبهه که اعضاي وزارت دفاع و وزارت دارايي آن را تشکيل مي دهند و کاملاً حامي رويکرد ديپلماتيک وزارت امور خارجه نيست، اما از روش هاي فشارآورنده چني نيز به طور کامل حمايت نمي کند. در مقابل، اين جبهه بر استفاده از تحريم هاي اقتصادي، مالي و غيرنظامي ديگر به منظور اعمال فشار بر ايران تاکيد مي کند.

رئيس جمهور نيز به نوبه خود تصور نمي کند که شرايط براي اقدام نظامي موثر، حداقل در آينده نزديک، مهيا باشد و خود را آماده مي کند تا به رايس اجازه دهد براي مدتي روند ديپلماتيک خود را پيش برد. ضمناً، وي اقدام نظامي را نيز رد نکرده است و به اعمال فشار اقتصادي و سياسي بيشتر بر ايران نيز تمايل دارد. اين موضع نشان دهنده آن است که رئيس جمهور مايل است در مورد سياست ايران تمامي گردانندگان اصلي دولت خود را «در صحنه» گرد آورد و راه حل هاي مورد نظر خود را نيز در نظر بگيرد. اما سياست دولت، حداقل از زمان قرار گرفتن ايران در فهرست «محور شرارت» نيز نشان دهنده اکراه عميق و شخصي خود رئيس جمهور در صرف نظر کردن از اقدام نظامي بوده است، به گونه يي که وي در نهايت مجبور خواهد شد تضميني براي امنيت ايران ارائه دهد و بدين ترتيب ساختار سياسي يي را که آن را اساساً غير مشروع مي دانست، مشروع کند.

از اين لحاظ، جالب است به يکي از تفاوت هاي مهم بسته پيشنهادي اروپا در اوت 2005 و بسته پيشنهادي پنج عضو دائم شوراي امنيت و آلمان به تهران در ژوئن 2006 اشاره کنيم.

 علاوه بر بخش هايي که احتمالاً همکاري اروپا را با ايران در گسترش فناوري هسته يي غيرنظامي و در زمينه هاي اقتصادي و فني بيان مي کرد، در بسته پيشنهادي اوت 2005 تعهدات اميدبخشي در مورد افزايش تضمين امنيتي موثر براي جمهوري اسلامي ذکر شده بود. از آنجايي که اين تعهدات تنها از سوي اروپاييان مطرح شده بود، از نظر مقامات ايراني داراي ارزش استراتژيک نبود.

در مقابل، بسته پيشنهادي ژوئن 2006 که مورد تاييد دولت بوش قرار گرفته بود، هيچ تضمين اميدبخشي براي امنيت ايران دربرنداشت. ديپلمات هاي ارشد ايراني به صورت غيرعلني بيان کرده اند که نبود هيچ اشاره يي به تضمين امنيتي شک و ترديد تهران را در مورد جديت تمايل دولت بوش براي پيوستن به مذاکرات چندجانبه بر مي انگيزد.

فقدان شفافيت و انسجام در سياست امريکا، تلاش هاي صورت گرفته در جهت وارد کردن ايالات متحده و جمهوري اسلامي در روند مذاکرات چندجانبه را بي نتيجه گذاشته است. به جز تلاش هايي که صورت مي گيرد تا پافشاري امريکا - که ظاهراً به وسيله قطعنامه 1696 شوراي امنيت حمايت مي شود - در مورد تعليق فعاليت هاي غني سازي ايران براي مدتي نامشخص را به عنوان پيش شرطي براي بازگشت به مذاکرات چندجانبه محقق سازد و موضع ايران در مورد پذيرفتن تعليق زمان بندي شده محدود تا آغاز مذاکرات، سولانا در تابستان 2006 تلاش کرده است انتظارات معمول در مورد اهداف مذاکره را تقويت کند. ديپلمات هاي ارشد اروپايي مي گويند در بخشي از گفت وگوهاي ميان سولانا و علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران، به اين نکته اشاره شده است که مقامات ايراني به دنبال شفاف سازي هستند و نتيجه مذاکرات هرچه باشد، امريکا (با فرض کسب نتيجه يي موفقيت آميز در مورد ساير مسائل) آماده خواهد شد تا تضميني امنيتي به جمهوري اسلامي ارائه کند. با وجود اين، مقامات ارشد وزارت امور خارجه امريکا، هنگامي که از سوي اروپاييان تحت فشار قرار گرفتند - به دليل محدوديت حاصل از عدم توافق در ساختار دولت - حتي به صورت مشروط، قادر به قبول چنين تعهدي نبودند. اين مقامات بيان کردند مذاکرات هسته يي با حضور ايران و امريکا مي تواند «آغاز و نه پاياني» براي روند ديپلماتيک گسترده تري باشد.

بدين ترتيب، حتي در صورت يافتن «فرمولي پيونددهنده» جهت کشاندن امريکا و ايران به مذاکرات چندجانبه، تداوم عدم تمايل دولت بوش در ارائه تضمين امنيتي قابل قبول از برقراري ثبات دائمي جلوگيري خواهد کرد. نقص اساسي سياست امريکا در قبال ايران همچنان عدم تمايل دولت جهت برخورد موثر با ضرورت هاي استراتژيک براي اتخاذ يک رويکرد جامع ديپلماتيک است.

منبع: سایت لطف الله میثمی

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٩ - سيد کريم

   چگونگي برخورد (بخش دوم)   

چگونگي برخورد 

روزنه يي که در حال بسته شدن است

به دليل عدم تمايل رئيس جمهور بوش در به کارگيري رويکردي کاملاً جامع در ديپلماسي مربوط به ايران در طول پنج سال گذشته، فرصت هايي که امريکا و متحدانش قادر خواهند بود به منظور رسيدن به تفاهم استراتژيک با ايران در راستاي جلوگيري از هسته يي شدن موثر اين کشور به دست آورند، حداقل به سه دليل در حال از ميان رفتن است. نخست اينکه گسترش توان هسته يي ايران در طول زمان، اعمال محدوديت هايي که مورد قبول واشنگتن و تهران باشد را بر فعاليت هاي هسته يي اين کشور دشوارتر مي کند.

امريکا به عنوان بخشي از راه حل ديپلماتيک، مدت ها بر اين عقيده بوده است که ايران بايد تلاش هاي خود براي تکميل چرخه سوخت هسته يي را متوقف سازد. واشنگتن و دست کم متحدان انگليسي و فرانسوي آن، همچنان تاکيد مي کنند که هنگام برگزاري مذاکره، ايران نبايد از سانتريفوژها در داخل خاک خود استفاده کند تا زماني که اعتماد بين المللي را در مورد صلح آميز بودن اهداف خود بار ديگر به دست آورد و آشکارا اشاره شده است که اين اعتمادسازي 10 سال يا بيشتر به طول مي انجامد. اين موضع هنگامي که زيرساخت هاي غني سازي اورانيوم در ايران نسبتاً پيشرفت نکرده بود، به عنوان «هدف مورد نظر» غربي ها، ظاهراً موجه به نظر مي رسيد.

اما، در حالي که ايران زيرساخت هاي غني سازي خود را در چند سال گذشته تقويت کرده و گسترش داده است، توافقي قطعي در مورد تهران وجود دارد که به جمهوري اسلامي بايد اجازه داده شود به عنوان بخشي از يک راه حل کلي، تجهيزات مقدماتي غني سازي خود را به کار اندازد. ميزان پذيرفتن خطرات احتمالي مربوط به گسترش تسليحات هسته يي که جزء لاينفک فعاليت اين تجهيزات است به عوامل وسيعي بستگي دارد؛ مقامات ارشد ايراني به صورت علني و غيرعلني بيان کرده اند که کارخانه غني سازي تهران بايد تحت نظارت سريع و «مشرف» آژانس بين المللي انرژي اتمي قرار گيرد.

با وجود اينکه مي توان در مورد پذيرش فعاليت تجهيزات مقدماتي غني سازي در خاک ايران تصميم گيري کرد، اين مساله ظاهراً «خط قرمز» ايرانيان محسوب مي شود و تهران بدون کسب اجازه فعاليت اين تجهيزات با اعمال محدوديت بر فعاليت هاي هسته يي خود موافقت نخواهد کرد و در حالي که تهران ممکن است تمايلي به پذيرش محدوديت بر گسترش زيرساخت هاي چرخه سوخت هسته يي خود، بدون فعاليت تجهيزات غني سازي نشان دهد، مطمئناً بدون دريافت تضمين امنيتي از سوي امريکا اين محدوديت ها را نخواهد پذيرفت. بنابراين، قراردادي «افزايشي» وجود ندارد که براساس آن امريکا بدون ارائه تضمين امنيتي به جمهوري اسلامي، اعمال محدوديت هاي کمتر خوشبينانه را در مورد فعاليت هاي هسته يي ايران بپذيرد. تحولات زيرساخت هاي هسته يي ايران چشم انداز حل و فصل اين مساله از طريق مذاکره را پيچيده کرده است؛ اين پيچيدگي ها با گذشت زمان افزايش خواهد يافت.

دوم اينکه، به دليل بهبود موقعيت منطقه يي ايران و توان اين کشور براي مقابله در برابر فشارهاي بين المللي، فرصت هاي موجود براي آغاز روابط ديپلماتيک در حال از ميان رفتن است. گفت وگو با ديپلمات ها و مقامات ايراني داراي عقايد سياسي مختلف آشکارا حاکي از آن بوده است که ساختار قدرت تهران، ايران را به عنوان قدرتي پيشرفته در منطقه به شمار مي آورد. مسوولان ايران به اين نتيجه رسيده اند که جامعه بين المللي تمايلي براي اعمال تحريم هاي جدي چندجانبه بر ضد جمهوري اسلامي ندارد و بنابراين ايران آمادگي رويارويي با هرگونه اقدام محدودي را که ممکن است بر آن اعمال شود دارد.

در مقابل، بهبود موقعيت ايران در منطقه، «بهاي» مصالحه احتمالي ميان امريکا و ايران را افزايش داده است. اخيراً، يکي از ديپلمات هاي ارشد سابق ايران به صورت غيرعلني بيان کرد، با وجود آنکه ممکن بود دريافت تضمين امنيتي از سوي امريکا، سه سال پيش براي وادار کردن تهران به پذيرش تحريم هاي فشرده بر ضد فعاليت هاي هسته يي ايران، کافي باشد، در شرايط کنوني دريافت چنين تضميني براي برگزاري مذاکرات موفقيت آميز لازم است، اما کافي نيست. در اين شرايط، نظام ايران احتمالاً خواستار به رسميت شناختن آشکارتر نقش برجسته ايران در منطقه از سوي امريکا خواهد بود؛ اين وضعيت چشم انداز مذاکره مسالمت آميز ميان تهران و واشنگتن را پيچيده خواهد کرد.

سوم اينکه، فرصت هاي ايجاد شده در ساختار قدرت جمهوري اسلامي، فرصت هاي لازم براي حل و فصل ديپلماتيک مساله هسته يي را کاهش داده است.

با وجود اين که احمدي نژاد در تثبيت کنترل سياسي محافظه کاران نقش مهمي داشته، انتخاب وي روند تصميم گيري تهران را در مورد مسائل مربوط به سياست خارجي پيچيده کرده است. در دوره نخست رياست جمهوري خاتمي، تغييرات شامل اصلاح روابط با عربستان سعودي و ساير کشورهاي حاشيه خليج فارس و از سرگيري روابط ديپلماتيک با اروپا و ژاپن مي شد، در دوران پس از حوادث 11 سپتامبر- دقيقاً هم زمان با دوره دوم رياست جمهوري خاتمي- اين تغييرات شامل همکاري تاکتيکي با امريکا در مورد افغانستان و پيشنهاد براي مذاکره به منظور حل و فصل جامع اختلافات امريکا و ايران در سال 2003 مي شد.

اما احمدي نژاد، ديدگاه محافظه کارانه بسيار متفاوتي در قبال سياست خارجي ايران دارد، ديدگاهي که ايدئولوژيکي تر است و ارزش کمتري براي همکاري با غرب قائل است. با وجود اين که احمدي نژاد به عنوان يک رئيس جمهور تنهاترين يا حتي مهمترين فرد تصميم گيرنده در سياست خارجي ايران محسوب نمي شود، تشکيلات محافظه کارانه مهمي به وجود مي آورد و ساير اعضاي ساختار حکومتي ايران نمي توانند نظرات وي را ناديده بگيرند و کم اهميت جلوه دهند. تحت چنين شرايطي، امريکا بايد به شکلي موثر رويکرد جامع ديپلماتيکي در قبال ايران اتخاذ کند و تلاش خود را بر روي مقامات درگير در سياست خارجي ايران - نظير علي لاريجاني- متمرکز و توجه خود را به احمدي نژاد معطوف گرداند. بدون شک، با وجود اين شرايط مشکلات پيش رو براي پيگيري چنين رويکردي افزايش خواهد يافت.

شرح يک «معامله گسترده»

به رغم موانع موجود، ضرورت هاي استراتژيک براي اتخاذ رويکرد جامع ديپلماتيک در قبال ايران از سوي ايالات متحده همچنان ديده مي شود. اساساً لازم است امريکا برقراري «معامله يي گسترده» را با جمهوري اسلامي دنبال کند - براساس اين معامله، که يک تفاهم استراتژيکي گسترده و بنيادين است، کليه اختلافات دوجانبه اين دو کشور به صورت يک بسته حل و فصل خواهد شد. تعهدات دوجانبه يي که در اين معامله گسترده گنجانده مي شود مطمئناً در طول زمان يا شايد در مراحل مختلف اجرا شود، اما کليه تعهدات در قالب يک بسته مورد موافقت قرار مي گيرد.

پيش از ارائه نخستين طرح ديپلماتيک اروپا در مورد فعاليت هاي هسته يي ايران در اکتبر 2003، واشنگتن توانسته بود- حداقل به صورت نظري- در مورد معامله گسترده با تهران براساس يک مبناي کاملاً دوجانبه مذاکره کند. با به کارگيري روند ديپلماتيک چندجانبه يي براي برخورد با مساله هسته يي ايران، امريکا خواهد توانست در کنار مذاکرات چندجانبه بر سر فعاليت هاي هسته يي ايران در مورد برقراري تفاهم دوجانبه با ايران نيز گفت وگو کند. در شرايط مطلوب، اين دو کانال بايد يکديگر را تقويت کنند؛ ارائه توضيح و تعهدات در بحث هاي دوجانبه بايد پيشرفت مذاکرات هسته يي چندجانبه را تسريع بخشد و بالعکس.

برقراري معامله گسترده بايد با تعريف چارچوبي استراتژيک جهت بهبود روابط ايالات متحده و جمهوري اسلامي آغاز شود- در اين شرايط، وضعيت روابط ايران و امريکا را مي توان با بيانيه شانگهاي که به صورت يک سند اساسي، شرايط برقراري روابط مجدد استراتژک ميان امريکا و چين را در دهه 70 تعيين مي کرد، مقايسه کرد. به منظور محقق ساختن نيازهاي استراتژيک دوجانبه به شکلي کاملاً جامع، چارچوب ساختاري معامله گسترده ميان امريکا و ايران بايد حداقل چند مجموعه از روابط مورد توجه قرار گيرد؛

- منافع امنيتي ايران، تهديدات متصور و جايگاه اين کشور در ساختار منطقه و جهان

- منافع امنيتي امريکا ازجمله توقف آنچه به اعتقاد واشنگتن تلاش ايران براي ساخت تسليحات کشتار جمعي و حمايت اين کشور از تروريسم محسوب مي شود و تقويت رويکرد همکاري جهت برقراري امنيت در منطقه

همانگونه که پيشتر نيز ذکر شد، از چشم انداز مقامات ايراني، يکي از اصول بنيادين برقراري معامله گسترده ميان ايران و امريکا، نگرش امريکا در قبال جمهوري اسلامي است. امکان پذير بودن برقراري معامله گسترده به اين بستگي دارد که امريکا مشخص کند که درصدد ايجاد تغيير در ماهيت رژيم ايران نيست، بلکه در پي ايجاد تغييراتي در رفتار و سياست هايي است که از نظر واشنگتن مشکل ساز است. براي نيل به اين هدف، ايالات متحده بايد تضمين هاي زير را در مورد موضع خود در قبال ايران ارائه دهد؛

1- به عنوان بخشي از تفاهم استراتژيک که تمامي مسائل مهم دوطرف را مورد توجه قرار مي دهد، امريکا متعهد خواهد شد که براي تغيير مرزها در منطقه از اعمال زور استفاده نکند. (اين بخش ماده اساسي تضمين امنيتي امريکاست.)

2- با فرض اينکه نگراني هاي امريکا در مورد تلاش ايران جهت ساخت تسليحات کشتار جمعي و مخالفت اين کشور با مذاکره به منظور حل و فصل اختلاف اعراب و اسرائيل به صورت رضايت بخش مورد توجه قرار گيرد، امريکا متعهد خواهد شد به تحريم هاي يک جانبه خود بر ضد جمهوري اسلامي که از سوي ساختارهاي اجرايي اعمال مي شود خاتمه دهد، روابط ديپلماتيک را بار ديگر برقرار کند و در مورد ساير مسائل دوجانبه به تفاهم و سازش دست يابد.

3- تحت اين شرايط، امريکا متعهد خواهد شد به منظور بهبود اوضاع ايران در آينده و پيگيري منافع مشترک اقتصادي نيز با اين کشور همکاري کند. براين اساس، امريکا پيشرفت صلح آميز فناوري هاي ايران را تقويت خواهد کرد و شرکت هاي امريکايي در اقتصاد ايران، منجمله سرمايه گذاري و ارائه آموزش هاي تخصصي ، وارد خواهند شد. به علاوه امريکا متعهد خواهد شد از ورود ايران به سازمان تجارت جهاني و ساير اقداماتي که به منظور ايجاد سهولت در عضويت ايران در اقتصاد بين الملل صورت مي گيرد، حمايت کند. (اين تعهدات تضمين امنيتي اوليه و مسير مثبت ايجاد شده در روابط امريکا و ايران را تقويت مي کند. اين تعهدات اعتبار تعهدات امريکا که توسط بسته پيشنهادي پنج عضو دائم شوراي امنيت و آلمان با قصد حل و فصل مسالمت آميز مساله هسته يي به ايران عرضه شده است را نيز افزايش مي دهد.)

4- با فرض اين که ايران شرايط مطرح شده در بند 2 را نيز به طور کامل اجرا کند، امريکا نيز متعهد خواهد شد که از معرفي ايران به عنوان کشور حامي تروريسم صرف نظر کند. به منظور تسريع بخشيدن به تحقق اين مرحله از سوي ايران، امريکا متعهد خواهد شد، گروه هايي بين المللي به منظور مديريت و توزيع کمک هاي نقدي جهت بهبود اوضاع انساني و بازسازي اقتصادي در لبنان و اراضي اشغالي با حضور و مشارکت کامل ايران در اين ارگان ها، تشکيل دهد.

5- امريکا موافقت خواهد کرد به منظور ارزيابي تعهدات طرفين در مقابل يکديگر و توجه به نگراني ها و منافع امنيتي دوسويه، گفت وگوي استراتژيک خود را با جمهوري اسلامي آغاز کند. (اين اقدام تعهدات امريکا را براي بهبود روابط امريکا و ايران عملي مي سازد.)

از چشم انداز مقامات امريکايي، مبناي اساسي معامله گسترده ميان امريکا و ايران رفع قطعي نگراني هاي امريکا در مورد تلاش ايران براي دستيابي به تسليحات کشتار جمعي و حمايت اين کشور از برخي سازمان ها است. به منظور نيل به اين هدف، جمهوري اسلامي ايران بايد تعهدات زير را برعهده گيرد؛

1- ايران- پس از مذاکره با ايالات متحده، ساير کشورها و آژانس بين المللي انرژي اتمي- در مورد نگراني هاي مربوط به فعاليت هاي چرخه سوخت خود اقداماتي انجام خواهد داد. همچنين ايران- پس از مذاکره با ايالات متحده، ساير کشورها و سازمان مرتبط بين المللي- به صورت کاملاً شفاف بيان خواهد کرد که درصدد گسترش يا دستيابي به ساير انواع تسليحات کشتار جمعي (بيولوژيکي يا شيميايي) نيست. به علاوه، متعاقب قراردادي که در اکتبر سال 2003 ميان وزراي امور خارجه کشورهاي انگليس، فرانسه و آلمان و جمهوري اسلامي منعقد شد و براساس امضاي پروتکل الحاقي به قرارداد منع گسترش تسليحات هسته يي از سوي ايران، اين کشور پروتکل الحاقي را تاييد و اجرا خواهد کرد.

2- جمهوري اسلامي بيانيه يي در رابطه با حمايت از حل و فصل دائمي و قطعي اختلاف اعراب و اسرائيل، براساس قطعنامه هاي 242 و 338 شوراي امنيت سازمان ملل متحد، صادر خواهد کرد. همچنين اين بيانيه حل اختلاف فلسطين و اسرائيل را براساس قطعنامه 1397 شوراي امنيت سازمان ملل متحد مبني بر ايجاد دو کشور فلسطين و اسرائيل تاييد خواهد کرد و تعهدات مشروط اتحاديه عرب در قبال عادي سازي کامل روابط با اسرائيل را طبق موافقتنامه هاي صلح نهايي ميان اسرائيل و فلسطين و ميان اسرائيل و سوريه مثبت ارزيابي خواهد کرد. (اين تعهد به نگراني هاي امريکا در مورد مخالفت ايران با حل و فصل مسالمت آميز اختلاف اعراب و اسرائيل مربوط مي شود.)

3- متعاقب اين بيانيه، جمهوري اسلامي متعهد خواهد شد در راستاي تبديل ساختار حزب الله به سازماني کاملاً سياسي و اجتماعي و وادار کردن گروه هاي مخالف فلسطيني به توقف اقدامات خود تلاش کند.

4- به منظور تسريع اجراي مفاد قراردادهاي رسمي بين المللي در مورد حقوق بشر و گفت وگو با اتحاديه اروپايي در مورد اين مساله، ايران متعهد خواهد شد با حضور نمايندگان سازمان هاي غيردولتي امريکا و ايران، با اين کشور در مورد حقوق بشر گفت وگو کند. (اين تعهد به ايجاد حمايت عمومي براي برقراري روابط مجدد امريکا و ايران در ميان تشکيلات مهم دو کشور امريکا و ايران کمک خواهد کرد.)

5- جمهوري اسلامي متعهد خواهد شد به منظور تضمين بروز ثبات، وحدت و نظم سياسي دموکراتيک در عراق، با امريکا همکاري کند. (اين طرح تعهدات ايران را در قبال ثبات منطقه عملي مي کند. براين اساس، امريکا و ايران بر مبناي چارچوب چندجانبه «2«6» که در برخورد با مساله افغانستان و مشکلاتي که تحت نظارت سازمان ملل ايجاد شده بود به کار بردند، مي توانند روش مشابهي در نظر گيرند.)

ايالات متحده و جمهوري اسلامي به منظور اجراي تعهدات در قبال يکديگر مي توانند در مورد همکاري براي برخورد با مشکلات پيش روي ثبات منطقه يي در مقياسي گسترده تر، نيز موافقت کنند. همانگونه که در بالا ذکر شد، دو کشور مي توانند با مشارکت در ايجاد چارچوب چندجانبه ديپلماتيک جهت برقراري ثبات در عراق پس از جنگ به رويکردي گسترده تر در راستاي برقراري ثبات منطقه يي دست يابند، اما به منظور استفاده بهينه از اين چارچوب، بايد آن را از مساله عراق فراتر برد- همانند سازمان امنيت و همکاري اروپا (OSCE) در خليج فارس و خاورميانه. اتخاذ رويکردي گسترده تر در قبال ثبات منطقه مي تواند به شکلي مفيد در يک مجموعه متحد سه بخشي متصور شود.

در داخلي ترين بخش، کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس و عراق به منظور ايجاد محفلي رسمي و ميان کشوري جهت برخورد با مسائل مهم امنيتي خليج فارس با ايران و امريکا همکاري خواهند کرد.

در بخش بعدي، ترکيه و افغانستان نيز به کشورهاي موجود در داخلي ترين بخش ملحق خواهند شد. در اين ساختار گسترده تر، کشورهاي شرکت کننده، نه تنها با مسائل مهم سياسي و امنيتي برخورد خواهند کرد، بلکه چالش هاي بلندمدت تر مربوط به امنيت انرژي، همکاري و پيشرفت اقتصادي، مسائل اجتماعي (نظير آموزش و پرورش) و مسائل مربوط به آب و منابع ديگر نيز مورد توجه قرار مي گيرد.

در نهايت در بيروني ترين بخش، امريکا، ايران و ساير گردانندگان منطقه يي و جهاني به منظور ايجاد مکانيسم امنيت منطقه يي براي خاورميانه که همانند OSCE ماهيت جامعي داشته باشد و تمامي کشورها را به عضويت بپذيرد، همکاري خواهند کرد. چنين مکانيسمي، حداقل بايد- علاوه بر کشورهايي که در دو بخش داخلي تر گنجانده شده اند- ساير کشورهاي اتحاديه عرب و اسرائيل را نيز در برگيرد. امريکا در کنار اتحاديه اروپايي، روسيه و چين از اين مکانيسم حمايت مالي به عمل خواهد آورد؛ سازمان ملل و ساير سازمان هاي بانفوذ بين المللي نيز مي توانند در اين زمينه نقش ايفا کنند.

براساس الگوي OSCE، کشورهاي شرکت کننده و طرف هاي حمايت کننده در چارچوب امنيت منطقه يي براي خاورميانه نسبت به يکديگر متعهد خواهند شد در راستاي احترام به «حاکميت و مصونيت مرزها»ي ساير کشورها از اصول بين المللي پيروي کنند. کشورهاي شرکت کننده و طرف هاي حمايت کننده همچنين متعهد خواهند شد قراردادهاي بين المللي و اصول مربوط به روابط اقتصادي، حقوق بشر و منع گسترش تسليحات هسته يي را علاوه بر قطعنامه هاي شوراي امنيت مبني بر مسائل مربوط به تروريسم و حل و فصل اختلافات و درگيري ها، رعايت کنند. هدف نهايي اين مکانيسم ايجاد شرايطي است که براساس آن کليه کشورهاي شرکت کننده به عادي سازي روابط ميان خود خواهند پرداخت و به شکلي سازنده با اختلافات باقي مانده يي که آنها را از يکديگر دور ساخته است و چالش هاي طولاني مدت مربوط به پيشرفت اقتصادي و سياسي برخورد خواهند کرد.

ايجاد چنين مکانيسمي براي امنيت منطقه بهبود روابط مجدد امريکا و ايران را با روش هاي مهم و متعددي تقويت خواهد کرد. با تصديق نمادين نقش مهم ايران در منطقه، ايجاد اين چارچوب مي تواند به اجراي تعهدات ايران در قبال محدوديت هاي هسته يي و قطع روابط با برخي سازمان ها سرعت بخشد. چارچوب امنيت منطقه يي پوشش چندجانبه سودمندي براي صدور رسمي تضمين امنيتي از سوي امريکا نيز فراهم مي کند.

نتيجه گيري

تحليل هاي فوق الذکر، چه مورد حمايت چارچوب امنيت منطقه يي قرار گيرد و چه قرار نگيرد، ويژگي هاي ضروري و اساسي معامله گسترده امريکا و ايران را مطرح مي سازد. اگر واشنگتن با قدرت و سرعت درصدد پيگيري موجبات چنين معامله يي برنيايد، روزنه تفاهم ميان امريکا و ايران احتمالاً بسته مي شود. بدين ترتيب، در صورتي که برقراري معامله گسترده از سوي تهران پيگيري نشود، مطمئناً امريکا با چالش هايي نگران کننده تر و احتمالاً نامطلوب تر روبه رو خواهد شد و موقعيت ايالات متحده در مهم ترين منطقه استراتژيکي جهان همچنان رو به انحطاط خواهد رفت.

منبع: سایت لطف الله میثمی

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٩ - سيد کريم

   گفتگوى مايكل شانك با نوام چامسكى   

گفتگوى مايكل شانك با نوام چامسكى

فارس:گفتگو مايكل شانك* با نوام چامسكى متفكر و انديشمند آمريكايى

با وجود پرونده هاى مشابه در مورد ايران و كره شمالى چرا ايالات متحده در قبال كره شمالى سياست گفتگو و مذاكره مستقيم را دنبال مي‌كند ولى در مورد ايران به گونه‌اى ديگر عمل مي‌كند؟

البته گفتن اينكه ايالات متحده روش ديپلماسى را در قبال كره شمالى پى گرفته است كمى مبالغه آميز است چرا كه اين سياست در زمان رياست جمهورى كلينتون صورت مي‌گرفت كه در آن زمان نيز هيچ كدام از دو طرف، مذاكرات قابل قبولى نداشتند و پيشرفت‌هاى خوبى صورت نگرفت. با به قدرت رسيدن بوش، حتى اين چند مذاكره نيز قطع شد.

دو طرف در تابستان سال 2005 به توافقاتى در زمينه توقف غني‌سازى رسيدند و در مقابل؛ ايالات متحده به ظاهر تهديدهاى خود براى حمله به اين كشور را در رسانه‌هاى بين المللى قطع كرد و آمريكايي‌ها به كره شمالى قول تدارك راكتورهاى آب سبك را تعهد كردند. بعد از آن آمريكا كنسرسيوم‌هاى بين‌المللى براى تشكيل راكتورهاى آب سبك را لغو كرد و از آن طرف تهديدهاى خود را از سر گرفت.

در شرايط فعلي، كره شمالى نيز مانند رسانه‌ها و دولتي‌هاى آمريكايى به نظر مي‌رسد كمتر به مذاكرات سپتامبر سال 2005 پايبند باشد. البته با توجه به تحليل كارشناسان و تحليل گران روزنامه اقتصادى فايننشال تايمز، آمريكايي‌ها با توجه به مشكلات درياى آتلانتيك و حوادث احتمالى براى نيروها ترجيح مي‌دهند راه ديپلماسى را پيش بگيرند. از نظر كارشناسان و برنامه ريزان غرب كره منطقه خطرناكى محسوب مي‌شود و هر زمان ايالات متحده خود را هماهنگ كند كره نيز هماهنگ مي‌شود و هر زمان سر جنگ داشته باشد كره‌اي‌ها نيز خصمانه برخورد مي‌كنند.

در مورد ايران موضوع كاملا تفاوت دارد چرا كه ايران به طور حتم سلاح هسته‌اى ندارد و اين امر از سوى بسيارى از صاحب نظران تاييد شده است. ولى نكته اساسى در منطقه خاورميانه كه كره شمالى را از آن متمايز مي‌كند وجود منابع غنى انرژى در اين منطقه است كه آمريكا بعد از امپراطوري‌هاى بريتانيا و فرانسه هم اكنون موفق به تسلط بر آن شده است. يكى از اصول اساسى سياست خارجى آمريكا حضور در خاورميانه و كنترل بر منابع زيرزمينى آن است. حتى اگر در آينده بخش عظيمى از انرژى از منابع خورشيدى تامين شود اين كشور باز هم به نظر نمي‌رسد قصد داشته باشد منطقه خاورميانه را ترك كند. از نظر آمريكايي‌ها خود مسئله كنترل بر كشورها قدرت محسوب مي‌شود و آنها به هيچ وجه اين شانس را از خود سلب نخواهند كرد.

از گفته‌هاى ديك چنى در موضوع لوله‌هاى نفت قزاقزستان چنين برداشت مي‌شود كه اين لوله‌ها بايد تحت نظارت و كنترل آمريكا باشد و در غير اين صورت بايد منتظر تبليغات منفى رسانه‌هاى آمريكايى باشيم. بنابراين موضوع ايران از شرايط متفاوتى برخوردار است چرا كه يكى از قطب‌هاى انرژى جهان مي‌باشد.

بنابراين به نظر شما آمريكا در صورت حمله به ايران مى تواند اين كنترل را كسب كند؟ يعنى هدف اصلى آمريكا دسترسى به منابع انرژى ايران است؟

چندين نظريه در مورد ايران وجود دارد. يكى اينكه كاملا واضح است كه ايران مستقل است و اين استقلال از سوى غرب غير قابل تحمل است. به عنوان مثال در مورد كوبا بخش عمده جمعيت آمريكا مذاكره و روابط ديپلماتيك با اين كشور را ترجيح مي‌دهند ولى متاسفانه جو حاكم بر ايالات متحده چيزى شبيه مافياى از جنس سيسيل است. هر كس از دستورات پدرخوانده سرپيچى كند محكوم به مرگ است و حال اين نفر عضو نزديك گروه باشد يا اينكه يكى از مغازه‌دارهاى كوچك شهر باشد. با نگاه به گذشته بايد پرسيد واقعا هدف آمريكا از حمله به ويتنام چه بود؟ يا در موارد مخالفت با كوبا و كشورهاى ديگرى مثل شيلى و ونزوئلا مشكل اصلى كجاست.

توسعه مستقل كشورهاى ضعيف‌تر از نظر سياستمداران پدرخوانده آمريكايى يك ويروس است كه مي‌تواند به كشورهاى ديگر نيز سرايت كند و اين به هيچ وجه در سياست‌هاى استعمارى آمريكا توجيه قابل قبولى ندارد.

در مورد ايران بايد گفت نه تنها اين كشور داراى منابع زير زمينى است بلكه به طور رسمى مقابل آمريكا ايستاده است و اين كشور را در زمينه‌هاى مختلف شكست داده است. آمريكا با كودتا، شاه ستمگر را در راس حكومت قرار داد و به كمك وى سعى كرد ايران را به انرژى هسته‌اى مجهز كند ولى اين بار اين برنامه بدون دخالت آمريكا و با تكيه به تخصص دانشمندان ايرانى صورت گرفته است. حالا چرا اين امر مخالفت آمريكا را برانگيخته است بايد در تاريخچه و عملكرد اين كشور در استثمار كشورهاى ضعيف‌تر جستجو كرد.

هفتاد درصد مردم آمريكا روابط مسالمت آميز با ايران را به جاى تهديد اين كشور آرزو دارند ولى در اين كشور ظاهرا نظر اقليت‌ها در تصميم‌گيرى لحاظ مي‌شود. حتى تمام شركت‌هاى تجارى نفتى و غير نفتى سازش با ايران را مي‌خواهند ولى دولتي‌ها به دلايل نامعلومى اجازه اين كار را نمي‌دهند.

درحال حاضر بعد از جنگ 33 روزه لبنان وضعيت سياسى اين كشور در بحران به سر مي‌برد. تصميم آمريكا براى حمله به ايران چه تاثيرى بر اين وضعيت خواهد داشت و آيا اين دو ارتباطى با يكديگر دارند؟

البته نمى توان گفت روابطى وجود ندارد. به نظر من دليل اصلى حمله اسراييل به لبنان در ماه جولاي، روابط آشكار و پنهان آمريكا و اسراييل بود و به نظر من مهمترين دستاورد پيروزى حزب‌الله در اين جنگ، دفاع از حريم ايران در مقابل آن‌ها بود. در حقيقت حزب‌الله با مقاومت خود درس‌هاى بسيارى به برنامه‌ريزان اتاق‌هاى جنگ پنتاگون براى حمله به ايران داد و همين امر نيز باعث ضعيف شدن احتمال حمله به ايران شده است.

ده‌ها سال بود كه اسراييل سربازان و شهروندان لبنان و فلسطينى را دستگير و به شهادت مي‌رساند و حالا نوبت حزب الله بود كه با دستگيرى دو سرباز و كشتن بسيارى ديگر از سربازان رژيم اسراييل قدرت كشورهاى منطقه را ثابت كند. اسراييل با وجود شهرك‌نشين‌هاى خوش‌نشين خود؛ رقابت نظامى و غير نظامى را با اعراب هيچگاه ترجيح نمي‌دهد.

صهيونيست‌ها در محاصره تقريبا صد ميليون عرب هستند و حمله نظامي‌ آنها كه با كمك آمريكا صورت گرفت بيشتر براى محك قدرت نظامى و آزمايش سلاح‌هاى خود براى تصرف و تسلط بر خاورميانه بود تا تصرف بخشى از خاك لبنان. بمب‌هاى خوشه‌اى منفجر شده و نشده در جنوب لبنان بنا به گزارش گروه‌هاى سازمان ملل از ديگر مناطق مثل كوزوو، افغانستان و عراق فجايع دردناك‌ترى پديد آورده است ولى رسانه‌ها چرا از قربانيان اين بمب‌ها خبر يا گزارشى منعكس نكردند؟

عدم مشاركت آمريكا در پاكسازى زمين‌هاى جنوب لبنان در راستاى همان تفكر مافيايى اين كشور در جهان خلاصه مي‌شود. كسانى كه تبعيت مي‌كنند حق زندگى دارند ولى عرب‌ها به احتمال زياد از حزب‌الله حمايت خواهند كرد و زندگى مخالفان پدرخوانده زياد مهم نيست.

رسانه‌هاى غربى هر روز در خبرهايشان وقتى نام حزب‌الله را ذكر مي‌كنند نام ايران را قبل و بعد از آن متذكر مي‌شوند و ايران را حامى حزب‌الله مي‌خوانند ولى چرا همين رسانه‌ها وقتى از اسراييل ياد مي‌كنند از آن به عنوان يك دولت مستقل ياد مي‌كنند و از حمايت آمريكا از اين رژيم حرفى نمي‌زنند.

با وجود شرايط و ظرفيت نيروهاى آمريكا و همچنين افزايش احساسات ضد جنگ در بين مردم چگونه دولت بوش به امكان پذير بودن يك جنگ ديگر فكر مي‌كند؟

تا آنجايى كه من اطلاع دارم، از لحاظ برآوردهاى نظامى اين كار يك ديوانگى است. ملت آمريكا و كلاً جوامع غربى به اصل منطق و منطقى بودن افتخار مي‌كنند و اين اقدام دراين نوع تفكر عجيب و غريب مي‌نمايد و غير ممكن است. حداقل تا آنجايى كه من اطلاع دارم هيچ تحليل‌گر غير آمريكايى نيز حمله به تاسيسات هسته‌اى ايران را معقول نمي‌داند.

البته در شرايط فعلى با وجود فردى مثل بوش در تصميمات دولت، هيچ تضمينى وجود ندارد ولى از مشكلات بوش در عراق نيز نبايد غافل شد.

اگرچه به رفتارهاى غيرمعقول و بي‌منطق وى ديگر عادت كرده‌ايم ولى انتخابات امسال را نيز بايد در نظر داشت.

در انتخابات سال 2008 مسئله ايران تا چه اندازه در نتيجه تعيين كننده خواهد بود؟ شما فكر مي‌كنيد بقيه نامزدها نيز در حمله به ايران با جمهوري‌خواه‌ها هم عقيده خواهند بود؟

چيزى كه تا كنون اين احزاب گفته اند بر پايه حمله به ايران نيست. و من هنوز هم احتمال حمله به ايران را ناچيز ارزيابى مي‌كنم. چرا كه در غير اين صورت بايد منتظر يك فاجعه تاريخى براى آمريكا باشيم. ولى اگر دموكرات‌ها هم در انتخابات پيروز شوند و حمله به ايران را در سر بپرورانند هنوز مشكل عراق را پيش رو دارند و اگرچه عراق دست پخت بوش و جمهورى خواه‌ها بود ولى آنها مجبور به حل و فصل آن خواهند بود. چيزى كه واضح است عدم رضايت سناتورهاى دموكرات كنگره با اين امر است.

*مايكل شانك كارشناس و عضو تمركز سياست خارجى آمريكا است.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٩ - سيد کريم

   ايران، هدف سفر گيتس به خاورميانه   

ايران، هدف سفر گيتس به خاورميانه

رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، با سفر روز دوشنبه اش به اردن، دور سفر هايش به خاور ميانه که به اعتقاد مقامات آمريکايي با هدف مقابله با نفوذ روز افرون ايران در منطقه انجام مي شود را آغاز کرد.

يکي از مقامات وزارت دفاع آمريکا که نخواست نامش فاش بشود، گفت که آمريکا از متحدانش، مصر و اردن، مي خواهد که حمايت بيشتري از از دولت عراق و نخست وزيرش، نوري المالکي، در نشست هاي بين المللي بکنند. همچنين اين کشور به دنبال مخالف بزرگتري در مقابل برنامه هاي اتمي ايران و حمايت اين کشور از نظاميان حزب الله در جنوب لبنان است.

گيتس در امان، با ملک عبدالله دوم و مقامات ارشد اين کشور ديدار مي کند و درباره تحولات منطقه و بالاخص در مورد ايران، گفتگو خواهند کرد؛ اين مقام آمريکايي افزود که گيتس مي خواهد بداند ملک عبدالله درباره ايران چه نظري دارد. سلاح هاي فروخته شده در منطقه هم جزو موضوعات بحث خواهد بود.

به گفته اين مقام آمريکايي: "آقاي گيتس روز سه شنبه در مصر، دولت حسني مبارک را تشويق مي کند تا خريد سلاح هاي پيشرفته و تمرکز بر مقابله با تروريسم، که همه ما در منطقه براي آن تلاش مي کنيم را مد نظر بگيرد. در مرحله بعد او قصد دارد که اسرائيل را از برنامه هاي آمريکا، مبني برفروش سلاح هاي پيشرفته، درحالي که مقدار آن هنوز مشخص نيست، به عربستان سعودي، مطمئن سازد".

خود گيتس گفته است که با ملک عبدالله درباره اين که ما چطور مي توانيم به تلاش هاي صلح آميز اردن کمک کنيم و آنها چطور مي توانند نه فقط در عراق بلکه در روند صلح فلسطين، به ما کمک کنند، گفتگو خواهد کرد. گيتس در هواپيما و در راه امان به خبرنگاران گفت: "اردن هميشه متحد آمريکا بوده است. اين کشور مدت هاي طولاني تاثير سازنده اي در منطقه داشته و ما اميدواريم که اين روند ادامه پيدا کند".

در جريان اين سفر، وزير دفاع آمريکا به دنبال حمايت براي گفتگوي امنيتي در خليج فارس است که اين اقدام چتري است که گفتگوي آمريکا و کشورهاي عرب نفت خيزخليج فارس را مي پوشاند.

گفتگو ها بر محور "نگراني مشترک از هژموني ايران در منطقه و دخالت جنبش هاي سياسي شيعه در بعضي از کشور ها و اينکه چطور مي توان آن را کاهش داد و به همه اين ها در مجموع پاسخ داد"، دور مي زند.

مقام آمريکايي مي گويد: "بهترين راه براي مقابله با ايران، مقابله با اقدامات اين کشور در عراق است. اين سفر روي اين موضوع متمرکز شده است که چگونه مي توانيم با متحدان استراتژيک خود براي رسيدن به اين هدف، همکاري کنيم".

محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، روز پنجشنبه گفت که کشورش به تقاضاي غرب درباره توقف غني سازي اورانيوم اهميت نمي دهد و تا آخر مقاومت مي کند.

سازمان ملل تحريم هايي را براي ايران در نظر گرفته است که اگر اين کشور دست از غني سازي اورانيوم بر ندارد، اين تحريم ها شديد تر خواهد شد. آمريکا اين نکته را که اگر تحريم ها نتوانست ايران را تسليم کند، به اين کشور حمله نظامي خواهد کرد، رد مي کند.

ايران هفته گذشته اعلام کرد که غني سازي اورانيوم به مرحله صنعتي رسيده است و اين درحالي است که ناظران بين المللي درباره حد ي که برنامه هاي اتمي ايران به آن رسيده است، مشکوکند.

احمدي نژاد گفت: "مردم ايران براي رسيدن به حق خود در مورد برنامه هاي اتمي ايستادگي مي کنند و با اراده به راه خود ادامه دهند، تا اين چرخه را به تکامل برسانند و با مشت هاي گره کرده بر حق خود پافشاري مي کنند".

احمدي نژاد در يکي ديگر از سخنراني هاي ستيزه جويانه اش در شيراز که توسط تلويزيون دولتي پخش مي شد، هشدار داد که قدرت هاي جهان نبايد از شوراي امنيت سوء استفاده بکنند.

او اظهار داشت: "دست از روش هاي قلدرانه برداريد! وگرنه اطمينان داشته باشيد که شکست خواهيد خورد و شکست بزرگي را به ملتتان تحميل خواهيد کرد. شما در عراق و فلسطين و لبنان چه به دست آورديد؟"

منبع: خليج تايم

روزآنلاين

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٩ - سيد کريم

   حمله به ایران: پیامدهای زیست محیطی   

حمله به ایران: پیامدهای زیست محیطی

آکادمیسین "یوری عزرائیل" مدیر انستیتو هواشناسی جهانی و محیط زیست

بهنگام بررسی پیامدهای زیست محیطی در اثر بمباران احتمالی ایران، معقولانه است که دو گروه از تاسیسات را بررسی نمود، از جمله تاسیساتی که تخریب آنها بطور بالقوه می تواند منجر به بروز مشکلات زیست محیطی در مقیاس منطقه ای شود. این شامل موسسات و انبارهای مربوط به مواد رادیواکتیو و نیز موسسات صنایع نفتی، از جمله چاه های نفت، پالایشگاه ها و ذخایر حجیم می باشد.

پیش از همه باید متوجه بود که ایران از چند رآکتور اتمی برخوردار است. با توجه به اطلاعات آشکار، این کشور رآکتور اتمی فعالی ندارد. اولین واحد نیروگاه اتمی که توسط متخصصین روس در بوشهر در ساحل خلیج فارس ساخته می شود، فعلاً رآکتور آن بدون سوخت است چرا که سوخت آماده شده در روسیه، هنوز تحویل داده نشده است.

حقیقتاً در ایران حداقل یک رآکتور فعال تحقیقاتی آب سبک با توان 5 مگا وات وجود دارد که در سال 1967 توسط آمریکا در تهران ساخته شده بود. ویژگی این رآکتور این است که سوخت آن اورانیوم غنی شده در درصدهای بالا (93%) می باشد که ویژه تسلیحات بوده و از آمریکا عرضه شده بود. در سال 1992 این رآکتور مدرنیزه شد تا در آن از اورانیومی استفاده شود که کمتر غنی شده است (20%). حجم اورانیوم کارکردی این رآکتوری برابر با 5.7 کیلوگرم می باشد.

آرژانتین 100 کیلوگرم اورانیوم 20 درصدی برای استفاده در این رآکتور به ایران عرضه کرده بود. مدرنیزه سازی رآکتور و تحویل اورانیوم نیز تحت حمایت آژانس بین المللی انرژی اتمی انجام شد. در ضمن باید خاطر نشان ساخت که در صورت بالا بردن درجه غنی سازی اورانیوم، این مقدار اورانیوم با مقداری مازاد می تواند برای بمبی حداقل کافی باشد.

علاوه بر رآکتور تحقیقاتی که درباره آن صحبت شد، ایران طی 30 سال گذشته 2 رآکتور از فرانسه، 6 رآکتور از آلمان و چند رآکتور از چین خریداری کرده است.

طبق تجربه جهانی برای تامین ایمنی لازم، رآکتور هسته ای باید تحمل ضربه ناشی از سقوط هواپیمای نظامی مدرنی را داشته باشد که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می کند. اما در صورت اصابت مستقیم موشک بالدار و یا بمب هوایی به آن، چنین دفاعی در هم می شکند و مواد رادیو اکتیو در فضا منتشر خواهند شد.

چنین فرضی منطقی است که برای جلوگیری از دستیابی ایران به اورانیوم غنی شده ویژه ساخت سلاح، در وهله اول کارخانه سانتریفیوژ نطنز نابود خواهد شد. بنا بر اظهارات "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران، در حال حاضر در این کارخانه از 3000 سانتریفیوژ استفاده می شود (هر چند که تا مدت اخیر تنها درباره وجود 328 سانتریفیوژ اعلام شده بود). چنین می توان ارزیابی کرد که همزمان در تمامی آبشار سانتریفیوژ غنی سازی اورانیوم ایران بیش از 150 گرم اورانیوم وجود ندارد. با در نظر داشتن محدوده گسترده کارخانه، در صورت تخریب آن غلظت اورانیوم ناچیز خواهد بود و هیچ خطر رادیواکتیویته وجود نخواهد داشت. اما ممکن است به کارکنان کارخانه آسیب وارد شود.

محتمل است که در صورت حمله آمریکا به ایران، این کشور تلاش خواهد کرد تا ضرباتی موشکی به تاسیسات اتمی اسرائیل وارد کند. برای این کار، ایران تعداد موشک کافی با برد متوسط را در اختیار دارد. هدف احتمالی ضربات ایران نیز می تواند رآکتور اتمی (150 مگا واتی) در منطقه دیمون اسرائیل باشد که به نظر کارشناسان، برای کار بر روی پلوتونیوم استفاده می شود. در همان جا نیز کارخانه رادیو شیمیایی تفکیک پلوتونیوم وجود دارد. این می تواند سبب برانگیختن پاسخ متقابل تل آویو با استفاده از سلاح هسته ای گردد. به عقیده  کارشناسان اسرائیل حدود 100 تا 300 خرج هسته ای به شکل کلاهک هسته ای و بمب هوایی دارد. یک چنین سناریویی برای توسعه اوضاع منجر به فاجعه ای هسته ای در سطح جهانی خواهد شد. باید این را نیز در نظر داشت که اسرائیل آماده اتخاذ اقدامی بازدارنده علیه ایران با هدف تخریب و ویران سازی صنایع اتمی این کشور می باشد.

منبع: نووستي

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۸ - سيد کريم

   روسیه نیازمند ایرانی قابل پیش‌بینی است   

روسیه نیازمند ایرانی قابل پیش‌بینی است

"پطر گونچاروف" مفسر سیاسی خبرگزاری «نووستی»

در روابط ایران و روسیه بحرانی مشاهده می شود که بهیچ وجه مربوط به مشکلات بوجود آمده در مسئله تکمیل ساخت نیروگاه اتمی در بوشهر نیست که مسکو و تهران مسئولیت آن را بر دوش یکدیگر می نهند. احتمال زیاد این پیامد است.  

علت سردی در روابط چیز دیگری است. مسکو بطور مشخصی مواضع خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد را در رابطه با برنامه هسته ای ایران سخت کرده است. روسیه در حمایت از قطعنامه ای رای داد که تشدید تحریمات علیه ایران را در پاسخ به امتناع این کشور از توقف کارهای مربوط به غنی سازی اورانیوم را در نظر دارد. اینطور به نظر می رسد که در تهران انتظار این را نداشتند که مسکو چنین گامی را بردارد، علیرغم این که همیشه بدین فرا می خواند تا ضمن موافقت با مطالبات شورای امنیت سازمان ملل متحد، به پشت میز مذاکرات باز گردد. بازتاب بحران کنونی در روابط روسیه و ایران چگونه خواهد بود و آیا تغییری ممکن است؟

متداول است که از روابط روسیه و ایران در چارچوب منافع ژئوپولیتیک دو کشور و تعاملات منطقه ای آنان صحبت شود. دقیقاً ماهیت همین روابط است که بر پایه همخوانی منافع و وابستگی متقابل آنها، سبب شده در ایران از دو کشور بعنوان "متفقین استراتژیک" صحبت کنند. حقیقتاً مسکو خود را به تعابیری خوددارانه تر محدود می کند. در پایتخت روسیه از "مشارکت استراتژیک" صحبت می کنند و آن را از چارچوب منطقه ای معین فراتر نمی برند.

در طول تاریخ روسیه و ایران همواره در تمامی قفقاز، منطقه خزر و آسیای میانه سیاستی بر اساس اصول حمایت متقابل را اجرا نموده اند. همیشه چنین بوده و اکنون نیز همین مورد نیاز است. و نه در منطقه قفقاز، نه در آسیای میانه و نه حتی در ناحیه خزر که منافع ایران و روسیه بطور ناگزیر وجود دارند، این منافع نه تنها برخوردی با یکدیگر نداشته، بلکه متقابلاً مکمل یکدیگر نیز بوده اند.

بعنوان مثال، در مدت اخیر ایران بطور آشکاری توسعه طلبی اقتصادی خود در آسیای میانه را گسترش داده است که بطور مرسوم منطقه منافع روسیه است. مسکو نیز سکوت نموده و از آن استقبال می کند. مسلم است که روسیه به تنهایی توان پر کردن این منطقه مهم برای خود را ندارد. محاسبه روسیه نیز چنین است که هرچه حضور ایران بیشتر باشد، حضور آمریکا، ترکیه و چین کمتر خواهد بود.

یک چنین همخوانی در منافع با توجه به تلاش های آمریکا برای اجرای طرح مشارکت برای "همکاری و توسعه آسیای میانه بزرگ"، کاملاً قابل تشخیص است که در این طرح آمریکا کشورهای ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان دیده می شوند و از سبک دستی واشنگتن، افغانستان و پاکستان نیز بدان افزوده شده اند.

در اروپا و آمریکا این را بخواهند یا نه، اجرای چنین پروژه "مشارکتی" بطور ناگزیر و حداقل در آینده قابل دیدرس، سبب تنگ کردن جا برای روسیه در این منطقه می شود. طبق اندیشه مولفین این پروژه، تجارت و پروژه های اقتصادی مختلف در منطقه باید به سمت جنوب، یعنی به سمت افغانستان باشند و بدین ترتیب جایگزینی برای انحصار طلبی روسیه در صادرات نفت و گاز و برق و کتان و غیره ایجاد شود. بدین ترتیب ایران که در افغانستان نیز مغضوب آمریکاست، باری دیگر متفق روسیه می باشد.

در رابطه با خزر نیز باید گفت که ایران تنها کشوری است که بر خلاف آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، بطور کامل با موضع روسیه در تعیین وضعیت بین المللی دریاچه موافق است. وضعیتی که بطور کامل امکان حضور کشورهای غیر منطقه ای در حاشیه آن را از میان بردارد. باقی مسائل مربوط به خزر نیز یا از اولویت برخوردار نیستند و یا آن چندان مهم نیستند.

در همین راستا نیز هر دو کشور سیاست خود را در منطقه خزر شکل می دهند. علاوه بر این باید نقش ویژه ایران را نیز خاطر نشان نمود که در بحرانی ترین دوره زمانی برای سیاست کرملین در چچن، ریاست سازمان کنفرانس اسلامی را بر عهده داشت. از بسیاری لحاظ بلطف موضع ایران سازمان کنفرانس اسلامی بسختی، اما با این حکم موافقت نمود: "مسئله چچن، از امور داخلی روسیه است".

شگفت انگیز می بود، اگر چنین کشوری همچون ایران، با جمعیت، منابع و بالاخره با تاریخ آن، سعی نمی کرد که جایگاهی مطابق با وزن سیاسی و پتانسیل خود در این منطقه بدست آورد. از این رو قدرت طلبی های ایران و تمایل آن به تبدیل شدن از نظاره گری غیر فعال به مهره ای فعال در حل مشکلات منطقه ای کاملاً قابل درک می باشد.

مسکو که فعالانه خواستار جذب ایران در حل مشکلات منطقه ای است، از مشارکت استراتژیکی که تهران خواستار توسعه آن در کل خاور نزدیک می باشد، حمایت نمی کند. بسختی می توان تصور کرد که تحت شرایطی مسکو این را قبول کند. در مسکو ترجیح می دهند که سیاست تهران در رابطه با کشورهای عربی در این منطقه آرام تر و قابل پذیرش تر باشد.

اکنون مسئله در این است که برای مسکو در سیاست خود در رابطه با ایران در آینده، چه چیزی مهم تر است. در کفه ترازو "مشارکت استراتژیک" با ایران در آسیای میانه، قفقاز و خزر قرار دارد که بسیار برای روسیه مهم است. در کفه دیگر نیز رژیم عدم اشاعه و دورنمای پدیدار شدن ایران هسته ای در منطقه می باشد که بسیار محتمل است و پیامد آن رویارویی در خاور نزدیک نه تنها با آمریکا و بلکه با کشورهای عربی خواهد بود.

بعقیده بیشتر کارشناسان، با وجود پتانسیل روابط متفقانه دو کشور، ایرانی که بیشتر میانه رو و قابل پیشبینی باشد، تا حد بسیاری برای شراکت با روسیه مناسب است.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۸ - سيد کريم

   هالیبرتون در ایران:سفر چني به ايران در سال 79   

هالیبرتون در ایران:سفر چني به ايران در سال 79 كه براي آماده سازي قراردادهاي نفت و گاز درايران صورت گرفت، تا مدتها محرمانه باقي ماند 

قرارداد گازي ايران با شركت امريكايي هاليبرتون كه مطابق برنامه تا پايان سال 85 بود، پايان يافت. با اين حال ناگفته هاي فراواني درباره چگونگي برنده شدن اين شركت در مناقصات گازي، سفر ديك چني به ايران در سال 79، ميزان تأثير اين قراردادها بر دو سال اول مسئله هسته اي، عدم تمديد مجدد قرارداد و... وجود دارد.

برنده شدن شركت هاليبرتون در مناقصه حفاري پارس جنوبي به سال 81 باز مي گردد. قرارداد با ارزشي كه برابر آن، اين شركت متهعد به حفر 12 حلقه چاه در فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي گرديد و قرار شد تا پايان سال 85 و در مدت 52 ماه، در دو بخش خاكي و دريايي، ايران به گاز دست يافته و 50 ميليون مترمكعب گاز طبيعي و بيش از 400 تن سولفور از آن استحصال نمايد.

در اين قرارداد البته هاليبرتون تنها نبود بلكه كنسرسيوم هاليبرتون-اورينتال، مشتركاً برنده مناقصه شده بودند. ماجرا از اينجا جالب تر مي شد كه هاليبرتون براي حفر هر چاه مبلغ 23 ميليون دلار پيشنهاد داده و جمعاً خواستار دريافت 282 ميليون دلار شده بود اما دولت وقت ايران كه به عنوان كارفرما مي بايست كمترين مبلغ پيشنهادي را بپذيرد، در قرارداد منعقده مبلغ 360 ميليون دلار (80 ميليون بيشتر از پيشنهاد شركت امريكايي) به كنسرسيوم هاليبرتون- اورينتال بخشيد!

سيروس ناصري نايب رئيس هيئت مديره و مديرعامل شركت اورينتال كيش و ديك چني معاون رئيس جمهور امريكا، دو نفر اصلي زمينه ساز قرارداد هاليبرتون- اورينتال در ايران بودند. سفر چني به ايران در سال 79 كه براي آماده سازي قراردادهاي نفت و گاز در ايران صورت گرفت، تا مدتها محرمانه باقي ماند. در همين سفر محرمانه بود كه ديك چني به علت عارضه قلبي، حتي چند روزي را مهمان يكي از بيمارستانهاي تهران بود.

رشوه گرفتن 3 مسئول شركت نفت و گاز پارس جنوبي از شركت اورينتال كيش در جريان مناقصه فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي، سوژه داغي بود كه همان اوايل روي كارآمدن دولت نهم مطرح گرديد و اكبر تركان معاون وزير نفت، با محرز دانستن تخلف شركت اورينتال كيش، از اين خبر پرده برداشت. سيروس ناصري در جريان برگزاري دادگاه مربوط به اين پرونده، در يك رويداد تعجب برانگيز تبرئه گرديد اما مسئولين شركت امريكايي توسط دستگاه قضايي اين كشور به دليل پرداخت رشوه به جريمه نقدي محكوم شدند.

منبع: دنیای ما

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۸ - سيد کريم

       

Norman Solomon: The Awful Truth About Hillary, Barack, John ... and Whitewash

(AlterNet – 16 April, 2007)

The Pentagon's most likely next target is Iran; yet three presidential hopefuls say that no options should be taken off the table.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۸ - سيد کريم

   آمریکا قصد حمله به ایران را ندارد   

آمریکا قصد حمله به ایران را ندارد

"مایکل مولن" رئیس ستاد عملیاتی نیروی دریایی آمریکا که هم اکنون جهت انجام دیداری در پاکستان می باشد، اعلام نمود که آمریکا قصد ندارد به ایران حمله کند و درصدد حل مشکلات از طریق دیپلماتیک می باشد.

وی به خبرنگاران گفت: "هیچ برنامه ای برای حمله به ایران وجود ندارد".

مولن گفت: "ما چندین دهه است که حضور مقتدر نیروی دریایی خود در این بخش از جهان را حفظ می کنیم. مدتی پیش ما چند کشتی اضافه کردیم تا از دوستان خود حمایت نموده و نشان دهیم که به تعهدات خود در رابطه با این منطقه پایبندیم".

وی افزود: "این منطقه فوق العاده مهم می باشد و هدف ما فراهم سازی امکان حمایت از ثبات است تا برقراری صلح و آرامش تضمین شود. از این رو طبق اطلاعات من هیچ برنامه ای وجود ندارد که حمله به ایران را در نظر داشته باشد".

همچنین وی تلاش های پاکستان برای مبارزه با تروریسم و افراط گرایی را عالی ارزیابی نمود.

اسلام آباد، 27 فروردین، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۸ - سيد کريم

   احمدي‌نژاد: ملت ايران، سر سوزني ازخواسته‌هاي خود عقب نشيني نمي‌كند   

احمدي‌نژاد: ملت ايران، سر سوزني ازخواسته‌هاي خود عقب نشيني نمي‌كند

محمود احمدي نژاد" رييس جمهور ایران در سخنان خود در اجتماعی مردم شيراز گفت: قدرتهاي زورگوي دنيا بدانند كه ملت عزيزايران براي تحقق همه خواستههاي قانوني و بحق خود ايستاده و تا آخر سرسوزني عقب نشيني نخواهد كرد.

به گزارش ایرنا ، وي بابيان اينكه پيام ملت ایران آرامش، صلح، برادري و پيشرفت براي همه است، خطاب به "قدرتهاي زورگو" گفت: بدانيد با سوء استفاده از سازمانهاي بينالمللي كه خودتان ساخته و قانون آن را خود وضع كردهايد، نخواهيد توانست در اراده ملت ايران خللي وارد كنيد.

احمدی نژاد گفت: ملتايران امروز متحد و يكدل بايك شعار درصحنه ايستاده است و بخصوص در موضوع هستهاي تا تحقق همهحقوق هستهاي خود، راه به سمت قلههاي كمال را با اقتدار و استحكام ادامه خواهد داد و با مشتهاي گره كرده بر حق مسلم خود پافشاري ميكند.

منبع: راديو بين‌المللي چين

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٧ - سيد کريم

   دستگيري يك گروه جاسوسي ايران در عراق   

آمريکا: یک گروه جاسوسی ايران به همراه ابزارهای پیشرفته کامپیوتری و الکترونیکی دستگیر و به یکی از پایگاه های آمریکا منتقل شد

کارگزاران : نیروهای آمریکایی اعلام کرده اند، توانسته اند یک گروه جاسوسی که به ادعای آنان (آمریکایی ها) برای دولت ایران جاسوسی می کرده اند به همراه ابزارهای پیشرفته کامپیوتری و الکترونیکی دستگیر کنند. خبرگزاری عراقی «الملف» گزارش داد، این گروه اطلاعات سری از پایگاه های آمریکایی در عراق تهیه و به سرعت به ایران منتقل می کرده است.

یکی از مقام های عالی رتبه آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، در این باره گفت؛ نظامیان آمریکایی پس از شناسایی محل جاسوسی این افراد، آن مکان را به سرعت محاصره کرده و تمام افراد مستقر در آن را بازداشت و در حالی که پاکت های سیاه بر سرشان پوشاندند به یکی از پایگاه های آمریکایی منتقل کردند. این مقام عالی رتبه همچنین ادعا کرد این گروه به عنوان یک گروه بازرگانی و به کمک رایانه اطلاعات سری را در عراق تهیه و به ایران ارسال می کرده است. آمریکایی ها مدتی است که با دستگیری اتباع ایران در عراق آنها را به جاسوسی و کمک به تروریست ها متهم می کنند.

ایران بارها این اتهامات را تکذیب کرده و از مقام های آمریکایی خواسته است مدارک ادعای خود را ارائه کنند اما تاکنون مدرکی ارائه نشده است. در این حال بی.بی.سی گزارش داد، دولت آمریکا به رغم توصیه های وزارت امور خارجه این کشور مبنی بر آزادی ۵ ایرانی بازداشت شده در اربیل عراق، این افراد را کماکان در بند نگه می دارد.

رابین رایت، گزارشگر روزنامه واشنگتن پست به نقل از منابعی در دولت آمریکا نوشته که مشاوران سیاست خارجی جورج بوش، تصمیم به ادامه بازداشت ۵ ایرانی گرفته اند. ۵ ایرانی روز ۱۱ ژانویه توسط سربازان آمریکایی در شهر اربیل دستیگر شدند. ایران می گوید که این افراد از اعضای نمایندگی ایران در شهر کردنشین اربیل به شمار می روند. روزنامه واشنگتن پست نوشته که ایرانی های بازداشت شده باید دوره ای شش ماهه را طی کنند تا وضعیت آنها مورد بازبینی قرار گیرد. این دوره شش ماه مطابق نوشته این روزنامه در ماه ژانویه پایان می یابد.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٧ - سيد کريم

   گيتس براى جلب حمايت‌ها عليه ايران به خاورميانه سفر كرد   

گيتس براى جلب حمايت‌ها عليه ايران به خاورميانه سفر كرد

خبرگزارى فارس: گزارش‌‌ها به نقل از يكى از مقامات ارشد نظامى آمريكا درباره سفر وزير دفاع اين كشور به خاورميانه حاكى است، واشنگتن از همپيمانان خواهد خواست مانع آن چيزى شوند كه واشنگتن گسترش نفوذ ايران در منطقه مى خواند.

به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس از امان، "رابرت گيتس" طى هفته جارى در سفر منطقه‌اى خود ديدارهايى با سران كشورهاى منطقه خواهد داشت.

بنا بر اين گزارش، به اعتقاد اين مقام ارشد نظامى كه خواست نامش فاش نشود، مهمترين راه كاهش فشارهاى ايران بر دولت عراق اين است كه كشورهاى همپيمان در خاورميانه از دولت "نورى مالكى" نخست‌وزير عراق حمايت كنند.

ديدار گيتس از منطقه در زمانى صورت مي‌گيرد كه موج تازه‌اى از خشونت‌ها در روزهاى اخير عراق را فرا گرفته و آرايش جديد نظامى در اين كشور را زير سوال برده و اعضاى كنگره و كاخ سفيد نيز درباره تعيين جدول خروج از عراق اختلاف نظر دارند.

به گفته اين مقام ارشد نظامى كه با گيتس در اين سفر همراه است، وزير دفاع آمريكا از سران منطقه‌اى خواهد خواست كه موضع خود را درباره برنامه هسته‌اى ايران و رابطه تهران و حزب‌الله لبنان مشخص كنند.

انتظار مي‌رود گيتس پس از ديدار با سران اردن راهى سرزمين‌هاى اشغالى فلسطين و مصر شود.

گيتس خود نيز پس از ورود به اردن در جمع خبرنگاران با اعلام اين كه از 20 سال پيش تاكنون به اردن سفر نكرده، خاطر نشان كرد: اردن همپيمان قوى آمريكا در منطقه بوده و من به دنبال ديدار با پادشاه اردن هستم تا درباره اين امر بحث كنيم آنها چگونه مي‌توانند با ما همكارى كنند و ما چگونه مي‌توانيم با آنها كار كنيم.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٧ - سيد کريم

       

Diplomatic Exit

(Washington Post – 15 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٦ - سيد کريم

   پیش‌بینی البرادعی مبنی بر بی‌احتمالی حمله نظامی به ایران در آینده نزدیک   

پیش‌بینی البرادعی مبنی بر بی‌احتمالی حمله نظامی به ایران در آینده نزدیک

محمد البرداعی دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی که اکنون از اردن دیدار می کند، شنبه 14 آوریل پیشبینی کرد که ایران در آینده نزدیک هدف حمله نظامی قرار نخواهد گرفت.

وی در مصاحبه با تلویزیون الجزیره گفت که فکر نمی کند در "این مقطع حساس" برای حل مسئله هسته ای ایران توسل به زور مد نظر گرفته خواهد شد، اما افزود که "صد در صد مظمئن نیست" که حمله نظامی صورت نگیرد.

البرادعی در ادامه گفت فقط در صورتی که تمام تلاشهای دیپلماتیک ناکام بماند و شورای امنیت اجازه استفاده از زور را بدهد، عملیات نظامی علیه ایران صورت خواهد گرفت. وی افزود که هنوز وقت کافی برای حل این مسئله از طریق مذاکرات وجود دارد.

منبع: راديو بين‌المللي چين

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٦ - سيد کريم

   احمدي‌نژاد و پايان بحران ملوانان انگليسي   

احمدي‌نژاد و پايان بحران ملوانان انگليسي

اين روزها، در ميان بخشي از نخبگان سياسي و فرهنگي، «گير دادن» به اقدامات دکتر احمدي‌نژاد، به هر بهانه‌اي، مُد روز شده است. آزادي 15 عضو نيروي دريايي انگليس از اين دست است. اين دوستان بهانه‌گير توجه نمي‌کنند که دستگيري ملوانان انگليسي ربطي به دولت احمدي‌نژاد نداشت؛ اقدامي از سوي نيروهاي نظامي مرزبان بود که طبق وظيفه خود عمل مي‌کنند و طبق قانون اساسي تابع سلسله مراتب خويش‌اند نه تابع دولت. ولي آزادي اين ملوانان ابتکار و پيشنهاد دکتر احمدي‌نژاد بود به عنوان رئيس شوراي‌عالي امنيت ملّي. تجاوز به حريم مرزي ايران، که طبعاً دستگيري نظاميان متجاوز را در پي داشت، اقدامي برنامه‌ريزي شده بود براي تندتر کردن آتش زرادخانه تبليغاتي نئوکان‌ها عليه ايران. اين بحران مي‌توانست به جنگ ميان ايران و بريتانيا بينجامد و سپس آمريکا را، به عنوان متحد استراتژيک بريتانيا و به‌رغم مخالفت اکثريت کنگره، وارد معرکه کند. نئوکان‌ها مصرند پيش از تحويل دادن دولت آمريکا به حزب دمکرات در ژانويه 2008، با هر تمهيدي، جنگ با ايران را شروع کنند و به اين ترتيب، درست مانند جنگ ويتنام، دولت آينده حزب دمکرات را در برابر عمل انجام شده قرار دهند. در برابر اين‌گونه اقدامات غافلگيرانه و توطئه‌گرانه بايد هشيار بود.

اقدام دکتر احمدي‌نژاد در آزادي ملوانان بازداشت شده بريتانيايي به موقع و هوشمندانه بود. احمدي‌نژاد نشان داد که با درايت و جسارتي فراتر از دو سلف خود، خاتمي و هاشمي، امواج تحميل شده را مهار مي‌کند؛ امواجي که گاه کيان مملکت را در معرض مخاطرات جدّي قرار مي‌دهد. فراموش نکنيم که در ماجراي دستگيري يهوديان شيراز موج تبليغاتي بزرگي بر دولت خاتمي، و در واقع بر ايران، تحميل شد ولي آقاي خاتمي در برابر اين موج منفعلانه عمل کرد حال آن‌که مي‌توانست، از موضع رئيس شوراي‌عالي امنيت ملّي، فوراً دستور آزادي يهوديان فوق را صادر کند که چنين نکرد.

منبع: سايت عبدالله شهبازي

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٦ - سيد کريم

   ژنرال آمریکایی: توان حمله به ایران را داریم   

ژنرال آمریکایی: توان حمله به ایران را داریم

ژنرال «رابرت هلمز» معاون عملیات فرماندهی مرکزی آمریکا معقتد است کشورش با وجود درگیر بودن در افغانستان و عراق از آمادگی کامل برای حمله به ایران برخوردار است اما در شرایط کنونی قصد انجام چنین حمله‌ای را ندارد. بنا به گفته وی «جنگ، آخرین گزینه آمریکا در مقابل ایران است».

ژنرال رابرت هلمز در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: امریکا قادر است همزمان با جنگ عراق و افغانستان ،‌حمله نظامی علیه ایران را نیز در دستور کار قرار دهد. وی افزود: می‌گویم که ما همیشه آماده‌ایم و همیشه در حال سازماندهی نیروهایمان هستیم. اما اگر این مساله باعث طرح این سوال شود که ما طرحی برای حمله به ایران داریم باید بگویم نه.

بنا به این گزارش تنش میان ایران و امریکا پس از اتهامات واشنگتن در مورد کمک‌های تسلیحاتی تهران به شورشیان نظامی عراق و آموزش آنها، افزایش یافته است. در پی این تنش‌ها جورج بوش رئیس جمهوری امریکا اعلام کرد نظامیان کشورش در عراق، ‌ایرانیهایی که در جهت افزایش بی‌ثباتی در عراق عمل می‌کنند را دستگیر خواهند کرد.

ژنرال رابرت هلمز نیز در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس باردیگر این اتهامات را تکرار کرده و گفت: وجود تسلیحات،‌تکنولوژی و تکنیک‌های خاص به ما می‌گوید که دست ایرانیها در کار است. وی افزود: این تجهیزات باعث کشته شدن سربازان ما و عراقی‌ها می‌شود و ما قصد داریم این نفوذ خارجی در عراق را متوقف کنیم.

این ژنرال امریکایی در عین حال معتقد است اقدام نظامی علیه ایران بهترین عمل در شرایط کنونی نیست و طرحی برای این حمله در وزارت دفاع امریکا وجود ندارد.

هلمز گفت: جنگ آخرین گزینه آمریکا خواهد بود. بنا به گفته وی اگر بتوان از ابزارهای سیاسی استفاده کرد و رهبران سیاسی امریکا نیز بتوانند زمینه‌های درگیری را از بین ببرند و از این طریق وارد فضای حل‌وفصل اختلافات شوند، در این صورت دیپلماسی و راه‌حلهای سیاسی به اقدام نظامی ترجیح داده می‌شود.

بنا به این گزارش رهبران کشورهای عرب حوزه خلیج [فارس] با ابراز نگرانی از هرگونه موضع تهاجمی امریکا علیه ایران معتقدند هرگونه درگیری در منطقه می‌تواند باعث کشیده شدن جنگ به سرزمین آنها شود. اما هیچ یک از این کشورها علاقه‌ای به قرار گرفتن در جبهه ایران ندارند.

منبع: آفتاب نيوز

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٦ - سيد کريم

   یک دیدگاه کارشناسانه در ارتباط با موضع دولت ایران در مسئله غنی سازی اورانیوم   

یک دیدگاه کارشناسانه در ارتباط با موضع دولت ایران در مسئله غنی سازی اورانیوم

در اجلاس شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی بسیاری از نمایندگان ملی از ادعاهای نماینده ایران دایر بر این که فعالیتهای ایران قانونی و اقدامات شورای امنیت سازمان ملل متحد غیر قانونی است، ناراحت شدند.

رد این ادعا ها را به طرزی عالی به زبان انگلیسی می توان در تارنمای http://www.carnegieendowment.org یافت. این مطلب به وسیله یکی از مقامات پیشین آژانس بین المللی انرژی اتمی و یکی از کارشناسان با سابقه موقوفه کارنگی برای صلح بین المللی، یکی از کانون های معروف اندیشه در سطح جهانی، به رشته تحریر در آمده است.

در این مقاله تشریح شده که چگونه ایران تعهدات بین المللی خود را در مورد تدابیر ایمنی نقض کرده و اکنون نیز در حال زیر پاگذاشتن قطعنامه های شورای امنیت است. این دو قطعنامه که به اتفاق آراء به تصویب رسیده دارای قوت کامل قانونی از دیگاه حقوق بین الملل است. نویسندگان مقاله چنین نتیجه گیری می کنند:

"رفتار آشتی ناپذیر ایران، بعد از نادیده گفتن بیانیه رئیس جمهوری و یک قطعنامه بدون مجازات، راه دیگری برای شورای امنیت جز توسل فزاینده به مجازات های اقتصادی باقی نمی گذارد. با این همه آخرین قطعنامه دارای بندی است که در آن گفته شده که اعمال مجازات ها در صورت تعلیق فعالیت های غنی سازی ایران و تداوم این تعلیق (به گونه ای که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی قابل تحقیق باشد) به حالت تعلیق در خواهد امد " تا گفتگوهای مبتنی بر حسن نیت را به منظور سیدن به یک نتیجه قابل قبول از جانب دوطرف امکان پذیر سازد."

بنا براین دولت ایران دقیقا می داند که چه کاری باید انجام دهد تا بحران کنونی را به فرصتی بزرگ برای بهبود شرایط زندگی مردم ایران تبدیل کند و در همان حال نقش بزرگ ایران را در منطقه مورد تاکید قرار دهد. مشکل اساسی این است که دستگاه رهبری ایران مسئله غنی سازی اورانیوم را به یک موضوع مربوط به غرور ملی تبدیل کرده و مدعی است که حتی تعلیق فعالیت های غنی سازی به معنای شکست انقلاب اسلامی خواهد بود. این شعارها نتایج سودمندی به بار نخواهند آورد و تغییر مسیر را برای دستگاه رهبری ایران دشوار تر خواهند ساخت. اما با اندکی قدرت تخیل و انعطاف از دو طرف، میتوان به راه حل هایی دست یافت که امتیازات عمده ای را از نظر امنیتی و اقتصادی برای مردم ایران در بر خواهند داشت."

منبع: سايت وزارت امور خارجه ايران

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٦ - سيد کريم

   جمهوری اسلامی: برنامه برای ساخت دو نیروگاه اتمی تازه   

جمهوری اسلامی: برنامه برای ساخت دو نیروگاه اتمی تازه

نیروگاه اتمی بوشهر که قرار است دو نیروگاه دیگر در کنار آن احداث شوند

اعلام برنامه برای ساخت دو نیروگاه اتمی تازه در کنار "خبر خوش هسته‌ای" هفته‌ی پیش در این مورد که غنی‌سازی اورانیوم در ایران به تراز صنعتی یافته است، نشان‌دهنده‌ی اراده‌‌ای در جمهوری اسلامی برای تداوم رویارویی با اعتراضهای بین‌المللی به برنامه‌های اتمی حکومت ایران است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه احمد فیاض بخش، معاون سازمان انرژی اتمی و مدیرعامل "شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی ایران" در روز یکشنبه ۲۵ فروردن (۱۵ آوریل)  در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که جمهوری اسلامی قصد دارد در کنار نیروگاه اتمی بوشهر دو نیروگاه تازه بسازد. وی با اعلام مناقصه‌ از شرکتها و پیمانکاران بین المللی دعوت به همکاری در این زمینه کرد.

به گفته‌ی فیاض‌بخش  نیروگاههای جدید از نوع راکتور‌های آب سبک زیر فشار با توانش ۱۰۰۰ و ۱۶۰۰ مگاوات خواهند بود. مخارج احداث آنها به ترتیب ۱/۴ و ۱/۷ میلیارد دلار برآورد شده است.

خبرگزاری دولتی ایرنا در مورد جزئیات مناقصه این اطلاعات را مخابره کرده است: از ۲۵ آوریل مناقصه شروع می‌شود. ۱۵ روز برای شرکت در آن فرصت هست، «اسناد مناقصه در هشتم اوت ۲۰۰۷ در دفتر مرکزی شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی ایران در تهران با حضور نمایندگان پیشنهاد دهندگانی که تمایل به حضور دارند، بازگشایی می‌شود

بنابر گزارش ایرنا معاون سازمان انرژی اتمی در پاسخ به این پرسش که «آیا شرکت‌های آمریکایی می‌توانند در این مناقصه شرکت کنند؟» گفته است: «هر شرکتی که تمایل داشته باشد، قطعا می‌تواند شرکت کند.»

به گزارش ایرنا خبرنگاری از فیاض‌بخش پرسیده است: «با توجه به اینکه تحت فشارهای بین‌المللی هنوز نیروگاه اتمی بوشهر تکمیل نشده است، آیا شرکت‌های خارجی در این مناقصه بین‌المللی حضور خواهند داشت؟» معاون سازمان انرژی اتمی در پاسخ گفته است: «در ارتباطهای غیررسمی با ما ابراز تمایل‌های جدی مشاهده شد که ما نیز اقدام به اعلام مناقصه کردیم اما اینکه برخورد رسمی شرکت‌ها چه خواهد بود باید تا پایان فرصت مناقصه صبر کرد.»

اعلام تصمیم برای ساخت دو نیروگاه اتمی تازه در کنار نیروگاه بوشهر در حالی است که خود این نیروگاه هنوز به بهره‌برداری نرسیده است. آخرین زمان اعلام شده برای ثمردهی نیروگاه سپتامبر بوده است، اما به دلیل اختلاف میان مقامات اتمی ایران با کارگزاران روسی بر سر مسائل مالی ممکن است باز این موعد به تعویق افتد.

اعلام برنامه برای ساخت دو نیروگاه اتمی تازه در کنار "خبر خوش هسته‌ای" هفته‌ی پیش در این مورد که غنی‌سازی اورانیوم در ایران به تراز صنعتی رسیده است، نشان‌دهنده‌ی اراده‌‌ای در جمهوری اسلامی برای تداوم رویارویی با اعتراضهای بین‌المللی به برنامه‌های اتمی حکومت ایران است. تبلور این اعتراضها در قطعنامه‌ی ۲۴ مارس شورای امنیت و برقراری تحریمهایی علیه ایران بوده است. انگیزه‌ی صدور این قطعنامه این تلقی پذیرفته شده در شورای امنیت است که حکومت ایران زیر پوشش استفاده‌ی صلح‌آمیز از فناوری اتمی برنامه‌ای تسلیحاتی را پیش می‌برد.

روزنامه‌ی نیویورک تایمز در شماره ۱۵ آوریل خود نوشته است که برنامه‌های اتمی ایران دیگر کشورهای منطقه را نیز به فکر تأسیس نیروگاه اتمی انداخته است. به گزارش نیویورک تایمز در عربستان، مصر، کویت، بحران، امارات متحده‌ی عربی، اردن ، سوریه و عمان علاقه‌ی جدی به تأسیس نیروگاه اتمی دیده می‌شود. اتمی شدن منطقه، یکی از پیامدهای اصرار حکومت ایران به اتمی شدن است

منبع: دويچه وله

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٦ - سيد کريم

       

The Fate of “Operation Bite”

(National Interest - by Nikolas K. Gvosdev – 10 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٦ - سيد کريم

   كنفرانس شوراى سياست خارجى آمريكا درباره ايران، سه‌شنبه صبح   

كنفرانس شوراى سياست خارجى آمريكا درباره ايران، سه‌شنبه صبح

خبرگزارى فارس: مركز مطالعاتى شوراى سياست خارجى آمريكا سه‌شنبه كنفرانسى درباره گزينه‌هاى آمريكا براى مواجهه با ايران برگزار مي‌كند.

به گزارش فارس، اين كنفرانس در ساختمان شوراى سياست خارجى آمريكا در واشنگتن دي‌سى برگزار مي‌شود.

حاضرين در اين كنفرانس عبارتند از : "براد شرمان" نماينده دموكرات از ايالت كاليفرنيا، "ماتئو لويت" مدير برنامه تروريسم، اطلاعات و سياست در موسسه واشنگتن در امور سياست خاور نزديك، "راجر رابينسون" رئيس گروه مشاوره تنش‌هاى امنيتي، "رابرت اسكادلر" عضو ارشد ديپلماسى عمومى در شوراى سياست خارجى آمريكا، "مايكل والر" استاد موسسه سياست جهانى ، "استفان بلنك" استاد دانشكده جنگ ارتش آمريكا و "ايلان برمن" معاون رئيس امور سياسى در شوراى سياست خارجى آمريكا.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٦ - سيد کريم

   طرح‌های جدید مایکل لدین درباره ایران!   

طرح‌های جدید مایکل لدین درباره ایران!

رویارویی ایران و آمریکا در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به مراحل حساسی رسیده است. به ویژه بحران عراق و فعالیت‌های هسته‌ای تهران باعث طرح گزینه‌هایی از جمله «حمله نظامی آمریکا به ایران» یا «تغییر نظام» شده است. اما مایکل لدین از نومحافظه‌کاران آمریکا به گونه‌ای دیگر می‌اندیشد. وی معتقد است آمریکا در مقابل ایران باید از سیاست‌های سنتی‌اش استفاده کند.

به گزارش آفتاب، مایکل لدین تحلیل‌گر تندرو مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» که یکی از حامیان تغییر رژیم محسوب می‌شود در تحلیلی می‌نویسد: روزنامه‌ها و تلویزیون‌ پر است از گمانه‌زنی‌ها در مورد حمله آمریکا به ایران. برخی مدعی‌اند ما به تاسیسات هسته‌ای ایران حمله می‌کنیم و گروهی دیگر می‌گویند واشنگتن طرح‌هایی برای سرنگونی دولت این کشور دارد. اما‌ آنچه که به واقع از سوی این تحلیل‌ها مطرح می‌شود و از سوی دولت جرج بوش هم رد نمی‌‌شود این است که اکنون ما بیش از گذشته به ایران توجه نشان می‌دهیم و البته این چیز خوبی است.

لدین با اشاره به اشتباهات استراتژیک آمریکا در عراق می‌گوید واشنگتن در عراق و افغانستان نتوانسته متناسب با استحکامات دفاعی خود امنیت را برقرار کند و این به خاطر آن است که آمریکا هر موقع می‌خواهد به دشمنانش حمله کند قادر نیست به حملات پیش دستانه آنها پاسخ دهد و البته این دلیل دیگری هم دارد و آن این است که مقر فرماندهی آنها (شورشیان) خارج از عراق و افغانستان قرار دارد.

بنا به گفته لدین دشمنان اولیه آمریکا دولت‌هایی هستند که از شبه‌نظامیان به طرق مختلف از جمله تامین اطلاعات، تسلیحات و سایر تکنولوژی (نظیر آنچه ایران در اختیار تروریست‌های عراق قرار می‌دهد) و تامین مالی و آموزش حمایت می‌کنند.

لدین در ادامه تعداد کشورهای حمایت کننده از تروریسم پس از سقوط صدام را سه کشور عنوان کرده و می‌گوید اکنون ایران، سوریه و عربستان دولت‌های حامی تروریست‌ها محسوب می‌شوند. وی مدعی است ایران بیش از سایر کشورها در این زمینه نقش آفرینی می‌کند تا جایی که هم اکنون از حدود سی گره تروریستی حمایت می‌کند.

این نومحافظه‌کار آمریکایی مدعی است بدون حمایت این سه کشور مقابله با تروریست‌ها در میدان جنگ آسان‌تر خواهد بود و گروه‌هایی مثل حزب‌الله، جهاد اسلامی و القاعده قدرت فعلی را نخواهند داشت.

لدین که در تحلیل خود بر مساله ایران تاکید دارد معتقد است در چنین شرایطی آمریکا با استفاده از دیپلماسی سنتی خود یعنی حمایت از انقلاب دموکراتیک و نه حمله نظامی قادر به مقابله با ایران است.

این آمریکایی تندرو که از گذشته یکی از سرشناس‌ترین چهره‌های حامی تغییر رژیم ایران و مداخله در امور سایر کشورها بوده است، در ادامه می‌نویسد: در ایران باید انتخابات آزاد برگزار شود نه اینکه در همه انتخابات یک روحانی انتخاب شود و البته دلائل خوبی هم وجود دارد که نشان دهنده بلوغ جامعه ایران برای برگزاری یک انقلاب دمکراتیک طرفدار غرب است. از جمله اینکه دولت این کشور با مشکلاتی آشکاری روبروست.

لدین در ادامه تحلیل خود، حملات تروریستی اخیر علیه پاسداران را (که توسط یک گروهک تروریستی مطرود صورت گرفته) نشانه نارضایتی اقلیت‌ها در ایران دانسته و انتقادات گروه‌های مختلف در مورد عملکرد دولت محمود احمدی‌نژاد (که نشانه‌ای از پویایی سیاسی در جمهوری اسلامی و نقیض اظهارات لدین است) را از دلایل دیگر آماده بودن زمینه وقوع انقلاب دمکراتیک در ایران معرفی می‌کند! وی در ادامه می‌گوید سازمان‌های طرفدار دموکراسی در ایران معتقدند اگر بتوانند از حمایت‌های آمریکا آنگونه که طرفداران دموکراسی در لهستان، لبنان، اوکراین و بسیاری دیگر از کشورها برخوردار شوند قادر به براندازی نظام خواهند بود.

لدین بر همین اساس پیشنهادهایی را مطرح می‌کند از جمله اینکه اتحادیه‌های کارگری غرب اعتصاباتی را به خاطر کارگران ایرانی که ماه‌ها و حتی سال‌هاست حقوقی دریافت نکرده‌اند به راه بیندازند و از طریق وسائل مختلف از جمله تلفن، ماهواره و کامپیوتر همدردی خود را با آنها اعلام کنند.

به همین دلیل تحلیل‌گر ارشد موسسه نومحافظه‌کار «انترپرایز» معتقد است تغییر نظام در ایران به حمله نظامی یا آن‌گونه که برخی می‌گویند بمباران سایت‌های هسته‌ای آنها نیازی ندارد.

چرا که مساله خود نظام است و نه ابزارهایی که استفاده می‌کند. از این‌رو لدین از تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران استقبال می‌کند.

البته لدین می‌گوید این یک استراتژی جاه‌طلبانه است اما باید دانست که آمریکایی‌ها نیز مردمان جاه‌طلبی هستند. وی می‌گوید ما در یک جنگ جهانی وارد شده‌ایم و در حالی‌که در بسیاری از جنبه‌ها بسیار خوب عمل کرده‌ایم اما نتوانسته‌ایم ماهیت مبارزه را درک کنیم.

منبع: ايران اکونوميست

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٦ - سيد کريم

       

Political Activists Detained During March in Moscow

(NPR – 14 April, 2007)

Russian opposition leader Garry Kasparov, the former world chess champion, was among at least 100 political activists detained (left) by police Saturday as supporters of his organization tried to hold a protest march in central Moscow.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٥ - سيد کريم

   بررسی کار آیی تحریم های کنونی ایالات متحده علیه ایران   

به حداقل رساندن تهدیدات بالقوه از جانب ایران: بررسی کار آیی تحریم های کنونی ایالات متحده علیه ایران

نیکلاس برنز، معاون وزیر خارجه آمریکا در امور سیاسی، شهادت در برابر کمیته بانکداری، خانه سازی و امور شهری سنای آمریکا واشنگتن دی سی بیست و یکم مارس 2007

صبح به خیر. سناتور داد ، ریاست کمیته؛ سناتور شلبی ، عضو ارشد و سایر اعضای متشخص کمیته، از شما به دلیل فراهم آوردن این فرصت برای گفتگو با شما درباره چالش های عمیقی که از جانب ایران متوجه منافع امنیت ملی ما است، تشکر می کنم. من خوشوقتم که امروز به همراه آقای لوی ، معاون وزیر خزانه داری و آقای مارک فالون ، جانشین معاون وزیر بازرگانی در این مکان برای بحث درباره سیاست راهبردی ایالات متحده آمریکا برای مقابله با این چالش ها حضور یافته ام.

موضوع مورد بحث در این جلسه دارای فوریتی بسیار بزرگ برای منافع ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه و جهان می باشد. ما هم اکنون در حال پیشبرد یک برنامه بلند پروازانه در منطقه خاورمیانه از طریق تلاش برای ایجاد ثبات در عراق، فراهم نمودن زمینه های لازم برای برقراری یک صلح پایدار بین اسراییل و فلسطینی ها، توسعه دموکراسی و آزادی در کشورهایی نظیر لبنان و خنثی ساختن ایدئولوژی های افراط گرایانه و تسلیحات خطرناک می باشیم. ما بدون مقابله موفقیت آمیز با چالش های ایجاد شده توسط ایران، نخواهیم توانست در هیچ یک از این زمینه ها به موفقیت کامل دست یابیم.

ایران تحت رهبری افراطی محمود احمدی نژاد، رییس جمهور این کشور، به صورتی مستقیم منافع حیاتی ایالات متحده آمریکا در بسیاری از عرصه ها را به طرق و روش های مختلف مورد تهدید قرار می دهد – بی اعتنایی این کشور به خواستهای جامعه جهانی در زمینه تعقیب برنامه های ساخت تسلیحات اتمی؛ تلاش های آن برای توسعه و گسترش بی ثباتی و هرج و مرج در سرتاسر منطقه، خصوصاً در دموکراسی های تثبیت نشده عراق و لبنان؛ سیاست های این کشور در زمینه سرکوب و اعمال فشار به شهروندان ایرانی؛ حمایت از تروریسم بین المللی و مخالفت دیرینه و خشونت آمیز این کشور با هرگونه طرح صلح در خاورمیانه.

مقابله موثر و کارآمد با این تهدیدات رژیم ایران، دارای اهمیتی برابر با هر چالش دیگری است که امروزه آمریکا در سطح جهان با آن روبرو می باشد. پیروزی برای ما جنبه حیاتی دارد. ماندگاری رژیم ایران، تشدید سیاست های تحریک آمیز و سخنان نگران کننده و تند رهبران این کشور به این معنا است که عدم اقدام یا شکست برای ما یک گزینه نیست. از همین رو پرزیدنت بوش و وزیر خارجه آمریکا، مقابله با سیاست های ایران در سطح کلی منطقه خاورمیانه را جزومهم ترین اولویت های کاری خود قرار داده اند.

خطرات ناشی از رژیم ایران پیچیده و گوناگون می باشند و نیازمند اتخاذ راهکارها و پاسخ های چند رویه و توام با ظرافت از جانب آمریکا می باشند. ما یک استراتژی جامع را طراحی نموده ایم که مبتنی بر رهبری دیپلماتیک آمریکا و تشکیل یک ائتلاف قدرتمند چندجانبه به منظور جلوگیری از دستیابی تهران به اهدافش می باشد. اقدام شورای امنیت سازمان ملل در تصویب قطعنامه دوم علیه ایران در این هفته و کوشش های جدید کشورهای مهم جهان برای اعمال فشارهای دوجانبه بر ایران بروشنی نشان دهنده این موضوع است که ما در مسیر صحیحی حرکت می کنیم.

سیاست ما در قبال ایران مشخص و متمرکز است. پیش از هرچیز ما به رژیم ایران نشان داده- ایم که سیاست های تحریک و بی ثبات کننده آن متضمن هزینه های دردناکی برای ایران خواهد بود؛ که از آن جمله محدودیت های مالی، انزوای سیاسی، خدشه دار شدن اعتبار و وجهه این کشور در بلندمدت و وارد آمدن خسارت به منافع ملی اساسی ایران است. اقدام دوم ما که به همان اندازه اهمیت دارد، این بوده که رژیم ایران را قانع کنیم که مسیر سازنده تری نیز برای این کشور وجود دارد.

ما هفته گذشته در نیویورک شاهد تاثیر بخشی هردو عنصر تشکیل دهنده این سیاست ما بوه ایم. در راستای تلاش های ما برای روشن نمودن هزینه های رفتار چالشگرانه آن، من همکاری های نزدیک و تنگاتنگی با همتایانم از کشورهای انگلستان، فرانسه، آلمان، روسیه و چین در زمینه قطعنامه دوم بر علیه رژیم ایران داشتم که ما امیدواریم این قطعنامه در این هفته به اتفاق آراء در شورای امنیت به تصویب برسد. این قطعنامه ادامه قطعنامه 1737 است که در ماه دسامبر به تصویب رسید و فشارهای هدفمند را علیه رژیم ایران در زمینه هایی جدیدی مانند فروش اسلحه، اعتبارات صادراتی و سپاه پاسداران این کشور افزایش می دهد.

در همان حال که ما در تلاش منزوی نمودن رژیم ایران هستیم، به تهران یک راهکار دیپلماتیک را نیز پیشنهاد می نماییم. در متن بیانیه گروه 1+5، ایالات متحده آمریکا مجدداً پیشنهاد تاریخی وزیر خارجه آمریکا، خانم رایس را در ژوئن سال 2006 مبنی بر مذاکره مستقیم با ایران "در هرزمان و هر مکانی" مشروط بر این که ایران کلیه فعالیت های غنی سازی خود را به صورتی کامل و قابل بازرسی متوقف نماید، تکرار خواهد نمود. این پیشنهاد بهترین فرصت برای ایران و ایالات متحده آمریکا است تا نسبت به حل و فصل اختلافات موجود میان خود اقدام نمایند.

استراتژی دیپلماتیکی که من به طور خلاصه به آن اشاره نمودم، بهترین گزینه و راهکار برای کشور ما می باشد. علی رغم خشم و خروش پرزیدنت احمدی نژاد، ایران در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی آسیب پذیر است. برای ما به وضوح پیوسته که استراتژی ما در مواردی مانند از بین بردن احساس تفوق و برتری طلبی رژیم، پریشن حال کردن رهبران بیش از حد به خود مطمئن آن و روشن کردن هزینه های مقابله جویی در حال نتیجه دادن می باشد.

به طور خلاصه این استراتژی دیپلماتیک تنها یکی از جنبه های سیاست کلی ما برای اعمال فشارهای چندجانبه علیه رژیم ایران را تشکیل می دهد. ما هم چنین در سازمان ملل و به صورت دوجانبه با دیگر کشورهای جهان کار می کنیم تا فشارها را بر ایران به منظور وادار نمودن این کشور به دست برداشتن از برنامه های دستیابی به تسلیحات اتمی افزایش دهیم. در نتیجه این تلاش ها، اکنون یک ائتلاف بزرگ جهانی شکل گرفته است که از ایران می خواهد تا برنامه های اتمی اش را به حال تعلیق در آورد. علاوه بر این ما به تلاش هایمان برای وادار نمودن رژیم ایران به قطع حمایت هایش از تروریسم و افراط گرایی ادامه می دهیم و در عین حال سطح ارتباطات و همکاری هایمان با مردم ایران را گسترش می دهیم. در نهایت ما دو ناو هواپیما بر نیز در خلیج فارس مستقر نموده ایم تا بدین وسیله به متحدانمان در جهان عرب اطمینان خاطر بدهیم که این منطقه برای ما دارای اهمیتی حیاتی است و گامهایی نیز برای مقابله با اقدامات مخرب ایران در عراق برداشته ایم.

امروز من میل دارم جزییات بیشتری درباره اقداماتمان برای افزایش فشار بر رژیم ایران به منظور دست برداشتن از سیاست های بی ثبات سازی و نیز توسعه ارتباط با مردم ایران ارائه نمایم.

مسئله اتمی

ایالات متحده آمریکا و همگی اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد، حق ایران برای دستیابی به انرژی اتمی صلح آمیز و غیرنظامی تحت قانون منع گسترش سلاح های اتمی (NPT) را به رسمیت می شناسند. بااین حال این حق متضمن مسئولیت هایی نیز هست که مهم ترین آن ها تعهد قانونی به عدم تعقیب دستیابی به سلاح های اتمی و همکاری با نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) می باشد.

رژیم ایران فرصت کافی در اختیار داشته که پرسشهای مربوط به فعالیت های اتمی خود را روشن کند. شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی از سال 2003 تا کنون از ایران خواسته است تا به تعهداتش در چهارچوب پیمان NPT پایبند باشد. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز چندین بار – در مارس سال 2006 و مجدداً در ژوییه همان سال– از ایران خواسته است تا کلیه فعالیت های غنی سازی و فعالیت های مرتبط با پردازش مجدد خود را به حال تعلیق در آورد و با بازرسی های جاری IAEA همکاری به عمل آورد.

با این حال ایران تمامی این درخواست ها و هم چنین مجموعه مشوق های سخاوتمندانه ای را که گروه 1+5 در ژوئن گذشته به این کشور پیشنهاد نمود، نادیده گرفته است. شورای امنیت سازمان ملل در قبال این بی اعتنایی های آشکار رژیم ایران به تعهدات بین المللی اش در مورد برنامه های اتمی این کشورچاره دیگری جز تصویب قطعنامه 1737 به اتفاق آراء نداشت. و در مقابله با ادامه سرپیچی های ایران، ما انتظار داریم که شورای امنیت سازمان ملل به زودی قطعنامه دوم بر علیه این کشور را به تصویب برساند و فشارهای هدفمند را بر رژیم ایران افزایش دهد.

در حالی که پرزیدنت احمدی نژاد به تحقیر کوشش های شورای امنیت سازمان ملل متحد ادامه می دهد وقطعنامه های شورا را "ورق پاره" نامیده است، ما شاهد عزم روزافزون جامعه بین المللی برای ممانعت از دستیابی ایران به تسلیحات اتمی بوده ایم. ما این روند را در همکاری بی سابقه با متحدان اروپایی خود در شورای امنیت مشاهده می کنیم – یک کشور اخیرا این همکاری را به عنوان "بهترین نوع طی مدتی بیش از یک دهه" نامیده است. ما نشانه های این موضوع را در تمایل روسیه و چین به موافقت سریعترشان با مفاد قطعنامه دوم و در تلاش های هماهنگ جامعه جهانی، هم در اجرای قطعنامه 1737 و هم در اعمال فشارهای اقتصادی بر ایران در خارج از شورای امنیت شاهد هستیم. آقای لوی با عمق بیشتری به شرح این فشارهای اقتصادی خواهد پرداخت.

بخش انرژی

طی هفته های اخیر ما به صورتی جدی با شرکت ها و کشورهای مربوط در سطوح بالا درباره سرمایه گذاری های بالقوه آن ها در بخش نفت و گاز ایران تماس گرفته ایم. ما با روشن نمودن مخالفت خود با این معاملات، تاثیر منفی را که این معاملات می تواند درتلاش های بین المللی برای حل مسئله هسته ای داشته باشد و نیز پی آمدهای بالقوه آنها را از نظر قوانین خودمان مورد تاکید قرار داده ایم. اغلب این سرمایه گذاری ها در مرحله بحث و مذاکره باقی مانده اند. نحوه بر خورد ما این است که از نهایی شدن این معاملات جلوگیری نماییم. به طور کلی ایران همچنان با مشکلات بزرگی در زمینه جذب سرمایه های خارجی در بخش هیدروکربور خود روبرو می باشد و طی سال های اخیر تنها تعداد بسیار کمی از کمپانی ها متعهد به توسعه منابع نفت و گاز ایران شده اند. برخی از موافقتنامه های قبلی بویژه در ارتباط با توسعه میدان نفتی آزادگان به هم خورده اند. رفتارهای خود ایران موجب ایجاد این وضعیت شده است، با این حال قانون ILSA/ISA نیز نقش مهمی در ایجاد فضای منفی سرمایه گذاری در ایران داشته است.

ما در سال گذشته با همکاری کنگره آمریکا قانون تحریم های ایران و لیبی (ILSA) را که در راستای تلاش های موفقیت آمیز دیپلماتیک و اقتصادی ما اکنون تنها تبدیل به قانون تحریم ایران (ISA) شده استً تمدید نمودیم. ISA نقش بسیار مهمی در زمینه تاکید ما بر نگرانی هایمان در مورد ایران و عواقب بالقوه سرمایه گذاری در این کشور به کشورها و کمپانی های خارجی داشته است. همان گونه که اشاره نمودم، ما معتقدیم که قانون ILSA/ISA یکی از عوامل موثر در عدم موفقیت های اخیر ایران در زمینه جذب سرمایه گذاری های خارجی در بخش نفت و گاز این کشور بوده است.

سد کردن جاه طلبی های منطقه ای ایران

ما در زمینه مقابله با جاه طلبی های منطقه ای ایران نیز اقداماتی انجام داده ایم. ایران به حمایت مرگبار خود از گروه های شبه نظامی دستچین شده شیعه در عراق برای کشتن سربازان آمریکایی و انگلیسی وهمچنین مردم بیگناه عراق می ادامه می دهد. ما خطوط قرمز خود را به تهران اعلام و روشن نموده ایم که این رفتار غیرقابل قبول است. همان گونه که پرزیدنت بوش در ماه ژانویه اعلام داشت، نیروهای ما در عراق اقدام خواهند کرد تا کار شبکه هایی را که اسلحه برای گروه های عراقی فراهم می نمایند فارغ از ملیت آن ها، مختل سازند. این اقدامات در راستای اختیاراتی است که توسط شورای امینت سازمان ملل و دولت عراق به نیروهای چندملیتی (MNF-I) درعراق داده شده است تا هر اقدامی را که برای ایجاد امنیت و ثبات در عراق لازم می دانند، انجام دهند. حمایت از نیروهای ما در عراق – و هم چنین شهروندان عراقی – در برابر این حملات، از وظایف و مسئولیت های مسلم ما به شمار می رود. در عین حال ما از دولت عراق در تلاش هایش برای ایجاد ثبات و امنیت در عراق حمایت می کنیم. حضور ایران در کنفرانس دهم مارس در شهر بغداد، موجب رضایت و خرسندی ما است و ما امیدواریم که تهران نقش سازنده ای را در حمایت از ایجاد امنیت و ثبات در عراق آغاز کند.

خارج از عراق نیز ما در حال همکاری با کشورهای فرانسه، عربستان سعودی، مصر و اردن در زمینه نشان دادن حمایت همه جانبه خود از دولت دموکراتیک و منتخب سینیوره، نخست وزیر لبنان می باشیم و در عین حال با همکاری متحدان اروپایی و منطقه ای خود تلاش می نماییم تا تحریم تسلیحاتی اعمال شده توسط قطعنامه 1701 شورای امنیت را اجرا کنیم و مانع از ارسال مجدد تسلیحات توسط ایران وسوریه برای گروه حزب الله شویم. ما دوناو هواپیمابر را نیز در خلیج فارس مستقر نموده ایم تا بدین وسیله برای دوستانمان در دنیای عرب این اطمینان خاطر را فراهم نماییم که این منطقه برای ما دارای اهمیتی حیاتی است. در سطح منطقه ای نیز خانم رایس، وزیر خارجه آمریکا، در پاییز گذشته رشته مذاکراتی را با متحدان ما در GCC و هم چنین کشورهای مصر و اردن در مورد نگرانی های مشترک مانند تهدیدات ناشی از ایران آغاز کرد که همچنان ادامه دارد.

این اقدامات در کنار تلاش های دیرینه ما برای توسعه صلح و ثبات در منطقه و ایجاد اطمینان خاطر برای متحدان ما مانند اسراییل، نشان دهنده پیشرفت و تکامل طبیعی تلاش های ما در زمینه تاکید بر عزم راسخ جامعه بین المللی برای مقابله با بی اعتنایی های ایران به قوانین بین المللی و مقاصد این کشور برای تسلط بر منطقه است. تمامی این اقدامات ما موثر بوده اند و ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری منزوی شده و تحت مراقبت شدید تر جامعه جهانی قرار دارد.

تروریسم

تهران برای مدتی دراز مهم ترین حامی دولتی تروریسم در جهان بوده است؛ رژیم ایران مسئولیت کشته شدن شمار زیادی از آمریکاییان را در دهه های 1990 و 1980 بر عهده دارد. همان گونه که ما هفته پیش شاهد بودیم، ایرانی ها در بمب گذاری ساختمان انجمن ارتباطات دوجانبه آرژانتین – اسراییل (AMIA) در بوئنوس آیرس در سال 1994 دست داشته اند. ایالات متحده آمریکا تلاش های خود را برای شناسایی و محاکمه تمامی ایرانیانی که در فعالیت های تروریستی دست دارند – مانند کوشش های دولت آرژانتین برای اجرای عدالت در پرونده انفجار ساختمان AMIA – ادامه خواهد داد. علاوه بر این وزارت خزانه داری و وزارت خارجه آمریکا نیز با توجه به نقش ایران به عنوان مهم ترین پشتیبان مالی تروریسم جهانی، از کلیه دولت ها و موسسات مالی بین المللی خواسته اند تا از دستیابی اشخاص و سازمان های مشکوک ایرانی به اعتبارات مالی جلوگیری نمایند. ما از طریق این فعالیت ها و اقدامات داخلی خود، در حال از بین بردن توانایی های ایران برای حمایت از گروه هایی مانند حزب الله و حماس و همچنین افزایش هزینه های سیاسی حمایت از این گروه ها برای ایران هستیم.

برقراری ارتباط با مردم ایران

همان گونه که پرزیدنت بوش و وزیر خارجه آمریکا بارها تاکید نموده اند، مشکل ما تنها با رژیم ایران است، نه مردم آن کشور. بخشی از طرح ما برای آغاز دور جدیدی از روابط میان ایرانیان و آمریکاییان، تقویت ارتباط ما با مردم ایران است. گرچه ما اکنون قادر به برقراری روابط دیپلماتیک رسمی با ایران نیستیم، اما می توانیم در زمینه از بین بردن اختلافات و فاصله ها بین مردم دو کشور تلاش نماییم. از همین رو ما علاوه بر تلاش های دیپلماتیکمان برای وادار نمودن تهران به تغییر سیاست های خارجی اش، برنامه ای را نیز برای افزایش ارتباط بین مردم ایران و آمریکا آغاز نموده ایم. ما در ماه ژانویه تیم ملی کشتی آمریکا را برای شرکت در مسابقات کشتی به ایران اعزام نمودیم و هم چنین زمینه های ورود صدها ایرانی به ایالات متحده را به موجب طرح های مبادله فراهم نموده ایم. ما از ورزشکاران، هنرمندان، رهبران مذهبی و سایر آمریکایی ها خواسته ایم تا به ایران سفر نمایند و بدین وسیله موجب گسترش و توسعه درک و آشنایی متقابل بین ایرانیان وآمریکاییان شوند. ما از طریق برنامه های رادیویی و تلویزیونی گوناگون به زبان فارسی، مستقیماً در حال برقراری ارتباط با مردم ایران و روشن ساختن سیاست های خود برای آنها هستیم.

ما به طور همزمان به تلاش های خود برای گسترش جامعه مدنی در ایران ادامه می دهیم. رهبران ایران همواره ادعا می کنند که انرژی اتمی حق مسلم ایران است. ما ضمن به رسمیت شناختن این حق را - در چهارچوب تعهدات ایران به موجب قانون NPT –، معتقدیم که مردم ایران باید ازحق مسلم آزادی بیان، دادرسیهای قضایی شفاف و سالم و آزادی در انتخاب رهبران کشور از میان نامزد هایی با دیدگاه ها و عقاید مختلف برخوردار باشند. متاسفانه پیشینه کار رژیم در داخل کشور با خواسته ها و اهداف مردم ایران مطابق نیست. ما برای تغییر این وضعیت در تلاش هستیم.

در نتیجه بودجه سخاوتمندانه تخصیص داده شده توسط کنگره، ما توانسته ایم برنامه های گسترده ای را در زمینه های دموکراسی، آموزش و فرهنگ اجرا نماییم و هم چنین بر حجم فعالیت ها وتلاش هایمان به منظور فراهم نمودن اطلاعات و اخبار آزاد برای مردم ایران بیفزاییم. برنامه های ما به روی تمامی کسانی که متعهد به توسعه دموکراتیک و صلح آمیز در ایران باشند گشوده است. هدف این برنامه ها حمایت از بخش های مختلف جامعه ایران از طریق توسعه و گسترش حقوق بشر و آزادی های مذهبی؛ ایجاد جامعه مدنی؛ بهبود نظام قضایی؛ دسترسی پذیری و حکومت قانون و فراهم نمودن زمینه های درک عمیق تر فرهنگ، ارزش ها و عقاید خودمان می باشد.

البته با توجه به فضای سیاسی سرکوبگر ایران، دشواری پیشرفت به سوی اهدافمان را پیش بینی می کردیم. با وجود این ما در حال جرکت به جلو هستیم و مردان و زنان شجاع بسیاری در حال تلاش برای توسعه حقوق اساسی مدنی و اجتماعی و نشان دادن ضرورت گفت و شنود سیاسی می باشند. ما امیدواریم که در بلندمدت، ایجاد یک فضای سیاسی باز– و نه سرکوبگرا – موجبات تغییر در رفتار دولت ایران را فرهم خواهد کرد.

نتیجه گیری

ایالات متحده آمریکا به راه حل دیپلماتیک در برابر چالش های به وجود آمده از جانب ایران پای بند است. این کار به صبر و پایداری نیازدارد.

ما از هیچ کوششی برای بهبود روابط بین ایران و آمریکا دریغ نمی کنیم. اما این امر بدون تغییر در سیاست های رژیم ایران امکان پذیر نیست. رایس، وزیر خارجه، در ژوئن سال 2006 با اعلام این که در صورت تعلیق غنی سازی به صورتی قابل تحقیق از طرف IAEA ، حاضر است در کنار همتایان خویش از روسیه، چین و متحدان اروپایی ما در مذاکرات مستقیم شرکت کند، یک فرصت فوق العاده در اختیار ایران گذاشت. این پیشنهاد هنوز هم به قوت خود باقی است و ما به تلاش خود ادامه خواهیم داد تا این نکته را برای رژیم ایران روشن کنیم که بهترین راه برای تضمین امنیت آن عمل کردن به تعهدات بین المللی خود در رابطه با برنامه اتمی است، نه نادیده گرفتن این تعهدات.

منبع: سایت وزارت امور خارجه ایالات متحده

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٥ - سيد کريم

   تاييد شليك پدافند هوايى مركز UCF اصفهان   

تاييد شليك پدافند هوايى مركز UCF اصفهان و تکذيب شكسته شدن حريم هوايى اين مركز توسط شيء نورانى به عنوان علت شليک

خبرگزارى فارس: پدافند هوايى مركز تحقيقات و توليد سوخت هسته‌اى اصفهان UCF بعدازظهر پنجشنبه در رزمايش دفاع هوايى اقدام به شليك مستمر و دفاع از حريم هوايى اين مركز كرد.

به گزارش خبرگزارى فارس از اصفهان، شليك پدافند هوايى منتسب به مركز تحقيقات و توليد سوخت هسته اى UCF اصفهان در اطراف اين شهر از ساعت 17 و 24 دقيقه آغاز و به صورت مستمر و مداوم طى 15 دقيقه ادامه داشت.

رئيس مركز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى استان اصفهان در گفتگو با خبرنگار فارس با تاييد شنيده شدن صداى شليك پدافند هوايى مركز تحقيقات و توليد سوخت هسته اى اصفهان UCF گفت: صداى مربوط به شليك ضدهوايى و عمليات دفاع هوايى در اطراف شهر اصفهان تنها مربوط به سنجش آمادگى براى دفاع از حريم هوايى مركز تحقيقات و توليد سوخت هسته اى اصفهان UCF بوده است.

تقى علوى افزود: طى اين امر پدافند هوايى مركز تحقيقات و توليد سوخت هسته اى اصفهان UCF تنها براى آمادگى بيشتر و تمرين اقدام به شليك كرده است.

به گفته وى صداى شنيده شدن شليك‌هاى مستمر و مداوم پدافند هوايى به طور قطع مربوط به پدافند هوايى مركز تحقيقات و توليد سوخت هسته اى اصفهان UCF بوده و اين امر نيز تنها براى آمادگى و تمرين بيشتر اين پدافند صورت گرفته است.

اين اظهارات علوى در حالى بيان شد كه برخى از مسئولين شهر اصفهان، علت اين امر را برگزارى رزمايش امداد و نجات و جنگ شهرى توسط نيروهاى سپاه و بسيج منطقه اصفهان در اطراف اين شهر دانستند.

يك مقام آگاه نيز در مركز تحقيقات و توليد سوخت هسته اى اصفهان UCF، در گفتگو با خبرنگار فارس در اصفهان احتمال شكسته شدن حريم هوايى اين مركز توسط شيء نورانى را رد كرد و گفت: با توجه به اينكه پدافند هوايى اين مركز به تازگى مورد ترميم و تجهيز قرار گرفته و توان دفاعى آن افزايش يافته بود، اين مانور به منظور سنجش آمادگى اين پدافند انجام گرفته است.

وى تصريح كرد: طى سال هاى گذشته هر سه ماه يك بار رزمايش سنجش توان پدافند هوايى UCF اصفهان برگزار مى شد كه طى ماه هاى اخير به دليل شرايط حساس نظامى حاكم بر منطقه، فاصله زمانى ميان برگزارى رزمايش سنجش توان پدافند هوايى UCF اصفهان كاسته شده است.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٥ - سيد کريم

   احتمال جنگ   

احتمال جنگ

ظهور طبقه جديد - 229 جلال يعقوبي

سال 1375 بحراني ترين سال سياست خارجي ايران در دوران رياست‌جمهوري هاشمي رفسنجاني بود. با افزايش فشار بر ايران و اتهامات متعدد امريكا كه به نقش احتمالي حكومت ايران در برخي عملياتهاي تروريستي مربوط مي‌شد دولت امريكا كه در آن زمان در دست دموكراتها بود محدوديتهاي جديدي عليه ايران وضع كرد.

تصويب قانون «داماتو» براي فشار آوردن به شرکت‌هاي خارج از آمريکا که در صنايع نفت و گاز ايران و ليبي سرمايه گذاري مي‌کردند، در چنين وضعيتي توسط رئيس جمهور وقت آمريکا - بيل کلينتون – تصويب شد. اين قانون که اعترا ض اتحاديه اروپا را نيز به دنبال داشت چراكه اقدام امريكا را سياستي يكجانبه مي‌دانستند كه مي‌تواند به منافع اقتصادي ديگر كشورها- از جمله اروپا- نيز لطمه وغارد كند. قاطع‌ترين مواضع اروپايي‌ها در مقابل اين قانون را نيز دولت وقت آلمان گرفت، و به نزديكترين متحد ايران در غرب مبدل شد. وزير خارجه آ لمان در آن روزها اعلام کرد رهبري اروپا در مقابل اقدام واشنگتن را که منجر به زيانهاي مالي زيادي براي شرکتهاي اروپايي خواهد شد را آلمان بر عهده خواهد گرفت.

به دنبال گسترش فشارهاي بين‌المللي عليه ايران، رئيس مجلس سناي نمايندگان آمريکا که عضو حزب جمهوريخواه بود، رسماً خواستار حمله نظامي به ايران شد و حتي ويليام پري، وزير جنگ وقت امريکا وعده داد: «جمهوري اسلامي ايران يعني متهم اصلي انفجار ظهران عربستان، از هيچ گونه عمل تلافي‌جويانه قوي در امان نخواهد بود.» در همان زمان چند فروند هواپيماي جنگنده امريکايي وارد حريم هوايي بوشهر شده و ديوار صوتي آن را شکستند و به اين ترتيب بحران بوجود آمده ابعاد تازه‌تري به‌خود گرفت.

ارگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، كه نماينده چپهاي مذهبي راديكال نزديك به روحانيت در دهه شصت و چندي بعد بخشي از رفورميست‌هاي اطراف خاتمي هستند، در اوايل اسفندماه 75 طي تحليلي نوشت: « مدتي است که شايعه حمله نظامي امريکا به جمهوري اسلامي ايران در برخي محافل به طور جدي مطرح شده است. اين شايعه که پس از انفجار مقر نظاميان آمريکايي در ظهران عربستان در تاريخ 5 تيرماه گذشته و انتساب اين اقدام از سوي منابع امريکايي به ايران انتشار يافت، طي دو هفته گذشته قوت بيشتري پيدا کرده است. » [هفته‌نامه عصر ما – يكم اسفند1375] اين نشريه چند هفته بعد در يادداشتي ديگر تأکيد کرد : «ما همچنانکه در شماره هاي پيشين « عصر ما» توضيح داده ايم، احتما ل حمله نظامي امريکا را به ايران منتفي نمي دانيم و به همين علت لزوم آمادگي همه جانبه در مقابل تهديدهاي نظامي آمريکا و چگونگي مقابله با تحرکات خصمانه واشنگتن را جدي تلقي مي‌کنيم.» [هفته‌نامه عصر ما – شانزدهم اسفند 1375] البته فشار بر ايران تنها به اتهامات مشاركت در برخي عمليات تروريستي محدود نبود. فرضا امريکايي‌ها مدعي بودند که دولت ايران مجازاتهاي سازمان ملل عليه عراق را ناديده مي‌گيرد.

حملات موشکي امريکا در خاک عراق که در اواخر شهريور 1375 اتفاق ا فتاد، بي ثباتي در منطقه را افزايش داد و شايعاتي مبني بر آمادگي نيروهاي امريكايي براي ورود به خاك ايران نيز منتشر شد. در چنين شرايطي، دولت ايران کوشيد تا با سياست نزديکتر شدن به اتحاديه اروپا، از فشار امريکا برخود بکاهد. چنانچه در حادثه اي كم‌سابقه پس از انقلاب و در اوايل پائيز 1375، تعدادي از معاونان وزارتخانه ها، رئيس اطاق بازرگاني و برخي افراد بلندپايه سياسي ايرا ن به انگليس سفرکردند، تا سطح روابط دو کشور گسترش يابد. اين سياست كه در تمام اين سالها اجرا شده است گاهي با نگاه به شرق و گاهي نيز با ادعاي همراهي جهان اسلام جايگزين شده است اما معمولا در همه‌ي اين سالها نهايتا متحد ظاهري ايران تبديل به متحد رقيب شده است!

در همان شرايطي كه ايران تحت شديد‌ترين فشارهاي غرب بود، امير امارات متحده عربي طي نطقي، جزاير سه گانه ابوموسي و تنب بزرگ و کوچک را جزء قلمرو امارات عربي متحده دانست و خواستار بازپس‌گيري آن شد! چندي بعد نيز عصمت عبدا لمجيد، دبير کل اتحاديه عرب در گفتگويي با روزنامه الراي اردن ايران را مورد حمله قرار داده و از دول عرب خواست در برابر مسأله جزاير سه گانه موضع واحدي اتخاذ کنند. او مدعي شد: «ادامه اشغال جزاير سه گانه توسط ايران يکي از عرصه هاي مبارزه امت عرب به شمار مي رود.» پس از آن شوراي همکاري خليج فارس نيز ايران را به اشغال جزاير مذکور متهم کرد و بيانيه اي در اينباره صادر کرد. اين سياست پس از آن سال همواره توسط اتحاديه عرب دنبال شده است و حتي نزديكترين متحدان عرب ايران نيز با آن ادعا همراهي كرده‌اند. از جمله‌ي اين متحدان دولت سوريه و دولت تشكيل شده توسط حماس – گروه نزديك به ايران- است كه بيانيه اتحاديه عرب مبني بر عربي بودن جزاير ايران را همواره امضا كرده‌اند!

از طرفي گروهي جديد با نام طالبان، در افغانستان ظهور کرد كه با کمک دولت پاکستان و حمايت قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي موفق شد بر همه گروه‌هاي رقيب افغان غلبه يافته و به مرور نود در صد خاک افغانستان را تصرف کند. در اين زمان هنوز نگرش گروههاي درون حاکميت جمهوري اسلامي ايران به اين گروه هماهنگ نبود و حتي بعدها محمد جواد لاريجاني، نايب رئيس کميسيون سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در دوره‌ي پنجم در باره اين گروه گفته بود: « به نظر من رهبري اين گروه تا کنون از خود لياقت خوبي نشان داده و اين براي آينده افغانستا ن باعث اميدواري است.»! [روزنامه رسالت – نهم مهر 1379] در همان روزها رهبر اين گروه، ملا محمد عمر طي سخناني وعده داده بود: «بعد از يکسره کردن کار دولت رباني و تسلط بر کل افغانستان نوبت حمله به ايران است.» [روزنامه جمهوري اسلامي – سيزدهم اسفند 1375]

سياست دولت ايران در افغانستان نيز قابل توجه است. ايران به هر نيرويي در افغانستان توجه كرد بجز نيروهاي مردمي آن. گلبدين حكمتيار سالها در ايران ساكن بود و متحد اصلي ايران محسوب مي‌شد و –او حتي پرونده‌هاي بزه‌كاري متعددي داشت كه ناديده گرفته مي‌شد- اما نهايتا به ايران پشت كرد و اكنون به متحد القاعده تبديل شده است. سرنوشت برهان‌الدين رباني نيز بهتر از حكمتيار نبوده است. اما دولت ايران هرگز به احمدشاه مسعود نزديك نشد و اوست كه اكنون به قهرمان ملي افغانستان مبدل شده است!

منبع: روزآنلاین

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - سيد کريم

       

Iran's Military and Nuclear Capabilities

(Center for Strategic & International Studies “CSIS”)

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - سيد کريم

   نظر محققان روابط بین الملل درمورد گزینه حمله نظامی   

نظر محققان روابط بین الملل درمورد گزینه حمله نظامی

امید معماریان- واشنگتن پریزم

طی ماه های گذشته، در عرصه بین المللی نظر سنجی های مختلفی در مورد نحوه برخورد ایالات متحده و یا سازمان ملل متحد با برنامه هسته ای دولت های کره شمالی و ایران انجام شده است. تصور عمومی بر این است که بسیاری از دانشگاهیان و کارشناسان روابط بین الملل، ازگزینه های مواجهه نظامی برای برخورد در این زمینه حمایت نمی کنند.

شاید آنچه به این حدس و گمان دامن می زند، مخالفت های گوشه و کناری دانشمندان و دانشگاهیان تاثیرگذار کشورهای غربی درمخالفت با جنگ است که گهگاه شنیده می شود. برای نمونه می توان به آنچه اخیرا "نوام چامسکی" نوشت، اشاره کرد. همچنین درخواست "دانیل الزبرگ" فاش کننده اسرار وزارت دفاع آمریکا در زمان جنگ ویتنام، دیگر نمونه این مخالفت ها به شمار می رود. او از مقاماتی که در مورد برنامه حمله به ایران هرگونه اطلاعی دارند، در خواست کرده که اطلاعات خود را فاش کنند. اما ظاهرا این تصویر در میان کارشناسان روابط بین الملل جای چندانی ندارد.

دو ماهنامه "فارین پالیسی" (سیاست خارجی) درآخرین شماره فروردین (مارس-آوریل) خود با اشاره به این موضوع، گفته که  تصور می رود در صورتی که گزینه نظامی توسط سازمان ملل تجویزشود، چنین افرادی درعرصه بین المللی از آن حمایت خواهند کرد.

به نوشته این مجله معتبر در زمینه روابط بین الملل، برخلاف باور عمومی، "محققین روابط بین الملل هم آنچنان که تصور می شود، کبوتر صلح به شمار نمی روند. چرا که اکثریت آنان بر این عقیده هستند که تحت شرایط خاصی می توان از نیروی نظامی استفاده کرد."

با توجه به یادآوری های روزانه ایی که در مورد چالش های وارد شدن یک تنه به عراق وجود دارد، زیاد جای تعجب نیست که محققین زمانی طرفدار استفاده از نیروی قهریه هستند، که جامعه بین المللی و نهادهای جهانی  ازآن قویا پشتیبانی کنند. ظاهراحداقل نتیجه ای که جنگ عراق داشته، این بوده که در حال حاضر کمتر کسی با این گزینه موافق است که آمریکا یک تنه به جنگ با کشور دیگری برود. چرا که اگر موضوع مواجهه نظامی با کره شمالی یا ایران بر سر مساله هسته ای پیش بیاید، محققین روابط بین الملل به شدت با اعمال قوه قهریه یک جانبه از سوی آمریکا، مخالفند. اما اگر شورای امنیت سازمان ملل این حمله را تجویز و اجازه اش را صادرکند، تایید این عمل از سوی افراد یاد شده به شدت افزایش یافته و چند برابرمی شود.

این موضوع نشان می دهد که اساسا این مسئله حمله نیست که مورد اختلاف نظر کارشناسان روابط بین المللی است، بلکه ماهیت تصمیم گیری برای انجام چنین اقدامی است که اهمیت دارد. این اهمیت وقتی آشکار می شود که ببینیم طی دو سال گذشته ایالات متحده در مورد کشورهایی همچون ایران، همه تلاش خود را انجام داده که فشار بر دولت تهران را، از طریق سازمان ملل اعمال کند. تلاش های دیپلماتیک فشرده آمریکا طی این مدت برای شکل دادن ائتلافی برعلیه تهران هم، در همین زمینه قابل بررسی است.

بر اساس مقاله مجله مذکور، به نظر می رسد طیف های گوناگون فکری به صورتی یکسان از چندجانبه گرایی حمایت می کنند. یعنی درخصوص (عمل به) توصیه های سازمان ملل، بین لیبرال ها و محافظه کاران اختلاف چندانی وجود ندارد.

در مورد ایران و کره شمالی، لیبرال ها و محافظه کاران هم عقیده اند که تحریم های سازمان ملل بر موارد دیگر ارجح است. اما تمایلات کسانی که خود را در گروه  واقع گرایان طبقه بندی می کنند، قابل توجه می باشد. متفکرینی از این دست، به صورت سنتی این بحث را پیش می کشند که نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل متحد نمی توانند و نباید بر گزینه های دولت های مختلف در انتخاب صلح و جنگ نفوذ داشته باشند. این واقع گرایان به قدرت سازمان های بین المللی همچون سازمان ملل اعتقاد چندانی ندارند، و تلویحا و آشکارا از این سخن می گویند که آمریکا خود می تواند درعرصه بین المللی دست به اقدام بزند.

"پل ولفوویتز"، "دیک چنی" و حتی افرادی همچون "ویلیام کریستول" سردبیر محافظه کار"هفته نامه استاندارد"، از این طبقه و نزدیک به آنان به شمار می روند. افرادی که در طی سالهای گذشته، به نوعی سکان هدایت سیاست خارجی را در اختیار داشته اند.

به همین جهت است که نتیجه تحقیقاتی که فارین پالیسی انجام داده نشان می دهد که واقع گرایان از حمله نظامی که با پشتیبانی سازمان ملل صورت بگیرد، و نه بدون حمایت این سازمان، به شدت حمایت می کنند. فاصله بین واقع گرایانی که از مداخله نظامی چند جانبه و یا یک جانبه در کره شمالی  حمایت می کنند، دقیقا مشابه فاصله ای است که بین محققین سنتی لیبرال در خصوص نظریه هایی وجود دارد، که برای همکاری ارائه می دهند. اما نتیجه نظر سنجی مجله فارین پالیسی از محققان روابط بین الملل، قابل توجه است.

در این نظر سنجی در مورد ایران و کره شمالی دو پرسش مطرح شده ( در مجموع چهار سوال) که به ترتیب زیرهستند:

١- اگر کره شمالی موادی تولید کند که برای استفاده در سلاح اتمی مورد استفاده قرارگیرد، آیا از حمله نظامی امریکا به آن کشور پشتیبانی می کنید؟

۸ درصد به این سوال پاسخ مثبت داده اند و ٧٠ درصد با آن مخالفت کرده اند. پاسخ ٢١ درصد هم، نمی دانم بوده است.

٢- اگر ایران به تولید موادی که برای گسترش سلاح اتمی مورد استفاده قرارمی گیرند ادامه بدهد، آیا از حمله نظامی به آن کشور حمایت می کنید؟

٩ درصد ازحمله به ایران حمایت می کنند، ٧٧ درصد مخالف آن هستند و پاسخ ١٤ درصد نمی دانم است.

٣-  اگر شورای امنیت سازمان ملل رای بدهد که به کره شمالی حمله نظامی شود، آیا از جامعه بین المللی برای حمله نظامی علیه این کشورحمایت می کنید؟

۵٣ درصد گفته اند آری، ۲٦ درصد مخالفت کرده اند، و پاسخ ۲۱ درصد نمی دانم بوده است. به رشد ستون کسانی که در این حالت با حمله موافق هستند، توجه کنید.

٤- و در نهایت اگر شورای امنیت سازمان ملل به حمله نظامی برعلیه ایران رای بدهد، آیا از جامعه بین المللی برای حمله نظامی علیه این کشورحمایت می کنید؟

٤۸ درصد موافق و ٣۰ مخالف هستند. ۲۲ درصد نیز، پاسخ نمی دانم داده اند.

نکته جالب توجه این است که درصد افرادی که اساسا با حمله نظامی به ایران و یا کره شمالی مخالف هستند، عملا خیلی بالاست. اما تا پای تایید سازمان های بین المللی همچون سازمان ملل به میان می آید، تعداد کسانی که گفته اند از اقدام نظامی حمایت می کنند، به شدت افزایش پیدا می کند. این نکته بسیار هشدار دهنده به نظر می رسد. چرا که سازوکارهایی که در سازمان ملل به تصمیم گیری منجر می شود، عملا دراختیارکشورهایی است که برای تشکیل ائتلاف های درون این سازمان از قدرت بسیاربالایی برخوردارهستند.

تحلیل گزاره هایی ازاین دست، می تواند برای تصمیم گیران و ناظران سیاسی ایرانی بسیار پراهمیت باشد. چرا که طی ماه های گذشته این سازمان ملل متحد بوده، که سازوکار افزایش فشار بر ایران را اعمال کرده است. چون ایالات متحده با توجه به درس هایی که در این زمینه آموخته، عملا تلاش می کند برای تحقق برنامه های خود علیه ایران، از ظرفیت های سازمان مذکور استفاده کند.

منبع: واشنگتن پريزم

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - سيد کريم

   کشورهای عربی معتقدند که حل نظامی مسئله هسته ای ایران فاجعه آمیز خواهد بود   

کشورهای عربی معتقدند که حل نظامی مسئله هسته ای ایران فاجعه آمیز خواهد بود

کشورهای عربی مخالف راه حل نظامی مسئله برنامه هسته ای ایران می باشند.

 آنطور که روز جمعه "عبد الرحمن العطیه"  دبیر شورای همکاری های کشورهای عربی خلیج فارس به روزنامه "ریاض" عربستان اعلام کرد کشورهای عربی به دیالوگ و حل سیاسی مسئله ایران دعوت می کنند و از استفاده از فناوری های هسته ای در اهداف صلح آمیز حمایت می نمایند.

وی به گفته این روزنامه العطیه از طرف کشورهای عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، بحرین، قطر و عمان اعضای شورای همکاری های خلیج فارس گفت: "ما از راه حل نظامی در هر صورتی حمایت نخواهیم کرد. شورای همکاری ها دائما به دیالوگ و همکاری میان ایران و جامعه جهانی دعوت می کند. ما امیدواریم که دوستان ما در  تهران عاقلانه و حکیمانه با هدف دستیابی به رفع تردیدها و نگرانی ها و تامین کننده منافع ایران بدون تنش زایی عمل کنند".

عبدالرحمن العطیه از آتش بازی در منطقه که عواقب فاجعه آمیزی بدنبال دارد بر حذر داشت که هیچ کدام از طرفین از آن در امان نخواهند بود.

روزنامه "ریاض" اشاره می کند که وی خواهان دیالوگ و حل مسالمت آمیز و رعایت قاطع توافقنامه های بین المللی می باشد.

وی تاکید کرد که کشورهای عربی از مسابقه هسته ای که از مرز استفاده صلح آمیز خارج شده باشند در منطقه از جمله اسراییل و هر کشور دیگر در جهان حمایت نخواهند کرد.

ابوظبی، 24 فروردین، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - سيد کريم

   گسترش برنامه هسته ای ايران نشان دهنده "يك فرصت از دست رفته ديگر"   

گسترش برنامه هسته ای ايران نشان دهنده "يك فرصت از دست رفته ديگر"

مك كورمك سخنگوی وزارت خارجه از رهبران "منطقی" ايران ميخواهد تا هزينه هايی را كه برنامه شان در پی دارد سبك سنگين كنند

نوشته استيون كافمن

عضو هيئت تحريريه يو.اِس.اينفو

واشنگتن – دولت بوش گفت بی اعتنايی ايران به جامعه جهانی بواسطه گسترش عمليات غنی سازی اورانيوم، هم اكنون و در آينده آن كشور را از انجام تجارت جهانی و از فرصتهای سرمايه گذاری محروم ميكند.

سخنگوی وزارت امور خارجه شان مك كورمك در 9 آوريل گفت اعلام اين مطلب كه ايران غنی سازی اورانيوم را در ابعاد اقتصادی آغاز كرده است توسط رييس جمهورآن كشور محمود احمدی نژاد، فرصت از دست رفته ديگری از سوی رهبران ايران بود. او افزود جامعه جهانی همچنان در حال ارائه پيشنهاداتی به عنوان راه حل مشكلاتی است كه تمايلات هسته ای ايران بوجود آورده است.

مك كورمك گفت: "آنان در ماه گذشته فرصتهای بيشماری داشتند تا پيشنهاداتی را كه در نتيجه مذاكرات انجام شده به ايشان ارائه ميشد بپذيرند تا از آن طريق هدف [توليد] صلح آميز انرژی هسته ای را آنطور كه ميگوند محقق كنند. اما بديهی است كه تا به امروز تصميمات آنان خلاف آن مسيربوده است."

با به تعليق درآوردن فعاليتهای غنی سازی، ايران ميتوانست با ايالات متحده و جامعه جهانی مذاكره كند. مك كورمك گفت ايرانيها ميتوانستند "درباره تمامی پيشنهاداتشان حرف بزنند و مسيری را كه امروز در آن قرار گرفته ايم به تعليق درآورند، اما با ادامه مسير فعلی و با بی اعتنايی به قطعنامه های شورای امنيت سازمان ملل، فشار وارده بر ايران همچنان افزايش خواهد يافت."

مك كورمك گفت دولت بوش از "رهبران منطقی ايران" ميخواهد تا در آستانه افزايش فشارهای مالی، برای ارزيابی اين كه آيا ادامه فعاليتهای غنی سازی ارزش دارد يا خير "تجزيه و تحليل هزينه-منفعت انجام دهند".

او گفت: "هزينه ايكه هم اكنون پرداخت ميشود قول و قرارهای كاری است كه بسته نميشود، چون تجارت و سرمايه گذاری صورت نميگيرد. اينها هزينه هايی است که پيشاپيش پرداخت ميشود، اما در تجارت و سود اقتصادی هزينه هايی هم در آينده پرداخت خواهد شد و اين مسئله ای تاسف بار است زيرا ميتواند به گونه ای ديگر باشد."

سخنگوی وزارت خارجه به تصميم آلمان مبنی بر كاهش 40% اعتبارات صادراتش كه در حمايت از تجارت با ايران بود اشاره كرد كه طبق گفته او اين مسئله "پيامی شديد به ايرانيان است مبنی بر اينكه رفتاری كه اختيار كرده اند غير قابل قبول و خارج از معيارهای پذيرفته شده جامعه جهانی است."

او گفت: "اين همان تجارتی است كه با ايران صورت نميگيرد و اگر آنها بخواهند چيزهايی را كه از طريق آن داد و ستد ها بدست می آوردند در جای ديگری جستجو كنند هزينه بيشتری برايشان در برخواهد داشت. و شما ميتوانيد شاهد باشيد كه چگونه در طول [حيات] سيستم مالی بين المللی و سيستم تجارت بين الملل داستان درجايی ديگرتكرار شد."

مك كورمك افزود اين كه ايرانيان بايد بهای برخی از تصميم گيريهای دولتشان را بپردازند "تاسف بار" است. او گفت: " هيچكس خواهان چنين چيزی نيست؛ هيچكس نميخواهد در اين مسير حركت كند اما اين مسيری است كه دولت ايران ما را در آن قرار داده است."

او گفت بدليل اين كه جامعه جهانی سياست "افزايش تدريجی فشار بر دولت ايران" را دنبال ميكند احتمال تصويب قطعنامه های بيشتری از سوی شورای امنيت سازمان ملل وجود دارد. ضمنا شركای دولت بوش در شورای امنيت نميخواهند دست از چنين سياستی برداشته شود.

او گفت "ايرانيها با ايراد چنين سخنرانی هايی و بياناتی چون بيانات امروزشان، به شدت به نفع كسانی كه در سيستم جهانی مايلند فشار بين المللی عليه آنان افزايش يابد عمل ميكنند."

رييس جمهور ايران گفت كه كشورش در حال افزايش تعداد سنترفيوژها و آبشارهای مورد نياز غنی سازی اورانيوم است. مك كورمك گفت كه ايالات متحده بحثی ندارد كه ايران بر تعداد اين دو افزوده است اما نميداند آيا گاز هگزافلورايد اورانيوم (UF6 ) برای غنی سازی اورانيوم به آبشارهای سنترفيوژ تزريق شده است يا خير.

او گفت: "همچنان اين نشانه نيات آنها است و اين واقعيت كه آنان تعداد سنترفيوژهايی را كه توليد و بعد در آبشارها نصب ميكنند افزايش ميدهند نشان دهنده نياتشان در اين مقطع است."

او افزود اظهارات ايران "منبع نگرانی" برای جامعه جهانی است. "فكر ميكنم در اين باره كه همسايگان ايران و كشورهای مسئول سيستم جهانی مايل نيستند ببينند ايران به سلاح هسته ای يا به دانش دست يابی به سلاح هسته ای دست يافته است همه جهان متفق القولند."

پيشتر مك كورمك گفته بود كه آژانس بين المللی انرژی اتمی در تاريخ 24 ماه مه گزارشی درباره برنامه هسته ای ايران ارائه خواهد داد.

او به خبرنگاران گفت "مسئولين اين آژانس تنها كسانی اند كه در موقعيت ارزيابی ميزان گسترش برنامه ايران قرار ميگيرند، چه آنان ........ UF6 به سنترفيوژها تزريق بكنند و چه نكنند. آنان ميتوانند بگويند كه ايران دقيقا در چه مرحله ای از برنامه اش است."

مك كورمك گفت ايران به "پرسشهای برحق" سيستم جهانی درباره فعاليتهای هسته ايش پاسخ نداده است و "صادقانه بگويم كه ما به جايی رسيده ايم...كه اعضای جامعه جهانی، از جمله شورای امنيت و شورای حكام آژانس بين الملل انرژی اتمی، سخنان ايرانيها را مبنی بر اطمينان بخشيدن از طبيعت صلح آميز برنامه هايشان باور ندارند."

منبع: سايت وزارت امور خارجه ايالات متحده

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - سيد کريم

       

Iran Nears Nuclear Red Line

(Council on Foreign Relations – 11 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - سيد کريم

   ايران در حال تدارک نبرد اتمي است؟   

ايران در حال تدارک نبرد اتمي است؟

نگاه ال پاييس

آنخلس اسپينوسا

خوشبختانه بحراني که به دنبال دستگيري 15 ملوان بريتانيايي ايجاد شده بود بدون اينکه نتايج خونباري رقم زند به پايان رسيد. به واقع که نشاط و سرخوشي سران ايراني با نگراني و دل مشغولي هايي که توني بلر در "بحران ملوانان" تجربه نمود، در تضاد کامل قرار دارد. پس از آن، ايران "روز فنآوري هسته اي" را اعلام کرد و اکنون تمامي گروه ها اعم از بنيادگرا و اصلاح طلب يک هدف را دنبال مي کنند: وارد شدن به جمع کشورهاي اتمي.

تمامي دوربين ها روي محمود احمدي نژاد متمرکز شده اند، ولي درحقيقت، موفقيت رسانه اي او در آزادسازي ملوانان دليل ديگري دارد. به واقع که درجه همبستگي مسؤولان ايراني در اين ماجرا عاملي بسيار مهم در تقويت موضع آنها در جدال هسته اي خواهد بود. اکنون اکثريت ناظران امر متقاعد شده اند که جدال جديدي از سوي ايران آغاز شده، به حدي که محدوديت هاي تعيين شده توسط جامعه بين الملل را نيز به چالش خواهد طلبيد.

يک تحليلگر ايراني در اين زمينه مي گويد: "اين مسأله را به هيچ وجه نمي توان يک موفقيت از سوي احمدي نژاد دانست. اعلام يک جنگ مطمئناً تندروها و افراطي هاي حکومت را خوشحال خواهد کرد، زيرا اين مسأله به آنها اجازه خواهد داد تا مشکلات اقتصادي و اجتماعي را که هرگز قادر به حل آنها نيستند مخفي نگهدارند." وي در ادامه مي افزايد: "احمدي نژاد آزادي ملوانان را اعلام کرد، زيرا نظام به اين نتيجه رسيده که رييس جمهور کشور بايد تصوير خوبي از خود نشان دهد. اين مسأله را درواقع مي توان به حفظ تعادل داخلي نظام تعبير کرد."

درحقيقت مي توان گفت رييس دولت تهران در حل و فصل اين بحران پيشقدم نبوده و هيچ دخالت مستقيمي نيز نداشته است. البته ناگفته نماند که او در جلسات شورايعالي امنيت ملي که براي حل اين مشکل برگزار شده بود، شرکت کرده است. در اين نشست که در آن تمامي گروه هاي بر سر قدرت حضور داشته و در رابطه با سياست هاي خارجي و هسته اي تصميم گيري و تشريک مساعي کرده اند، نظر نهايي از سوي آيت الله علي خامنه اي، رهبر انقلاب، صادر شده است. به گفته چندين منبع معتبر، نظام جمهوري اسلامي که از ايده ها و قدرت هاي متفاوتي شکل گرفته و گاهي نيز رقابت هايي را داخل خود تجربه مي کند، "به رهبر فشار مي آورد" تا اجازه ندهد احمدي نژاد زمام امور را به دست گيرد.

اين تحليلگر در ادامه مي گويد: "او ديگر آن رييس جمهوري که قبلاً بود نيست. حتي به مانند رفسنجاني يا ديگران نيز به عنوان يک چهره مهم شناخته نمي شود. مدتي است که او را از امور مربوط به سياست خارجي و انرژي هسته اي دور کرده اند."

به نظر مي رسد که اکثريت شاخه هاي قدرتمند نظام در ماه هاي اخير به اين نتيجه رسيده اند که سياست تهاجمي و جدال طلبانه احمدي نژاد درحال آسيب رساندن به وجهه ايران است و آن را بهانه اي براي افزايش فشارهاي بين المللي مي دانند. وخامت اين شرايط به خوبي در بحران هسته اي آشکار شد. در کمتر از مدت يک سال، شوراي امنيت سازمان ملل به منظور دلسرد کردن جمهوري اسلامي که همواره از صلح آميز بودن برنامه خود دفاع مي کند، سه قطعنامه را با اکثريت آراء به تصويب رسانده است.

برنامه اتمي به راستي "نبرد"ي را رقم زده که امروز به تدريج خود را وارد ايران مي کند. جمهوري اسلامي در تلاش است تا جامعه جهاني حق ايران را در تکميل سوخت هسته اي که درواقع نشانه غرور ملي آن است، به رسميت بشناسد. دولت تهران که از سياست دوگانه جامعه بين الملل و شناخته شدن به عنوان يک کشور متخلف به تنگ آمده، اکنون آبرو و اعتبار خود را روي پرونده هسته اي گذاشته است. درواقع مي توان گفت که اين پرونده به بنيادگرايي و ميانه روي يا به محافظه کاري و اصلاح طلبي ارتباطي ندارد. شايد گرايش هاي مختلف حاکم بر نظام درخصوص شيوه مديريت اين پرونده با يکديگر اختلاف داشته باشند، ولي مطمئناً هدف همگي آنها يک چيز است: وارد شدن به باشگاه اتمي.

در مورد بحران ملوانان، نقش علي لاريجاني، دبير شورايعالي امنيت ملي ايران، به شکل قابل توجهي پررنگ بوده است؛ شخصيتي که کشورهاي غربي به خوبي او را مي شناسند [به دليل مذاکرات هسته اي]. البته لاريجاني نيز درست مانند احمدي نژاد يک سياستمدار محافظه کار محسوب مي شود، ولي شيوه او در روبرو شدن با مسايل بسيار متفاوت است. درحالي که شيوه گفتاري رييس جمهور بسيار پرحرارت و ستيزه جويانه به نظر مي رسد، لاريجاني که همچنين رقيب وي در انتخابات اخير بوده، شيوه اي عمل گرايانه دارد.

بسياري از سفراي اروپايي که با وي به مذاکره نشسته اند، در خصوص او مي گويند: "او بسيار خوش صحبت و اجتماعي است." حال آنکه مي بينيم اين اختلاف شيوه هيچگاه در مرافعات قابل ملاحظه پيرامون مسايل هسته اي ظاهر نشده. لاريجاني روز چهارشنبه گذشته در يک مکالمه تلفني با خاوير سولانا اين مسأله را به خوبي نشان داد. به نقل از منابع محلي، او گفت: "تعليق فعاليت هاي غني سازي به هيچ وجه قابل قبول نيست، نه به عنوان پيش شرط براي انجام مذاکرات و نه به عنوان نتيجه مذاکرات."

با اينکه مسؤولان ايراني در اواسط ماه فوريه به آژانس اتمي اعلام کردند که دومين سري آبشار زنجيره اي سانتريفوژ نصب شده است، ولي هنوز اطلاعاتي از عملياتي شدن آنها در دست نيست. به هرحال، چنين اقداماتي آن هم در زماني که سازمان ملل تحريم ها و مجازات هاي خود را عليه ايران تشديد مي کند، باز هم امکان مذاکره با جامعه بين الملل را سخت تر و آن را به تعويق خواهد انداخت.

مترجم: علي جواهري

alijava_rooz@yahoo.es

منبع: روزآنلاين

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - سيد کريم

       

What We Can Learn From Britain About Iran

(Council on Foreign Relations - Vali R. Nasr - Ray Takeyh – 5 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - سيد کريم

   سفر قریب الوقوع وزیر دفاع آمریکا به اسرائیل   

سفر قریب الوقوع وزیر دفاع آمریکا به اسرائیل

به نوشته روزنامه ژروزالم پست، یک مقام اسرائیلی امروز از سفر قریب الوقوع وزیر دفاع آمریکا به تل آویو و دیدار وی با مقامات دولت اسرائیل از جمله نخست وزیر و وزیر دفاع این کشور خبر داد.

ژروزالم پست نوشت یک مقام در دفتر اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل در گفتگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت رابرت گیتس هفته آینده با همتای اسرائیلی خود و همچنین نخست وزیر دیدار خواهد کرد.

دفتر نخست وزیر اسرائیل به تاریخ دقیق این سفر اشاره نکرده است.

این اولین دیدار یک مقام بلندپایه وزارت دفاع آمریکا از اسرائیل از سال 2000 میلادی بشمار می رود.

بر اساس این گزارش، آخرین وزیر دفاع آمریکا که از اسرائیل دیدن کرد، ویلیام کوهن در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون بوده که در نوامبر سال 2000 به این کشور سفر کرده بود.

سفارت آمریکا در تل آویو با بیان اینکه خبر دیدار وزیر دفاع آمریکا باید از سوی پنتاگون اعلام شود، از تائید این سفر خودداری کرد.

متن انگليسي خبر را به نقل از ژروزالم پست از اينجا بخوانيد

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۳ - سيد کريم

   ***   

Brzezinski confirms that the United States can organise attacks in their own territory

With the exception of Washington Note and Financial Times, the mainstream media decided not to report Zbigniew Brzezinski’s comments that shatter the United Stator ruling class. Auditioned on February 1st, 2007 by the Senate Committee on Foreign Relations, the former National Security Adviser read a statement the terms of which had been carefully chosen.

He indicated that : " a plausible scenario for a military collision with Iran involves Iraqi failure to meet the benchmarks, followed by accusations of Iranian responsibility for the failure, then by some provocation in Iraq or a terrorist act in the US blamed on Iran, culminating in a ‘defensive’ US military action against Iran that plunges a lonely America into a spreading and deepening quagmire eventually ranging across Iraq, Iran, Afghanistan and Pakistan".

As you must have noticed: Mr Brzezinski evoked the Bush administration plausible organization of an attack in the United States, and the possibility of holding Iran wrongly responsible for it.

In Washington the analysts hesitate between two interpretations of this statement. For certain officials, the former National Security Adviser tried to beat the neoconservatives to it and to cast doubt in advance on any circumstance which would lead to the war. For others, Mr Brzezinski wanted, in addition, to suggest that in case of collision with the war partisans, he could reopen the September 11th file. In any case, Thierry Meyssan’s hypothesis - According to which the September 11th attacks would have been perpetrated by a Military-Industrial Complex faction to provoke the Afghanistan and Iraq wars - Leaves suddenly the taboo domain to be discussed publicly by Washington elites.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۳ - سيد کريم

       

Iran: The threat of a nuclear war

(Voltairenet - by Léonid Ivashov – 6 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۳ - سيد کريم

   فرانسه: مرحله‌ی داغ رقابت بر سر مقام رئیس جمهوری   

فرانسه: مرحله‌ی داغ رقابت بر سر مقام رئیس جمهوری

سه چهره‌ی اصلی: سرکوزی، بایرو، رویال

۲۲ آوریل روز انتخابات رئیس جمهوری در فرانسه است. مبارزه‌های انتخاباتی شدت گرفته‌اند. اکثریت مردم هنوز به تصمیم مشخصی نرسیده‌اند. در کانون تبلیغات شخصیتها قرار گرفته‌اند نه برنامه‌ها.

در فرانسه از روز دوشنبه ۹ آوریل مرحله‌ی داغ مبارزه‌ی انتخاباتی برای تعیین جانشین رئیس جمهور ژاک شیراک آغاز شده است. با قرعه‌کشی معلوم شده است که به چه ترتیبی دوازده نامزد مقام رئیس جمهوری پوسترهای خود را در برابر حوزه‌های انتخاباتی، که تعدادشان حدود ۶۵۰۰۰ حوزه است، نصب کنند. کانالهای تلویزیونی نیز در فرصت باقی مانده بر طبق نظمی مقرر برنامه‌های تبلیغاتی نامزدها را پخش می‌کنند.

نامصمم‌ها

تنور مبارزات انتخاباتی داغ است، اما هنوز حدود ۱۸ میلیون فرانسوی نامصمم‌اند و نمی‌دانند که را برگزینند. نظرسنجی‌ای که حاصل آن دو هفته مانده به روز انتخابات انتشار یافت، مشخص ساخت که تعداد بلاتکلیف‌ها این‌سان بالاست. در این مورد فردریک دابی از "مؤسسه‌ی فرانسوی افکار عمومی" (Ifop) می‌گوید که «این تعداد ۱۰ درصد بیشتر از تعداد نامصمم‌ها در دو هفته پیش از انتخابات سال ۲۰۰۰ است».

به نظر دابی ریشه‌ی تردیدها را در آن چیزهایی باید جست که نامزدهای انتخابات به مردم عرضه می‌کنند. او می‌گوید که بسیاری از انتخاب‌کنندگان معتقدند که نامزدها آن وجهه‌ای را نداراند که درخور مقام اصلی دولتی باشد. تعداد بالای نامصمم‌ها ممکن است باعث شگفتی در غروب روز انتخابات شود، از نوع آن شگفتی‌ای که در سال ۲۰۰۲، شاهدش بودیم، آن هنگام که شیراک و لوپن در برابر هم قرار گرفتند.

انتخابات کنونی صحنه‌ی رقابت افراد است نه برنامه‌ها و به همین جهت نیز ممکن است شگفتی‌آور شود. نظرسنجی‌ها وزیر سابق کشور سرکوزی (Nicolas Sarkozy) را در اول صف می‌بینند. پشت سر او خانم رویال (Ségolène Royal) از حزب سوسالیست قرار دارد و پس از رویال، بایرو (François Bayrou) از حزب مرکز ایستاده است. شاخص شخصیت این نامزدها خطاهایشان در معرفی خود و سیاستشان شده است نه برنامه‌های اثباتی‌شان. علاوه بر این سه تن ژان-ماری لوپن (Jean-Marie Le Pen)، عوامگرای راست نیز همچنان در صحنه است. نگاهی می‌افکنیم به چهره‌ی این چهار تن.

نیکولاس سرکوزی

سرکوزی ۵۲ سال دارد. او را کسی که در مورد زندگی وی پژوهیده و نوشته است، چنین توصیف می‌کند: سرکوزی از در وارد می‌شود، اما اتاق را از راه پنجره یا لوله‌ی بخاری ترک می‌کند. اگر چه سرکوزی نامزد اصلی محافظه‌کاران (UMP) است و تصور می‌شود بیشترین شانس را دارد، اما بسیاری از فرانسویان سردرد می‌گیرند، وقتی تصور می‌کنند وی ممکن است رئیس جمهورشان شود. او بعضی وقتها چیزهای دردسرسازی از دهانش می‌پرد، مثلاً در این مورد که مسلمانان در اتاق خواب خود گوسفند سلاخی می‌کنند. مخالفان، او را یک نئولیبرال سرسخت و کسی می‌دانند که می‌خواهد با فرمان و بخشنامه نظم برقرار کند. او در مقام وزیر کشور چنین شهرتی را به دست آورد، چند هفته پیش اما از سمت وزارت استعفا داد.

سگولن رویال

او خود می‌داند، که بعضی وقتها خیلی به خودش مطمئن است. در کتاب تازه‌اش به این نکته اشاره کرده و تصور غیر واقعی از خود را خطا دانسته است. دو مشکل بزرگ او در این روزها یکی اشتباهات انتخاباتی‌اش است و دیگری درگیری‌های موجود در حزبش. عده‌ای از سوسیالیست‌ها به او اتهام می‌زنند که حزب را چندان در مبارزه‌ی انتخاباتی دخالت نمی‌دهد و از ایده‌های سوسیالیستی دور افتاده است. او با سرکوزی اختلاف و در همان حال از برخی جهت‌ها مشابهت دارد: هر دو بچه‌دارند، در مورد هر دو پیش آمده که موتور بچه‌هایشان را دزیده باشند، هر دو به پلیس رجوع کرده و پلیس با لطف ویژه‌ای پی‌جوی کار آنان شده است. هر دو به یکسان به برنامه‌ی رقیبشان از حزب مرکز با بیزاری می‌نگرند.

فرانسوا بایرو

بایرو از حاشیه وارد متن شده است، با این ادعا که اکثریت میانه‌ی جامعه را دور خود جمع کند. او از آن جایی که هم از جناح چپ و هم از جناح راست رأی به سمت خود و حزبش (UDF) جذب می‌کند، به موقعیت دو چهره‌ی اصلی دو طرف، یعنی رویال و سرکوزی، ضربه می‌زند. مشکل بزرگ او این است که نبایستی مقام سوم را داشته باشد، چون اگر نفر دوم باشد، و در انتخابات دور دوم در برابر سرکوزی یا رویال قرار گیرد، شانس خوبی برای پیروز شدن دارد.

ژان-ماری لوپن

مرد همیشه در صحنه ۷۸ سال دارد. لوپن در سال ۲۰۰۲ با کسب ۱۶ درصد آرا به دور دوم جهید. راست‌گرایی افراطی او در طی این سالها بی‌تغییر مانده است. اما دیگر نمی‌گوید که مطلقا نباید پذیرای هیچ مهاجری شد. در هفته‌های آخر باز اشاراتی داشته به تفاوتهای نژادی. او سرکوزی را، که خاستگاهی مجاری-یونانی دارد، نامزد خارجیان می‌نامد. در مورد خودش می‌گوید که نامصمم‌ها او را انتخاب می‌کنند و نامصمم‌ها از این نظر نامصمم‌اند چون جرأت نمی‌کنند تصمیم واقعی خود را به مؤسسه‌های نظرسنجی بگویند.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۳ - سيد کريم

       

Wolfowitz laid out terms for partner’s pay package

(Financial Times – 12 April, 2007)

Paul Wolfowitz personally directed the World Bank’s head of human resources to offer a bank official with whom he was romantically involved a large pay rise and a promotion.

Wolfowitz tries to turn spotlight off himself

World Bank chief seeks refocus

Row over Wolfowitz’s partner intensifies

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۳ - سيد کريم

   ایران در هر صورت پیروز خواهد بود   

ایران در هر صورت پیروز خواهد بود

"گئورگی میرسکی" کارمند علمی ارشد انستیتو اقتصاد جهانی و روابط بین الملل آکادمی علوم روسیه

اوضاع در ایران در مدت اخیر در دو بعد بررسی می شود. بعد اول این است که آیا حقیقتاً ایرانیان به ساخت بمب هسته ای نزدیک می شوند یا خیر، و دومین بعد این است که آیا آمریکا قصد دارد عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کند یا خیر؟

برای غنی سازی اورانیوم تا 90% و ساخت بمب اتمی طی یک سال، چند هزار سانتریفیوژ کافی است. پیشتر ایرانیان اطلاع داده بودند که قصد دارند تعداد سانتریفیوژها در کارخانه غنی سازی در نطنز را به سه هزار برسانند و در روز بعد از جشن روز ملی فناوری هسته ای (9 آپریل)، "غلامرضا آقازاده" رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و معاون رئیس جمهور این کشور اعلام نمود که برنامه ریزی می شود که تا 50 هزار سانتریفیوژ مورد بهره برداری قرار گیرند.

بویژه که مسئولین آژانس بین المللی انرژی اتمی به کرات اعلام نموده اند که اثبات تمایل ایران به ایجاد سلاح هسته ای ممکن نیست. بعید است که این اوضاع تغییری بیابد. اما در هر صورت نشانه های غیر مستقیمی نیز وجود دارند که اجازه می دهند فکر کرد ایران حقیقتاً برنامه صلح آمیز هسته ای را توسعه نمی دهد.

روسیه در سال 2005 میلادی، به ایران پیشنهاد داد که غنی سازی اورانیوم را در خاک این کشور انجام دهد و در عین حال ضمانت کند که رآکتورهای اتمی ایران بطور کامل سوخت هسته ای دریافت خواهند کرد. تهران این ایده و همچنین پیشنهادات اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان را رد نمود. یادآور می سازیم که به ایران وعده دادند در صورتی که از غنی سازی اورانیوم امتناع کند، در الحاق این کشور به سازمان تجارت جهانی و ایجاد نیروگاه های اتمی و عرضه لوازم یدک جدید برای هواپیماهای غیر نظامی فرسوده ایران کمک کنند. بنظر می رسید که پیشنهاد وسوسه کننده ایست، چرا ایران از آن امتناع کرد؟  هم در این مورد و هم در مورد دیگر، دلیل یک چیز است: عدم تمایل به کنترل خارجی بر روند غنی سازی اورانیوم. بنظر می رسد که ایران تنها زمان را در مذاکرات به درازا می کشاند تا به امکان آغاز غنی سازی اورانیوم در سطح لازم برای ایجاد بمب دست یابد.  

اما در عین حال مسلم است که ایران نیازی به بمب اتمی ندارد. چرا که بر سر هیچ کس نمی توان آن را منفجر کرد، آمریکا دور است و در اسرائیل قربانی آن می توانند نه تنها یهودیان، بلکه اعراب ساکن در اسرائیل و فلسطین نیز باشند. بیشتر آنها مسلمانند. آیا جمهوری اسلامی ایران که مدعی رهبری جهان اسلام می باشد، حاضر به کشتار میلیون ها هم کیش خود خواهد بود؟ مسلم است که خیر. از این رو عملاً استفاده از بمب اتمی ممکن نیست. به احتمال زیاد، تهران فقط تصمیم گرفته که به فاصله یک قدمی با ایجاد بمب برسد. این به مقامات ایرانی اجازه می دهد که به اعتباری بی سابقه در برابر چشمان مردم کشور دست یابند، موضع حکمرانی در جهان اسلام را بدست آورده و شرایط خود را به غرب تحمیل کنند.

در عین حال، ایران همین اکنون نیز از موضع زور با همه سخن می گوید، طوری که گویا خود را آسیب ناپذیر احساس می کند و از حمله از سوی آمریکا نمی ترسد. عملیات نظامی زمینی غیر ممکن است، چرا که آمریکایی ها در عراق درگیر هستند. و ضربات محدود و دقیق به تاسیسات هسته ای ایران نیز حتی اگر برنامه هسته ای ایران را عقب بیندازند، اما در هر صورت منجر به تغییر رژیم حاکم نمی شوند.

علاوه بر این، بعید است که ایرانیان ضربات آمریکا را بدون پاسخ بگذارند. آنها می توانند به محدوده نفتی کشورهای همسایه و به پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه حمله کند. این برای آمریکا در عراق نیز فاجعه بار خواهد بود، چرا که تمامی شیعیان عراق نیز آشوب خواهند کرد که تا کنون کم و بیش، اما در هر صورت با آمریکا همکاری می کنند. این منجر به شکست حزب جمهوری خواهان آمریکا در انتخابات 2008 می شود. صحبت نه تنها در رابطه با ریاست جمهوری، و بلکه مناصب سناتوری و فرمانداری نیز می باشد. و علیرغم این که وسوسه جرج بوش برای حمله به ایران می تواند بسیار باشد، او دیکتاتوری نیست که نظر جامعه را بحساب نیاورده و حزب خود را نابود کند.

ایرانیان از تحریم نیز نمی ترسند. تحریماتی که در قطعنامه های مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد درج می شوند، آنقدرها هم مفید نیستند. آنها تنها ایجاد مزاحمت می کنند، اما خسارت بسیاری به کشور نمی زنند. حقیقتاً تنها چیزی که می توانست برای ایران کشنده باشد، ممنوعیت صادرات نفت و گاز بود. اما بعید است که این وقع گرایانه باشد، هیچکس به جز آمریکایی ها بر چنین چیزی پافشاری نخواهند کرد و در تهران این را می فهمند.

از این رو ایرانیان می توانند با آرامش اعلام کنند که حتی قصد ندارند درباره عمل به مطالبات جامعه جهانی و توقف غنی سازی اورانیوم بیندیشند.

سوال این است که پس از آنکه 60 روز از زمان تصویب قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره ایران (قطعنامه 1747) بگذرد، چه باید کرد؟ منطقی می بود که قطعنامه ای شدیدتر تصویب می شد، اما این هراس وجود دارد که تهران در پاسخ ممکن است به عضویت خود در آژانس بین المللی انرژی اتمی خاتمه دهد و بدون کنترل به غنی سازی اورانیوم بپردازد.

اما شاید ارزش داشته باشد که این ریسک را انجام داد؟ ایران به سرمایه گذاری همانند هوا برای تنفس نیاز دارد. بدون صنایع، کشور پاسخگوی نیازهای خود نیست. بعنوان مثال، ایران که اکنون ذخایر نفت آن یکی از بزرگترین ذخایر نفت در جهان است، نیازمند به وارد ساختن 40% از بنزین مصرفی خود است. و بتدریج انزوای اقتصادی ایران می تواند موثر واقع شود. ممکن است که در آن زمان حکومت ایران از قدرت طلبی های هسته ای خود امتناع کنند. اما در آن زمان نیز آنها می توانند با حفظ آبرو اعلام کنند که پیشتر نیز قصد ساخت بمب نداشتند و تنها به امتیازاتی برای توسعه صنایع صلح آمیز انرژی اتمی خود دست یافتند. مقامات ایرانی خواهند گفت: "ما را نتوانستند به زانو درآورند و ما پیروز شدیم".

ویژه خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۳ - سيد کريم

   سفر احتمالی نانسی پلوسی به ايران   

سانفرانسيسکو کرنيکل:نانسی پلوسی رييس مجلس نمايندگان آمريکا ميل دارد به ايران سفر کند

خبرگزاری فارس: يك روزنامه آمريكايى گزارش داد: نانسى پلوسي، رئيس دموكرات مجلس نمايندگان آمريكا تمايل دارد به ايران سفر كند.

به گزارش روزنامه سان فرانسيسكو كرونيكل، يك قانونگذار ارشد آمريكايى كه هفته گذشته به سوريه سفر كرده است گفت، تمايل دارد به منظور گفت‌وگو با محمود احمدي‌نژاد، رئيس جمهورى ايران به اين كشور سفر كند.

"تام لانتوس" كه به همراه نانسى پلوسى به منظور ديدار با "بشار اسد"، رئيس جمهورى سوريه به اين كشور سفر كرده بود، اعلام كرد پلوسى نيز ممكن است مايل به سفر به تهران باشد.

وى در يك كنفرانس خبرى در سانفرانسيسكو گفت: "اگر نظر من را بخواهيد، من فردا صبح آماده سوار شدن بر هواپيما (به مقصد ايران) هستم."

اين سناتور دموكرات آمريكايى با ادعاى آن كه سخنان احمدى نژاد ناعادلانه است، تصريح كرد: "اگرچه بسيارى اظهارات (احمدي‌نژاد) قابل اعتراض، ناعادلانه و ناصحيح است، مهم است كه ما با وى گفت‌وگو كنيم."

وى افزود: "من از سوى خود صحبت مي‌كنم و آماده‌ رفتنم و مي‌دانم رئيس مجلس نيز ممكن است تمايل داشته باشد."

پلوسى نيز در اين كنفرانس خبرى اظهارات لانتوس را رد نكرد اما مستقيما به اين مسئله نيز اشاره نكرد كه خواستار سفر به ايران است.

لانتوس گفت به مدت يك دهه درخواست ويزاى ايران را داده است.

سفر اخير پلوسى به سوريه، خشم كاخ سفيد را برانگيخت.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٢ - سيد کريم

   ایران : جامعه جهانی از اعلام دستآوردهای هسته ای ما دچار سوء تفاهم نشود   

ایران : جامعه جهانی از اعلام دستآوردهای هسته ای ما دچار سوء تفاهم نشود

حسن روحانی رییس کمیسیون برنامه ریزی راهبردی ایران روز سه شنبه 10 آوریل در دوحه از جامعه جهانی خواست که درباره نیت ایران از اعلام دستآوردهای هسته ای از سوی احمدی نژاد رییس جمهور این کشور دچار سوء تفاهم نشود.

 اعلام ایران درباره توانائی تولید صنعتی سوخت هسته ای تنها اعلام این نکته است که ایران می تواند با اتکاء به فناوری خود ، سوخت هسته ای را تولید کند و این نشانه گسترش این فناوری برای تولید سلاح هسته ای نیست.

همین روز دو بازرس آژانس بین المللی انرژی هسته ا ی وارد ایران شده و آماده اند از تاسیسات هسته ای نطنز بازدید کنند .

 در این باره سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه در مسکو گفت: تا جایی که روسیه اطلاع دارد، ایران هنوز تولید صنعتی سوخت هسته ای را آغاز نکرده و روسیه به اتفاق آژانس بین المللی انرژی هسته ای اوضاع مربوط را ارزیابی خواهد کرد.

وی تاکید کرد: طرف های ذی ربط باید بر اساس حقایق با موضوع برخورد کنند و با برخوردهای سیاسی اوضاع را پیچیده تر نکنند .

وزیرخارجه فرانسه روز سه شنبه ایران را به رعایت قطعنامه های شورای امنیت و توقف موقت همه فعالیت های هسته ای حساس فراخواند .

 احمد محمود وزیر امور خارجه  قطر روز سه شنبه بار دیگر تاکید کرد که این کشور در هیچ گونه اقدام نظامی علیه ایران شرکت نخواهد کرد.

منبع: راديو بين المللي چين

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٢ - سيد کريم

   فعاليت هسته های ترور سازمان سيا (CIA)   

فعاليت هسته های ترور سازمان سيا (CIA)

در درون مرزهای ايران

برگردان از متن انگليسی به فارسی: محمد حسيبی

گزارش اميلی تايِپ (Emile Tayyip)

از مدت های مديد تاکنون باورها بر اين بود که امريکا به تجزيه طلبان و گروه های راديکال ايرانی برای افزايش فشار بر ايران در رابطه با متوقف ساختن برنامه اتمی در حال کمک رسانی های مالی به طور پنهانی است.

مقام های سازمان سيا (CIA) به شبه نظاميان مخالف و تعدادی از گروه های قومی قبيله ای که اغلب در مرزهای ايران تجمع دارند کمک می کردند.

اسکاندال تبليغاتی کنونی بر سر جنبشی است که اين روزها برای پيشبرد اهداف خود بر عليه دولت ايران از شيوه تروريستی استفاده می کند.

و اخيرا خبرگزاری اِ بی سی (ABC News) از اين موضوع پرده بر گرفت.

او در واقع رهبر يک گروه چند صد نفره چريکی است که گهگاه از مرز به درون خاک ايران برای حمله تروريستی به مأموران اطلاعاتی و نظامی نفوذ کرده و به عمليات ترور، آدم ربائي، دستگير کردن و سر بريدن در جلوی دوربين فيلمبرداری دست می زند.,. الکسی ديبات (Alexis Debat)، يک مأمور امور ضد اطلاعاتی در امور تروريستی که در مرکز نيکسون (Nixon Center) است و با خبرگزاری اِ بی سی (ABC News) همکاری می کند در اين رابطه ازعبدالمالک ريگی (Abdel-Malik Regi ) نام برد که او احتمالا يک پاکستانی و رهبر يک گروه تروريستی است که از سوی سازمان اطلاعات امريکا ( سيا CIA) استخدام شده تا به اقدامات تروريستی در درون ايران مشغول شود.

سازمان سيا  (CIA)از گروهی به نام "جندالله" ( Jundulla) که از قبيله بلوچ ها بوده و تاکنون اعمال تروريستی زيادی را در ايران مرتکب شده اند نه تنها حمايت می کند بلکه مخارج عملياتی آن ها را تأمين می کند. اينان بارها از استان بلوچستان واقع در خاک پاکستان به درون خاک ايران نفوذ کرده و با دست زدن به عمليات تروريستی شبيه آدم ربائی و حمله های ناگهانی باعث کشتار جمعی از انسان های بيگناه ساکن ايران شده اند.

هدف اصلی آن ها حمله به سربازان و نيروهای امنيتی ايران بوده است.

بر اساس گزارشگر خبرگزاری اِ بی سی (ABC News) سازمان سيا (CIA) با رهبر اين گروه از سال 2005 در تماس بوده است.

بر اساس همين گزارش اِ بی سی (ABC News) اعلام کرد که ريگی شخصا به دست خود تعدادی از دستگير شدگان را کشته است.

جندالله اين گروه مشکوک مسلح تا به حال مرتکب کشتار چندين تن از رهبران اهل تسنـّن برای ايجاد اختلاف و برخوردهای خشونت آميز بين گروه های شيعه و سنّی در استان سيستان و بلوچستان ايران شده است.

اين گروه نسبت به ارتکاب اخير در زاهدان که با انفجار يک اتوموبيل باعث کشتار 11 پاسدار و 31 تن زخمی شد اقرار کرده اند.

به دنبال اين انفجار خبرگزاری نيمه دولتی فارس به نقل از يک منبع اعلام نشده اعلام داشته بود که پس از بررسی در باره مواد و وسائل انفجار معلوم شده است که لوازم به کار برده شده از ايالات متحده امريکا آمده بوده است.

مدارک، عکس ها و فيلم های به دست آماده از اين انفجار نيز نشان می دهد که وسايل به کار گرفته شده در اين بمب گذاری از امريکا آمده است.

تلويزيون دولتی ايران اقرار به ارتکاب انفجار اتوبوس از سوی دستگير شدگان اين عمليات را نيز پخش کرده است.

طبق اطلاع دريافت شده از سوی مقامات دولتی پاکستان مسئله عمليات تروريستی پنهانی سيا (CIA) در ملاقات "ديک چنی" با ژنرال پرويز مشرف رئيس جمهور پاکستان که دو ماه پيش انجام شد مطرح شده بوده است.

سال گذشته چندين حمله که به سوی اقوام ايرانی نشانه گرفته شده بود و نيز بمب هايی که بر عليه مقامات دولتی و سربازان کار گذاشته بودند وضعيت نامناسب و منفی را برای دولت کنونی ايران ايجاد کرده بود.

تاکنون کمک مالی و حمايت از جدايی طلبان و گروه های راديکال مستقيما از بودجه سرّی سيا (CIA) می آمد اما حالا اين موضوع فاش شده و در زمره اسرار نا گفتنی نيست.

متن انگليسي را به نقل از الجزيره از اينجا بخوانبد

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٢ - سيد کريم

   تردید در مورد توان هسته‌ای ایران   

تردید در مورد توان هسته‌ای ایران

ادعای ایران درمورد تولید اورانیوم غنی‌شده در مقیاس صنعتی با تردیدهایی در سطح بین‌المللی مواجه شده است. این موضوع نیز که چرا ایران در مقطع کنونی چنین ادعایی را مطرح کرده، یکی از محورهای بحث و بررسی‌هاست.

سخنرانی روز دوشنبه (9 آوریل) احمدی‌نژاد در نطنز و ادعای او در مورد تواناشدن  ایران به تولید اورانیوم غنی‌شده در مقیاس صنعتی، همچنان موضوع بحث بسیاری از کارشناسان علمی و محافل سیاسی در سطح بین‌المللی است. در این میان، گرچه بازرسانی از سوی سازمان بین‌المللی انرژی اتمی برای راست‌‌‌آزمایی ادعای احمدی‌نژاد در تهران به سر می‌برند، اما در سطح بین‌المللی بر دامنه شک  نسبت به توان جدید اتمی ایران همچنان افزوده می‌شود. اینک،  دیگر این تنها روسیه نیست که از زبان وزارت خارجه خود نسبت به ادعاهای احمدی‌نژاد ابراز تردید کرده،  بلکه شمار زیادی از کارشناسان اتمی و تحلیل‌گران مساثل بین‌المللی نیز بعید می‌دانند که ایران واقعا توان تولید اورانیوم غنی‌شده در مقیاس صنعتی را داشته باشد.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درگزارش شش‌ ماه پیش خود در باره ایران نوشته است که این کشور تنها به 328 سانتریفیوژ برای غنی‌سازی مجهز است که به صورت دو آبشار به هم متصل شده‌اند. با تزریق گاز اورانیوم هگزافلورید در استوانه‌های چرخان (سانتریفیوژها)،  آن دسته از ایزتوپ‌های اورانیوم که به کار تولید سوخت اتمی و یا ماده لازم برای سلاح اتمی می‌آیند، از سایر ایزتوپ ها جدا می‌شوند. این روند البته باید چندین و چند بار تکرار شود.  ازهمین رو برای تولید اورانیوم غنی‌شده برای مصارف عمده مانند سوخت و یا تولید سلاح اتمی به تعداد فراوانی از سانترویفیوژها نیاز است. ایران اینک مدعی است که به اندازه کافی سانتریفیوژد ر اختیار دارد و «قادر به تولید اورانیوم غنی‌شده در مقیاس صنعتی» است. جمهوری اسلامی قبلا به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاع داده بود که تا ماه مه امسال  سه هزار سانتریفیوژ در نطنز نصب خواهد کرد. اما احمدی‌نژاد در سخنرانی روز دوشنبه از ذکر عدد و رقم معینی خودداری کرد. همین نکته و پاره‌ای مسائل دیگر ناباوری بین‌المللی به درستی ادعاهای ایران را تشدید کرده است.

شک از دو جنبه

تردید نسبت به ادعای ایران به طور عمده دو جنبه دارد. شماری از کارشناسان اصولا دستیابی ایران به 3000 سانتریفیوژ را غیرمحتمل می‌دانند و شماری دیگر این کشور را، هم  به لحاظ فنی  و هم به لحاظ ضریب ناکافی خلوص اورانیوم هگزافلورید که در اصفهان تولید می‌شود، در موقعیتی نمی‌بینند که بتواند از 3000 سانتریفیوژ، استفاده مطلوب کند.

دیوید آلبرایت (David Albright)، دانشمند آمریکایی امور هسته‌ای و از بازرسان پیشین سازمان بین‌المللی انرژی اتمی که شناخت قابل اعتنایی از برنامه اتمی ایران دارد، در برنامه پرسش و پاسخی که ماه مارس گذشته در کنگره آمریکا برگزار شد، گفت که محاسبات او نشان می‌دهد آبشارهای نطنز تنها چند ساعت در روز فعال هستند، در حالی که در حالت مطلوب و برای تولید اورانیوم غنی‌شده در مقیاس صنعتی آنها باید شبانه‌روز کار کنند. آلبرایت علت محتمل فعال نبودن مداوم آبشارها را در اختلالات فنی می‌بیند و شادی مقامات ایران را زودرس و فاقد پشتوانه تعبیر می‌کند.

برونو پلاود (Bruno Pellaud) ، معاون سابق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز،  در مصاحبه با سایت "اشپیگل آن لاین"، ادعای احمدی‌نژاد را یک "دروغ بزرگ" خواند و آن را شبیه آن دانست که سوئیس، کشوری بدون سابقه در اتوموبیل‌سازی، به ناگهان اعلام کند که پس از توفیق در ساخت یک پیچ ، اینک  قادر است  مارک جدیدی از اتوموبیل را هم تولید کند.

اوتفرید ناسوار (Otfried Nassauer) کارشناس امور تسلیحاتی و و رییس مرکز اطلاعاتی برای امنیت دو سوی اقیانوس، در برلین، این را که ایران به 3000 سانتریفیوژ دست یافته باشد و 1000 تای آنها را هم مدام در حال کار نگه باشد، به لحاظ تکنیکی غیرممکن می‌داند. جفری لویز (Jeffrey Lewis )، کارشناس  آمریکایی امور  هسته‌ای نیز در وبلاگ خود  نوشته است که خطر تولید بمب اتمی از سوی ایران هنوز چندان جدی نیست، زیرا نصب سه هزار سانتریفیوژ کار تکنیکی پیچیده‌ای است و تازه اگر این مشکل هم حل شده باشد به  گفته هارالد مولر (Harald Müller ) ، رییس "بنیاد مطالعات صلح و منازعات" آلمان باید سانتریفیوژها تا سال 2009 پیوسته کار کنند تا ماده لازم برای تولید بمب اتمی به دست آید. مولر در مصاحبه با روزنامه فرانکفورتر روند شاو، با استناد به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد توان و کارآیی سانتریفیوژهای ایران، این امر را ناممکن می‌داند.

در این حال، خانم ملیسا فلمینگ، سخنگوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، روز چهارشنبه ( 11 آوریل) در مصاحبه‌ای با رادیو سراسری آلمان، با بیان این که برای دستیابی به 3000 سانتریفیوژ، ایرانی‌ها باید "بسیار باشتاب" کار کرده باشند، تلویحا نسبت به ادعای احمدی‌نژاد ابراز تردید کرد. با این همه،  وی ابراز نظر قطعی در این مورد را به نتایج یافته‌های  بازرسان آژانس، که هم اینک در ایران به سر می‌برند، موکول کرد.

بازخوانی انگیزه‌های ایران

صرف‌نظر از میزان درستی ادعای ایران در مورد افزایش توان هسته‌ای‌اش، این سوال  که چرا جمهوری اسلامی زمان فعلی را برای طرح این ادعا انتخاب کرده، در میان کارشناسان پاسخ‌های متفاوتی یافته است. هارالد مولر (Harald Müller) ، رییس "بنیاد مطالعات صلح و منازعات" آلمان معتقد است که هم موافقت  چین و روسیه با قطعنامه‌های شورای امنیت و هم امتناع مسکو از صدور سوخت اتمی به ایران، حکومت این کشور را چه در عرصه داخلی چه در عرصه بین‌المللی با مشکلات بیشتری مواجه کرده است. از همین رو اعلام تبلیغاتی دستیابی به توان غنی‌سازی اورانیوم در مقیاس هسته‌ای  بیش از همه در خدمت  بی‌اثر کردن مواضع مسکو و پکن و نیز خنثی‌سازی انتقادها در داخل نسبت به شکست "سیاست اتکا به شرق" است.

به عقیده مولر احمدی‌نژاد و حامیانش که در انتخابات اخیر شوراها با تنزل اقبال عمومی مواجه شده‌اند اینک می‌کوشند با تبلیغ در مورد "پیشرفت‌های اتمی" کشور وجهه خود را ترمیم کنند. در برابر، سرمقاله‌نویس روزنامه زوددویچه سایتونگ بعید می‌داند که تبلیغات در زمینه افزایش  توان هسته‌ای بتواند برای احمدی‌نژاد و اطرافیان او وجهه‌ساز و محبوبیت‌آفرین شود ،زیرا « میزان موفقیت دولت احمدی‌نژاد در نزد جامعه ایران نه لزومأ به تعداد سانتریفیوژهای نصب‌شده در نطنز که  به قیمت سبزی ، برنج و گوجه‌فرنگی در بازار ایران و قدرت خرید مردم وابسته است.»

برای پاسخ باید منتظر ماند

دلیل دیگری که برای اقدام جمهوری اسلامی در اعلام "موفقیت هسته‌ای‌اش" در لحظه کنونی، ذکر می‌شود همانا ارسال این پیام برای جامعه جهانی است که تحریم‌ها بی‌اثرند و فشارهای بین‌المللی این کشور را از تعقیب برنامه‌های اتمی‌اش بازنخواهد داشت. جمهوری اسلامی اینک این تصور را دارد که به لحاظ هسته‌ای در موقعیت بی‌بازگشتی قرار گرفته و جامعه جهانی جز مذاکره بی‌قید وشرط راهی برای حل چالش فی‌مابین نخواهد داشت. این که چنین تصوری تا چه حد واقعی است، سؤالی است که پاسخ آن را احتمالا باید در واکنش‌های بعدی و نیز مضمون  مباحثات و قطعنامه‌های آتی شورای امنیت جستجو کرد. ولی تا همین جای کار هم، اعلام جمهوری اسلامی به افزایش توان هسته‌ای خود باعث شده که محافلی در اروپا و آمریکا  بحث در باره خطر دستیابی ایران به سلاح ا تمی را شدت و حدت بیشتری بخشند ز این محافل اینک برای توجیه پروژه بزرگ تسلیحاتی آمریکا در زمینه ایجاد سپر دفاع ضد موشکی بر کل اروپا محمل‌های تازه‌ای یافته‌اند. 

منبع: دويچه وله

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٢ - سيد کريم

   آزادسازی دیپلمات های بازداشت شده شرط حضور ایران در کنفرانس عراق   

ایران حضور در کنفرانس عراق را به آزادسازی دیپلمات های بازداشت شده خود توسط نظامیان آمریکایی مشروط کرد

درصورتی که آمریکا پنج دیپلمات ایرانی بازداشت شده توسط نظامیان آمریکایی در اوایل سال جاری در شهر اربیل عراق را آزاد نکند، ایران می تواند از حضور در کنفرانس بین المللی پیرامون مشکلات عراق امتناع کند. این مطلب را که روزنامه کیهان به نقل از "عباس عراقچی" معاون وزیر امور خارجه ایران اعلام نمود.

عراقچی ریاست هیئت ایران در کنفرانس بین المللی عراق که در ماه مارس برگزار شده بود را بر عهده داشت.

پیشتر در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده بودند که تهران فعلاً تصمیم به شرکت در کنفرانس بین المللی عراق که قرار است طی روزهای 3 و 4 ماه مه سال جاری میلادی در شهر شرم الشیخ مصر برگزار شود، اتخاذ نکرده است.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٢ - سيد کريم

   Bio: Mahmoud Ahmadinejad   

Bio: Mahmoud Ahmadinejad  

Mahmoud Ahmadinejad was born in the village of Arādān near Garmsar, the fourth of seven children born to a blacksmith, his family moved to Tehran when he was one year old.

He ranked 130th in the nationwide university entrance exams, and entered Iran University of Science and Technology (IUST) as an undergraduate student of civil engineering in 1976.

Ahmadinejad continued his studies in the same university, entering the Master of Science program for civil engineering in 1984, the year he joined the Islamic Revolutionary Guards Corps (see below), and in 1987 received his Ph.D in traffic and transportation engineering and planning.

The graduate program was a special program for the Revolutionary Guards members funded by the organization itself. After graduation, he became a professor at the civil engineering department at IUST.

Ahmadinejad is married and has two sons and a daughter.

In 1979, Ahmadinejad was a member of the Office of Strengthening Unity, the student organization that planned the Teheran Embassy takeover. Six former hostages who saw the president-elect in a 1979 photo or on television said they thought Ahmadinejad was among the captors who held them for 444 days, and one said he was interrogated by Ahmadinejad, who later denied he was one of the hostage takers.

A different set of accusations against Ahmadinejad emerged in Austria. The newspaper Der Standard quoted a top official in Austria's Green Party as saying authorities have "very convincing" evidence linking Mr. Ahmadinejad to the 1989 slaying of Abdul-Rahman Ghassemlou, an Iranian opposition Kurdish leader, in Vienna. Exiled Iranian dissidents made the same accusations.

Ahmadinejad joined the Islamic Revolutionary Guards Corps in 1986 during the Iran-Iraq War. After training at the headquarters, he saw action in extraterritorial covert operations against Kirkuk, Iraq.

Later he also became the head engineer of the sixth army of the Islamic Revolutionary Guards Corps and the head of the Corps' staff in the western provinces of Iran.

After the war, he served as vice governor and governor of Maku and Khoy, an Advisor to the Minister of Culture and Islamic Guidance, and the governor of the then newly established Ardabil province from 1993 to October 1997.

Ahmadinejad was mostly an unknown figure in Iranian politics until he was elected Mayor of Teheran by the second City Council of Tehran on May 3, 2003, after a 12% turnout led to the election of the conservative candidates of Alliance of Builders of Islamic Iran in Teheran.

During his mayorship, he reversed many of the changes put into effect by previous moderate and reformist mayors, putting serious religious emphasis on the activities of the cultural centers founded by previous mayors, going on the record with the separation of elevators for men and women in the municipality offices and suggesting that the bodies of those killed in the Iran-Iraq war be buried in major city squares of Teheran.

Ahmadinejad became the President of Iran on August 3, 2005, receiving the approval of Supreme Leader Ayatollah Khamenei.

Sources: AP and Wikipedia

Jerusalem Post

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٢ - سيد کريم

   سفیر آمریکا در مسکو: شایعات درباره جنگ آمریکا علیه ایران بی اساس هستند   

سفیر آمریکا در مسکو: شایعات درباره جنگ آمریکا علیه ایران بی اساس هستند

"ویلیام برنس" سفیر آمریکا در مسکو روز سه شنبه به خبرنگاران اعلام نمود که شایعات در رابطه با امکان اجرای عملیات نظامی از سوی آمریکا علیه ایران، بی اساس هستند.

این دیپلمات اظهار داشت: "شایعات اخیر درباره امکان اجرای عملیات نظامی علیه ایران هیچ اساسی ندارند. آمریکا موضعی روشن دارد، مبنی بر این که باید به جستجوی راه حل این مشکل از طریق دیپلماسی ادامه داد".

به گفته وی، آمریکا در این راستا هم به کار با روسیه و هم با سایر کشورها، از جمله آلمان و چین ادامه می دهد.

امکان وقوع جنگ از سوی آمریکا علیه ایران در مدت اخیر فعالانه در مطبوعات بررسی می شوند. تهران از توقف غنی سازی اورانیوم امتناع می کند که جامعه جهانی بر آن اصرار دارد و از این نگرانی دارد که برنامه هسته ای ایران در اهداف نظامی استفاده شود.

مسکو، 21 فروردین، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۱ - سيد کريم

   نظر شولتی در مورد اعلاميه ايران مبنی بر آغاز غنی سازی اورانيوم در سطح صنعتی   

نظرات آقای شولتی، سفير دائم ايالات متحده در آژانس بين المللی انرژی اتمی، درباره اعلاميه ايران مبنی بر آغاز غنی سازی اورانيوم در سطح صنعتی

پرزيدنت احمدی نژاد روز دوشنبه اعلام کرد ايران در حال شروع غنی سازی اورانيوم "در سطح صنعتی" است.

همانظور که خوانندگان اين بلاگ آگاهی دارند، انرژی هسته ای غيرنظامی به غنی سازی اورانيوم نيازی ندارد. اما اورانيوم غنی شده در سطح بالا، مانند پلوتونيوم، را می توان در ترکيب بمب هسته ای استفاده نمود. بنابراين، به اول اقدامی اعتماد ساز، اول آژانس بين المللی انرژی اتمی و سپس شورای امنيت سازمان ملل رهبری ايران را ملزم به تعليق تمامی فعاليت های غنی سازی اورانيوم و توليد پلوتونيوم کردند.

اعلاميه روز دوشنبه انعکاس خوبی درباره دانشمندان و مهندسين ايرانی است. با اين وجود، انعکاس خوبی نسبت به رهبران ايران نيست. چرا آنها بر سرکشی از سازمان ملل اصرار دارند؟ چرا اصرار دارند ايران را به راهی بکشند که تنها موجب تحريم و انزوای بيشتر است؟

ما تنها می توانيم اميد داشته باشيم که رهبران ايران اعلاميه روز دوشنبه را با تصميمی مبنی بر تعليق اين فعاليت های حساس دنبال کنند. اين کار به شورای امنيت امکان می دهد تحريمات حاضر، و تحريمات احتمالی بعدی، را به تعليق درآورد. اين اقدام همچنين مذاکرات جهت تصريح مجدد و پيشبرد دسترسی ايران به فن آوری هسته ای را امکان پذير ساخته، به جهان اطمينان می دهد که اهداف اين کشور مطلقاً صلح آميز است.

منبع: سايت وزارت امور خارجه ايالات متحده

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۱ - سيد کريم

   مصاحبه با فولکر پرتس، کارشناس مسائل خاورمیانه   

مصاحبه با فولکر پرتس، کارشناس مسائل خاورمیانه

فولکر پرتس: در عمل احتمالا ایران یک گام به غنی‌سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی نزدیک شده است. ولی در این مورد هم جای شک و تردید است

فولکر پرتس  (Volker Perthes)، کارشناس مسائل خاورمیانه و مدیر "بنیاد علم و سیاست" آلمان است. این مؤسسه از مهمترین نهادهای مشاور دولت آلمان در عرصه سیاست خارجی است. دیرک اولیور هکمن از رادیو سراسری آلمان ( دویچلند فونک) با پرتس مصاحبه‌ای انجام داده است در زمینه اظهارات احمدی‌نژاد در مورد دستیابی ایران به توانایی تولید صنعتی سوخت هسته‌ای.

دویچلند فونک: محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور ایران روز دوشنبه در نطنز اعلام کرده که کشورش اینک قادربه تولید  سوخت اتمی است. آیا ایران اکنون یک گام به تولید بمب نزدیک‌تر شده است؟

فولکر پرتس:

در عمل احتمالا ایران یک گام به غنی‌سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی نزدیک شده است. ولی در این مورد هم جای شک و تردید است. در اختیار داشتن ۳۰۰۰ سانتریفیوژ و توان به کارگیری آنها برای تولید اورانیوم غنی‌شده دو مسئله متفاوت است. نکته‌ای که واقعیت دارد این است که ایران از وضعیت  تعلیقی کنونی و انسدادی که در مذاکرات بین‌المللی به وجود آمده استفاده می‌کند تا هر چه سریعتر برنامه اتمی خود را به پیش براند. این به معنای آن است که هرچه ما بیشتر منتظر شروع مذاکرات بشویم، وضعیت بیشتر به ضررمان تغییر خواهد کرد و بیش از پیش دشوارتر خواهد شد که نظارت موثری برای برنامه هسته‌ای ایران داشته باشیم ، برنامه‌ای که دستکم به عنوان یک برنامه تحقیقاتی احتمالا دیگر قابل تجدیدنظر و عقب‌گرد نخواهد بود.

همین دو هفته پیش بود که شورای امنیت تحریم‌ها علیه ایران را تشدید کرد. ولی ظاهرا این تحریم‌ها باز هم به اندازه کافی قوی و اثرگذار نبوده‌اند.

نه. من هم باور ندارم که بتوانیم از طریق اعمال تحریم، ایران را دستکم از برنامه تحقیقات هسته‌ای‌اش , یعنی غنی‌سازی اورانیوم در حد آزمایشگاهی و توسعه علمی منصرف کنیم. به عقیده من شانس جامعه بین‌المللی در این است که از طریق مذاکرات با ایران به عقد قراردادی برسد که این برنامه را در سطحی که به آن اشاره شد مشروعیت ببخشد و به خصوص آن را تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دهد. ایران هم در عین حال بر اساس پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای موظف است برنامه‌ اتمی خود را تا آنجا تحت نظارت آژانس قرار دهد که  این نهاد در منتفی بودن هر گونه استفاده نظامی از این برنامه اطمینان کامل حاصل کند.

و آیا این گزینه‌ای است که تهران با آن موافقت خواهد کرد؟

به عقیده من در تهران نیروهایی وجود دارند که با چنین پیشنهادی بسیار موافقند. منظور م البته نه رییس‌جمهور ، بلکه محافل و افرادی در درون شورای عالی امنیت ملی ایران است، که مایلند از انزوای کنونی بیرون بیایند و و با جامعه جهانی به معامله‌ای در معنای واقعی آن برسند.

منبع: دویچه وله

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۱ - سيد کريم

   « نووستي » و آغاز توليد صنعتي سوخت هسته‌اي در ايران   

عكس العملل باشگاه مطبوعاتي نووستي به آغاز توليد صنعتي سوخت هسته‌اي در ايران:

 

 

- احمدی نژاد: ایران در شمار کشورهای تولید کننده سوخت هسته ای در مقیاس صنعتی قرار گرفت

- كارشناس روس: ایران توان تولید سوخت هسته ای بطور مستقل را ندارد

- کارشناس روس: اعلامیه ایران درباره آغاز غنی سازی صنعتی اورانیوم تردید برانگیز است

- سازمان انرژی اتمی ایران تعداد سانتریفیوژهای نصب شده در کارخانه نطنز را اعلام نمی کند

- ایواشوف: روسیه نقشی مهم در جلوگیری از جنگ آمریکا با ایران داشته است

- رئیس اداره مالی "اتم استروی اکسپورت" روز چهارشنبه به مذاکرات با ایران درباره ساخت نیروگاه ادامه می دهد

- لاریجانی: ایران تعداد سانتریفیوژها در کارخانه غنی سازی را به سه هزار رساند

- بان کی مون تهران را به امتناع از فعالیت های متغایر با تحریمات شورای امنیت سازمان ملل فرا خواند

- ایران تهدید می کند که در صورت اعمال فشار در عضویت خود در قرارداد ان پی تی بازنگری کند

- لاریجانی: ایران قصد ندارد از حق خود برای کسب فناوری هسته ای صرفنظر کند، اما آماده مذاکره است

- ایران وارد مرحله تولید سوخت هسته ای در مقیاس صنعتی شد

- ایران روسیه را از بوشهر بیرون می کند

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۱ - سيد کريم

   آمريکا: ايران به سرپيچی از خواست جامعه بين المللی ادامه می دهد   

آمريکا: ايران به سرپيچی از خواست جامعه بين المللی ادامه می دهد

شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امورخارجه آمريکا، روز دوشنبه نهم ماه آوريل، در واکنش به اظهارات محمود احمدی نژاد درباره  قرار گرفتن  ايران در زمره کشورهای توليد کننده سوخت هسته ای، گفت اين نشانه ای از ادامه سرپيچی جمهوری اسلامی از خواست جامعه بين المللی است.

محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران، روز دوشنبه با حضور در جشن ملی روز فناوری هسته ای در تاسيسات اتمی نطنز، اعلام کرد ايران در زمره کشورهای توليد کننده سوخت هسته ای قرار گرفته است.طبق گزارش  سازمان انرژی اتمی ايران ورود به مرحله غنی سازی صنعتی، به معنای اين است که تمامی ۳۰۰۰ سانتريفوژ ايران به کار افتاده است.

شان مک کورمک گفت« اين رفتار ايران به چالش طلبيدن خواسته جامعه بين‌المللی برای توقف غنی‌سازی اورانيوم و انجام مذاکره در اين‌باره است.»

مک کورمک ابراز اميدواری کرد که رهبران ايران محاسبه ای درباره سود و زيان سياست های کنونی انجام دهند و دريابند که سياست های فعلی جمهوری اسلامی به نفع مردم نيست.

سخنگوی وزارت خارجه آمريکا گفت رفتارهای ايران طوری است که شورای امنيت سازمان ملل متحد و آژانس بين المللی انرژی اتمی نمی توانند ادعای ايران درباره صلح آميز بودن برنامه هسته ايش را باور کنند.

مک کورمک با اشاره به اظهارات رييس‌جمهور ايران درباره توليد صنعتی سوخت هسته‌ای گفت اين موضوع نشان می‌دهد که قطعنامه شورای امنيت درباره تشديد تحريم‌ها عليه ايران تصميم درستی بوده و رفتار ايران شاهدی برموجه بودن اين تصميم است.

قطعنامه ۱۷۴۷ پس از دو هفته رايزنی ميان پنج کشور آمريکا، بريتانيا، فرانسه، روسيه و چين به عنوان اعضای دايم شورای امنيت و آلمان تهيه شده بود.

اين قطعنامه به ايران ۶۰ روز ديگر مهلت داده است تا فعاليت های مربوط به غنی سازی را متوقف کند و با آژانس بين المللی انرژی اتمی همکاری کامل داشته باشد.آژانس بين المللی انرژی اتمی در پايان ۶۰ روز بار ديگر مراتب همکاری يا همکاری نکردن ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل متحد گزارش خواهد داد تا درباره گسترش تحريم ها تصميم گيری شود.

قطعنامه ۱۷۴۷ تحريم فروش تسليحات از سوی ايران را در بر می گيرد و از کشورهای ديگر می خواهد که داوطلبانه، روابط تجاری و مالی خود را با ايران قطع کنند. همچنين ۲۸ شخص حقيقی و حقوقی با تحريم و محدوديت سفر و مسدود شدن دارايی بانکی و مالی مواجه می شوند.

ايران اين قطعنامه را غيرقانونی خوانده و اعلام کرده است که به برنامه هسته ای خود ادامه می دهد.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۱ - سيد کريم

   ایران روسیه را از بوشهر بیرون می کند   

ایران روسیه را از بوشهر بیرون می کند

روسیه در تشدید بحران ایران متهم شناخته شده است. تهران اعلام کرد که به خاطر آنکه مسکو بهره برداری از نیروگاه اتمی بوشهر را به تعویق می اندازد خود به تولید سوخت هسته ای خواهد پرداخت. گروه مذاکره کنندگان "اتم استروی اکسپورت" به طور فوق العاده عازم ایران شدند.

روز یکشنبه تهران به حاد کردن رابطه خود با روسیه و غرب اقدام نموده و اشاره کرد که بدون توجه به احداث پروژه بوشهر به تولید مستقل سوخت هسته ای خواهد پرداخت. مقامات ایرانی  اشاره کردند که احداث نیروگاه اتمی بوشهر ممکن است که کلا متوقف شود. آنطور که "منوچهر متکی" وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد" به تعویق افتادن بهره برداری از نیروگاه اتمی بوشهر ایران را مجبور می کند که به طور مستقل به تولید سوخت هسته ای بپردازد". به گفته وی بررسی تامین مالی احداث نیروگاه عملا به پایان رسیده است. وی به طور مستقیم گفت: "اما این تعویق ها در تاریخ راه اندازی و تحویل سوخت هسته ای نشان می دهند که ایران باید خود گام های مستقلی برای تولید سوخت هسته ای انجام دهد که به چنین شرایطی دچار نشود".

بیانیه وزارت امور خارجه پاسخی به فشار از سوی مسکو است که خواستار تسریع در تامین مالی احداث نیروگاه اتمي بوشهر می باشد.

از اواسط ماه ژانویه ایران به گفته کمپانی روسی پرداخت های مربوط به نیروگاه اتمی بوشهر را متوقف ساخته است. در ماه مارس ابتدا در مسکو و سپس در تهران مذاکرات چندین روزه نمایندگان "اتم استروی اکسپورت" و شرکای ایرانی برگزار شد. در اواخر ماه مارس کمپانی روسی اعلام کرد که ایران بخش کوچکی از پرداخت ها را انجام داده است. روز 3 آپریل "سرگی کرینکو" رییس "روس اتم" اعلام کرد که وی به بازگشت ایران به جدول زمانی پرداخت ها خوش بین است. به گفته وی سه ماهه اول سال جاری میلادی روسیه از ایران 15 میلیون دلار دریافت کرده که 10 میلیون آن در اواخر ماه مارس پرداخت شده است. قبل از آن "ایرینا یوسیپووا" سخنگوی کمپانی "اتم استروی اکسپورت" اعلام کرده بود که "ایران پرداخت های عقب افتاده خویش را آغاز کرده، اما فعلا نه به طور کامل".

تهدید بر هم خوردن توافقات با ایرانی ها، طرف روسی را مجبور به اتخاذ تصمیمات قاطع و سریع کرده است. امروز هیئتی از "اتم استروی اکسپورت" به ایران سفر می کند.

این مذاکرات به احتمال زیاد بسیار حساس خواهند بود. آنطور که ناظران معتقدند روسیه کلا دو راه دارد. یا با ایران و با پرداخت های تاریخ قبلی از سوی ایران (در مورد مرحله پایانی احداث نیروگاه اتمی بوشهر) موافقت کند و یا به پرداخت های سرموعد اصرار کند. گزینه آخر با عواقب غیر مطلوبی برای طرفین توام خواهد بود. روسیه ممکن است که سرمایه ای را که در ایران هزینه کرده از دست دهد و تهران ممکن است که تحت فشارهای شدیدتری از سوی کشورهای غربی، به خاطر قصد اجرای برنامه هسته ای به طور حداکثر غیر شفاف، قرار گیرد. در این صورت ایران ممکن است که حمایت مسکو از جمله در شورای امنیت که روسیه در آن از حق وتو برخوردار است را از دست بدهد.

«نووستی» یادآوری می کند که احداث نیروگاه اتمی بوشهر در سال 1975 توسط آلمان و تحت کنترل آژانس بین المللی انرژی اتمی آغاز شد. در سال 1995 روسیه و ایران قرارداد اتمام واحد اول آن را امضا نمودند. کل حجم قرار داد در حدود یک میلیارد دلار ارزیابی می شود. طبق توافقات بعمل آمده با ایران روسیه یک راکتور، سوخت هسته ای برای آن و تربیت پرسنل ایران را متعهد شده است.

یک توافق دیگر نیز حاصل شده در مورد اینکه سوخت هسته ای بعد از استفاده از بوشهر به روسیه بازگردانده شود. به همین خاطر بوشهر تحت تحریمات شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه تهران در سال گذشته و قطعنامه 1747 مورخ 24 مارس سال جاری قرار نگرفته است. قطعنامه آخر خواستار توقف امور غنی سازی اورانیوم از سوی تهران بوده و محدودیت هایی در مورد مسائل تجاری و کمک های مالی به این کشور در نظر دارد. تهران در پاسخ اعلام کرد که قصد دارد همکاری خود با آژانس بین المللی انرژی اتمی را متوقف کند. مقامات ایرانی اعلام کرده اند که امکان تعلیق غنی سازی را قبول ندارند.

"گازیتا.رو"، خبرگزاري «نووستي» روسيه، 20 فروردين 

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٠ - سيد کريم

   ايران، آرامش پيش از طوفان   

ايران، آرامش پيش از طوفان

در حالي كه خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي خبري دنيا هر يك بنا به منافع شخصي يا كشوري خود تحليل‌هاي متفاوت و بعضا خيالي و از بيخ نادرستي از آغاز يا عدم آغاز حمله نظامي آمريكا به ايران ارائه مي‌كنند، شواهد و قرائن نشانگر حوادث تلخي است كه دير يا زود جمهوري اسلامي ايران با آن مواجه خواهد بود.

خبرگزاري نوستي، جهت حفظ روابط كشورش با ايران و متعاقبا حفظ منافع مادي كشورش از قبال پرونده هسته‌اي جمهوري اسلامي در تحليل‌هاي تخيلي خود خبر از آغاز حمله نظامي آمريكا در روز ششم  اپريل (17 فروردين) آن‌هم دو روز مانده به روز موعود يعني در 4 اپريل، مي‌دهد.

روس‌ها اينبار سعي داشتند با  حساس جلوه دادن شرايط، و ايجاد وحشت در ميان مسئولان ايراني، و القاي اين مطلب كه ايران در اين مقطع زماني نيازمند پشتيباني يك ابرقدرت است و يا به عبارتي ايفاي نقش دايه مهربان‌تر از مادر براي جمهوري اسلامي (همانگونه كه "آندره دنیسوف" معاون اول وزیر امور خارجه روسیه چند روز پيش اعلام نمود که روسیه هرآنچه که لازم است را انجام می دهد تا از عملیات نظامی علیه ایران جلوگیری کند.)، روابط خود را با ايران كه از چندي پيش به خاطر طمع بيش از حد مقامات روس، تيره گشته بود مجددا به حالت عادي بازگردانند، كه البته تا حدي نيز موفق بودند.

بر خلاف اظهارات مقامات آمريكايي كه سعي دارند با خونسردي كامل هرگونه تدارك براي حمله به ايران را انكار كنند و اولويت را به اقدامات ديپلماتيك بدهند، شواهد و قرائن حكايت از اتفاقاتي ناگوار در پشت پرده اين آرامش ظاهري دارند.

در حالي كه مقامات آمريكايي سخن از تحريم و راه حل ديپلماتيك مي‌زنند، تائيد و افزايش بودجه نظامي آمريكا در عراق را  شاهد هستيم. مي‌بايستي بزودي شاهد ترك عراق توسط نظاميان آمريكايي باشيم، اما در كمال تعجب شاهد افزايش بودجه نظامي آمريكا در اين كشور هستيم. ديك چني در نخستين روز از كنفرانس آيپك در توجيه اين مساله گفت: «وقتى اعضاى کنگره به جاى صحبت از پيروزى در جنگ، از محدوديت وقت و زمان خروج و محدوديت هاى غيرواقعى ديگر صحبت مى کنند، به معنى آن است که به دشمن بگوييم کافى است به ساعت اش نگاه کند و منتظر عقب نشينى ما باشد.»

اما در كنار تمامي اين مسائل كه با پوشش خبري بي سابقه رسانه‌هاي خبري جهان همراه بوده و در زمان واحد سعي در 1- انحراف افكار عمومي از مساله حمله به ايران و 2- متقاعد كردن افكار بين‌المللي براي حمله به ايران به صورت خواسته‌اي مردمي داشته، و جداي از اظهارات مقامات غربي و روسي كه تماما در دراستاي حفظ منافع خود مي‌باشند، اتفاقات و تحركاتي كه در نزديكي مرزهاي ايران بوقوع پيوسته و يا در حال انجام است،‌ و آماده‌سازي افكار داخلي توسط جمهوري اسلامي با اقداماتي نظير اعلام تجاوز بمب‌افكن‌هاي آمريكايي به خاك ايران (در صورتي كه اين مساله پيش از اين نيز بارها انجام شده بود، اما مقامات ايراني از اعلام آن خودداري كرده بودند) حاكي از تدارك گسترده آمريكا - با و يا بدون -  همكاري كشورهاي اروپايي است. مواردي كه با كمي دقت، و جمع‌بندي درست، تنها يك هدف را پيش روي ما مي‌گذارد: «حمله نظامي».

پاره‌اي از اين اتفاقات به شرح زير مي‌باشد:

- پرواز هواپيماهاي جاسوسي بر فراز مرزهاي ايران

- پرواز هواپيماهاي بدون سرنشين بر فراز شهرها براي آزمايش ميزان حساسيت و توان پدافندي ايران

- خروج نيروهاي روس از بوشهر

- آمادگي سفارتخانه‌ها و كنسولگري‌هاي كشورهاي خارجي جهت خروج اضطراري از ايران

- ورود ناوهاي هواپيمابر آمريكا به خليج فارس

- افزایش نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان (و البته آمادگي اين نيروها جهت جابجايي در منطقه)

- توسعه تحریم اقتصادی ایران، ازطریق جلوگیری ازمعامله بانکها با ایران

- فروش بي سابقه تسليحات به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، براي ايجاد نيروي بين‌المللي جايگزين جهت حمايت از نيروهاي آمريكايي در منطقه با توجه به ترس اعراب از افزايش قدرت نظامي ايران و وحشت از پيروزي احتمالي ايران در نبرد احتمالي با آمريكا.

- ايجاد پايگاه‌ نظامي در مرز ايران و عراق

- فعاليت مجدد پايگاه اينجرليك در تركيه

- واكنش بي سابقه مجامع بين‌المللي و كشورهاي مختلف در قبال دستگيري 15 ملوان بريتانيايي

- دستگیری ماموران دولتی ایران در "اربیل" عراق

- اظهارات مقامات آمريكايي مبني بر پشتيباني ايران از گروه‌هاي تروريستي در عراق

- حمايت از گروه‌هاي تجزیه طلب درایران

- اعلام نقض حريم هوايي آبادان توسط بمب‌افكن‌هاي آمريكايي توسط مسئولان ايراني براي اولين بار (در صورتي كه نيروهاي آمريكايي پيش از اين نيز بارها حريم هوايي شهرهاي جنوبي ايران را نقض كرده بودند و اين اولين بار بود كه اين مساله تئسط مسئولين ايراني اعلام مي‌شد).

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٠ - سيد کريم

   احمدی نژاد: ايران به توليد سوخت هسته‌ای رسيد   

احمدی نژاد: ایران در شمار کشورهای تولید کننده سوخت هسته ای در مقیاس صنعتی قرار گرفت 

"محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران روز دوشنبه اعلام داشت که ایران در شمار کشورهایی قرار گرفت که سوخت هسته ای را در مقیاس صنعتی تولید می کنند.

رئیس جمهور ایران طی بازدید خود از مرکز هسته ای نطنز گفت: "من می خواهم با افتخار اعلام کنم که جمهوری اسلامی ایران در شمار کشورهای تولید کننده سوخت هسته ای در مقیاس صنعتی وارد شد".

احمدی نژاد باری دیگر اعلام نمود که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز می باشد. وی تاکید نمود: "تا به امروز هیچ کشروی از راستای صلح آمیز برنامه هسته ای ایران ثبت نشده است".

احمدی نژاد اعلام داشت که ایران در زمینه هسته ای مطابق قوانین بین المللی و تحت کنترل آژانس بین المللی انرژی اتمی عمل می کند.

تهران، 20 فروردین، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٠ - سيد کريم

   بازنگری ايران در عضويت ان پی تی   

ایران تهدید می کند که در صورت اعمال فشار در عضویت خود در قرارداد ان پی تی بازنگری کند

"علی لاریجانی" دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران روز دوشنبه اعلام نمود که اگر در آینده نیز اعمال فشار بر این کشور در رابطه با برنامه تحقیقات هسته ای که از سوی ایران اجرا می شود، ادامه بیاید، ایران می تواند در رابطه با عضویت خود در قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای (ان پی تی) بازنگری کند

خبرگزاری رویتر به نقل از لاریجانی در دیدار وی با خبرنگاران در کارخانه غنی سازی اورانیوم ایران در نطنز، اطلاع می دهد: "اگر غرب به اعمال فشار بر ایران در رابطه با برنامه صلح آمیز تحقیقات هسته ای که از سوی این کشور اجرا می شود، ادامه دهد، ما انتخاب دیگری خواهیم داشت و بر عضویت خود در قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای (ان پی تی) بازنگری خواهیم کرد".

قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای از روز 5 مارس سال 1970 میلادی اجرا می شود و بدون مهلت اعتبار می باشد. ایران این قرارداد را در تاریخ 2 فوریه 1970 میلادی امضا کرده بود.

مسکو، 3 فروردین، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٠ - سيد کريم

   تحلیل ایدئولوگ نومحافظه کاران؛ این هفته به جنگ نزدیک شدیم   

تحلیل ایدئولوگ نومحافظه کاران؛ این هفته به جنگ نزدیک شدیم   

ویلیام بیل کریستول، فرزند اروینگ کریستول از بنیانگذاران جنبش سیاسی نومحافظه کاری در مکاتب سیاسی ایالات متحده، و از راهبران و نظریه پردازان این مکتب سیاسی در آمریکاست.

کریستول در 1994 و با حمایت مالی رابرت مرداک، نشریه ارگان نیمه رسمی نومحافظه کاران با عنوان ویکلی استاندارد را بنیان نهاد.

کریستول در 1997 و با کمک رابرت کاگان، پروژه قرن جدید آمریکایی، PNAC، را تاسیس کرد. بنیاد پروژه قرن جدید آمریکایی با عضوگیری از برجسته ترین سیاستمداران و تصمیم سازان جمهوری خواه نقش مهمی را در هدایت آمریکا به سوی جنگ های عراق و افغانستان ایفا نمود.

معروف است که کریستول هیچ گاه از صف تصمیم گیران اصلی سیاست دولت های بوش خارج نشده است و ویکلی استاندارد تحت سردبیری وی، از روی میز بوش و سایر اعضای دولت آمریکا محو نمی شود. کریستول همینک در هاروارد به تدریس مشغول است.

از 2005 تا کنون، وی به صورت ضمنی سعی دارد با همراهی جمعی از همفکران خود، این زمینه ذهنی را در عرصه سیاست نومحافظه کار آمریکا تقویت کند که تنها راه اصلاح ایران، اقدام نظامی و تغییر رژیم است.

ارزیابی کریستول از چگونگی مدیریت جریان تفنگداران در یکی از برنامه های فاکس به این شرح است.

کریستول: این یک تحقیر واقعی برای بریتانیاست و البته اروپایی ها نیز همانند آنان ایستادگی نکردند. این موضوع سیگنال بدی را به "بدترین نیروهای ایران" فرستاد. از دید من، شکافی در بین اعضای دولت ایران وجود دارد. این کار باعث شد که نیروهای بد در دولت ایران تقویت شوند و فکر کنند که می توانند غرب را به عقب برانند. ما این هفته به جنگ نزدیک شدیم.

 تنها راه جلوگیری از جنگ این است که ما به ایرانیان بقبولانیم که غرب در تهدید جنگی خود و افزایش فشارهای اقتصادی مصمم است.

بعد از اینکه آلمانی ها از کمک به بریتانیا دریغ کردند، بعد از اینکه بریتانیا قبول نکرد که هیچ کاری صورت گیرد، بعد از اینکه ایالات متحده خیلی منفعل برخورد کرد... ما اینک به جنگ نزدیک تریم، چرا که یا باید جنگ را بپذیریم و یا ایران هسته ای را.

مجری: به عقیده شما، بهترین گزینه چه بود. اینکه برویم و در حالیکه "گروگان ها" آنجا بودیم، ایران را بمباران کنیم.

کریستول: بلی

تحلیل گران، عبارت "بریتانیا قبول نکرد هیچ کاری صورت گیرد" کریستول را به عدم قبول پیشنهاد اقدام نظامی آمریکا از جانب دولت بریتانیا نسبت می دهند. در روزهای گذشته فاش شد که دولت بوش در روزهای اول بحران تفنگداران، پیشنهاد اقدام نظامی علیه برخی منافع ایران را مطرح کرده بود که این اقدام از جانب دولت بلر مورد استقبال قرار نگرفت.

منبع: سايت الف

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٠ - سيد کريم

   پيآمدهای سياست تجاوز به ايران - توفان   

پيآمدهای سياست تجاوز به ايران

جنگ شيعه و سنی

روشن است که کشورهای منطقه هيچکدام نفعی در تجزيه عراق ندارند. عراقی که ميان کردها، سنيها و شيعيان تقسيم شود توازن منطقه را چنان برهم زده و وضعيت سياسی را چنان غير قابل محاسبه خواهد کرد که پيآمدهای آن را از هم اکنون نمی توان بطور روشن پيش بينی کرد. ترکيه با پيدايش جمهوری کردستان در مرز جنوبی اش بطوريکه بر چاههای نفت شمال عراق دست پيدا کند موافق نيست و بطور يقين شمال عراق را اشغال خواهد کرد. چنين وضعی جريانهای تجزيه طلبانه را در ايران تقويت کرده و به نزاع ميان ترک و کرد در غرب ايران از يک طرف و نزاع تجزيه طلبان با دولت مرکزی از جانب ديگر منجر می شود. نزديکی شيعيان عراق به ايران که باعث تقويت جنبش شيعيان در عربستان سعودي، ترکيه، يمن، بحرين، کويت، لبنان، قفقاز و تا حدودی پاکستان و مناطق شيعه نشين می گردد بدون پاسخ از جانب حکومتهای سنی برهبری عربستان سعودی و مصر نخواهد ماند. سرکوب بيرحمانه شيعيان که به صورت اقليت در اين ممالک زندگی می کنند در دستور کار اين رژيمها قرار می گيرد و همه آنها را بر ضد جمهوری اسلامی ايران متحد خواهد کرد. آنها نيز متقابلا به تقويت سنی مذهبان در ايران پرداخته و در مناطق جنوب، غرب و شرق ايران آشوب بپا خواهند کرد. ممالک عربی همدست آمريکا در منطقه می کوشند از نقش ارتجاعی صهيونيسم در منطقه بکاهند و ايران را در افکار عمومی مردم عرب جايگزين صهيونيستها گردانند. آنها می بينند که حسن نصراﷲ در لبنان و اسماعيل هنيه در فلسطين به خاطر مقاومتشان در مقابل آمريکا و اسرائيل به پرچمهای مبارزه و قهرمانان نمونه در ممالک عربی بدل شده اند و نزديکی آنها به ايران وحشت ممالک سنی مذهب آمريکائی را دو چندان کرده است.

پيآمدهای اين سياست جنگ مذهبی بسيار خطرناک است. مبارزه ملی و طبقاتی را به کجراه برده و به جنگ کور مذهبی بدل می کند که دودش در درجه اول به چشم خلقهای منطقه و سپس ايران خواهد رفت.

تقويت سنی مذهبان در مقابل شيعه مذهبان پرده ساتری بر زورگوئی امپرياليسم و صهيونيسم در منطقه ايجاد خواهد کرد. هر مقاومتی در مقابل قوای اشغالگر در عراق، لبنان و فلسطين، تحت الشعاع جنگ شيعه و سنی قرار خواهد گرفت و جهت مبارزه ضد استعماری و ضد اشغالگری در منطقه را منحرف خواهد کرد.

صهيونيستها از نزاع ميان شيعه و سنی بسيار سود می برند. آنها با تجزيه عراق موافقند زيرا امکان تنفس دراز مدتی را برای آنها فراهم می آورد و فشار ممالک اسلامی را بر اسرائيل کاهش داده و در کردستان عراق نيروی متحد بالقوه ای را خواهد يافت که از آنها بر ضد نهضت آزاديبخش اعراب استفاده خواهد کرد.

نفوذ شيعيان لبنان به رهبری حسن نصراﷲ که پوزه صهيونيستها را برای نخستين بار به خاک ماليد وحشت ممالک سازشکار عرب را دو صد چندان نموده است. اين نفوذ که با مقاومت قهرمانانه در مقابل نيروی متجاوز صهيونيستی به کف آمده است به حق خواهان اجرای دموکراسی ادعائی غربيها در لبنان است. آنها می خواهند که دولت دست نشانده که نماينده اقليت ناچيزی در لبنان است و تنها به زور اسلحه امپرياليستها از طريق سربازان سازمان ملل خود را حفظ می کند کنار رود و در يک انتخابات دموکراتيک و آزاد حکومت وحدت ملی مرکب از شيعيان، سنی ها و مسيحيان بر سر کار آيند. امپرياليستها، صهيونيستها و مرتجعين با اين خواست دموکراتيک و منطقی مخالفند و امپرياليست فرانسه که از نفوذ شيعيان در منطقه سنتی نفوذش به شدت نگران است پلی برای وحدت ميان اروپا و آمريکا شده تا جمهوری اسلامی ايران را مهار کنند. آنها با تمام قدرت از يک رژيم اقليت ناچيز و نوکر امپرياليسم بنام فواد سنيوره دفاع می کنند.

سياست دامن زدن به جنگ شيعه و سنی سياست امپرياليستها و صهيونيستها در خدمت لگام زدن به جمهوری اسلامی و کاستن از نفوذ آنها در منطقه است. اين سياست جهت اصلی مبارزه ضد امپرياليستی مبارزان بالقوه ضد امپرياليست را منحرف کرده به برادر کشی و انحراف مبارزه ضد استعماری منجر می شود. در اين مبارزه بازنده اصلی مبارزان واقعی ضد امپرياليستی هستند که مبارزه آنها به عقب رانده می شود.

بی جهت نبود که انفجار مسجد عسکری در سامره را همه به يک نيروی آموزش يافته نظامی نسبت می داند که باحتمال قوی از کماندوهای اسرائيلی بوده اند تا نزاع ميان شيعيان و سنها را هميشه تر و تازه نگهدارند. آنها همين سياست را در فلسطين ميان حماس سنی و فتح سنی در پيش گرفته اند. در آنجا نيز که پای شيعيان بطور بلاواسطه در ميان نيست از همان سياست مشهور تفرقه بياندازو حکومت کن سود می جويند.

حزب ما هوادار يکپارچگی عراق است. حزب ما نزاع شيعه و سنی را دسيسه امپرياليستی و صهيونيستی ارزيابی می کند که توسط صهيونيستها و ممالک مرتجع عربی به آن دامن زده می شود. حزب ما خواهان کسب حقوق ملی خلق کرد در چارچوب عراق متحد و دموکراتيک است.

اشغال و يا بمباران ايران

کابوس عراق و لبنان و فلسطين که سپر بلای مردم ايران شده اند وضعيتی را بوجود آورده است که امپرياليستها جسارت آنرا ندارند که مستقيما به سرزمين ايران تجاوز کنند و تهران، تبريز، اصفهان و يا شيراز را اشغال نمايند. اشغال گسترده ايران نه از نظر سياسی و نه از نظر نظامی ممکن نيست. امپرياليستها در مجموع نيز توان اشغال سرزمين ميهن ما را ندارند. مردم قهرمان ايران همه آنها را به سيخ کشيده کباب کرده و می خورند. ولی اشغال جزيره خارک و يا سه جزيره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی و يا بخشی از خرمشهر و آبادان می تواند در دستور کار آنها قرار داشته باشد. بمباران مناطق صنعتی ايران صرفنظر از اينکه به صنايع هسته ای ربطی داشته باشد يا نداشته باشد از گزينه های امپرياليستهاست. آنها خواهان نابودی ايران و کشاندن ايران به عهد حجرند. ما بايد تجربه کره شمالي، ويتنام، کامبوج و لائوس، تجربه فلسطين و لبنان و عراق و افغانستان و يوگسلاوی را در نظر مجسم کنيم و از اين تجارب گرانبها بياموزيم. اين تجارب برای شناخت ماهيت امپرياليستها بسيار اهميت دارد. آنها بدون کوچکترين ناراحتی وجدان که ندارند با سياست بجای گذاردن زمين سوخته می آيند و به ايران تجاوز می کنند. مناطق مسکونی را بنام نامی حقوق بشر، آزادی و دموکراسی، حمايت از مدرنيته، مبارزه عليه اسلام سياسی و... با خاک يکسان خواهند کرد. در ايران گاز و بمب‌های سمی و ميکروبی و آلوده به مواد اورانيوم برای زدودن تفاله های اتمی خويش پرتاب خواهند کرد. بيماری سياه زخم را که در آزمايشگاههای آمريکا آماده کرده اند پخش می کنند. بيماری ايدز را از طريق پلاسمای خون در چارچوب امدادهای بشردوستانه به ايرانيها منتقل می کنند. همانطور که در زمان جنگ اين کار را امپرياليستهای فرانسوی کردند. کاری که در ايران می کنند همان کاری است که در عراق و يوگسلاوی و ويتنام کردند. رسانه های گروهی دموکراتيک و آزاد آنها توری از دروغ و سکوت بر روی اين جنايات خواهند انداخت تا افکار عمومی مردم جهان از اين همه جنايت با خبر نشود. شما امروز شاهد هستيد که تا به چه حد در مورد مبارزات مردم عراق و فلسطين و لبنان و افغانستان سکوت کرده و يا دروغ می گويند. طبيعتا بايد اين جو را شکست.

تمام اين برنامه روی ميز جرج بوش و ديک چنئی قرار دارد. اسرائيل صهيونيست بخشی از اين جنايات ضد بشری را بعهده می گيرد.

چه اشغال موضعی و چه بمباران ايران در لحظه نخست به نفع آمريکاست. دوباره جرج بوش می تواند سينه اش را سپر کند و روی يکی از ناوهای جنگی آمريکا ظاهر شود و با صحنه سازی بگويد فاتح جنگ است و جمهوری اسلامی را سرنگون کرده است. ولی عمر چنين دروغها و اداء و اطوارهای آبدوغ خياری فقط چند ساعت است. چون تازه جنگ واقعی شروع می شود. همه کارشناسان نظامی با اين حساب می کنند که موشکهای و نيروی هوائی ايران پايگاههای آمريکائی را در بحرين و قطر و عربستان سعودی و چاههای و لوله های انتقال نفت را بمباران خواهند کرد. قايقهای سريع ايرانی در خليج فارس خروج نفت را از تنگه هرمز با اشکال روبرو خواهند کرد. عربستان سعودی قادر نخواهد بود با افزايش توليد نفت و کاهش قيمتها جنايتکارانه مانند زمان جنگ ايران و عراق به کشته شدن صدها هزار ايرانی ياری رساند. بهای نفت افزايشی سرسام آور خواهد يافت. اقتصاد غرب بشدت تهديد می شود. خسارت اقتصادی وارده به تاسيسات نفتی و صنعتی منطقه عليرغم تسليحات ضد هوائی فروخته شده به امارات متحده عربی و عربستان هنگفت خواهد بود و تعميرات آن سالها بطول می انجامد. اين بار اروپا نمی تواند از نفت ارزان عربستان سعودی برای رونق اقتصادی خويش به قيمت جان صدها هزار ايرانی استفاده کند. مردم جوامع صنعتی اين فشار را بر روی گوشت و پوست خود حس خواهند کرد. جو نارضائی در ممالک امپرياليستی بنفع آمريکا نخواهد بود زيرا که مردم اين ممالک قبل از آغاز جنگ با برگزاری تظاهرات ضد جنگ ابتکار عمل مبارزه ضد امپرياليستی را بعهده گرفته و اين فضا را بعد از شروع جنگ بر ضد امپرياليستها مورد بهره برداری قرار خواهند داد.

اعتراضات مردم منطقه، کشورهای مسلمان و غير مسلمان، کمونيستها، دموکراتها و ليبرالها و بشردوستان در سراسر جهان وضعيتی را در منطقه بوجود خواهد آورد که خشک و تر با هم می سوزد. معلوم نيست چهره خاور ميانه و نزديک پس از تجاوز آمريکا به ايران همان چهره گذشته باشد. پادشاه اردن رفتنی است، امارات متحده عربی با درهم شکستگی اقتصادی روبرو خواهد شد. از کويت چيزی باقی نخواهد ماند. مبارزات مسلحانه در تمام ممالک منطقه اوج خواهد گرفت. وضعيت عراق و فلسطين، لبنان و افغانستان قابل کنترل نخواهد بود. هنوز اسرائيل از گيجی ضربه حزب اﷲ لبنان که مزه آن را چشيد بدر نيآمده است. از ديوار چين تا مغرب از اندونزی تا ونزوئلا موج قدرتمند مبارزه ضد امپرياليستی بوجود خواهد آمد. ممالک امپرياليستی و سرمايه داری نيز در ميان خود برای حمله به ايران اتفاق نظر ندارند و نخواهند داشت. جبهه آنها از هم اکنون شکننده است و آمريکا در اين جبهه تنها خواهد ماند. ممالک غير متعهد که می بينند امپرياليستها با زورگوئی همه پيمانهای جهانی را عليرغم امضاء نهادن زير آن زير پا می گذارند و با ابزار شورای امنيت سازمان ملل به اقدامات غير قانونی و نقض پيمانهای جهانی مشغولند می فهمند که اين شتر فردا دم در خانه آنها نيز خواهد خوابيد. پيمانها و قراردادهای بين المللی چه ارزشی دارند چنانچه شورای امنيت سازمان ملل بزور امپرياليستها قادر باشد آنها را نقض کند و از درجه اعتبار ساقط نمايد. مگر می شود با استناد به رای غير قانونی شورای امنيت حق قانونی ايران را در غنی کردن اورانيوم نقض کرد؟ مگر می شود با استناد به رای غير قانونی و قلدرمنشانه شورای امنيت سازمان ملل در مورد حق غنی کردن اورانيو م توسط ايران پيمان منع گسترش سلاحهای هسته ای را از درجه اعتبار ساقط کرد؟ ممالک غير متعهد همانگونه که در اجلاس هاوانا در کوبا نشان دادند تجاوز امپرياليستها را تائيد نخواهند کرد. امپرياليست آمريکا در عرصه ديپلماتيک و سياسی بهر صورت عليرغم سياستهای سفيهانه احمقی نژاد در تحريک افکار عمومی بازنده خواهد بود و در عرصه نظامی با وضعيتی روبرو می شود که بهيچوجه برای آنها قابل پيش بينی نيست. پی آمدهای تجاوز به ايران غيرقابل پيش بينی است و تاثيرات ابعاد آن جهانی و راهبردی و ديرپاست. امپرياليست آمريکا نفوذ فرهنگی ايران در منطقه و آسيای ميانه و آسيای صغير و کبير را که محصول تاريخ چند هزار ساله ايران است نمی تواند ناديده و دست کم بگيرد. پيوند خلقهای منطقه و خويشاوندی آنها با يکديگر امری نيست که بتوان ناديده انگاشت. ايران کشوری نيست که پس از جنگ جهانی اول و يا دوم سرهم بندی کرده باشند. سفيهانه است اگر کسی بپندارد که تجاوز به ايران برای آمريکا و اروپا و اسرائيل در منطقه امنيت ايجاد خواهد کرد.

سران ارتجاعی ممالک مسلمان منطقه نظير امپرياليستهای اروپائی با مهار ايران و يا تضعيف ايران موافقند ولی با اقدامات نظامی آمريکا عليه ايران که دود آن مستقيما به چشم آنها می رود موافق نيستند و آنها را ماجراجوئی خطرناک می دانند. از نظر آنها دامن زدن به جنگ شيعه و سني، تحريکات اقليتهای قومی برای تجزيه ايران، محاصره اقتصادی ايران و پرووکاسيون عليه ايران، دزديدن و يا خريدن دولتمردان و مطلعين امنيتي، ترور اساتيد و دانشمندان، کاهش بهای نفت، تقويت اپوزيسيون تقلبي، خرج 85 ميليون دلار آمريکائی و 15 ميليون يوروی هلندی برای راه انداختن راديو و سايت اينترنتی و دوره های آموزشي، قهرمان سازيهای کاذب در نقش دولتمردان بعدی ايران و بعنوان آلترناتيوهای آينده و... بسيار موثرتر از تجاوز مستقيم نظامی در هر شکل آن است. اين است که آمريکا فعلا چند دست بازی می کند. هم به کميسيون جيمز بيکر تکيه می کند، هم نيروهای نظامی خويش را افزايش می دهد. هم تهديد می کند و هم آماده مذاکره در عرصه های جداگانه است. آنها فعلا بر روی تاثيرات محاصره اقتصادی و تبليغات رسانه های گروهی اپوزيسيون خود فروخته ايران و نارضائی عمومی و تلاشهای سازمانهای غير دولتی در ايران ... حساب باز کرده اند بدون اينکه شمشير دموکلس تجاوز به مجتمعهای صنعتی ايران و اشغال موضعی خاک ميهن ما را از نظر دور داشته باشند.

*****

بر گرفته ازتوفان شماره 85 فروردين ماه 1386 ارگان مرکزی حزب کارايران

www.toufan.org

toufan@toufan.org

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٠ - سيد کريم

   تغییر مسیر اجباری المالکی در منازعه ایران و امریکا   

تغییر مسیر اجباری المالکی در منازعه ایران و امریکا

در حالیکه ایران و امریکا به مشاجرات لفظی و گفت و گوهای غیر مستقیم اما صریح تر روآورده اند، نوری المالکی،نخست وزیر عراق که قصد سفر به ژاپن را داشت نتوانست اجازه عبور از حریم هوایی ایران را در مسیر پروازی خود بگیرد.

محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه ایران، امروز در کنفرانسی مطبوعاتی در واكنش به اعلام آمادگي خانم رایس وزير امور خارجه آمريكا براي مذاكره با همتاي ايراني خود در حاشيه اجلاس آتی کشورهای همسایه عراق، گفت که:«مذاكره با آمريكا در دستور كار ايران نيست

این در حالیست که شان مك كورمك سخنگوی وزارت امورخارجه آمريكا پیشتر خبر داده بود که امكان دارد وزيران خارجه ايران و آمريكا در حاشيه يك نشست درباره عراق، با يكديگر به گفت و گو بپردازند.

به نظر می رسد که سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه ایران مبنی بر عدم تمایل تهران برای مذاکره با واشنگتن پاسخی است به سخنان اخیر مقامات امریکایی که از عدم تمایلشان برای آزادی پنج ایرانی بازداشت شده در اربیل عراق سخن گفته اند. دو روز پیشتر رابرت گيتس وزير دفاع امريكا اعلام کرد که واشنگتن نه تنها قصد ندارد پنج ايراني كه نيروهاي آمريكايي در ماه ژانويه در شمال عراق دستگير كرده‌اند، را آزاد كند، بلکه قصد دادن اجازه به نمايندگان كنسولگري ايران در عراق براي ديدار با ايراني‌هاي بازداشت شده را نیز ندارد.

در همین خصوص امروز وزارت خارجه عراق نیز در بيانيه‌ای به نقل از هوشيار زيباری" وزير امور خارجه عراق اعلام کرد که ايران در نامه‌اي رسمي خواستار ديدار با نیروهای بازداشت شده‌اش در عراق، شده است و آنها نیز این درخواست را به "زلماي خليل زاد" سفير آمريكا در عراق داده اند.

وزير خارجه عراق با این حال گفته است:«نمی‌توانم وعده‌ای در اين مورد كه چه زمان نیروهای ايرانی آزاد مي‌شوند بدهم زيرا آنها به وسيله‌ي نيروهاي عراقی دستگير نشده‌اند

در همین حال و در میانه منازعات جاری میان ایران و امریکا، روز گذشته ایران اجازه عبور از حریم هوایی خود را به هواپیمای حامل "نوری المالکی" نخست‌وزیر عراق نداد. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس و به نقل از اعضای هیات همراه آقای المالکی، هواپیمای وی که راهی ژاپن بود پس از آنکه نتوانست از خطوط هوایی ایران استفاده کند وارد امارات متحده عربی شد و پس از سه ساعت تاخیر پرواز خود را ادامه داد.

به گزارش خبرگزاري رويترز،"صادق الركابي" یکی از مشاوران آقای مالكي که او را در سفر به ژاپن همراهي مي‌كند، نیز در این خصوص گفته است:«زماني كه هواپيماي حامل نخست وزير عراق تقريبا در ساعت ۸:۳۰ عصر روز شنبه وارد حريم هوايي ايران شد، مقامات سازمان هواپيمايي اين كشور به طور غيرمنتظره ای از خلبان هواپيما خواستند که باز گردد.»

الركابي گفته است که به دنبال اين اقدام ايران، هواپيماي حامل المالكي مجبور به عزيمت به دبي شد و نخست وزير عراق و هيئت همراه وی به مدت 3 ساعت در دبی ماندند تا بتوانند مسير پرواز جديد را مشخص كنند.

اکنون اما به نظر می رسد که انتخاب چنین رویه ای از سوی ایران در برابر یک مقام عالیرتبه عراقی نیزحاکی از نزدیک شدن بغداد به واشنگتن در منازعه میان ایران و واشنگتن باشد. همچنین این اتفاق در حالی رخ داده که ایران، تلاشهای مقامات عراق را برای آزادی نیروهای بازداشت شده خود در اربیل بی نتیجه یافته است و بنابر برخی گزارشها یکی از اعضای ارتش المهدی که گفته می‌شود رابط ایران است نیز توسط آمریکایی‌ها دستگیر شده و المالکی نتوانسته آمریکایی ها را برای آزادی وی متقاعد کند.

بدین ترتیب اختلافات ایران وامریکا به رغم تاکید گهگاه دوطرف بر مذاکره، روندی صعودی دارد. تا آنجا که به گزارش گاردین، در میانه بحران ملوانهای انگلیسی، نیز آمریكا پیشنهاد اتخاذ گزینه‌هایی نظامی علیه ایران را به انگلیس داده است.

در همین حال سفر اخیر مقامات کنگره امریکا به سوریه نیز به رغم آنکه با انتقاد بوش رئیس جمهور این کشور همراه شد از نگاه برخی تحلیلگران ظاهرا با هدف فشار بر ایران برنامه ریزی شده بود. به نوشته روزنامه نیویورک‌تایمزنیز نانسی‌ پلوسی رئیس کنگره امریکا و هیئت همراهش در سفر به سوریه از بشاراسد خواسته‌اند تا از محمود احمدی‌نژاد دوری گزیند و سیاست‌های سوریه را در پیوند با تندروی‌های ایران در منطقه قرار ندهد.

رئیس کمیته امورخارجی مجلس نمایندگان آمریکا نیزدر همین خصوص به نیویورک‌تایمز، گفته است:«از آقای بشاراسد پرسیدم چگونه کسی با شناخت صحیح از شرایط جهان می‌تواند دیدگاه‌هایی مشترک با محموداحمدی‌نژاد داشته باشد که منکر هولوکاست  و خواستار نابودی اسرائیل است.»

منبع: راديو بين‌المللي چين

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٩ - سيد کريم

   انتقاد دیک‌چنی از پلوسی   

انتقاد دیک‌چنی از پلوسی

دیک‌چنی: تعیین سیاست‌های خارجی یک کشور از جمله وظایف رئیس جمهور است و نه رئیس مجلس نمایندگان.

انتقادها از سفر نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان ایالات متحده همچنان ادامه دارد. این بار معاون رئیس جمهور امریکا سفر نانسی پلوسی به سوریه را هدف انتقادات خود قرار داد و وی را به نشان دادن «اخلاق غیر حرفه‌ای» از خود در این سفر متهم کرد. دیک چنی ادعا کرد که نانسی پلوسی پیام اهود اولمرت برای بشار اسد را تحریف کرده و اسرائیل را مجبور به شفاف سازی کرده است.

به گزارش رویترز، دیک چنی که از ابتدای سفر نانسی پلوسی به کشورهای خاورمیانه از جمله سوریه، به شدت وی را مورد انتقاد قرار داده بود در این‌باره به خبرنگاران گفت: تعیین سیاست‌های خارجی یک کشور از جمله وظایف رئیس جمهور است و نه رئیس مجلس نمایندگان.

سفر پلوسی به سوریه از ابتدا از جانب کابینه جورج بوش مورد انتقاد شدید قرار گرفت. بوش از مدت‌ها پیش دمشق را به حمایت از تروریسم متهم کرده و تلاش گسترده‌ای را برای به انزوا کشاندن این کشور آغاز کرده‌است.

در شرایطی که نانسی پلوسی در زمان حضور خود در دمشق اعلام کرد که اولمرت آمادگی خود را برای مذاکره با دولت سوریه اعلام کرده است، ایهود اولمرت پس از انتقال این پیام به بشار اسد وادار به ارایه توضیح شد. دفتر نخست وزیر اسرائیل پس از ایراد این سخنان توسط نانسی پلوسی در جمع خبرنگاران سوری اعلام کرد که عدم حمایت سوریه از ترویست‌ها پیش شرط این مذاکرات است.

دیک چنی نیز با استناد به عکس العمل دولت اسرائیل اعلام کرد که اولمرت چنین پیامی را به نانسی پلوسی برای انتقال به بشاراسد نداده است. معاون رئیس جمهور ایالات متحده در این باره گفت: آنچه از جانب نانسی پلوسی در ملاقات با بشاراسد گفته شد به هیچ وجه ضمانت اجرایی ندارد چرا که دولت سوریه همچنان به حمایت خود از تروریست‌ها ادامه می‌دهد.

وی در ادامه افزود: این عمل حرکتی غیراخلاقی از جانب پلوسی بود. خوشبختانه بسیاری از دیپلمات‌ها و سیاستمداران متوجه شده‌اند که وی از جانب ملت و دولت امریکا سخن نمی‌گوید.

نانسی پلوسی ارشدترین مقام امریکا است که ظرف دو سال گذشته از سوریه دیدار می‌کند، سخنگوی نانسی پلوسی نیز در واکنش به اظهارات دیک چنی اعلام کرد که وی تنها پیام اولمرت را به بشار اسد رسانده است.

تصمیم نانسی پلوسی برای دیدار با بشار اسد دور تازه‌ای از درگیری‌های لفظی میان کاخ سفید و نمایندگان دموکرات پارلمان را به راه انداخته است. این در حالی است که هنوز بحث در خصوص عراق و تعیین ضرب الاجل زمانی برای خروج سربازان امریکایی از عراق از گردونه اختلافات دو طرف حذف نشده است.

منبع: آفتاب

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٩ - سيد کريم

       

What If Iran Had Invaded Mexico?

(Mother Jones - By Noam Chomsky – 5 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/۱/۱۸ - سيد کريم

   ايران، آرامش پيش از طوفان   

ايران، آرامش پيش از طوفان

در حالي كه خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي خبري دنيا هر يك بنا به منافع شخصي يا كشوري خود تحليل‌هاي متفاوت و بعضا خيالي و از بيخ نادرستي از آغاز يا عدم آغاز حمله نظامي آمريكا به ايران ارائه مي‌كنند، شواهد و قرائن نشانگر حوادث تلخي است كه دير يا زود جمهوري اسلامي ايران با آن مواجه خواهد بود.

خبرگزاري نوستي، جهت حفظ روابط كشورش با ايران و متعاقبا حفظ منافع مادي كشورش از قبال پرونده هسته‌اي جمهوري اسلامي در تحليل‌هاي تخيلي خود خبر از آغاز حمله نظامي آمريكا در روز ششم  اپريل (17 فروردين) آن‌هم دو روز مانده به روز موعود يعني در 4 اپريل، مي‌دهد.

روس‌ها اينبار سعي داشتند با  حساس جلوه دادن شرايط، و ايجاد وحشت در ميان مسئولان ايراني، و القاي اين مطلب كه ايران در اين مقطع زماني نيازمند پشتيباني يك ابرقدرت است و يا به عبارتي ايفاي نقش دايه مهربان‌تر از مادر براي جمهوري اسلامي (همانگونه كه "آندره دنیسوف" معاون اول وزیر امور خارجه روسیه چند روز پيش اعلام نمود که روسیه هرآنچه که لازم است را انجام می دهد تا از عملیات نظامی علیه ایران جلوگیری کند.)، روابط خود را با ايران كه از چندي پيش به خاطر طمع بيش از حد مقامات روس، تيره گشته بود مجددا به حالت عادي بازگردانند، كه البته تا حدي نيز موفق بودند.

بر خلاف اظهارات مقامات آمريكايي كه سعي دارند با خونسردي كامل هرگونه تدارك براي حمله به ايران را انكار كنند و اولويت را به اقدامات ديپلماتيك بدهند، شواهد و قرائن حكايت از اتفاقاتي ناگوار در پشت پرده اين آرامش ظاهري دارند.

در حالي كه مقامات آمريكايي سخن از تحريم و راه حل ديپلماتيك مي‌زنند، تائيد و افزايش بودجه نظامي آمريكا در عراق را  شاهد هستيم. مي‌بايستي بزودي شاهد ترك عراق توسط نظاميان آمريكايي باشيم، اما در كمال تعجب شاهد افزايش بودجه نظامي آمريكا در اين كشور هستيم. ديك چني در نخستين روز از كنفرانس آيپك در توجيه اين مساله گفت: «وقتى اعضاى کنگره به جاى صحبت از پيروزى در جنگ، از محدوديت وقت و زمان خروج و محدوديت هاى غيرواقعى ديگر صحبت مى کنند، به معنى آن است که به دشمن بگوييم کافى است به ساعت اش نگاه کند و منتظر عقب نشينى ما باشد.»

اما در كنار تمامي اين مسائل كه با پوشش خبري بي سابقه رسانه‌هاي خبري جهان همراه بوده و در زمان واحد سعي در 1- انحراف افكار عمومي از مساله حمله به ايران و 2- متقاعد كردن افكار بين‌المللي براي حمله به ايران به صورت خواسته‌اي مردمي داشته، و جداي از اظهارات مقامات غربي و روسي كه تماما در دراستاي حفظ منافع خود مي‌باشند، اتفاقات و تحركاتي كه در نزديكي مرزهاي ايران بوقوع پيوسته و يا در حال انجام است،‌ و آماده‌سازي افكار داخلي توسط جمهوري اسلامي با اقداماتي نظير اعلام تجاوز بمب‌افكن‌هاي آمريكايي به خاك ايران (در صورتي كه اين مساله پيش از اين نيز بارها انجام شده بود، اما مقامات ايراني از اعلام آن خودداري كرده بودند) حاكي از تدارك گسترده آمريكا - با و يا بدون -  همكاري كشورهاي اروپايي است. مواردي كه با كمي دقت، و جمع‌بندي درست، تنها يك هدف را پيش روي ما مي‌گذارد: «حمله نظامي».

پاره‌اي از اين اتفاقات به شرح زير مي‌باشد:

- پرواز هواپيماهاي جاسوسي بر فراز مرزهاي ايران

- پرواز هواپيماهاي بدون سرنشين بر فراز شهرها براي آزمايش ميزان حساسيت و توان پدافندي ايران

- خروج نيروهاي روس از بوشهر

- آمادگي سفارتخانه‌ها و كنسولگري‌هاي كشورهاي خارجي جهت خروج اضطراري از ايران

- ورود ناوهاي هواپيمابر آمريكا به خليج فارس

- افزایش نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان (و البته آمادگي اين نيروها جهت جابجايي در منطقه)

- توسعه تحریم اقتصادی ایران، ازطریق جلوگیری ازمعامله بانکها با ایران

- فروش بي سابقه تسليحات به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، براي ايجاد نيروي بين‌المللي جايگزين جهت حمايت از نيروهاي آمريكايي در منطقه با توجه به ترس اعراب از افزايش قدرت نظامي ايران و وحشت از پيروزي احتمالي ايران در نبرد احتمالي با آمريكا.

- ايجاد پايگاه‌ نظامي در مرز ايران و عراق

- فعاليت مجدد پايگاه اينجرليك در تركيه

- واكنش بي سابقه مجامع بين‌المللي و كشورهاي مختلف در قبال دستگيري 15 ملوان بريتانيايي

- دستگیری ماموران دولتی ایران در "اربیل" عراق

- اظهارات مقامات آمريكايي مبني بر پشتيباني ايران از گروه‌هاي تروريستي در عراق

- حمايت از گروه‌هاي تجزیه طلب درایران

- اعلام نقض حريم هوايي آبادان توسط بمب‌افكن‌هاي آمريكايي توسط مسئولان ايراني براي اولين بار (در صورتي كه نيروهاي آمريكايي پيش از اين نيز بارها حريم هوايي شهرهاي جنوبي ايران را نقض كرده بودند و اين اولين بار بود كه اين مساله تئسط مسئولين ايراني اعلام مي‌شد).

 

لینک
۱۳۸٦/۱/۱۸ - سيد کريم

   بازتاب آزادی ملوانهای انگلیسی در وب‌سایت‌ها و وب‌لاگ‌های ایرانی   

بازتاب ماجرای آزادی ملوانهای انگلیسی در وب‌سایت‌ها و وب‌لاگ‌های ایرانی

کنفرانس خبری محمود احمدی‌نژاد در روز چهارشنبه (۵ آوریل ۲۰۰۷) که در آن از آزادی ملوانان انگلیسی خبر داد، در وبلاگ‌ها و سایت‌های فارسی نیز بازتاب کم و بیش  گسترده‌ای داشته است. اکثر نویسندگان این صفحات از آزادی ملوانان استقبال کرده‌اند، ولی در عین حال یا صریحا یا با طرح پرسش‌هایی کل ماجرای دستگیری ملوانان و یا جنبه‌هایی از سیاست‌های داخلی و خارجی دولت احمدی‌نژاد را به باد انتقاد گرفته‌اند.

شماری از وبلاگ‌ها و سایت‌ها، آزادی ملوان‌ها را نه از سر "رأفت اسلامی" که نتیجه اولتیماتوم 48 ساعته تونی بلر دانسته‌اند، هر چند که در مورد محتوای سخنان بلر که آیا اولتیماتوم بوده است یا نه، میان برخی از وبلاگ‌نویسی‌ها اختلاف نظر وجود دارد.

از همه جالب‌تر موضع سایت بازتاب، وابسته به محافل نظامی و امنیتی ایران است که ضمن طرح انتقاد فوق به اقدام احمدی‌نژاد، نوشته است:

«اگر قرار بود این نظامیان بر پایه رأفت اسلامی آزاد شوند، آیا بهتر نبود آنان را دو روز پیش و قبل از آنکه نخست‌وزیر انگلیس اولتیماتوم ۴۸ ساعته برای آزادی آنها بدهد، یا پس از گذشت این مدت آزاد می‌کردیم تا شایبه ارتباط آزادی آنان با گستاخی بلر به وجود نیاید.»

سایت بازتاب در ادامه تلویحا کل ماجرا را هم زیر سوال می‌برد و بعید نمی‌داند که نظامیان انگلیسی پس از بازگشت به لندن همه آنچه را که در تلویزیون ایران گفته‌اند تکذیب کنند: «برگزاری مراسم استقبال از آزادی نظامیان انگلیسی، خرید لباس‌ و گرفت عکس یادگاری نیز جای تعجب دارد. اگر افراد مجرم هستد، پس نباید مانند قهرمانان از آنان استقبال کرد و بدتر از آن، حضور پر از شوق و ذوق شماری از اعضای کابیه در این مراسم بود. هرچند امید داریم نظامیان انگلسی فردا که به لندن رسیدند، نامه‌ها و اعترافات خود را تکذیب نکنند.»

نویسنده بازتاب در ادامه  ابراز تردید می‌کند که جمهوری اسلامی در قبال آزادی ملوان‌ها امتیازی به دست آورده  باشد.

شماری از وبلاگ‌ها و سایت‌های دیگر ایرانی که با سیاست‌های حکومت میانه خوشی ندارند نیز، انتقادات مشابه‌ای به اقدام احمدی‌نژاد مطرح کرده‌اند. از جمله مریم شبانی، نویسنده وبلاگ "روزمرگی‌ها" در مطلبی با عنوان "یک به پانزده به نفع انگلستان" این طور می‌نویسد:

«درست 24 ساعت پس از هشدار تونی بلر به ایران 15نظامی انگلیسی آزاد شدند؛ گویی محمود احمدی نژاد مجبور بود تا آن کنفرانس مطبوعاتی کذایی را برگزار کند و آزادی این نظامیان را نشانگر رافت اسلامی ایران و هدیه به ملت انگلستان بخواند تا شاید بدینوسیله افتضاح این شکست دیپلماتیک را پیش چشم ایرانیان پنهان کرده باشد...

نه آقای احمدی نژاد! این بار باختید. پانزده به یک باختید! شما 15 نظامی انگلیسی را آزاد کردید و درمقابل آنها یک دیپلمات ایرانی را. حتی هشدار تونی بلر به شما این فرصت را نداد تا تکلیف 4 ایرانی ربوده شده دیگر در عراق راهم روشن کنید.»

اکبر منتجبی نیز وبلاگ‌نویس دیگری است که دو هفته بازداشت ملوان‌های انگلیسی را سبب تصویر چهره‌ای خشن از ایران در سطح جهانی می‌داند و آن را اقدامی توصیف می‌کند که هیچ سودی برای کشور نداشته است:

«با دستور فوری رئیس‌جمهور ۱۵ ملوان نظامی انگلیسی نیز آزاد شدند. حدود دو هفته پرفراز و نشیب را ایران طی کرد. در رسانه‌های جهان، چهره خشنی از ایران به نمایش گذاشته شد. از ابتدا اعلام شده بود که ملوان‌های انگلیسی وارد آب‌های ایران شده بودند و مشغول تجسس بودند، در واقع به این دلیل آنها بازداشت شدند، اما ناگهان پس از آنکه نخست‌وزیر انگلیس یک زمان 48 ساعته برای گشایش بحران ملوان‌ها به ایران داد، رئیس‌جمهور ایران آنها را آزاد کرد.»

در برابر نگاهی که  آزادی ملوان‌ها را شکست جمهوری اسلامی تفسیر کرده و آن را با اولتیماتوم انگلستان بی‌ارتباط نمی‌داند، نگاه‌هایی هم وجود دارد که به رغم مخالفتشان با برخی از سیاست‌های جمهوری اسلامی اقدام دیروز احمدی‌نژاد را درست و ناشی از دیپلماتیک‌تر شدن رفتار جمهوری اسلامی تلقی می‌کنند و  و رابطه‌ای بین این آزادی  و اولتیماتوم انگلستان نمی‌بینند. از جمله صاحب وبلاگ ملکوت چنین نظری دارد:

«دو سه جا خواندم در وبلاگ‌ها که ایران از بیم تهدیدهای انگلیس جا زد. اولاً که این روایت از بن غلط است. هیچ یک از سیاست‌مداران انگلیس "تهدید" آن هم از نوع تهدیدهای خشن و شدیداللحن نکردند. تونی بلر گفته بود ۴۸ ساعت آینده نسبتاً مهم و حساس است (fairly critical) و گفته بود پس از آن مواضع سخت‌تری خواهند گرفت. به این نمی‌گویند تهدید. این عرف دیپلماتیک در زبان‌بازی سیاسی است. نمی‌دانم ما چرا دوست داریم سیاست‌مداران ایرانی را همیشه زبون و ترسو و عاجز بدانیم؟ این چیزها درباره‌ی هر کسی صادق باشد، درباره‌ی احمدی‌نژاد صادق نیست. او بارها نشان داده است از هیچ چیزی هراسی ندارد، حتی اگر به بهای بسیار سنگینی برای کشور تمام شود. پس نگویید او ترسید که این کار را کرد. اصلاً مسأله ترس نیست. من تنها حرکت آرام و تدریجی خردِ سیاسی را در این رفتار می‌بینم. خردِ سیاسی همان دیپلماسی است، همان استفاده از فرصت‌هاست. سوار شدن بر موج اتفاقات و استفاده‌ی بهینه از لحظه‌ها کردن است.»

کنفرانس مطبوعاتی احمدی نژاد از جنبه‌های دیگر

 نویسنده وبلاگ "جمهور" در مطلبی با عنوان "گاف به سبک احمدی‌نژاد"  پاسخ وی  به سوال خبرنگار سی ان ان را عجیب و نسنجیده یافته و آن را عملا تاییدی بر فیلم‌ "300" دیده است: "سوال خبرنگار سی ان ان در مورد احتمال یک بده بدستان در جریان آزادی جلال شرفی دبیر دوم سفارت ایران درعراق و آزادی ملوانان بود. احمدی نژاد با یک نوع دستپاچگی خاص پاسخ داد: «اگر قرار بود معاوضه کنیم باید با صدهزار نفر معاوضه می‌کردیم». یعنی به باور احمدی نژاد این 15 ملوان با صدهزار نفر مثل جلال شرفی برابرند. اگر این فرض را صحیح بدانیم با این اوصاف کارگردان فیلم ۳۰۰ چندان هم به بیراهه نرفته است. به یک نسبت ساده بر اساس قاعده احمدی نژاد این ۳۰۰ نفر با نزدیک به دو میلیون نفر ایرانی برابرند!»

لینک
۱۳۸٦/۱/۱۸ - سيد کريم

   آزادی ملوانان انگلیسی و جنگ قدرت در ایران   

آزادی ملوانان انگلیسی و جنگ قدرت در ایران

جریان آزادی ملوانان بریتانیایی همچنان مورد توجه مفسران نشریات آلمان و جهان قرار دارد. جمهوری اسلامی خود را از دست چه مشکلی رهانید و تصمیمی که گرفت چه ربطی به مشکلات داخلی کشور و جنگ قدرت میان رهبران آن دارد؟ این پرسشی است که اینک به طور بارزی در رسانه‌های بین‌المللی در این باب مطرح است.

روزنامه سوئیسی تاگس اَنتسایگر، در تفسیر خود درباره آزادی ملوانان انگلیسی از پیروزی خرد سخن میگوید و از جمله مینویسد: «مصلحت‌گرایان جمهوری اسلامی ظاهرا به این نتیجه رسیدند که حکومت ایران اگر بخواهد مانع برانگیخته شدن خشم و نارضایتی روافزون مردم کشور شود، قادر نیست در کنار مناقشه اتمی و تحریم‌های وضع شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل، این ماجرای گروگانگیری را در درازمدت تحمل کند. نکته ای هم که در این راستا به سود جمهوری اسلامی بود، این بود که بریتانیا در ارتباط با دستگیری ۱۵ ملوانش، تا اندازه زیادی از خود خونسردی نشان داد، عاقلانه رفتار کرد، و از تیز کردن شمیشرهای خود چشم پوشید، امری که نومحافظه‌کاران آمریکا به آن امید بسته بودند. البته هیچ دلیلی نیست که دولت بریتانیا از لحاظ اخلاق، خود را پیشتاز بداند. آمریکا و بریتانیا در جریان مبارزه با تروریسم و همچنین در طول حضورشان در عراق، بارها و بارها، موازین و اصول بین المللی را در جریان بازداشت و برخورد با زندانیان، از جمله زندانیان ایرانی نقض کردند. »

روزنامه بازلر تسایتونگ که یکی دیگر از روزنامه‌های مهم سوییس محسوب میشود نیز یکی از تفسیرهای خود را به این موضوع اختصاص داده است. در آن آمده است: «محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران، سلطان بی‌تاج تئاتر کمدی‌-تراژدیِ دنیای سیاست است. آن‌گونه که او آزادی ۱۵ ملوانان بازداشت شده انگلیسی را اعلام کرد، به همان اندازه که باشکوه بود، غریب و مضحک نیز بود. آیا جمهوری اسلامی با توجه به واکنشهای تند جهانیان، از در سازش درآمده است؟ آیا جمهوری اسلامی از این، بیم و واهمه داشته است که آمریکا و بریتانیا دست به عملیاتی برای آزادسازی ملوانان بزنند؟ ابدا، رژیم ایران، دست کم به ظاهر، باری دیگر ریسکی سیاسی کرده که در نهایت به سودش تمام شده.»

روزنامه فرانسوی "لا پرس دو لا مانش" (La Presse de la Manche) در یکی از تفسیرهای خود، بحث آزادی ملوانان بریتانیایی و مناقشه اتمی ایران را بررسی کرده و از جمله مینویسد: «می‌توان فقط امیدوار بود که ایران به افراط‌کاری و زیاده روی‌های رئیس جمهورش که باعث مسموم شدن جو سیاست بین المللی می‌شود، پی ببرد و آگاهانه برخورد کند. و همان بهتر که تصمیم وی برای آزادی گروگانها، نشانه‌ای و گامی از سوی او در راه تنش‌زدایی تلقی شود. شاید تصور شود که بخشی از رهبری جمهوری اسلامی از جنجال‌ها و سروصداهای محمود احمدی‌نژاد دیگر خسته شده است. ساده‌ترین و مطمئن‌ترین راه برای آنکه انسان ناگزیر به آزاد کردن گروگانهای دردسرساز نشود، آن است که اصلا دست به گروگانگیری نزند.»ژ

منبع:  دويچه وله

لینک
۱۳۸٦/۱/۱۸ - سيد کريم

   هشدار کاسترو درباره حمله احتمالی آمريکا به ايران   

رهبر كوبا درباره حمله احتمالى آمريكا عليه ايران هشدار داد.

ايلنا: به گزارش خبرگزارى شينهوا، "فيدل كاسترو" در مقاله‌‏اى با عنوان "عقايد فرمانده" نوشت: حمله آمريكا به عراق كه منجر به جنگ داخلى منزجر كننده و بي‌‏پايان شد، گامى پيش از حمله نظامى عليه ايران است.

كاسترو ورود غيرقانونى ملوانان انگليسى به آب‌‏هاى ايران را عملى تحريك‌‏آميز توصيف كرد و هشدار داد كه بدتر از اين حادثه در راه است و آن جنگى جديد براى تضمين منابع گازى و نفتى است كه نوع بشر را به ورطه هولوكاست كامل مي‌‏اندازد.

وى در مقاله خود نوشت كه آمريكا قدرت نظامى براى حمله به ايران دارد و در عين حال افزود: واشينگتن نمي‌‏تواند پيامدهاى اين منازعه عليه يك كشور مسلمان را كنترل كند.

اصل اين مقاله را به زبان انگليسي بخوانيد

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٧ - سيد کريم

       

Might Iran deal on nukes, too?

(Christian Science Monitor – 6 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٧ - سيد کريم

   واکنش ديک چينی به آزادی ملوان های دستگير شده   

واکنش ديک چينی به آزادی ملوان های دستگير شده

سخنگوى وزارت خارجه آمريكا:اين رفتار ايراني‌‏هاست كه لازم است تغيير كند نه آمريكا.

ايلنا: به گزارش خبرگزارى رويترز، "ديك چنى"، معاون رييس ‌‏جمهور آمريكا در باره آزادی ملوانان انگليسی گفت: نخست برخى افراد "گروگان‌‏گيرى" و ربودن اشخاص را آغاز مي‌‏كنند و سپس براى اين كار برخى امتيازات سياسى يا ساير موارد ارزشمند را به عنوان پاداش دريافت مي‌‏كنند. اين امر تأسف‌‏انگيز است.

بر اساس اين گزارش، محمود احمدي‌‏نژاد رييس ‌‏جمهور ايران پس از اعلام آزادى 15 ملوان انگليسى گفت كه اگر جرج بوش رويكرد خود را تغيير دهد، تهران روابط خود با واشنگتن را آغاز مي‌‏كند.

تام كيسي، سخنگوى وزارت خارجه آمريكا در اين باره گفت: اين رفتار ايراني‌‏هاست كه لازم است تغيير كند نه آمريكا.

كيسى تأكيد كرد: اگر ايران فعاليت حساس غني‌‏سازى اورانيوم را تعليق كند، آمريكا به طور مستقيم با ايران تعامل مي‌‏كند.

وى افزود: ايران در صورت تمايل مي‌‏تواند درباره هر موضوعى مباحث كاملى با آمريكا داشته باشد، به شرط اينكه به درخواست قطعنامه‌‏هاى شوراى امنيت سازمان ملل‌‏ متحد عمل كند.

"كيسى"، درباره ناپديد شدن مأمور سابق پليس فدرال آمريكا (اف .بى .آى) و درخواست رسمى آمريكا از ايران از طريق سفارت سوييس در تهران براى كسب اطلاعات در مورد مكان اين فرد نيز گفت: ايران چهارشنبه از طريق سوييس به تقاضاى ما پاسخ داد و خواستار اطلاعات بيشتر از جمله زمان ورود وى به جزيره كيش و جزييات سفر اين شخص شد.

بر اساس اين گزارش، مقامات آمريكايى نگران هستند كه "رابرت لوينسون"، كارشناس جرايم سازمانى و مافياى روسيه توسط مقامات ايرانى ربوده شده باشد زيرا زمان ناپديد شدن لوينسون براى آمريكا كه پنج ديپلمات ايرانى در عراق را بازداشت كرده، مشخص نيست بنابراين واشنگتن نگران است كه اين دو مورد به هم ارتباط داشته باشند.

تام كيسى در اين مورد گفت: به عقيده ما هيچ ارتباطى ميان آنها وجود ندارد.

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٧ - سيد کريم

   ملوانان بریتانیایی: تحت فشار روانی مدام بودیم   

ملوانان بریتانیایی: تحت فشار روانی مدام بودیم

ملوانان بریتانیایی در اولین کنفرانس مطبوعاتی پس از آزادی با قرائت بیانیه ای به شرح ماجرای دستگیری خود در آبهای خلیج فارس پرداخته و گفته اند که بیشتر روزهای بازداشت در ایران را در انزوا و تحت فشار روانی بوده، به آنها چشمبند زده شده بوده و به تناوب بازجویی می شده اند.

شش تن از پانزده سرباز نیروی دریایی بریتانیا که پس از دوازده روز بازداشت در ایران آزاد شدند، بعد از ظهر جمعه ششم آوریل (هفدهم فروردین) در کنفرانسی مطبوعاتی در شهر چیونور استان دوون انگلستان شرکت کردند و بازداشت خود را 'غیرقانونی' خواندند.

در این بیانیه آمده است که نیروهای بریتانیایی به هنگام بازداشت در آبهای عراق بوده اند و در بازجویی ها به آنها گفته شده در صورت اعتراف به کشورشان بازگردانده می شوند و در غیر اینصورت ممکن است تا هفت سال به حبس محکوم شوند.

در عین حال یکی از ملوانان در پاسخ به خبرنگاران رفتار ایران را در مجموع 'انسانی' دانسته و گفت "با غذا، آب و حتی سیگار مورد نیاز، مشکلی نداشتیم، اما اجازه صحبت با یکدیگر را به ما نمی دادند."

فی ترنی، تنها زن حاضر در میان بازداشت شدگان که توجه رسانه ای زیادی را به خود جلب کرد، در این کنفرانس مطبوعاتی حاضر نبود.

مقامات بریتانیایی تاکید داشته اند که این پانزده نفر در داخل مرز آبی عراق بازداشت شدند اما جمهوری اسلامی آنان را به ورود غیرمجاز به آب های سرزمینی ایران متهم کرد.

روز گذشته تلویزیون ایران به نقل از مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی در امور خارجی گفته بود که بریتانیا به خاطر تعرض به آب های حریم ایران از تهران عذرخواهی کرده است.

این درحالی است که تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا وجود هر گونه معامله، چانه زنی یا توافقی در حاشیه برای تضمین آزادی 15 خدمه نیروی دریایی بریتانیا را که ایران بازداشت کرده بود، رد کرده است.

اما به گفته خبرنگاران بی بی سی دیپلمات های بریتانیایی می گویند چنین نامه ای وجود ندارد و اصرار می ورزند که هرگونه تماس کتبی به تبادل یادداشت های دیپلماتیک و به چند روز پیش از آن مربوط می شود.

نظامیان بریتانیایی پس از دوازده روز بازداشت در ایران آزاد شده و روز پنجشنبه به بریتانیا بازگشتند.

منبع: بي بي سي

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٧ - سيد کريم

   نگرانی مسکو از حمله به ایران   

نگرانی مسکو از حمله به ایران

سه مقام ارشد روسی، «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه، «ژنرال یوری بالویفسکی» رئیس ستاد مشترک ارتش و «آندره دنیسف» معاون اول وزیر خارجه روسیه، در اظهارات جداگانه‌‌ای نسبت به احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران هشدار دادند.

روز سه‌شنبه سه مقام ارشد روسی در اظهارات جداگانه‌‌ای نسبت به احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران هشدار دادند. «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه، «ژنرال یوری بالویفسکی» رئیس ستاد مشترک ارتش و «آندره دنیسف» معاون اول وزیر خارجه روسیه در سخنان خود تاکید کردند که احتمال تعرض نظامی کاخ‌سفید به ایران افزایش یافته و در عین حال به آمریکا هشدار دادند که چنین اقدامی کاملاً غیرقانونی و بسیار خطرناک خواهد بود.

وزیر امور خارجه روسیه باردیگر تاکید کرد مسکو استفاده از نیروی نظامی را برای حل هیچ‌یک از منازعات بین‌المللی از جمله پرونده هسته‌ای ایران مناسب نمی‌داند. به گزارش خبرگزاری‌ها سرگئی لاوروف روز سه‌شنبه در ایروان اظهار داشت: «شورای امنیت سازمان ملل بر اساس چارچوب پذیرفته‌شده حقوق بین الملل تصمیماتی را برای اعمال فشار بر ایران اتخاذ کرده و باید همه باید متوجه باشند که براساس همین چهارچوب انجام اقدامات نظامی یکجانبه غیر قابل پذیرش است».

لاوروف با اشاره تلویحی به تهدیدهای ایالات متحده علیه ایران گفت: «ما از همه کسانی که به امکان‌پذیر بودن انجام چنین ایده‌هایی فکر می‌کنند می‌خواهیم که تعهد خود نسبت به قوانین بین‌المللی را حفظ کنند».

در عین حال رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه نیز می‌گوید که ایالات متحده باید قبل از انجام هرگونه اقدام نظامی علیه ایران نسبت به عواقب آن تاملی دوباره داشته باشد، زیرا به گفته وی انجام چنین اقدامی اثرات منطقه‌ای و جهانی ناگواری خواهد به همراه خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاری ریانوستی ژنرال یوری بالویفسکی روز سه‌شنبه با بیان این مطلب افزود: «اینکه ایالت متحده توان وارد ساختن یک ضربه سنگین به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران را داشته باشد کاملا واقع‌بینانه است ولی با این حال ایالات متحده برنده جنگ با ایران نخواهد بود.»

بالویفسکی با اشاره به تجربه تلخ دخالت‌های نظامی آمریکا در دیگر کشورها گفت:«شرکای استراتژیک ما باید بپذیرند که هم‌اینک در عراق و افغانستان زمین‌گیر شده‌اند».

وی هشدار داد نتیجه جنگ علیه ایران این خواهد بود که مردم جهان برای همیشه فراموش کنند آمریکا روزی «ثروتمندترین و قدرتمندترین کشور» بوده ‌است