شوکت عزیز: حمله به ایران مصیبت‌بار است   

 آفتاب: «شوکت عزیز» نخست وزیر پاکستان با تاکید بر لزوم اجتناب از افزایش تنش در منطقه خاورمیانه حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران را اقدامی «مصیبت‌بار» برای تمام دنیا توصیف کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، شوکت عزیز گفت: حمله نظامی به ایران به خاطر فعالیت‌های هسته‌ای‌اش «مصیبت‌بار» خواهد بود. وی ابراز امیدواری کرد مذاکرات ایران و آمریکا در مورد عراق بتواند بخشی از تنش‌های منطقه‌ای را کاهش دهد.

نخست وزیر پاکستان در کنفرانس خبری در اردن گفت: استفاده از زور برای حل مساله هسته‌ای ایران تاثیرات مصیبت‌باری بر کل دنیا خواهد داشت. شوکت عزیز با استقبال از مذاکرات ایران و آمریکا در مورد مسائل امنیتی عراق، گفت: ما امیدواریم این مذاکرات بتواند بخشی از تنش‌های منطقه را حل کند. وی افزود: این مذاکرات می‌تواند واشنگتن و تهران را به حل مسائل دیگر از طریق گفت‌وگو ترغیب کند.

بنا به این گزارش اوضاع عراق و برنامه هسته‌ای ایران از جمله موضوعاتی است که تنش میان واشنگتن و تهران را در سال‌های اخیر به اوج خود رسانده است. این گزارش می‌افزاید: در مورد عراق، آمریکا ایران را متهم به ارسال کمک‌های مالی و نظامی به شورشیان شیعی عراق می‌کند. در زمینه برنامه هسته‌ای نیز آمریکایی‌ها معتقدند ایران به دنبال ساخت سلاح اتمی است. تهران ارسال کمک‌های تسلیحاتی به شورشیان عراقی را رد کرده و همواره اعلام کرده که برنامه هسته‌ای‌اش با اهداف صلح‌آمیز اجرا می‌شود.

بنا به این گزارش نخست وزیر پاکستان در مورد روابط کشورش با اسرائیل نیز گفت: پاکستان قبل از یافتن راه‌حلی برای مساله فلسطین طرحی برای برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل ندارد. وی افزود: موضع ما در مورد رابطه با اسرائیل کاملا روشن است. پس از حل مساله فلسطین ما اقدامات بیشتری در این زمینه انجام خواهیم داد، اما در شرایط کنونی هیچ طرحی برای روابط دیپلماتیک (با اسرائیل) نداریم.

لینک
۱۳۸٦/٢/۳٠ - سيد کريم

   گاردين: طرح حمله به ايران؛ نسخه "جنگ سوم جهانی" بوش است   

گاردين نوشت: آمريكا تنها هدفش سرنگونی حكومت ايران است  و برای ايجاد شرايط تهاجم نظامی مستمرا تهديد هسته‌ای ايران را تكرار می‌كند. به رغم فاجعه در عراق هيچ نشانه‌ای از اين وجود ندارد كه بوش ايده‌ی حمله به ايران را كنار گذاشته باشد. تاكيد گوردون براون مبنی بر اينكه هيچ حمله‌ای عليه ايران مطرح نخواهد بود به نظر بيشتر يك خوشبينی ناموجه است تا يك ارزيابی عينی. ايده‌ حمله به ايران بيشتر بخشی از نسخه‌ بوش از "جنگ سوم جهانی" است؛ يك جنگ ايدئولوژيك كه می‌تواند فقط با پيروزی كامل به پايان برسد. شيطانی جلوه دادن ايران بخشی از اين استراتژی است و ممكن است به يك ماجراجويی نظامی ديگر ختم شود. اين نه تنها برای ايران بلكه برای جهان عرب و برای روابط غرب و به ويژه اروپايی‌ها خاورميانه يك فاجعه خواهد بود.  رهبران جديد اروپا - نيكلا ساركوزی و گوردون براون - بايد آن را به خوبی به ياد داشته باشند.

لینک
۱۳۸٦/٢/۳٠ - سيد کريم

   ارزيابی سيستم اطلاعاتی آمريکا از شرايط بعد از صدام   

ارزيابی سيستم اطلاعاتی آمريکا در ژانويه سال 2003 :شرايط بعد از صدام فرصت خوبی برای درگيری گروههای داخلی است

مهر: ارزيابی سيستم اطلاعاتی آمريکا در ژانويه سال 2003 پيش بينی کرده بود که براندازی رژيم صدام و حمله آمريکا به عراق می تواند به خشونتهای داخلی در اين کشور منجر شود و تروريستها را در منطقه تقويت کند.

روزنامه واشنگتن پست به نقل از مقامهای کنگره و مقامهای سابق اطلاعاتی آشنا به بررسيهای پيش از جنگ گزارش داد: اين دو ارزيابی با عنوان "چالشهای اصلی در عراق پس از صدام" و" پيامدهای منطقه ای تغيير رژيم در عراق" توسط شورای اطلاعات ملی آمريکا تهيه شد .

اين ارزيابی ها بخش مهمی از گزارش مرحله دوم کميته برگزيده سنا درباره ارزيابی های اطلاعاتی پيش از جنگ درباره عراق خواهد بود. اين ارزيابی ها پيش از شروع جنگ به کاخ سفيد و کميته های اطلاعاتی کنگره فرستاده شد.

سناتور "جان رکفلر" رئيس اين کميته و " کريستوفر باند" معاون وی قبلا در ماه جاری اعلام کردند که تيم آنها از "مايک مک کونل" مديراطلاعات ملی خواسته بود تا اين گزارش رابه شکل علنی منتشر وآن را فاش کند. مقامهای کنگره اعلام کردند که اين دو ارزيابی فاش خواهد شد و بخشی از گزارش مرحله دوم خواهد بود که می تواند ظرف هفته آينده منتشر شود.

ارزيابی سازمانهای اطلاعاتی آمريکا درباره عراق پس از صدام می گويد: درحالی که بعيد است جدايی در عراق ايجاد شود، اما فرصت خوبی است تا گروههای داخل عراق با يکديگر درگير شوند و اعضای سابق ارتش می توانند همراه با گروههای تروريستی با هر دولت جديدی مبارزه کنند. به گفته منابع آگاه، اين گزارش حتی درباره حمله چريکی هم سخن می گويد.

ارزيابی دوم می گويد: اسلام سياسی تقويت می شود وتروريستها وافراطيون درمنطقه ازجنگ بهره برداری می کنند. دراين ازريابی همچنين آمده است : ترس از حاکميت نظامی آمريکا و اشغال کشوری در خاورميانه، مبارزان مسلمان خارجی را به اين منطقه خواهد کشاند.

آمريکا با ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی به عراق حمله کرد، ادعايی که ثابت شد دروغ بوده و هرگز هيچ نوع سلاح کشتار جمعی در آنجا يافت نشد.

لینک
۱۳۸٦/٢/۳٠ - سيد کريم

   آماده باش جنگی؟ فوريت طرح ارائه كوپن به همه مردم تصويب شد   

خبرگزاری فارس: نمايندگان مجلس به يك فوريت طرحي راي مثبت دادند كه در صورت تصويب نهايي آن كالا برگ (كوپن) در اختيار آحاد مردم در سراسر كشور قرار خواهد گرفت.

نمايندگان مجلس اين طرح را به صورت دو فوريتي و در قالب اصلاح بند «ج» تبصره قانون بودجه سال 1386 كل كشور به مجلس ارائه كردند.

نمايندگان ابتدا دو فوريت اين طرح را بررسي ولي با 123 راي موافق، 42 را مخالف و 9 راي ممتنع از مجموع 195 نماينده حاضر به دو فوريت آن راي ندادند، سپس يك فوريت اين طرح به راي گذاشته شد و با 122 نماينده موافق، 26 راي مخالف و 6 راي ممتنع از مجموع 196 نماينده حاضر فوريت آن به تصويب رسيد.

اين طرح به امضاي 84 نفر از نمايندگان رسيده است.

طراحان اين طرح در لزوم فوريت اين طرح عنوان كردند؛ در بند «ج» تبصره قانون بودجه 86 كل كشور تامين كالاهاي يارانه‌اي كالا برگي و غير كالابرگي صرفاً به ساكنان روستاها و شهرهاي با جمعيت كمتر از يكصد هزار نفر و نيز محرومان شناسايي شده در ساير شهرها اختصاص داده شده است؛ در حالي كه در شهرهاي بيش از يكصد هزار نفر خانوارهاي متعدد شناسايي نشده‌اي وجود دارد كه عدم تخصيص كالابرگ و يارانه براي آنها تبعيض بي دليلي را به وجود مي‌آورد و باعث نارضايتي‌هاي گسترده‌اي خواهد شد؛ لذا اين طرح با قيد دو فوريت تقديم مجلس مي‌شود.

در صورت تصويب نهايي اين طرح بند «ج» تبصره 15 قانون بودجه سال 86 كل كشور اصلاح مي‌شود و كالا برگ به همه مردم تعلق مي‌گيرد.

نمايندگان پيش از اين در بررسي لايحه بودجه مصوب كرده بودند كه كالا برگ تنها به شهرهاي كمتر از يكصد هزار نفر جمعيت تعلق گيرد و امروز با ازائه اين طرح خواستار اصلاح آن شدند.

لینک
۱۳۸٦/٢/۳٠ - سيد کريم

   حمله به ایران فاجعه ی برنامه ریزی شده   

حمله به ایران فاجعه ی برنامه ریزی شده

امیرحسین لادن

• "دولت بوش – چی نی، اولین رژیم نئو کنسرواتیو آمریکاست که در مدتی کوتاه، با پشت کردن به قانون اساسی و با بوجود آوردن "قانون وطن پرستی" و زیر پا گزاردن قوانین بین المللی (کنوانسیون ژنو)، با هدف کنترل نفت و کنترل نظامی مناطق نفتی، و نیز زیر پوشش نبرد بر علیه تروریست و گسترش دموکراسی، دو کشور مسلمانِ افغانستان و عراق را متزلزل و نیمه نابود کرده و صدها هزار انسان را به خاک و خون کشیده است ...

کشیش نیمولر از قول "آلمانی های خوب" زمان هیتلر میگوید:

"اول آمدند دنبال کمونیستها، من اعتراض نکردم چون کمونیست نبودم.

بعد آمدند دنبال یهودیان، من اعتراضی نکردم چون یهودی نبودم.

بعد آمدند دنبال اعضای اتحادیه ها، من اعتراض نکردم چون عضو اتحادیه ای نبودم.

بعد آمدند دنبال کاتولیکها، من اعتراضی نکردم، چون پروتستان بودم.

وقتیکه آمدند سراغ من، دیگر کسی نمانده بود که اعتراض کند."

******

"دولت بوش – چی نی، اولین رژیم نئو کنسرواتیو آمریکاست که در مدتی کوتاه، با پشت کردن به قانون اساسی و با بوجود آوردن "قانون وطن پرستی" و زیر پا گزاردن قوانین بین المللی (کنوانسیون ژنو)، با هدف کنترل نفت و کنترل نظامی مناطق نفتی، و نیز زیر پوشش نبرد بر علیه تروریست و گسترش دموکراسی، دو کشور مسلمانِ افغانستان و عراق را متزلزل و نیمه نابود کرده و صدها هزار انسان را به خاک و خون کشیده است. این دولت همچنین موفق شده است که باقیمانده‍ی ارزش های انسانی و وجهه‍ی آمریکا را در سطح بین الملل به صفر برساند."(۱)

این تجاوز و تهاجم به قانون اساسی آمریکا، قوانین بین الملل و جهان اسلام، کار یک گروه عظیم و جنبش گسترده نیست. بلکه ایده‍ی یک مشت تندروی یک بُعدی توطئه گرهمچون دیک چی نی، دانالد رامزفیلد، لوئیس لیبی، داگلای فایت، پال ولفوویتس، ریچارد پِرل، اِلیوت ابرامز، زالامی خلیل زاد، جان بولتون، فیلیپ زلیکاف و دادستان آمریکا آلبرتو گونزالس می باشد که مسئول و گرداننده‍ی فلسفه‍ی فاجعه انگیز "قرن جدید آمریکا" هستند. این اشخاص کنترل تصمیمات دولت، سازمانهای اطلاعاتی و قوای نظامی را در دست دارند و با بهره گیری از وسائل ارتباط جمعی وابسته، مانند Fox News, New York Times, CNN, Weekly Standard, National Review, and the Wall Street Journal and others و سازمانهای پژوهشی همدست، مانند The American Enterprise Institute شعارها و دروغهای خود را آنقدر تکرار میکنند، تا توده های مردم آنرا باور کرده ، و بپذیرند.

ژستهای دیپلماسی آمریکا در رابطه با ایران، همه دروغ و برای خالی نبودن عریضه و برای ساکت کردن معترضین است. آمریکا میخواهد بعدها ادعا کند که ما همه‍ی سعی خودمان را کردیم ولی آنها زیر بار حرف حساب و منطق نرفتند و منابعشان را در بست در اختیار ما نگذاشتند!

نفت خاورمیانه و خلیج فارس ستون فقراتِ "ابر قدرتی" آمریکاست و برای کنترل مطلق آن "بهر قیمتی", کوتاهی نخواهد کرد. اشتهای روزافزون کشورهای چین و هند در این زمینه نیز آمریکا را در کنترل هر چه بیشتر نفت حریص تر و مصمم تر کرده است.

پژوهشگر و استاد کرسی حقوق سیاسی دانشگاه کالیفرنیا، چالمرز جانسون می نویسد: "مردمسالاری، آزاد زیستن و ارزش های انسانی در آمریکا در مخاطره است، زیرا دولت بوش با دیدِ یک بُعدی و بهره گیری از قدرت گسترده‍ی نظامی، با یک دشمن ساختگی وجعلی همیشه در جنگ است، ولی در اصل دنبال توسعه‍ی نفوذ و منافع خود میباشد. (۲(

جرج بوش مدعی است که آمریکا عظیم ترین "قدرت نیک" (فرشته نیکی و خوبی) در تاریخ است. این دید در تاریخ آمریکا ریشه دارد. زمانیکه پایه گزاران کشور مشغول نوشتن قانون اساسی آمریکا بودند، درچارچوب این دید، پیش بینی شده بود که کانادا را جزئی از آمریکا کنند و این برنامه دو قرن ادامه داشت.

تاماس جفرسون زیر لوای "امپراتوری آزادی" لوئیزیانا را خریداری کرد و آمریکا را گسترش داد.

اندرو جکسون برای آماده کردن اذهان ملت برای جنگ ۱٨۹٨ با اسپانیا گفت: که "کسترش منطقه‍ی آزادی" و شرکت در این "جنگ کوچک و با شکوه" سرنوشت آمریکا را تعیین می کند.

ویلیام مکینلی (بیست و پنجمین رئیس جمهورآمریکا) برای فتح جزایر فیلیپین گفت هدف ما آزادی "برادران کوچک قهوه ئی" است.

تئودور روزولت معتقد بود که در آمریکا حتی یک نفر امپریالیست وجود ندارد ولی گسترش آمریکا یک امر کاملاً طبیعی است.

و بنا به گفته‍ی وُدرو ویلسون: آمریکا بوسیله‍ی "امپریالیستی ایده آل" دنیا را اَمن و مردمسالار می کند.

ژنرال اِسمدلی باتلر، یکی از بزرگترین قهرمانان نظامی و جنگی آمریکا و یکی از نوزده قهرمانانی که در تاریخ آمریکا دو بار مدال افتخار گرفته اند، در زندگی نامه خود، فاش می کند که او جز وسیله ئی برای گسترش سرمایه داری نبوده است. او می نویسد: "من بیش از سی و سه سال از عمر خود را در ارتش آمریکا صرف آماده ساختن و گسترش بازار برای نظام سرمایه داری کردم. من چماقدار و هفت تیرکشِ شرکت های عظیم (کارتل ها) و بانک های بزرگ آمریکا بودم. من همانند یک قلدر باج گیر، منطقه‍ی تمپیکو در مکزیک را برای بهره برداری شرکت نفت استاندارد آماده ساختم. من هائیتی و کوبا را برای استفاده‍ی "بانک ناشنال سیتی" اَمن کردم. من در تهاجم و تجاوز به چندین کشور آمریکای مرکزی برای استفاده‍ی "وال استریت" شرکت داشتم. من در خنثی کردن نیروهای چین و آماده کردن منطقه برای بهره برداری شرکت نفت استاندارد سهیم بودم." (٣)

چالمرز جانسون می نویسد: "پس از جنگ جهانی دوم، تنها کشور فاتح و قدرتمند با توانائی مالی بسیار گسترده آمریکا بود. از آن زمان، هدف آمریکا، حفظ این موقعیت و جلوگیری از هر نوع رقابت و مبارزه با هدف گسترش هر چه بیشتر نفوذ نظامی آمریکا در سراسر جهان بود. در حال حاضر آمریکا ۹۷۷ پایگاه نظامی برون مرزی دارد که در تاریخ بشریت بی نظیر است. بودجه‍ی علنی این پایگاه ها بیش از ۴٨ میلیارد دلار می باشد که نیمی از آنرا کشورهای میزبان, داوطلبانه و یا اجباری می پردازند. (4)

آمریکا برای حفظ "تنها ابر قدرتی" خود و حذف هر نوع معترض، مجموعه ای از کشور های حامی امریکا در خاورمیانه و خلیج فارس را "قوسِِ ثبات" نامیده و مشغول احداث پایگاه ها و تشکیلات نظامی بسیار گسترده در تمامی این مناطق می باشد. این کشور ها به شکل یک نیمدایره ایران را احاطه کرده اند.   

برنامه‍ی وزارت دفاع آمریکا برای تاسیسات نظامی آمریکا در عراق، حتی از حضور آمریکا در آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم، عظیم تر است.

ژنرال آلن پِک فرمانده ستاد مرکزی نیروی هوائی میگوید: "سالانه یک میلیارد دلار خرج احداث تاُسیسات نظامی آمریکا در عراق میکنیم و تا زمان مورد نیاز در آنجا حضور خواهیم داشت."

آمریکا طی چهار سال گذشته، ۷۵ پایگاه و تاُسیسات نظامی در عراق احداث کرده است. برنامه‍ی وزارت دفاع این است که در آینده ۱۴ پایگاه عظیم و مجهز و ثابت در عراق داشته باشد و بقیه را در اختیار دولت عراق بگذارد. بعضی از مناطق مورد نظر برای پایگاه های ثابت در کردستان، بغداد، استان انبار (فالوجه، رامادی، تیکریت) و مناطق شیعه نشین جنوب بغداد وجنوب عراق می باشند.

پایگاه پیروزی با ۱۴۰۰۰ نظامی واقع در فرودگاه بغداد که پس از تکمیل ۲۰۰۰۰ نفر گنجایش خواهد داشت،   

پایگاه شاهین (السارق) برای حفاظت سفارت، پایگاه مارِز در کردستان، پایگاه هوائی طغیانگر در کرکوک، (محافظ مناطق نفتی و پتروشیمی منطقه)، پایگاه تاجی در شمال فالوجه واقع در شهرک سابق نظامی گارد جمهوری که برای راحتی نظامیان، حتی دارای مراکز فروش اغذیه "برگر کینگ، پیتزاهات و ساب وی" نیز می باشد. این ها چند نمونه از پایگاه های ثابت آمریکا در عراق هستند.

دلیل اساسی دیگر برای ماندن در عراق انستکه، آمریکا مجبور است که پایگاه عظیم خود با ٣۵۰۰۰ نظامی ساکن در آنرا، از عربستان سعودی برچیند و به عراق منتقل کند، زیرا که مدت زمان قرارداد بسر رسیده و عربستان سعودی بخاطر مخالفت شدید مردم و اعتراض علمای وهابی قادر به تمدید قرارداد نمی باشد.

سفارت آمریکا در عراق که بزرگترین و مجهزترین سفارت آمریکا در جهان خواهد شد، از نظر وسعت شش برابر سازمان ملل و از واتیکان بزرگتر خواهد بود.

البته نزدیک بودن به مناطق نفت خیز و کنترل ۶۰ در صد از نفت جهان نیز فلسفه‍ی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس می باشد.

همچنین حضور و نفوذ نظامی آمریکا در "قوس ثبات" ًبرای جلوگیری از نفوذ بیشتر چین در منطقه نیز است. زیرا رشد بی نظیر اقتصادی چین، همراه با تکنولوژی پیشرفته و مردم تحصیل کرده اش، آمریکا را به تکاپو انداخته است. (۵)   

آمریکا حتی، مدتی است که ژاپن را تحت فشار قرارداده که ماده نهم قانون اساسی اش مبنی بر "ارتش فقط برای دفاع" را تغییر بدهد. آمریکا قصد دارد ژاپن، انگلیس آمریکا در خاور دور شود، ژاندارم آمریکا در منطقه و جبهه و سدی باشد در مقابل چین، کره شمالی و هر کشوری دیگر که احیاناً فراموش کند، "رئیس کیست"!

پیتر گالبریت و لسلی گلب دو تن از سفرای سابق آمریکا در عراق معتقدند که عراق را باید به سه ایالت کُرد، شیعه و سنی تقسیم کرد. این حرکت باعث کنترل هر چه بیشتر آمریکا در عراق خواهد شد. سناتور جوزف بایدِن رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنا و یکی از کاندیدهای ریاست جمهوری آمریکا معتقد است که عراق بایستی یک سیستم فدرال داشته باشد و آمریکا یک پایگاه ۲۰۰۰۰ نفری در کردستان و پایگاه های دیگری در مناطق دیگر عراق داشته باشد. ژنرال ماکسول تایلر فرمانده سابق کل نیروهای آمریکا میگوید هدف مشخص می باشد: "دستهای ارتش می بایستی دور گلوی خاورمیانه را سفت چسبیده باشد. برای اینکار نیاز به حضور گسترده، پایگاه های بسیار مدرن و مجهز و هزاران نظامی داریم."

توده‍ی مردم در اثر دروغ های دولت بوش- چی نی و تبلیغات گسترده‍ی روزمرّه از حقایق بی اطلاع هستند.

در اثر این تبلیغات فراموش کرده اند که آمریکا ابتدا جریان ۹/۱۱ را تقصیر افغانستان و بعد به گردن عراق انداخت، و سپس القاعده را به صدام وصل کرد و ادعا کرد که عراق تسلیحات اتمی دارد! همه ی اینها دروغ، ساختگی و برای ردگم کردن این تجاوزات بود.

"این دو جنگ برنامه ی نئوکنسرواتیوها و پروژه‍ی "قرن جدید آمریکا"ئی ها بود که حملات ۹/۱۱ را بهانه قرار داد که مقاصد شوم خود را پیاده کند. شرکا و همکاران توطئه گر در این امر، شامل صنایع تسلیحاتی آمریکا، سازمان های حرفه ئی نظامی، آمریکائی های وابسته به صیهونیستهای دست راستی و حزب لیکود در اسرائیل و سازمانهای پژوهشی وابسته بود. دولت بوش با بهره گیری از شوک حملات ۹/۱۱ توانست پروژه دیرینه‍ی خود را به ثمر برساند. این عملیات به اصطلاح مبارزه با تروریست، به جای امن کردن آمریکا، این کشور را بشدت آسیب پذیرتر و ملیون ها دشمن جدید برایش بوجود آورده است." (۶)

نئوکنسرواتیوها معتقد هستند که عراق شروع کار بود و نه انتها ی کار, و ایران، سوریه و لبنان نیز جزو برنامه هستند. از طرف دیگر، آمریکا برای نجات از باتلاق عراق، بهر چیزی چنگ می اندازد. اینجاست که رژیم ضدانسانی و ضدایرانی جمهوری اسلامی با یک کارنامه‍ی سی ساله‍ی بی عدالتی، بی لیاقتی و عاری از هر نوع پایگاه مردمی بهترین کاندید برای توسعه طلبی های آمریکا می شود، بخصوص که شعارهای احمقانه‍ی رئیس جمهورش، ایران را منزوی تر کرده است.

ناتانیاهو، نخست وزیر سابق اسرائیل که یک صیهونیست تندرو و دست راستی است، دور آمریکا و اروپا می گردد و ایران رابه آلمان نازی شبیه می کند و می گوید: "تنها تفاوت بین ایران و آلمان هیتلری اینستکه ایران می خواهد دنیا را رهبری کند، یهودی ها را سر به نیست و آمریکا را نیز نابود کند. ما باید جلوی هالوکاست دوم را بگیریم. تنها با جنگ و زور میتوان مشکل را بر طرف کرد."

ایران در موقعیت بسیار خطرناکی قرار دارد. هیچ ایرانی با وجدانی راضی به نابودی کشورش و کشتار هموطنانش نمی تواند باشد. تلاش برای براندازی رژیم و برپائی یک سیستم مردمسالار وظیفه‍ی هر ایرانی است،

تلاش و مبارزه ای که می باید با مبارزه علیه چپاولگری های آمریکا همرا باشد.

برخی از منابع انگلیسی

(1) پال کرگ رابرت عضو کابینه رئیس جمهور رانالد ریگان/کتاب استبداد با اهداف خوب

(2) الهه انتقام ، چالمرز جانسون

(3) خاطرات ژنرال اِسمدلی باتل

(4) الهه انتقام

(5) جوزف گِرسون پژوهشگر و نویسنده کتاب امپرلتوری و بمب

(6) شالمرز جانسون ، کتاب بلوبک

لینک
۱۳۸٦/٢/٢٤ - سيد کريم

   لوموند: آغاز شمارش معکوس تا جنگ با ايران   

لوموند: آغاز شمارش معکوس تا جنگ با ايران

روزنامه فرانسوی لوموند طی مقاله ای با عنوان 'آغاز شمارش معکوس تا جنگ با ايران '، به احتمال حمله نظامی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی اشاره کرد و نوشت در سکوت، زیرکانه و پنهان از دوربین های فیلمبرداری، جنگ با ايران آغاز شده است.

لوموند نوشت رئیس جمهور آمریکا ابتدا ايران را در سال 2002 در محور شرارت قرار داد. او سپس در سال 2003 گفت اجازه نخواهد داد ايران به سلاح اتمی دست یابد.

این روزنامه فرانسوی افزود هیچ نشانه ای از اینکه رئیس جمهور آمریکا، طرح حمله به ايران را کنار گذاشته باشد، دیده نمی شود. او یک جنگ ایدئولوژیک تحت عنوان 'جنگ جهانی سوم علیه فاشیسم اسلامی' را در سر می پروراند.

روزنامه نیویورک تایمز نیز در شماره امروز خود با اشاره به سخنان روز گذشته معاون رئیس جمهور آمریکا در ناوهواپیمابر 'جان‌ سی‌ استنيس' در آبهای خلیج فارس نوشت دیک چنی در هشداری به ايران گفت ما با دو ناو هواپیمابر و گروههای ضربت و پشتیبانی آن، پیامی روشن هم برای دوستان و هم برای دشمنان داریم.

معاون رئیس جمهور آمریکا افزود ما راههای دریايی را باز نگه می داریم. ما در کنار دوستانمان علیه افراطگرايی و تهدیدات استراتژیک می ایستیم. ما حملات علیه نیروهایمان را متوقف می کنیم. ما اجازه نمی دهیم ايران به سلاح اتمی دست پیدا کند و بر این منطقه مسلط شود. ما دشمنان آزادی را به پای میز محاکمه می کشانیم.

نیویورک تایمز نوشت بر زبان آوردن چنین تهدیدات صریح توسط کسی که سمبل سخت سران در دولت آمریکا است و چنین سخنانی، آنهم در نزدیکی سواحل ایران، پیامی غیرقابل چشم پوشی در بردارد.

این روزنامه نوشت آخرین باری که دیک چنی از ناو‌ استنيس‌ دیدار کرد، در ماه مارس 2002 بود. وی در آن زمان حمایت کشورهای منطقه برای تهاجم به عراق را جلب می کرد.

رئیس جمهور آمریکا روز پنج شنبه در مورد سفر معاون خود به منطقه گفته بود دیک چنی برای تقویت جبهه ای جهت مقابله با ايران به خاورمیانه رفته است.

لینک
۱۳۸٦/٢/٢۳ - سيد کريم

   سخنان دیک چنی بر روی ناو هواپیمابر آمریکايی در خلیج فارس   

سخنان دیک چنی بر روی ناو هواپیمابر آمریکايی در خلیج فارس

به گزارش خبرگزاری‌ فرانسه،‌ دیک چنی، معاون‌ رئيس‌ جمهور آمريکا‌ امروز از آشيانه‌ جنگنده‌ های‌ ناو هواپيمابر 'جان‌ سی‌ استنيس'‌ در آبهای خليج‌ فارس‌ به ايران هشدار داد و گفت ایالات متحده اجازه‌ نخواهد داد ايران به‌ سلاح هسته ای‌ دست‌ يابد‌.

دیک چنی خطاب‌ به‌ هزاران‌ نیروی آمریکايی در ناو هواپيمابر 'جان‌ سی‌ استنيس'‌ که‌ تقريبا در 240 کيلومتری‌ سواحل ايران‌ گشت‌ می زد، گفت‌ حضور نيروی‌ دريايی‌ آمريکا در منطقه‌ پيامی‌ صريح‌ و آشکار برای دوستان‌ و همچنین برای دشمنان‌ ما است.

معاون رئیس جمهور آمریکا‌ گفت‌ ما برای‌ جلوگيری‌ از دستيابی ايران به‌ سلاح هسته ای و تسلط بر منطقه‌ در کنار متحدانمان خواهيم‌ بود‌.

خبرگزاری فرانسه نوشت دیک ینی‌ که‌ پس‌ از يک‌ ديدار غیرمنتظره‌ دو روزه‌ از عراق‌ وارد امارات‌ متحده‌ عربی شده، ‌استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی در صورتیکه‌ جامعه جهانی نتواند با گزینه دیپلماسی ايران ‌ را به‌ توقف‌ فعاليتهای‌ حساس‌ ‌هسته‌ ايش‌ متقاعد سازد،‌ منتفی‌ ندانسته‌ است‌.

ناو هواپيمابر 'جان‌ سی‌ استنيس'‌ 65 فروند هواپيما دارد که‌ 44 فروند از آنها هواپيماهای جنگنده‌ هستند و در عمليات‌ برای آزادسازی افغانستان شرکت‌ داشته‌ اند‌.

معاون رئیس جمهور آمریکا قرار است در ادامه سفر دوره ای خود به منطقه پس از امارات متحده عربی، عازم عربستان و سپس اردن و مصر شود.

یکی از موضوعات اصلی گفتگوهای دیک چنی با سران کشورهای نامبرده، بحران ايران اعلام شده است.

لینک
۱۳۸٦/٢/٢۱ - سيد کريم

       

Wrong Move in Iran

(Washington Post – 11 May, 2007)

Arresting an Iranian American scholar is no way to win the world's respect.

لینک
۱۳۸٦/٢/٢۱ - سيد کريم

   روسیه: امکان ندارد ایران موشک بالیستیک قاره پیمائی داشته باشد   

فرمانده نیروهای نظامی روسیه: امکان ندارد ایران موشک بالیستیک قاره پیمائی داشته باشد

یوری بالویوسکی فرمانده نیروهای نظامی روسیه روز دوشنبه 7 مه به رسانه های گروهی گفت: نه در میان مدت و نه در دراز مدت، امکان ندارد که ایران موشک بالیستیک قاره پیمائی در دست داشته باشد و روسیه نیز فناوری تولید این موشک ها را به این کشور انتقال نخواهد داد.

این مقام روس بر این باور است که ایران فاقد فناوری تولید موشک بالیستیک قاره پیمائی و موشک های دارای برد 7 تا 8 هزار کیلومتر و پایگاه آزمایشی ویژه آنها است و نظریه انتقال دانش و فناوری موشکی روسیه در این زمینه به ایران اشتباه است.

منبع: راديو بين‌الملي چين

لینک
۱۳۸٦/٢/۱۸ - سيد کريم

       

Preventing War with Iran (Cambridge, MA)

CASMII Presents "Preventning War with Iran," an evening with Noam Chomsky, Fatemeh Keshavarz and Niki Akhavan.

Time: Tuesday, May 8th, 2007. 7:30PM

Location: MIT, Building 26, Room 100

77 Massachusetts Avenue, Cambridge
Massachussetts.

››read more

لینک
۱۳۸٦/٢/۱۸ - سيد کريم

   سفر چینی، معاون رییس جمهوری به خاورمیانه   

اخبار امور خارجه از واشنگتن

سفر چینی، معاون رییس جمهوری به خاورمیانه

دیک چینی، معاون رییس جمهوری در روز 8 مه 2007 سفر خود را به خاورمیانه آغاز خواهد کرد. او از کشورهای امارات متحده عربی، عربستان سعودی، مصر و اردن دیدار خواهد داشت. پرزیدنت بوش از معاون خود خواست تا برای بحث و گفتگو با سران این کشورها در مورد مسائل مهم و منافع مشترک کشورها به منطقه سفر کند. معاون رییس جمهوری با [شیخ] خلیفه رئیس امارات متحده عربی، ملک عبدالله از کشور پادشاهی عربستان سعودی، مبارک، رییس جمهور ی مصر، ملک عبدالله از کشور پادشاهی اردن و مقامات ارشد این دولت ها دیدار خواهد کرد. معاون رییس جمهوری همچنین با فرماندهان ارتش و نیز نظامیانی که در خلیج فارس مستقر هستند، ملاقات خواهد داشت.

ایران و سوریه: تضاذ میان عمل ها و رجزخوانی ها

تام کیسی ، معاون سخنگوی وزارت خارجه (2 مه): "چیزی که مایلیم از ایرانی ها و سوری ها ببینیم ... این است که اقداماتشان با سخنانشان سازگاری داشته باشد. آنها کماکان اصرار می ورزند که خواستار روابط خوب با عراق و خواهان صلح و ثبات در آن کشور هستند. متاسفانه آنها همچپنان اقداماتی را از قبیل دادن اجازه عبور به جنگجویان خارجی، ارائه حمایت به گروه های شبه نظامی، و تدارک بعضی از مهلک ترین مود منفجره IEDs به گروه های شورشی و دیگران، برای استفاده در حمله به نیروهای ائتلاف و عراقی ادامه می دهند."

نگروپونته، معاون وزیر خارجه سال همکاری در قاره آمریکا را اعلام کرد

نگروپونته، معاون وزیر خارجه (2 مه): "ما سال 2007 را به عنوان سال همکاری در این نیمکره نام گذاری کرده ایم ... سال 2007 سالی است برای کمک به شرکای ما درجهت برآورده ساختن نیازهای ضروری این کشورها با تضمین این که دموکراسی و دولت های دموکراتیک در این نیمکره، امنیت، خدمات و فرصت هایی را که مردم این نیمکره به حق مطالبه می کنند]، تامین خواهند کرد."

بیانیه مطبوعاتی وزارت امور خارجه

تام کیسی، معاون سخنگو

.

لینک
۱۳۸٦/٢/۱۸ - سيد کريم

       

AP: Cheney to the Mid East:

Vice President Dick Cheney is reaching out to moderate Arab leaders for help in bringing stability to Iraq, a mission that will include pleas for postwar support for minority party Sunnis.

Cheney departs Tuesday on a weeklong mission to the Middle East, right after a visit to the region by Secretary of State Condoleezza Rice.

While Rice's trip had a wide-ranging agenda that included other tensions in the region, administration officials said Cheney would focus largely on the next steps in Iraq.

Cheney's first stop will be Abu Dhabi in the United Arab Emirates. Other announced stops include Saudi Arabia, Egypt and Jordan. Cheney also will visit the aircraft carrier John C. Stennis in the Persian Gulf.

What can Cheney bring to the region that Rice couldn't?

A senior administration official, who spoke on the condition of anonymity because he wasn't authorized to discuss the trip publicly, said President Bush asked Cheney to go because of his close ties with leaders in each of the four countries.

But some Mideast experts outside the administration suggested that Cheney's visit also might be an attempt to try to clear up what might be viewed as mixed messages from Rice by some leaders in the region.

"Some of these people wonder if Condi Rice really speaks for the president when she decides she's going to talk to the Syrians, or when she agrees to go to a conference that includes the Iranians," said David Mack, a retired diplomat who was deputy assistant secretary of state for Near Eastern Affairs and a consultant to the bipartisan Iraq Study group.

"They wonder if the president is going to pull out the rug from under her. The vice president, who is generally identified as having opposed a lot of the things that we've been increasingly doing, can assure them that she speaks for the president as well," said Mack, now vice president of the Middle East Institute, a group devoted to fostering knowledge of the region. ...

In particular, the senior administration official said, Cheney will appeal to King Abdullah of Saudi Arabia, King Abdullah II of Jordan and Egyptian President Hosni Mubarak to use their influence to help rein in Sunni violence against Shiites in Iraq as well as charting ways to better protect Sunnis from violence at the hands of militant Shiites.

In other words, nobody knows what Cheney is telling Sunni leaders. But the US hardly has to apologize to Saudi Arabia for meeting with Syrian or Iranian diplomats, given that the Saudi king recently held a state dinner for Ahmadinejad, etc.

Posted by Laura at 11:53 AM

(The weblog of Laura Rozen – 8 May, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/۱۸ - سيد کريم

       

Iran's FM: We oppose nuclear weapons

(Jerusalem Post > Associated Press – 8 May, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/۱۸ - سيد کريم

   اسراییل نقشه محرمانه ای برای مبارزه با ایران آماده کرده است   

اسراییل نقشه محرمانه ای برای مبارزه با ایران آماده کرده است

وزارت امور خارجه اسراییل به طور محرمانه ای برنامه ضد ایرانی بین المللی تنظیم کرده که باید از سوی نمایندگی های اسراییل در خارج از کشور به مرحله اجرا برسد.

NEWSru Israel به نقل از Maariv گزارش می دهد که در حال حاضر برنامه این نقشه که تحت ریاست "آرون آبراموویچ" مدیرعامل وزارت امور خارجه اسراییل تنظیم می شود در مراحل انتهایی قرار دارد و در ماه های آینده به سفارتخانه و کنسولگری های اسراییل در کشورهای خارجی ارائه خواهد شد.

این برنامه جدید بر اساس برنامه موفقیت آمیزی است که اسراییل علیه "حزب الله" در بسیاری از کشورهای جهان به اجرا رساند و بدین تریبت توانست این جنبش را به فهرست سازمان های تروریستی مخصوصا در اتحادیه اروپا وارد سازد.

اساس این نقشه جدید صدور قوانین ضد ایرانی از سوی کشورهای جهان با تاکید بر ممنوعیت تبادلات تجاری با ایران است.

موضوع ایران باید موضوع اصلی در هر گونه تماس دیپلمات های اسراییلی با نمایندگان خارجی باشد. به ویژه اسراییل توجه خاصی به کار با رسانه های گروهی محلی مبذول خواهد کرد. برای هر کشوری پرونده ایران به زبان همان کشور تنظیم خواهد شد.

دلیل تدارک این نقشه ضد ایرانی گزارشات اداره جاسوسی در مورد پیشرفت های برنامه هسته ای ایران است. در وزارت امور خارجه اسراییل معتقدند که روش های دیپلماسی با ایران هنوز کاملا مورد استفاده قرار نگرفته و با کمک چنین برنامه ای می توان خسارت قابل توجهی به ایرانیان وارد آورد. در عین حال یکی از اهداف اصلی این برنامه رساندن این مطلب به گوش کشورهای جهان است که برای اسراییل گزینه دیگری جز مسلح شدن به دیگر روش های مبارزه باقی نمانده است.

مسکو، 18 اردیبهشت، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/٢/۱۸ - سيد کريم

       

At Meeting on Iraq, Doubt and Détente 

(Washington Post – 5 May 2007)

SHARM EL-SHEIKH, Egypt, May 4 -- Mutually suspicious and doubtful, Iraq's neighbors and benefactors nonetheless agreed here Friday on a shared vision for the beleaguered country's future and pledged to work together to help achieve it.

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٦ - سيد کريم

       

Six Questions for Laura Rozen on Iran

BY Ken Silverstein

May 4, 2007

Laura Rozen reports from Washington, DC as a national security correspondent for The Washington Monthly and a senior correspondent for The American Prospect, is a frequent contributor to National Journal and Mother Jones, and writes the blog War and Piece. She's better informed and sourced than just about anyone writing on Iran, and consistently breaks news and offers smart analysis. I recently asked her six questions about the Bush Administration's Iran policy.

1. How would you describe the Bush Administration's strategy towards Iran?

The administration's Iran policy was for years somewhat paralyzed by Iraq and an internal argument inside the administration between those who advocate “regime change” vs. those who advocate “behavior change.” Led by Secretary of State Condoleezza Rice, the administration has come out pretty clearly in favor of “behavior change” towards Iran in recent months. The current effort to get Iran to abandon its nuclear program is headed by Rice's deputy, Nick Burns, and its goal is to create international diplomatic and economic pressure to isolate Iran. In return, the five permanent members of the U.N. Security Council, plus Germany, have agreed to suspend U.N. sanctions on Iran for the duration of talks and have offered Iran pages and pages of inducements for giving up its nuclear program. The full list of incentives is unpublished, but it includes a nuclear energy program that would keep enriched fuel offshore, as well as economic inducements, such as membership in the W.T.O.

There's a second track of U.S. policy to Iran which involves promoting democracy in Iran over the longer term. As part of that, the U.S. has set up "listening posts" in countries with large Iranian communities—the U.A.E., Azerbaijan, Germany, Turkey, the U.K. –and has created a virtual U.S. embassy for Iran in neighboring Dubai, where it talks to people coming out from Iran, arranges cultural events, and almost certainly gathers intelligence. All this said, the "behavior change" advocates are opposed by people in and out of the administration who still advocate for regime change. This side argues that you could never trust any agreement reached with the current Iranian government and that holding direct talks mounts to appeasement of a brutal regime that sponsors terrorism.

2. Who are the major players in the regime change camp?

There are a few civilians who were brought into the Pentagon during the first term to essentially pursue a regime change option. Some are still there working for a small six-person Iran office whose de facto head is Abram Shulsky, who formerly led the controversial Office of Special Plans. In the White House, some in the Vice President's office are believed to be skeptical that Tehran will alter its nuclear plans in response to diplomatic or economic pressure. A few people who worked for Liz Cheney at the State Department also favor regime change for Iran, and Syria too. Outside of the administration, Richard Perle and Michael Ledeen at the American Enterprise Institute champion the idea of an Iranian opposition movement rising up to overthrow the regime with American support. There's another group of mostly conservative former officials who want the U.S. to take the Mujahedeen e-Khalq off the list of terrorist groups and work with them to overthrow the Tehran regime. But Ledeen has spoken negatively about the MEK, which is despised by other Iranian opposition groups for being a cult and having fought against Iran during the Iran-Iraq war.

3. How do these people believe regime change will unfold?

The group led by Perle and Ledeen argue that with sufficient U.S. support, and training, a coalition of Iranian groups—students, exiles, ethnic minorities, unions, and civic society groups—could topple the Iranian regime. Yet many people who have recently spent time in Iran say that any such revolution in Iran can't be controlled from outside, isn't imminent, and that overt U.S. support could be dangerous for those involved. It's all about interpretations of reality, as it was with the debate about overthrowing Saddam Hussein. One wonders if those advocating for heavy Washington involvement see that strategy as a means of deepening U.S. involvement to a point that military confrontation ultimately becomes inevitable.

I know several of the Iranians who are working to promote democracy from the outside, and am often amazed that they feel the American government must get behind their movement before anything can happen in Iran. It's so different from what you see in opposition movements in other countries, where the American role was far more limited. For some reason, a segment of the Iranian diaspora is fixated on the U.S. government being the prime driver of regime change.

4. The Bush Administration has appropriated tens of millions of dollars to “promote democracy” Iran. Who is receiving that money?

A State Department official involved with the Iran democracy portfolio recently told me that approximately $66 million was approved by Congress, with half going to U.S. government-funded broadcasters—the Voice of America Farsi language service and Radio Farda. There's currently a fight over the broadcasting content, with hardliners such as Senator Tom Coburn arguing that the Farsi language broadcasting should be more aggressively hostile to the Tehran regime and promote uprisings. The list of recipients of the other $33 million is classified, in order to protect recipients who may be targeted by the Iran regime. But part of that money has reportedly been distributed through U.S.-based human rights groups and outfits such as Freedom House, the National Endowment for Democracy, the International Republican Institute, and the National Democratic Institute.

5. How has Iran reacted to that program?

The Tehran regime has long had a truly horrific record of jailing and torturing students, bloggers, journalists, academics, trade unionists, women demonstrators, and think-tank people with ties to western colleagues, and even the lawyers for some of these people. Since the Bush Administration announced that it would fund opposition groups, the Iranian government has arrested intellectuals, writers, and activists who have participated in conferences abroad that were sponsored by private NGOs, and accused them of being involved in American-backed efforts to overthrow the regime. Surely if the U.S. wanted to promote democracy in Iran, it would have been better not to discuss it so loudly. In making these high-profile announcements, perhaps the Bush Administration was trying to signal to Congress, the public and the Iranian diaspora that this is something it is committed to. The international consequences may not have been carefully thought out.

6. How will the conflict over Iran's nuclear program be resolved? Is there likely to be a military confrontation between the U.S. and Iran before Bush leaves office?

Burns and Rice have been somewhat successful in cobbling together an international alliance to isolate Iran, and it's possible that a North Korea-style agreement could be pulled off. I think that's what Rice and Burns are hoping to achieve; there's not a great desire at the State Department or the Pentagon for another war. Some of this depends on what happens in Iraq and the larger region. If by September the “surge” is deemed to be ineffective, the Bush Administration may seek to blame Iran for its continuing difficulties. So I would not be surprised later this fall to see an uptick in Iran-bashing from elements of the administration and associated constituencies trying to gin up confrontation.

(Harper's Magazine – 4 May, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٥ - سيد کريم

   مذاکرات برای تنظيم سومين قطعنامه تشديد تحريم اقتصادی ايران   

مذاکرات برای تنظيم سومين قطعنامه تشديد تحريم اقتصادی ايران

خبرگزارى رويتر به نقل از منابع ديپلماتيك آمريكايى و ديگر منابع نوشت: در آمريكا و روسيه حمايت رو به رشدى از اقدامى وجود دارد كه مستلزم محدود كردن تجارت شركت‌هاى اروپايى با ايران به عنوان وسيله‌اى براى تحت فشار قرار دادن تهران به منظور پايان دادن به برنامه‌ى هسته‌يي‌اش مي‌باشد.

اين خبرگزارى به نقل از منابع ياد شده ادامه داد:‌ تلاش‌هاى تحت رهبرى آمريكا براى منصرف كردن بانك‌هاى بين‌المللى از تجارت با ايران موثر واقع شده است اما بسيارى از بخش‌هاى صنعتى ايران از جمله بخش خودرو، شيمي، ارتباطات و انرژى از مشاركت جدى اروپا ديگر شركت‌هاى خارجى بهره‌مند هستند.

آمريكا، اتحاديه‌ى اروپا، روسيه و چين در تلاشند تا ايران را به ميز مذاكرات بر سر برنامه‌ى هسته‌يى بكشانند اما نبود پيشرفت در اين زمينه باعث از سرگيرى مذاكراتى در خصوص سومين قطعنامه‌ى تحريم عليه اين كشور شده است.

يك مقام ديپلماتيك كه به شرط فاش نشدن نامش با خبرنگاران صحبت كرد، گفت روسيه اشاره كرده است كه از سومين قطعنامه‌ى تحريم شوراى امنيت كه تحريم‌هاى جديدى را عليه ايران اعمال مي‌كند حمايت نخواهد كرد مگر اينكه اروپايي‌ها فشار بيشترى را دراين باره تحمل كنند.

وى گفت: اعتقاد بر اين است كه اين امر به معناى آن است كه شركت‌هاى اروپايى بايد سرمايه‌گذارى جديد در بخش نفت و گاز و نيز ديگر فعاليت‌هاى تجارى را محدود كنند و نيز دولت‌هاى اروپايى به دادن اعتبار صادرات و وام به اين كشور پايان دهند.

روسيه كه روابط بلند مدتى با ايران دارد، اين بحث را مطرح كرده كه بيش از ديگر كشورها در تحريم‌هاى ايران صدمه ديده است.

اين كشور در حال ساخت مجموعه‌اى هسته‌يى در بوشهر است اما تكميل آن و ارايه‌ى سوخت را به علت نگراني‌هاى بين‌المللى نسبت به مسايل هسته‌يى به تعويق انداخته است.

براساس اين گزارش بسيارى از دولت‌هاى اروپايى گفته‌اند كه در آينده اعتبار صادرات براى تجارت با ايران را كاهش مي‌دهند و قطعنامه‌ى مصوبه ماه مارس در شوراى امنيت نيز كشورها را به انجام اين كار ترغيب مي‌كند.

اما در حالى كه برخى كشورها درباره‌ى محدود كردن تجارت با ايران عميقا با هم اختلاف دارند يك ديپلمات اروپايى خاطرنشان كرد كه اروپا به آرامى به سوى قطع اعتبار صادرات و وام دهى حركت كرده است و چنين تحريمى اجتناب‌ناپذير است.

كنث كاتزمن، كارشناس خاورميانه در كتابخانه‌ى كنگره‌ى آمريكا گفت كه اگر چه قانون آمريكا تجارت با ايران را منع مي‌كند اما تجارت غير نظامى اروپا با ايران قانونى است، بنابراين اگر شوراى امنيت سازمان ملل به سوى حوزه تجارت غير نظامى حركت كند چيزهاى بيشترى در معرض خطر قرار مي‌گيرد.

سخنگويان وزارت امور خارجه و وزارت خزانه‌دارى آمريكا كه به شدت در ايجاد فشار اقتصادى و سياسى عليه ايران دست دارند، گفتند كه هيچ آمارى از ميزان تجارت اروپا و ديگر تجارت‌هاى خارجى ايران ندارند.

قانون ‌آمريكايى تحريم‌هاى ايران مجازات‌هايى را عليه شركت‌هاى اروپايى و خارجى كه بيش از 20 ميليون دلار در بخش انرژى ايران سرمايه‌گذارى كنند، اعمال مي‌كند.

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٥ - سيد کريم

       

A cagey game

(Economist – 5 May, 2007)

America and Iran circled each other warily at a conference about Iraq

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٥ - سيد کريم

   چکیدۀ مصاحبه های برگزیدۀ رایس در شرم الشيخ   

چکیدۀ مصاحبه های برگزیدۀ رایس وزیر امور خارجه هنگام شرکت در اجتماع وزیران در شرم الشیخ در ارتباط با پیمان بین المللی عراق، سوم ماه مه 2007

سعی من بر این است که در پشتیبانی از سیاست این رئیس جمهوری که در واقع در حال تغییر دادن سیمای خاورمیانه است، کاری انجام دهم که درست باشد. وشکی وجود ندارد که این منطقه ای است که ایالات متحده طی مدت 60 سال سیاست های مشخصی را به طور عمده در جهت حفظ ثبات تعقیب کرده است، اینک ما یک رشته سیاست های جدیدی را دنبال می کنیم. آیا من به اهمیت این موضوع اعتقاد دارم که ما باید بکوشیم تا بنیانی در خاورمیانه پی افکنیم که که در طول زمان خاورمیانه را به سوی یک دموکراسی پردامنه تر، آزادی بیشتر و ثباتی بزرگتر ازیک ثبات ساختگی سوق خواهد داد؟ مطلقا چنین است. و من بر این اورم که برقراری ارتباط با همۀ کسانی که می توانند بخشی از این حرکت باشند قطعا شایان اهمیت است.

اما با یاری دادن به دموکراسی های جوان، نظیر عراق،افغانستان و لبنان، من فکر می کنم که ما واقعا در حال پی افکندن این بنیان هستیم. و این آن چیزی است که امروز من نگران ان هستم.

دکتر کاندلیزا رایس

شرم الشیخ

سوم ماه مه 2007

رایس، وزیر امورخارجه، با جیمز رستن، از فاکس نیوز گفتگو می کند

پرسش: طبق آنچه که به ما گفته شده، شما امروز حتی چند کلمه مزاح با هیئت ایرانی مبادله کردید. این جریان چه پیشرفتی دارد؟ آیا در بارۀ آن احساس خوبی دارید؟

رایس وزیر امور خارجه: خوب وقت ناهار بود. عدۀ زیادی در آنجا بودند: سعود الفیصل، وزیر خارجه عریستان سعودی، وزیر خارجۀ عمان، ملکی، نخست وزیر [عراق] – ما فقط حرفهای خوشایندی رد و بدل کردیم، جوّ دوستانه ای بود.

رایس، وزیر امورخارجه، با زین ورجی، از سی ان ان گفتگو می کند

پرسش: شما در هنگام ناهار با وزیر خارجه ایران برخورد کردید. بین شما چگونه جوّی وجود داشت؟ می توانید لطفا به ما بگویید؟

رایس وزیر امور خارجه: خوب، اشخاص زیادی(این قسمت درست شنیده نمی شود) در آنجا بودند. وزیر خارجه عربستان...

پرسش: اما در آنجا حالت تحرکی وجود داشت که حتی در یک لحظه شما قادر بودید ...

رایس وزیر امور خارجه: هر دو ما اشخاص متمدنی هستیم –این یک ناهار جمعی بین وزیران بود. اگر من فرصتی بیابم تا پیامی را که از طرف جامعۀ بین المللی یا همسایگان دایر بر این که ما هرکاری که بتوانیم در حمایت از دولت عراق انجام خواهیم داد، برسانم، از فرصت استفاده خواهم کرد.

پرسش: بنا بر این لزوما چنین چیزی پیش نخواهد آمد. منظور من این است که ایا شما خواستار گفتگوهای بی پرده بیشتری هستید، در یک چهار چوب یک به یک...؟

رایس وزیر امور خارجه: ما به دنبال روابط دوجانبه با ایران نیستیم. و آنها هم چنین روابطی را با ما دنبال نمی کنند. اما حرکت واقعی به سوی جلو این است که همه ما در اینجا حضور داریم تا از عراق حمایت کنیم و همسایگان عراق نه فقط ...وظیفه ای در این زمینه به عهده دارند بلکه نفع عظیم خود آنها هم در پیدایش یک عراق با ثبات تر نهفته است. و این پیامی است که ما واقعا بر روی ان تمرکز می کنیم.

منبع: سايت وزارت امور خارجه ايالات متحده

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٥ - سيد کريم

   حصول شناخت مشترک در نشست بین المللی شرم الشیخ   

حصول شناخت مشترک در نشست بین المللی شرم الشیخ

نشست بين المللی دوروزه ای که برای يافتن راه حلی جهت پايان دادن به بی ثباتی و نا امنی در عراق در شرم الشيخ مصر برگزار شده بود، با صدور بيانيه ای در نوزده ماده به کار خود پايان داد. در بيانيه پايانی نشست بر اهميت مبارزه با نفاق فرقه ای در عراق، خلع سلاح و انحلال گروههای شبه نظامی بدون قائل شدن استثنا تأکيد شده است.

شرکت کنندگان نشست در بند اول بيانيه بر تماميت ارضی عراق، حاکميت دولت اين کشور، وحدت ملی ، بر لزوم عدم مداخله در امورداخلی عراق، رعايت حسن همجواری تأکيد ورزيده اند.

دولتهای شرکت کننده در نشست تعهد داده اند از اينکه خاکشان برای قاچاق سلاح به عراق و سازماندهی تروريستها به کار رود جلوگيری کنند و مرزهای خود را به اين منظور تحت کنترل قرار دهند.

یان جیه چی وزیر خارجه چین در این نشست اظهار داشت که همبسگی، ثبات و توسعه سه وظیفه عمده برای حل مسئله کنونی عراق است.

منبع: راديو بين‌المللي چين

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٥ - سيد کريم

   رایس: امکان دیدار با متکی را نیافتم   

رایس: امکان دیدار با متکی را نیافتم

"کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا اعلام نمود که "این امکان را نیافت" تا با "منوچهر متکی" وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در چارچوب کنفرانس بین المللی شرم الشیخ پیرامون اوضاع در عراق دیدار کند.

رایس گفت: "برای من و وزیر ایرانی این فرصت ایجاد نشد که دیدار کنیم، اما نمایندگان ما پیرامون موضوع این کنفرانس، یعنی کمک به عراق در دستیابی به امنیت تبادل نظر نمودند".

پیشتر "هشیار زیباری" وزیر امور خارجه عراق از برگزاری دیدار در شرم الشیخ در سطح کارشناسان ایران و آمریکا و نیز در سطح وزرا بین سوریه و آمریکا استقبال نمود.

در مدت اخیر چه در آمریکا و چه در ایران محافل سیاسی خواستار عادی سازی روابط ایران و آمریکا بوده و پیشنهاد می دهند که تهران و واشنگتن برای بررسی تمامی مسائل و مشکلات در روابط دو جانبه پشت میز مذاکرات بنشینند.  

قاهره، 14 اردیبهشت، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٤ - سيد کريم

       

Suspicions Remain After Iraq Conference

(Washington Times > Associated Press – 4 May, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٤ - سيد کريم

       

Ahmadinejad Says Iran's Nuclear Program is Non-Negotiable

President Ahmadinejad said that Iran would press ahead with its nuclear program.

Iranian President Mahmoud Ahmadinejad on Friday ruled out negotiations over the Islamic Republic's illicit nuclear program and vowed not to back down in its standoff with the West, Agence France Presse reported. "The Iranian nation will never talk to anyone over its inalienable rights and it will never back down one iota, even for a second, on its legal rights," Ahmadinejad said. "We welcome honest talks but nobody is allowed to sit at a negotiating table with Iranians' definitive rights on the agenda." Multiple binding U.N. Security Council resolutions require that Iran cease its efforts to enrich uranium -- a key step toward producing nuclear weapons -- or face further diplomatic and financial sanctions.

(AIPAC – 4 May, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٤ - سيد کريم

       

Should Regime Change in Iran be Part of U.S. Foreign Policy?

Discussants:    Robert S. Litwak - Michael Rubin

Updated: May 3, 2007

With negotiations over Iran’s nuclear program showing scant signs of progress, there is growing debate about whether the United States should pursue a policy of regime change in Tehran. Some experts contend that after 9/11, the threat of rogue regimes like Iran transferring nuclear weapons or technology to terrorist organizations outweighs the risks associated with forcible regime change. Others say deterrence and diplomacy are the preferable options, given the unintended consequences of regime change in recent history.  

Robert Litwak, director of international studies at the Woodrow Wilson Center and author of the recent book, Regime Change: U.S. Strategy Through the Prism of 9/11, and Michael Rubin, resident scholar at the American Enterprise Institute and editor of the Middle East Quarterly, debate whether regime change in Iran should be part of U.S. foreign policy.

Weigh in on this debate by emailing the editors at webmaster@cfr.org.  To view other online debates click here.


Most Recent

May 3, 2007

Michael Rubin

Support for independent civil society and diplomacy need not be mutually exclusive. An uprising may be unlikely, but long-term security depends upon accountability of the regime to ordinary Iranians. We should not ignore the increasing frequency in student protests and labor unrest. Nor should we ignore that response to previous engagement has been intransigence and crackdown, not liberalism.

We agree that any military strike would enable the regime to rally its citizens around the flag. An Islamic Republic of Iran with nuclear arms would be like dying of a heart attack while a military strike like dying of cancer; that is why effective preventative medicine is so necessary. 

Moscow and Beijing are playing power politics. They will never agree to effective sanctions. The fault is not ours. We should not sacrifice national security upon the altar of multilateralism. Effectiveness matters. There are other economic levers at our disposal, though.

The 2003 Iranian offer is bogus. Washington and Tehran were already talking in Geneva, although Tehran broke the commitments it made there. That was the channel, not an unsigned English fax. Even the Swiss foreign ministry acknowledges privately that Tim Guldimann, the Swiss ambassador, was freelancing. Nor do serious proposals come with the caveat that the issuing party only agrees with 80 percent of its own paper.

But, back to the issue: I wish I had your faith in Iran’s “pragmatic conservatives.” These are the men who built and concealed the nuclear program, and misled the IAEA. Nor is it wise to overemphasize factionalism. Every country has factions. But, when push comes to shove, power in Iran rests with the Supreme Leader and the Revolutionary Guards, not parliamentarians and diplomats. For negotiations to be successful, we need to deal with the people who can make a commitment and have it stick. That was the lesson Clinton learned at Camp David II, and that is why negotiations with the Libyans took an extra three years. The history of Iranian adherence to its own commitments does not build confidence.

Ideology matters. We have to assume that Ayatollahs Khamenei, Mesbah-Yazdi, Jannati, and President Ahmadinejad mean what they say. Regime preservation is not in our interests. I look forward to the day when Iran is not a pariah. We should have no more “Chicken Kiev” moments where we sacrifice freedom so as not to complicate diplomacy. Nor, as we have with North Korea, should the deal ever become more important than its contents.


May 3, 2007

Robert Litwak

The prospect of a successful civil society uprising against the regime within a timeframe relevant to the nuclear question is a vain hope. At the same time, the Bush administration is not able to credibly threaten the use of force to bolster diplomacy because of the mixed message on the objective. Coercive diplomacy is not possible when the apparent objective is the maximalist one of regime change. That a “limited” counter-proliferation strike on Iran’s nuclear sites would be perceived in Tehran as the initiation of a preventive war is a reality, not a straw man. How would a U.S. military attack (which carries the certainty of significant Iranian retaliation) not spiral into general war, Michael?

Given the constraints on the military option, how should the United States approach nuclear diplomacy with Iran? Because of the unresolved contradiction in U.S. policy over the question of regime change, Washington missed a major opportunity. The administration reportedly rebuffed an initiative from Tehran for a strategic dialogue at the moment of maximum U.S. leverage with Iran in the aftermath of the toppling of the Saddam Hussein regime in 2003—before the election of Ahmadinejad, the ramping up of Iran’s nuclear program, and Iraq’s descent into civil war.

Washington’s challenge now is to reestablish policy leverage under far less favorable circumstances. Ahmadinejad’s radical foreign policy has generated a domestic backlash from pragmatic conservatives and reformists, who defend Iran’s right to civil nuclear energy but are open to a nuclear deal. Taking regime change off the table in Washington will put behavior change on the table in Tehran.

Though Tehran is vulnerable to economic coercion, international support for meaningful sanctions will be impossible to marshal if others believe the U.S. goal is regime change rather than behavior change. As with Libya, a credible U.S. assurance of regime security would be central to any nuclear deal. The Bush administration must make clear that it would be willing to take yes for an answer. A major question is whether the administration's regime-change rhetoric has priced Washington out of the reassurance market in Tehran.

My major concern is that if the United States can’t bomb (because of the risk of escalation) and won’t seriously negotiate (because that is viewed as rewarding bad behavior), the administration may find itself on a third path—acquiescing to a fait accompli by the other side, as has sadly happened in the case of North Korea since 2003.


May 2, 2007

Michael Rubin

That all options remain on the table is reality; it has nothing to do with regime change. So long as the Islamic Republic remains the world’s greatest sponsor of terrorism and is not forthright about its nuclear program, military action will remain a last resort—one with so many incumbent costs that hopefully it will never occur. The idea that there is a preventive war strategy to change the regime is at best a straw-man argument and at worst a conspiracy theory.

Criticism regarding carrier group dispatch is misplaced. First, it is important that Arab states in the Persian Gulf recognize that the United States is going to defend its interests and protect our allies. Second, while Washington assumes events revolve around our decisions, the danger is Iranian overconfidence. Decision-makers in Iran, those in the office of the Supreme Leader and the Revolutionary Guard, may confuse democratic debate with weakness and inadvertently cross a red line. We know from their statements that they do not take U.S. diplomatic demarches seriously. That the United States is willing to demonstrate red lines aids transparency and reduces the risk of accidental conflict.

With regard to engagement, we need to abandon the notion that long-term strategies to encourage the accountability of the Iranian government to its citizenry and short-term diplomacy are mutually exclusive. Providing moral support for the Vahed transportation workers’ ongoing attempts to form the Islamic Republic’s first independent trade union will not bring instant change. That does not mean it is wise to ignore them or to collude with the regime that seeks to crush them.

No argument that assistance—when handled improperly—can taint dissidents. But let’s not be ahistorical: Tehran’s crackdown on dissent predated the congressional appropriation of $75 million. Hamid Reza Taraqi, head of the hard-line Islamic Coalition Party, foreshadowed the crackdown in an interview in Etemad well before the Congressional appropriation. Dissidents like Ahmad Batebi and Mansour Ossanlou put their necks on the line regardless of what the regime says about them. The most vocal opponents to U.S. assistance are not dissidents who oppose theocratic dictatorship but rather the reformers who want to soften but preserve clerical rule.

Past practice shows that a strategy of speaking softly and waving a big carrot does not work with Iran. Tehran has become conditioned to expect reward for non-compliance. It is time we end that cycle. What sticks do you see as effective, Robert?


May 1, 2007

Robert Litwak

Despite the major constraints on the use of force, which Michael acknowledges, the Bush administration has kept the military option "on the table." Open speculation persists in the press over whether the United States will strike Iran's nuclear facilities as it is poised to cross a major technological threshold, or "red line" (with respect to uranium enrichment), on the path to a bomb. But because this "counter-proliferation" option would encompass strikes against a broad range of targets over several days, it is indistinguishable from a preventive war strategy to change the regime.

Furthermore, Washington's mixed message on its objective—regime change versus behavior change—creates confusion about the meaning of U.S. military deployments in Iraq. The recent surge of an additional U.S. carrier battle group into the Gulf, which was intended as a deterrent signal to stop Iranian meddling in Iraq, may well have appeared to Tehran as preparation for strikes on nuclear targets. Given the proximity of U.S. and Iranian forces, the danger of miscommunication and inadvertent escalation is real.

On the contentious issue of engagement, Michael and I have different assessments. He views engagement of the regime as a prop that buys it time to pursue its nuclear ambitions, while stifling forces of democratic change within Iran. Unfortunately, the uncertain timeline for societal change is not in sync with the near-term timeline for nuclear acquisition. The regime has ample coercive means to crack down on opposition (witness its brutal suppression of past student demonstrations) and, with the financial wherewithal provided by $70-per-barrel oil, can insulate itself from internal pressures by buying off potential malcontents. Current U.S. policy eschews direct negotiations with the regime, while seeking to engage Iranian civil society through a $75 million democracy-promotion program that targets non-governmental organizations (NGOs).

Yet this government-sponsored program has already had the effect of politically tainting the very groups it is intended to support. Some democracy activists have faced detention and interrogation over alleged complicity in a U.S. plot to foment a "soft revolution." U.S. efforts to engage Iranian NGOs should be done by their American NGO counterparts. In tandem with this unconditional engagement on the societal level, the U.S. government should pursue structured, pragmatic engagement with the Tehran regime on issues of mutual concern, starting with the nuclear question and Iraq. To get leverage on these issues, Washington needs to employ bigger carrots and more effective sticks.


April 30, 2007

Michael Rubin

Even as Iran’s nuclear program has developed, the Bush administration has lacked a cohesive policy toward Tehran. An artificial dichotomy between engagement and regime change has polarized debate. Too often, proponents of engagement construct a straw-man argument about regime change to equate it with military action.

No serious policymaker seeks military action against Iran. Iranians are nationalistic. Any military strike would enable the regime to rally Iranians around the flag. Nor would even targeted strikes against the Islamic Republic’s nuclear facilities end its program; at best, military strikes would only delay it. Nothing would be more irresponsible than the White House using the military to buy time because policymakers have not had the discipline to formulate a strategy.

This does not mean unrestrained engagement is a better option. Between 2000 and 2005, the apex of both European engagement and the Khatami presidency, EU trade with Tehran almost tripled. During that same period, Iranian leaders pumped hard currency into their weapons program and, at the time, still-covert nuclear program. Either Khatami’s rhetoric was insincere or he, like the many diplomats under him, had no insight into or control over the actions of other power centers. 

If engagement is to be successful, it must include the sincere involvement of the people who control those aspects of regime behavior which Washington finds most objectionable—this means the Supreme Leader and the Revolutionary Guards. This is an unlikely prospect.

Everyone who has been to Iran is aware of the sophistication of Iranian intellectuals and much of the public. Many Iranians resent the corruption and adventurism of their leadership. The reformers are largely discredited. They are new paint on a rotten house. No Iranian inside Iran wants regime change from abroad, but they do embrace the ideas of popular sovereignty and democracy. Here, interests converge. Should the Iranian leadership become more accountable to its citizenry, then they will emphasize what most Iranians want—better schools, medical care, and employment prospects rather than expensive adventurism. 

What policymakers should support are Iranian efforts to democratize and force accountability upon their leadership. This is what independent unions inside Iran struggle for. Democracy is just peaceful regime change. I agree with Robert that we should rely on internal forces as the agents of change. Unfortunately, regime engagement will both undercut those forces and enable the Iranian leadership to run down the clock on its nuclear program.


April 30, 2007

Robert Litwak

Throughout the nuclear crisis with Iran, the Bush administration has sent a mixed message. U.S. officials stick to the familiar mantra: “All options are on the table.” But to what end? Is the goal to change the behavior of the Tehran regime or to change the regime itself?

The 9/11 terrorist attacks recast the debate over U.S. strategy toward Iran and other “rogue states.” The administration shifted from a mix of deterrence and containment before 9/11 to an emphasis on regime change. The underlying assumption was that the unacceptable behavior of these rogue regimes derived from their very nature. Hence, to change the behavior, you had to change the regimes. The belief that rogue states were less likely to be deterred from using weapons of mass destruction (WMD) and more likely to provide them to terrorist groups fueled the decision to launch the preventive war in Iraq. After the toppling of the Saddam Hussein regime, administration officials hailed Iraq as a “type”—a new model of nonproliferation based on externally imposed regime change. One hard-liner declared that the message of the Iraq war for Iran was “Take a number.”

In Tehran, a “limited” U.S. military strike on Iran’s nuclear infrastructure would be viewed as the initiation of a regime-toppling war, which would trigger major Iranian retaliation against U.S. interests worldwide, starting in Iraq. And the Iranian people would rally round the flag with the mullahs against the United States.

Some regime-change proponents view Iran—with its politically energized civil society—as ripe for a revolution from below. But we can’t wait for this indeterminate process of societal change to play out while Iran’s nuclear program accelerates.

The alternative to military action—diplomacy—is at an impasse, and is hampered by the United States’ mixed message. Regime-change rhetoric in Washington strengthens the hard-liners in Tehran, who can point to it as the rationale for a bomb. Has Tehran made an irreversible decision to acquire nuclear weapons? We don’t know. To test their intentions, Iran should be presented with a structured choice in which the United States makes clear that it will take yes for an answer if Tehran changes its behavior. In short, we need to pivot toward a new strategy of containment, whose key elements are deterrence and an assurance of nonintervention. Such a strategy would decouple the nuclear issue from the question of regime change and rely on internal forces as the agents of societal change.

(Council on Foreign Relations 0 3 May, 2007)

 

لینک
۱۳۸٦/٢/۱٤ - سيد کريم

   مذاکرات پنهانی ایران و آمریکا   

مذاکرات پنهانی ایران و آمریکا

اخیرا در رسانه های گروهی آمریکا از قول منابع سیاسی اخباری شنیده می شود در مورد اینکه واشنگتن به طور فعالی مذاکرات پنهانی خود را با تهران آغاز کرده است. بعنوان مثال بر اساس گزارش Houston Chronicle سوئیس نقش میانجی تماس های پنهانی  مذکور را بر عهده دارد که به خاطر عدم وجود نمایندگی سیاسی آمریکا در تهران از سال 1979 بعنوان حافظ منافع آمریکا در ایران می باشد. همچنین اطلاع داده می شود که این دیالوگ طیف تقریبا گسترده ای را شامل می شود: قبل از هر چیز در مورد سرنوشت اتباع آمریکایی که در عراق ناپدید شده اند و ایرانی های بازداشت شده در جریان حمله نیروهای آمریکایی به کنسولگری ایران در شهر اربیل عراق و همچنین در مورد اختلافات دیرینه در خصوص املاک و دارایی های ایران.

نمونه روشن دیگر قصد واشنگتن برای برقراری دیالوگ با ایران  که از اخبار رسانه های گروهی آمریکایی بر می آید ماموریت ویژه در این خصوص به "هشیار زیباری" وزیر امور خارجه عراق داده شده است. منابع سیاسی ادعا می کنند که وی همچنین باید پل های ارتباطی میان دوطرف مقابل را برقرار کند. در واشنگتن به نوعی معتقدند که زیباری شیعه ارتباطات دیرینه و محکمی در تهران دارد و به همین خاطر می تواند مقامات ایرانی را برای کنار آمدن با آمریکا متقاعد سازد.

بالاخره اوج تلاش های آمریکا برای دیالوگ باید کنفرانس بین المللی عراق باشد که قرار است در اوائل ماه آینده در مصر برگزار گردد. در آن "کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه آمریکا نیز شرکت خواهدکرد. به غیر از این در همان کنفرانس باید "منوچهر متکی" وزیر امور خارجه ایران نیز شرکت کند. آنطور که "جرج بوش" رییس جمهور آمریکا در شبکه تلویزیونی PBS اعلام کرد رایس و متکی  در مورد برنامه هسته ای ایران سخن نخواهند گفت بلکه در مورد عادی سازی روابط دو کشور بحث به میان خواهد آمد.

سالیان درازی است که مسئله مذاکرات میان آمریکا و ایران مطرح است. بعد از انقلاب اسلامی در سال 1979 و اشغال سفارت آمریکا ، واشنگتن هیچگونه رابطه رسمی با تهران نداشته است. سیاست گفتگوی تمدن ها که توسط "محمد خاتمی" رییس جمهور اسبق ایران مطرح شده بود هم به نزدیکی مواضع دو کشور منتهی نشد. حتی در آن سال هایی که اتحادیه اروپا به طور فعالی به سمت جمهوری اسلامی می رفت آمریکا از نزدیکی خودداری می نمود. و حال ناگهان آمریکا برای ارتباط با حکومت فعلی ایران که سیاست بنیادی و غیر قابل قبولی برای آمریکا را پیش روی خود گذاشته اظهار آمادگی می کند.

در حال حاضر یکی از فاکتورهای اصلی خودداری دولت بوش، افکار عمومی جامعه آمریکا و همچنین مواضع کشورهای اروپایی است که خواستار استفاده از روش های دیپلماسی برای حل بحران ایران می باشند. مسلما اخبار کنونی در مورد مذاکرات مذکور باید این نقاط ضعف را بپوشاند.

هیچگونه مذاکراتی میان آمریکا و ایران نه پنهانی و نه آشکار نمی تواند مناقشه میان آنها را حل کند چرا که هیچ کدام از طرفین برای حل آن تمایل به خرج نمی دهند و هر دو طرف خواستار کسب پیروزی با حداکثر تضعیف طرف مقابل می باشند. هنوز مسجل نیست که مذاکرات رایس با متکی انجام شوند. به احتمال قوی ابتکار واشنگتن به نوعی از سوی ایران نادیده گرفته می شود.  و این موضوع به واشنگتن بهانه دیگری خواهد داد که تهران را به عدم تمایل جهت حل بحران کنونی متهم سازد. و آنوقت است که طی یکی دو ماه آینده واشنگتن راه دیگری برای حل مسئله ایران نخواهد داشت.

"کامرسانت"، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/٢/۱۳ - سيد کريم

   آخرين اخبار امور خارجی از واشنگتن   

آخرين اخبار امور خارجی از واشنگتن

بیانیه های جدید کاخ سفید و وزارت امور خارجه

گزيده از توضیحات کاخ سفید

پرسش از دینا یرینو، سخنگوی کاخ سفید: تا آنجا که موضوع به ایران مربوط می شود، رئیس جمهوری ایران، یا ایران، در ارتباط با برنامه هسته ای فکر خود را تغییر نداده اند. اما دکتر کاندالیزا رایس درنظر دارد با آنها در صورتی که سر میز حضور داشته باشند گفتگو کند... سؤال من این است: آیا سیاست ایالات منحده تا آنجا که به برنامه هسته ای ایران مربوط می شود تغییر پیدا کرده است ، یا در صورت انجام ملاقات سازشی صورت خواهد گرفت؟

خانم پرینو: نه، من شما را به توضیحات دیروز شان مک کورمک وقتی که در باره این موضوع اظهار نظر کرد رجوع می دهم. آنچه او گفت این بود که رایس، وزیر امور خارجه، هفته آینده به کنفرانس همسایگان عراق در شرم الشیخ در مصرخواهد پیوست. کنفرانسی که هری رید رهبر اکثریت در سنا، ظاهرا درباره آن چیزی نشنیده است، چون مرتبا می گوید ما به یک کنفرانس نیاز داریم. اما من می خواهم به اطلاع او برسانم که این امر هفته آینده اتفاق خواهد افتاد.

و باز شما را رجوع میدهم به این که شان مک کورمک گفت که او هرگونه تماس تصادفی را منتفی نمی داند. هر چند که این اجتماع به گفتگو در باره عراق اختصاص دارد. ما در گروه 1+5 [اعضای دائم شورای امنیت به علاوه آلمان] موضع نیرومندی در قبال برنامه هسته ای ایران در پیش گرفته ایم. ما بر این باوریم اگر آنها می خواهند راهی را در جهت نیروی اتمی غیر نظامی انتخاب کنند، این راه در اختیارشان قرار دارد. آنها فقط باید غنی سازی خود را به حال تعلیق در آورند.

منبع: سايت وزارت امور خارجه آمريكا

لینک
۱۳۸٦/٢/٩ - سيد کريم

       

Fascist America, in 10 Easy Steps

(AlterNet – 28 April, 2007)

Naomi Wolf, Chelsea Green Publishing

War on Iraq: There are some things common to every state that's made the transition to fascism. Author Naomi Wolf argues that all of them are present in America today.

لینک
۱۳۸٦/٢/٩ - سيد کريم

   طرح نخست وزير اسراييل برای حمله به ايران   

طرح نخست وزير اسراييل برای حمله به ايران: پرتاب 1000موشک کروز ظرف 10 روز به سمت اهداف هسته ای

به گزارش خبرگزاری رويتر ايهود المرت نخست وزير اسراييل در تازه ترين سخنان در باره برنامه هسته ای ايران گفت: برنامه هسته‌يى ايران با پرتاب 1000 موشك كروز در حمله‌اى 10 روزه به شدت صدمه خواهد ديد.

به گزارش ايسنا ايهود المرت در گفتگو با مجله آلمانى فوكوس در پاسخ به اين سوال كه آيا اقدام نظامى در صورتى كه ايران به سرپيچى از سازمان ملل ادامه دهد يك گزينه خواهد بود يا خير گفت: هيچكس آن را منتفى نمي‌كند.

المرت گفت: شايد نابودى كامل برنامه‌ى هسته‌يى ايران غير ممكن باشد، اما صدمه زدن به آن به شكلى كه آن را سالها به عقب براند ممكن است.

فوكوس به نقل از المرت نوشت كه تحريم‌هاى سازمان ملل بايد فرصت داشته باشد تا پيش از بررسى اقدام نظامي، كار كند.

وى گفت: ما بايد به اين روند فرصت دهيم تا موثر باشد. ما در حال حاضر هيچ گونه قصد حمله به ايران را نداريم.

المرت افزود كه ترديد دارد برنامه‌ى هسته‌يى ايران آن قدر كه تهران مي‌گويد پيشرفته باشد و ادامه داد: فكر نمي‌كنم كه ايران نزديك به گذر از آستانه‌ى فناورى هسته‌يى آن طور كه مقاماتش مدعي‌اند، باشد؛ ما هنوز براى متوقف كردن آن زمان داريم.

لینک
۱۳۸٦/٢/٩ - سيد کريم

       

Rice: Iran Likely "Moving Toward a Nuclear Weapon"

As Iran presses ahead with its illicit nuclear program, Secretary of State Condoleezza Rice on Thursday said that in order to avoid further international sanctions, the Islamic Republic must end its efforts to enrich uranium - a key step toward producing atomic arms, Agence France Presse reported.  "What we can't have is Iran practicing enrichment... at the same time that we're in negotiations," Rice said.  "There is no confidence about Iran's intentions here; they appear to be moving toward a nuclear weapon."  Iran has rebuffed the U.N. Security Council's multiple demands to halt its uranium enrichment program and faces further sanctions if its non-compliance continues.

(AIPAC – 27 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/٧ - سيد کريم

   موشك هسته‌اي در پاسخ به سپر ضد موشكي   

موشك هسته‌اي در پاسخ به سپر ضد موشكي

ضد حمله برای سیستم ضد موشکی

هرچه روز 18 آپریل نزدیکتر می شود، یعنی روزی که در اسلو نشست شورای روسیه-ناتو برگزار خواهد شد و قرار است طی آن ضرورت استقرار سپر ضد موشکی آمریکا در کشورهای اروپای شرقی مورد بررسی قرار گیرد، مباحث پیرامون این مسئله در مطبوعات اروپا و آنسوی اقیانوس در مشاجرات لفظی و غیر حضوری چهره های رسمی روسیه، آمریکا و سایر کشورها داغ تر می شود.

روزنامه انگلیسی The Financial Times چندی پیش دومین مقاله "سرگی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه طی یک و نیم ماه اخیر در مطبوعات غربی با عنوان "دفاع ضد موشکی اروپا: پروژه ای جمعی؟" را منتشر نمود. وزیر خارجه روسیه خوانندگان را متقاعد می کند که اجرای طرح یکسویه در زمینه دفاع ضد موشکی، بطور چشمگیری نمای جغرافیایی-استراتژیک اروپا را تغییر داده و منافع امنیتی قاره پیر را تحت تاثیر قرار می دهد. وی معتقد است که استدلالات آمریکا درباره اینکه موشک های ایران تهدیدی برای اروپا و آمریکا هستند، بی اساس می باشند. تهران در چشم اندازی قابل دیدرس امکان تهدید کشورهای اروپایی و آمریکا با موشک را نخواهد داشت.

"ویتالی چورکین" نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد نیز چنین عقیده ای را ابراز داشت. وی در نشست کمیسیون خلع سلاح سازمان ملل متحد گفت: "استقرار تجهیزات استراتژیک نظامی آمریکا در کشورهای نزدیک به مرز روسیه، نمی تواند سبب نگرانی نشده و این اقدام تدابیری متعادل را مطالبه می کند". وی تاکید نمود که روسیه، به اجرای برنامه استقرار سپر ضد موشکی آمریکا بعنوان تدبیری مطلقاً دفاعی نگاه نمی کند و افزود که این برنامه موازنه استراتژیک در جهان را بر هم زده و منجر به ایجاد پتانسیل اولین ضربه خلع سلاح کننده می شود.

"دمیتری پسکوف" معاون دبیر مطبوعاتی ریاست جمهوری فدراسیون روسیه نیز نظر مشابهی را در مصاحبه با روزنامه انگلیسی The Guardian  اعلام نمود. وی از طرح های آمریکا اظهار یاس نموده و نگرانی کرملین را اعلام داشت. وی گفت: "هیچگاه پیش از این درباره چنین طرح هایی به ما چیزی نگفته بودند. ما خود را فریب خورده احساس می کنیم. ما بالقوه مجبور به ساخت جایگزینی برای آن اما با هزینه کمتر و تاثیر بیشتر می شویم". "کنستانتین کاساچف" رئیس کمیته مجلس دومای روسیه در امور بین الملل و سردار سرتیپ "ولادیمیر بلائوس" کارشناس برجسته روسیه در زمینه ضد موشکی و سایر کارشناسان نظامی نیز طرح آمریکا برای "دفاع از خاک خود توسط سپر اروپایی" را به باد انتقاد گرفتند.

در همین روزها نیز روزنامه The Guardian مقاله ای را منتشر نمود که تایید می کند "روسیه در پاسخ به سیستم ضد موشکی تهدید به جنگ سرد می کند" و روزنامه آمریکایی The Christian Science Monitor اعلام کرد که در امر استقرار سپر ضدموشکی آمریکا در لهستان و چک، "روسیه بین کشورهای اروپایی تفرقه ایجاد می کند". "یاپ دی هوپ شیفر" دبیر کل ناتو نیز از تصمیم واشنگتن حمایت می کند. وی اعلام داشت که ده ضد موشکی آمریکایی هیچ خطری روسیه را که دارای صدها موشک استراتژیک و هزاران کلاهک هسته ایست، تهدید نمی کند و نمی تواند تهدید کند...

همانطور که می بینیم، دورنمای استقرار سیستم ضد موشکی آمریکا در اروپا در حال حاضر جنگ روانی-اطلاعاتی را با حملات و ضدحمله های خود برانگیخته است و مانورهای آن بسیار شبیه به رویارویی نطامی ارتش ها در جنگ است. این جنگ تا زمان برگزاری نشست روسیه-ناتو، تهدیدی برای ایجاد شکاف در اروپای پیر است. و نه تنها خندقی عمیقی بین روسیه و اتحادیه اروپا می سازد، بلکه نیروهای سیاسی در داخل خود اروپا را نیز دچار اختلاف می کند. همه کشورها تصمیم واشنگتن را مورد پشتیبانی قرار نمی دهند و در سایر کشورهای اروپایی نیز مقاماتی رسمی که در یک دولت کار می کنند در ارزیابی از پیامدهای پدیدار شدن عناصر ضد موشکی کشوری دیگر برای آینده اتحادیه اروپا اختلاف نظر دارند.

و این نیز به چشم می خورد که چگونه تمایل به حمایت از خواسته های متفق خود در آنسوی اقیانوس و موی دماغ روسیه شدن، برخی از نشریات اروپایی را به تغییر مفاهیم و استفاده از اصول استاندارد دوگانه سوق می دهد. بعنوان مثال تیتری که The Guardian استفاده نمود: "روسیه به جنگ سرد جدید تهدید می کند"، بازتاب موضع کرملین نیست. این یک تهدید نیست، مسکو موظف به هشدار پیامدهایی است که استقرار سیستم استراتژیک ضد موشکی آمریکا در اروپا می تواند داشته باشد و اینکه مسئولیت وخیم شدن شدید روابط بین مسکو و بروکسل پس از آن، نه بر دوش کرملین و بلکه بر دوش اتحادیه اروپا و ناتو خواهد بود.

استدلالات لاوروف، چورکین، پسکوف، کاساچف و پیش از آنها، اظهارات  "یوری بالویفسکی" رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه و "نیکلای سولوفتسوف" فرمانده نیروهای موشکی استراتژیک روسیه و سایر کارشناسان، تاییدات نمایندگان دولت آمریکا و ناتو درباره اینکه استقرار این سیستم ها در لهستان و چک برای دفاع از موشک های ایران و کره شمالی است را در هم می شکند. در مسکو یقین دارند که این حقیقت نیست. و باری دیگر این را در نشست روسیه-ناتو در اسلو اثبات خواهند کرد.

مسلم است که در مسکو متوجه این هستند که هیچ دلیل متقاعد کننده و آشکاری نمی تواند "ماشین صنایع نظامی آمریکا" را متوقف کند که امیدوارست حق السهم بسیار چشمگیری را از استقرار دفاع ضد موشکی در اروپا و نیز در سایر قاره ها و حتی در فضا بدست آورد. اما در پایتخت های قاره اروپا باید مشخصاً این را درک کنند که چه کسی مسئول گسیختن ثبات و آرامش در کشورهای آنان است.

روسیه، بر خلاف امیدها و انتظارات واشنگتن و بروکسل، به رقابت تسلیحاتی کشیده نمی شود. روسیه موجودی لازم را دارد که با حداقل مخارج بطور متعادل و نامتقارن به مبارزه طلبی سیستم ضد موشکی آمریکا پاسخ دهد.

اگر اروپاییان می خواهند زیر هدف موشک های هسته ای روسیه زندگی کنند که پایگاه های دفاع ضد موشکی آمریکا را هدف قرار خواهند داد، این انتخاب خودشان است. مسکو تهدید نمی کند، بلکه فقط هشدار می دهد که مجبور به استفاده از ضد حمله خواهد شد. هیچ جایگزین دیگری برای مسکو باقی نمی گذارند.

"ویکتور لیتوفکین"، "نیزاویسیمایه واینایه ابازرنیه"، ویژه خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/٢/٧ - سيد کريم

   دکترین نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی   

دکترین نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی

ذوالقدر: ایران قادر است روزانه دهها هزار موشک به اهداف آمریکایی شلیک کند 

محمدباقر ذوالقدر از مقامهای نظامی و امنیتی مهم جمهوری اسلامی که اینک سمت رسمی او "جانشین و معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور" است، تهدیدهای آمریکا را به دو دسته تقسیم کرده است: تهدیدهای نظامی و تهدیدهای نرم. پاسخ تهدیدهای نظامی به گفته‌ی ذوالقدر شلیک ده‌هزار موشک از سوی ایران خواهد بود و پاسخ تهدیدهای نرم مبارزه امنیتی با نویسندگان و جراید و سازمانهای مدنی است.

وی در روز چهارشنبه ۵ اردیبهشت در این مورد در همایش "نقش امنیت در توسعه استان کردستان" در سنندج سخنرانی کرده است. سخنرانی او را، که بخشهایی از آن توسط ایرنا مخابره شده است، می‌توان به مثابه دکترین نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی یا دست کم بخشهایی از حاکمیت تلقی کرد.

سردار سرتیپ دکتر ذوالقدر گفته است: «برنامه اصلی آمریکا در دشمنی با انقلاب اسلامی با توجه به ناتوانی در اقدام نظامی، تهدید نرم است.» او در این مورد چنین توضیح داده است: «سیاست اصلی آمریکا در شرایط فعلی تهدید نرم از طریق ایجاد بی‌ثباتی و بحران‌سازی در داخل و دامن زدن به گسستهای قومی و مذهبی است.» وی افزوده است: «آمریکا در قالب تهدید نرم از روزنامه‌ها و "ان جی او"ها با الگوگیری از برنامه‌های که در شوروی سابق اجرا کردند، نیز بهره می‌گیرد و برخی از روزنامه‌ها نیز در جهت اهداف دشمنان به وظایف خودشان خوب عمل می کنند.»

ترس آمریکا از حمله به ایران

بنابر گزارش ایرنا به نظر ذوالقدر «آمریکا که در شرایط فعلی بدون نقاب و علنی با ایران درگیر شده و تمایل زیادی به اقدام نظامی ‌دارد ولی به دلایل تاکتیکی و راهبردی قادر به عمل به نیت شوم خود نیست.» ذولقدر علت ناتوانی آمریکا را درگیر بودن آن در «دو پروژه سنگین عراق و افغانستان» می‌داند.

یک نکته‌ی مهم که ذوالقدر آن را از زبان «تحلیلگران» بیان کرده چنین است: «تحلیلگران می‌گویند از نظر تاکتیکی و راهبردی آمریکا نمی‌تواند به ایران حمله کند چون می‌ترسند به محض حمله به ایران، کشور به سمت تولید سلاح نامتعارف حرکت کند.»

ایرنا نوشته است که «وی با استناد به این دیدگاهها گفت: این در حالیست که با در اختیار بودن موشکهای دور برد هیچ جا برای آمریکا امن نخواهد بود و ایران قادر است روزانه دهها هزار موشک به اهداف آمریکایی شلیک کند و با موشکهای دور برد می‌تواند اسراییل را هم به عنوان عقبه آمریکا تهدید کند.»

سیاست تهدید نرم

از نظر ذوالقدر، چون آمریکا ناتوان از درگیری نظامی با ایران است، «سیاست تهدید نرم را از طریق ایجاد بی‌ثباتی و بحران‌سازی در داخل در دستور کار قرار داده و در کنار آن از اهرم تحریم نیز برای ایجاد بی‌ثباتی بهره خواهد گرفت. »

در برابر این طرح آمریکا، طرح امنیتی جمهوری اسلامی قرار دارد. به گفته‌ی ذوالقدر«خنثی‌سازی پایه دوم تهدیدهای آمریکا که همان تهدید نرم است وظیفه اصلی و اول بخش امنیتی داخل کشور است که حضور بموقع و آمادگی آنها از عوامل موثر بازدارنده در خنثی‌سازی این تهدید است.»

ایمان و امنیت

بنابر گزارش ایرنا سردار سرتیپ دکتر محمدباقر ذوالقدر برای دیدگاه امنیتی مبنایی الهی قایل شده است. او گفته است: «از منظر دین اسلام امنیت و ایمان از یک ریشه واحد هستند و امنیت پاداش ایمان صالحان است و جامعه بدون امنیت مفهوم نمی‌یابد.»

منبع: دويچه وله

لینک
۱۳۸٦/٢/٧ - سيد کريم

   احتمال فروش جدیدترین جنگنده های آمریکا به اسرائیل   

احتمال فروش جدیدترین جنگنده های آمریکا به اسرائیل

وزیر دفاع پیشین آمریکا که در حال حاضر از اسرائیل دیدار می کند، شامگاه پنجشنبه 26 آوریل گفت آمریکا در نظر دارد در صورتی که اسرائیل در معرض تهدید قرار گیرد، جدیدترین جنگنده های شکاری خود به نام اف 22 را به اسرائیل را بفروشد.

به نوشته روزنامه جروزالم پست، ویلیام کوهن در دیدار با اهود المرت نخست وزیر اسرائیل گفت در صورتی که اسرائیل در معرض تهدید قرار گیرد، آمریکا احتمالا جنگنده های اف 22 به اسرائیل خواهد فروخت.

گفته می شود نیروی هوائی اسرائیل هفته گذشته در تقاضانامه ای به وزارت دفاع خواستار خرید جنگنده های اف 22 از آمریکا شده است تا برتری نظامی اسرائیل در منطقه حفظ شود.

منبع: راديو بين‌المللي چين

لینک
۱۳۸٦/٢/٧ - سيد کريم

   خط و نشان دولت آینده فرانسه برای تهران   

سارکوزی: تحریم ایران باید تشدید شود

خط و نشان دولت آینده فرانسه برای تهران

آفتاب: نیکولا سارزکوزی کاندیدای جناح محافظه‌کار انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه می‌گوید که در صورت انتخاب شدن به این سمت خواهد کوشید تا با تشدید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران این کشور را وادار به توقف برنامه اتمی کنونی‌اش نماید.

به گزارش خبرگزاری‌ها سارکوزی در گفتگو با شبکه یک تلویزیون فرانسه درخصوص پرونده هسته‌ای ایران گفت: «ایران با اصرار بر ادامه فعالیت‌های کنونی‌اش مهمترین مشکل را در عرصه روابط بین‌الملل بوجود آورده است». وی ادعا کرد: «سخنانی که محمود احمدی‌نژاد درباره نابودی اسرائیل می‌گوید عمیق‌ترین تهدید برای صلح جهانی در عصر کنونی است».

وی در ادامه در اظهاراتی مداخله‌جویانه خود ابراز عقیده کرد که باید «بین حکومت ایران و مردم این کشور تفاوت قائل شد» و افزود: «این امر بسیار حیاتی است که مردم ایران را از احترام عمیقی که نسبت به آنان قائل هستیم مطمئن سازیم».

شایان ذکر است  سارکوزی که پیش از این سمت وزارت کشور را در کابینه ژاک شیراک برعهده داشت یکشنبه گذشته موفق شد با کسب بیش از 32 درصد آرا از رقبای خود پیشی گرفته و به دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه راه یابد. وی به احتمال بسیار رئیس‌جمهوری آینده فرانسه خواهد بود.

منبع: آفتاب

لینک
۱۳۸٦/٢/٧ - سيد کريم

   رییس جمهور اسبق رومانی آمریکا را از حمله به ایران بر حذر می دارد   

رییس جمهور اسبق رومانی آمریکا را از حمله به ایران بر حذر می دارد

"ایون ایلسکو" رییس جمهور اسبق رومانی اظهار امیدواری نمود که آمریکا اشتباهی را که در عراق مرتکب شده در رابطه با ایران تکرار نکند. این مطلب را وی روز پنجشنبه طی کنفرانسی مطبوعاتی در مرکز مطبوعاتی بین المللی «نووستی» اعلام نمود.

وی ضمن تاکید بر اینکه "عواقب ناگوار این حادثه به مراتب بیشتر خواهد بود" گفت: "امیدوارم که آمریکا اشتباهی که در عراق مرتکب شده را در مورد ایران تکرار نکند ".

وی در پاسخ به سئوالی در مورد تمایل رومانی به طرح های انرژی آذربایجان گفت: "در جهان سه محدوده مهم وجود دارند. خلیج فارس و کشورهای عربی در جنوب ، روسیه با منابع خود در شمال. در مرکز این دو محدوده دریای خزر  و منابع آذربایجان مخصوصا گاز قرار دارد". رییس جمهور اسبق رومانی معتقد است که مسیر جدید انرژی متصل شونده به اروپا دقیقا از مرکز عبور می کند و نه از شمال.

ایلسکو گفت: "ما در زمان خود با "حیدر علی یف" در استامبول نحوه ایجاد این مسیر از طریق گرجستان، دریای سیاه و رومانی به کشورهای اروپای مرکزی را بررسی کردیم. البته روسیه و آمریکا در این مورد علاقمندی از خود نشان نمی دهند. به همین خاطر تاکنون ما نتوانسته ایم به این طرح تمرکز کنیم و توانایی های مالی رومانی نیز تا این حد نیست. اما ایده هایی از جمله ادامه خط لوله "باکو-تفلیس- ارز روم" به رومانی، مجارستان و اتریش وجود دارد".

باکو، 7 اردیبهشت، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/٢/٧ - سيد کريم

   «سیاست مهار»، گزینه واقع گرایان آمریکایی   

«سیاست مهار»، گزینه واقع گرایان آمریکایی و "سیاست تعدیل ساختاری،خصوصی سازی، از میان بردن یارانه ها" گزینه واقع گرایان ایرانی !! 

دنیای ما:

اخیر «ری تکیه» ( Ray Takeyh )در شماره آخر Foreign Affairs در مقاله ای تحت عنوان Time for Détente With Iran دیدگاهی را مطرح می کند که گرچه جدید نیست اما در شرایط کنونی بسیار قابل توجه است ، چرا که هیاهوی فراوانی که در مورد حمله نظامی آمریکا به ایران در ماههای اخیر در رسانه های مختلف و از سوی مقامات رسمی و غیر رسمی در غرب براه انداخته شده بود، به نظر می رسد که بیشتر "پوششی" بوده است برای بکارگیری سیاست های به قول «ری تکیه»، "واقع گرایانه" در پشت صحنه!

«ری تکیه» ضمن مقدمه ای در مورد وضعیت ایران و نفی گزینه نظامی، در جایی می نویسد:" با توجه به اين واقعيت‌ها، بسياري از سياستمداران آمريكايي به سمت يك گزينه واقع‌گرايانه‌تر گام برداشته‌اند: «سیاست مهار». اميد آنان به اين است كه فشارهاي سيستماتيك ديپلماتيك و تحريمات اقتصادي، باعث خواهد شد تا طرح‌هاي شرورانه ايران در كوتاه‌مدت خنثي شده و سرانجام منجر به يك دولت جديد و دمكراتيزه‌تر در ايران شود كه در راستاي با منافع آمريكا نيز باشد."

مقاله فوق، مقاله طولانی و جالبی است، که با توجه به خبر زیر از ایران، می توان حدس زد که "سیاست مهار" مورد بحث «ری تکیه» همگرایی خود را در "کدام سو" می یابد!

هاشمي رفسنجاني:

منتقدان سياست تعديل هيچ وقت در كنار انبوه انتقادهاي خود پيشنهاد اصلاحي ارائه نكردند

ايسنا: رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام تعديل را سياست مناسب دولت جهت مهار امور دانست و تقويت بخش خصوصي اصلاح نرخ ارز تعديل يارانه‌ها در امور داخلي و تنش زدايي در امور خارجي را از جمله پيكان‌هاي سياست تعديل خواند و گفت: منتقدان اين سياست هيچ وقت در كنار انبوه انتقادهاي خود پيشنهاد اصلاحي ارائه نكردند.

حجت‌الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني عصر روز سه‌شنبه در ديدار جمعي از دانشجويان رشته اقتصادي و اعضاي كارگروه «سازندگي و اصلاحات» براي نمايشگاه «نگرشي تاريخي بر صد سال اقتصاد ايران» با ارائه تحليلي تاريخي از روند برنامه نويسي دولت‌هاي پس از انقلاب اسلامي يادآور شد: اگرچه هه دولت‌ها برنامه‌هايي براي اداره كشور داشتند ولي تا سال 1376 جنگ تحميلي فرصتي به مسوولان كشور نمي‌داد كه ايده‌هاي اقتصادي فرهنگي اجتماعي و ... را در قالب برنامه‌هاي چندين ساله ارائه كنند.

وي درباره اوضاع نابسامان اقتصادي و اجتماعي ايران در سال‌هاي اول پس از جنگ گفت: كسري 51 درصدي بودجه سال 67 ناچيز بودن درآمدهاي ارزي وابسته بودن زندگي جامعه به يارانه نبودن توليد كافي عدم وجود مواد اوليه صنايع وارداتي بودن عمده نيازهاي كشور انبارهاي خالي عدم وجود زيربناها بيكاري مفرط تخريب 5 استان كشور انبوه نيروهاي آزاد شده از جنگ و مجموعه عوامل ديگر سياست‌هاي سازندگي را در قالب برنامه اول بر ما ديكته مي‌كرد.

هاشمي رفسنجاني با اشاره به وسعت لوازم يارانه‌اي در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 دركشور گفت: بازار سياه و واسطه‌گري در چنين شرايطي رواج يافته بود.

وي افزود: سازندگي با دستور امام(ره) آغاز شد و برنامه اول كه از سال‌هاي قبل در مجلس بايگاني شده بود اصلاح، تصويب و ابلاغ شد.

وي تعديل را سياست مناسب دولت جهت مهار امور دانست و تقويت بخش خصوصي اصلاح نرخ ارز تعديل يارانه‌ها در امور داخلي و تنش زدايي در امور خارجي را از جمله پيكان‌هاي سياست تعديل خواند و گفت: منتقدان اين سياست هيچ وقت در كنار انبوه انتقادهاي خود پيشنهاد اصلاحي ارائه نكردند.

هاشمي رفسنجاني با اشاره به برنامه‌هاي دولت سازندگي گفت: دولت را با 12 ميليارد دلار تعهد تحويل گرفتيم و با آن همه سازندگي كه همه كشور يك كارگاه بزرگ بود با 18 ميليارد دلار تعهد تحويل داديم.

وي ايجاد اشتغال و رفع بيكاري را بزرگترين جهش درتامين اجتماعي خواند و گفت: اشتغال از يك سو معلول رونق اقتصادي و از سوي ديگر عامل رونق مي‌شود.

هاشمي رفسنجاني تاسيس دفتر مناطق محروم رياست جمهوري ار از ابتكارات دولت سازندگي دانست و گفت: برنامه‌هاي سازندگي باعث تغييرات عمده در دو دهك بالا و پايين جدول چيني به نفع طبقات محروم شده بود.

در اين ديدار كه همراه با پرسش‌ها و بيان ابهامات اقتصادي توسط دانشجويان بود هاشمي رفسنجاني در پاسخ به سوالي در خصوص فشارهاي تورمي درسال‌هاي سازندگي گفت: يكي از علل آن حذف تدريجي يارانه‌هاي غيرضروري بود و درعين حال دولت را با 29 درصد تورم تحويل گرفتيم و با 17 درصد تورم تحويل داديم.

هاشمي رفسنجاني در پاسخ به سوالي درباره يارانه سوخت گفت: عدالت حكم مي‌كند كه در يارانه‌ها به منافع طبقات محروم توجه بيشتري كنيم.

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام اقدام براي پيشنهاد لايحه تامين اجتماعي كامل به مجلس در سال آخر دولت سازندگي را كار مهمي دانست و گفت: اگر دو سه سال زودتر اقدام مي‌كرديم با منابعي كه داشتيم و الان هم داريم مي‌توانستيم يك تامين اجتماعي كامل براي همه ايرانيان از بدو تولد تا وفات داشته باشيم.

در آغاز اين ديدار چند تن از دانشجويان به بيان ديدگاه‌هاي اقتصادي خويش پرداختند.

منبع: دنياي ما

لینک
۱۳۸٦/٢/٦ - سيد کريم

       

Iran threatens Israel, US

Iran threatened to strike Israel and U.S. interests if its nuclear facilities come under attack.

Iran's deputy interior minister for security affairs, Mohammad Zolghadr, was quoted as saying Thursday that Tehran would retaliate for any American or Israeli attack on its nuclear facilities.

"Nowhere would be safe for America with our long-range missiles," the official Iranian news agency IRNA quoted Zolghadr as saying. "We can fire tens of thousands of missiles every day. With long-range missiles Iran can also threaten Israel as America's ally."

Iran's Shehab missiles are capable of reaching Israel as well as U.S. facilities and allies in the Gulf. Western experts also believe that Iran could order its Lebanese proxy Hezbollah to launch terrorist attacks abroad as part of a reprisal campaign.

(JTA – 26 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/٦ - سيد کريم

   سولانا-لاریجانی: پیشرفتی تاکنون بدست نیامده است   

سولانا-لاریجانی: پیشرفتی تاکنون بدست نیامده است

"خاویر سولانا" کمیسر عالی اتحادیه اروپا در امور سیاست خارجی و امنیت اعلام کرد که انتظار پیشرفت جدی در مذاکرات با "علی لاریجانی" دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران را ندارد. این خبر را وی روز پنجشنبه در آنکارا قبل از آغاز دور دوم دیدار با نماینده ایران به خبرنگاران اعلام کرد. این دیدار با حضور "عبدالله گل" وزیر امور خارجه ترکیه برگزار می شود.

سولانا تاکید کرد: "فکر نمی کنم که بتوانیم در این مذاکرات به پیشرفت محسوسی دست یابیم".

روز چهارشنبه بعد از ظهر سولانا و لاریجانی اعلام کردند که مذاکرات میان اتحادیه اروپا و ایران در مورد رفع بحران پیرامون برنامه هسته ای ایران بعد از دو هفته دیگر ادامه پیدا خواهد کرد. آنها همچنین تاکید کردند که فضای دیدار آنها در پایتخت ترکیه سازنده است.

آنکارا، 6 اردیبهشت، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/٢/٦ - سيد کريم

   آرامش قبل از توفان بزودی پايان خواهد يافت   

پيرامون گزارش محرمانه جواد ظريف از گفتگوهايش با امريکائی ها

آرامش قبل از توفان بزودی پايان خواهد يافت  

جواد ظريف که همچنان در کسوت نماينده جمهوری اسلامی در سازمان ملل فعال است، در يک گزارش محرمانه به تهران اطلاع داده است که در برخی مذاکرات غيرعلنی خود با مقامات امريکائی به تفاهم هائی دست يافته است، که حاصل آن در لحن آشتی جويانه مقامات امريکائی دراين روزها منعکس است.

از جزئيات اين گزارش و طرف های گفتگو با ظريف اطلاعی در دست نيست، همچنان که معلوم نيست که وی برای گزارش دقيق خود، شخصا از امريکا به تهران خواهد آمد و يا "کورير" قابل اعتمادی برای شرح جزئيات مذاکرات دراختيار گذاشته شده است.

در محافل کليدی حاکميت اين گزارش و توصيه ظريف برای مقابله به مثل و پرهيز از سخنان تند و تيز در مناسبات با اسرائيل و امريکا، با دو برداشت روبرو شده است، که باحتمال بسيار اين دوگانگی در روزهای آينده در سخنان مقامات و در نماز جمعه تهران بازتاب خواهد يافت.

نخستين برداشت، با خوشبينی همراه است و اينکه امريکا برای بيرون آمدن از چاله عراق هيچ راهی جز کوتاه آمدن در برابر ايران ندارد و در نتيجه در يک مانور سياسی می توان در چالش کنونی بر سر مسائل اتمی ايران بيرون آمد و خود را تثبيت کرد.

دومين برداشت، با بدبينی معتقد است که مقامات امريکائی، آگاهانه وعده هائی را برای فريب ظريف و در نهايت "تهران" به وی داده اند. لحن آرام مقامات امريکا و بويژه سخنان وزير خارجه امريکا که اعلام داشته "در پی براندازی جمهوری اسلامی نيست"، همگی در يک سناريوی جديد جای دارد و آن سناريوی "خواب کردن ايران و سپس حمله به ايرانی که در خواب است". شخص رهبر و اکثريت فرماندهان اصلی سپاه پاسداران دارای اين نظرند و معتقدند نبايد فريب سکوت و آرامش سياسی کنونی را خورد، زيرا اين آرامش، آرامش قبل از توفان است. بايد به آمادگی نظامی و کارزار تبليغاتی در داخل و منطقه ادامه داد.

درحاليکه سخنان رايس و حتی آخرين سخنان جورج بوش که سه شب پيش در واشنگتن ايراد شد و حتی سخنان نخست وزير اسرائيل که هر نوع حمله به ايران را رد کرد، گزارش و توصيه ظريف را تائيد می کند، انتشار اخبار مربوط به انبار سوخت هواپيمای جنگی امريکا درعربستان و کويت، سفر وزير دفاع امريکا به اسرائيل و حتی آخرين خبر و گزارش تحليلی ميشل شوسودفسکی، تحليل گر لهستانی الاصل مقيم امريکا و کانادا و هشدارباش های توام با وحشت نخست وزير چپ گرای ايتاليا "پرودی" و ژنرال "پرويز مشرف" در پاکستان نگرانی گروه دوم را تائيد می کند.

لینک
۱۳۸٦/٢/٦ - سيد کريم

   کنگره آمریکا قانون خروج نیروهای آمریکایی از عراق را تصویب کرد   

کنگره آمریکا قانون خروج نیروهای آمریکایی از عراق را تصویب کرد

کنگره آمریکا با در نظر نگرفتن هشدارهای کاخ سفید در مورد استفاده از حق وتو روز چهارشنبه قانون خروج نیروهای آمریکایی از عراق تا قبل از آپریل سال 2008 را تصویب کرد. 218 نماینده مجلس به این لایحه رای مثبت و 208 نفر رای منفی دادند.

ماده خروج نیروهای آمریکا در قانون بودجه هزنیه های تکمیلی در جنگ عراق و افغانستان به میزان 124,2 میلیارد دلار نیز آمده است.

جرج بوش" طی هفته گذشته بارها حتی به صورت شدید اللحن به کنگره هشدار داد که هر گونه قانون حاوی تاریخ خروج نیروهای آمریکایی از عراق را امضا نخواهد کرد و اعلام نمود که چنین قانونی را وتو کرده و بلافاصله به کنگره باز خواهد گردانید.

واشنگتن، 6 اردیبهشت، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/٢/٦ - سيد کريم

   رایس نگاه خود را به کنفرانس همسایگان در بارۀ عراق دوخته است   

رایس نگاه خود را به کنفرانس همسایگان در بارۀ عراق دوخته است

به نوشته فایننشال تایمز، او می خواهد رفتارها را در قبال ثبات [درمنطقه] به محک امتحان بزند

از جیم فیشر تامپسون

نویسنده یو اس اینفو

واشنگتن—کاندلیزا رایس، وزیر امورخارجه می گوید که منتظر شرکت در کنفرانس ماه آینده در باره عراق است که سوریه و ایران نیز به آن دعوت شده اند. او همچنین می خواهد رفتارهای شرکت کنندگان را در قبال ایجاد ثبات در منطقه به محک سنجش بزند.

رایس طی مصاحبه ای در تاریخ 20 آوریل با فایننشال تایمز گفت: "ما فرصتی خواهیم داشت تا این نظریه را که همسایگان از یک عراق بی ثبات بیشتر از آن که سود ببرند زیان خواهند دید، بیازماییم.من فکر می کنم که این اجتماع چهارجوب مناسبی را برای بحث در این زمینه تشکیل می دهد.

دولت عراق شماری از کشورها، از جمله سوریه و ایران، و نیز نمایندگان اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل متحد را دعوت کرده است تا برای به راه اندازی یک پیمان بین المللی با عراق و با طیف وسیعی از همسایگان، طی دیداری در سطح وزیران در شرم الشیخ شرکت جویند. رایس و وزیران خارجه از 21 کشور قرار است در این کنفرانس که در روزهای 3 و 4 ماه مه به میزبانی دولت مصر برگزار خواهد شد حضور پیداکنند.

بنا بر یادداشتی که از طرف وزارت خارجه آمریکا دراختیار رسانه ها گذاشته شده، رایس در طول اقامت خود در شرم الشیخ چندین دیدار دوجانبه نیزخواهد داشت که طی آنها قصد دارد راه های پشتیبانی از کوشش های مربوط به اصلاحات در عراق، حرکت در جهت ایجاد ثبات در عراق و گذار کشور به سوی خودکفایی کامل را مورد بحث قرار دهد.

رایس گفت: "ما فکر نمی کنیم که سوریه آنچه را که برای کمک به ثبات در عراق لازم است انجام می دهد. ما با سوریه گفتگو کرده ایم. با سوریه دارای روابط دیپلماتیک هستیم. و این موضوع که ما نسبت به مذاکره با بعضی از کشورها حساسیت [دیپلماتیک] داریم مطرح نیست."

باسوریه "مسئله از این قرار است که ما به طور مکرر با هم صحبت کرده ایم و هرگز در موضوعات مختلف نتوانسته ایم به جایی برسیم"

بنا به گفته رایس، ایران یک مورد جداگانه است، زیرا درظرف 27 سال گذشته به دلایل مختلف مناسبات دیپلماتیک بین دو طرف وجود نداشته است. رایس اظهار امیدواری کرد که ایرانی ها این نکته را دریابند که بی ثباتی در عراق به سود منافع آنها نیست، زیرا چنین وضعی می تواند به ایجاد یک محیط فاقد ثبات در نقاط دیگری از منطقه بیانجامد.

رایس در مصر اعلام داشت: "امیدوارم که ما فرصت بحث پیرامون این موضوعات را پیدا خواهیم کرد."

برای دستیابی به متن مصاحبه وزیر امورخارجه و نیز متن کامل یادداشت ارائه شده به رسانه ها می توانید به تارنمای وزارت امور خارجه مراجعه کنید.

منبع: سايت وزارت امور خارجه آمريكا

لینک
۱۳۸٦/٢/٦ - سيد کريم

   ذوالقدر: "می توانیم اهداف آمریکايی و اسرائیل را هدف قرار می دهیم"   

ذوالقدر: "می توانیم اهداف آمریکايی و اسرائیل را هدف قرار می دهیم"

پاسدار محمد باقر ذوالقدر معاون امنیتی وزارت کشور: "جمهوری اسلامی قادر است روزانه دهها هزار موشک به اهداف آمريکايی شليک کند و با موشکهاي دوربرد مي تواند اسرائيل را هم تهديد کند."

خبرگزاری حکومتی ايرنا: "جانشين و معاون امنيتي و انتظامي وزير کشور گفت برنامه اصلي آمريکا در دشمني با انقلاب اسلامي با توجه به ناتواني در اقدام نظامي «تهديد نرم» است.

دکتر محمدباقر ذوالقدر در همايش نقش امنيت در توسعه استان کردستان در سنندج افزود: سياست اصلي آمريکا در شرايط فعلي ، تهديد نرم از طريق ايجاد بي ثباتي و بحران سازي در داخل و دامن زدن به گسست هاي قومي و مذهبي است.

وي گفت: امريکا در قالب تهديد نرم از روزنامه ها و «NGO» ها با الگوگيري از برنامه هايي که در شوروي سابق اجرا کردند، نيز بهره مي گيرد و برخي روزنامه ها نيز در جهت اهداف دشمنان به وظايف خودشان خوب عمل مي کنند.

وي افزود: آمريکا که در شرايط فعلي بدون نقاب و علني با جمهوری اسلامی درگير شده، تمايل زيادي به اقدام نظامي دارد؛ ولي به دلايل تاکتيکي و راهبردي نمي تواند به نيت شوم خود عمل کند.

ذوالقدر افزود از نظر تاکتيکي و راهبردي ، آمريکا نمي تواند به جمهوری اسلامی حمله کند؛ چون مي ترسد به محض حمله، ما به سمت توليد سلاح نامتعارف حرکت کنیم.

معاون وزير کشور ادامه داد: اين در حالي است که با در اختيار بودن موشکهاي دوربرد هيچ جا براي آمريکا امن نخواهد بود و جمهوری اسلامی قادر است روزانه دهها هزار موشک به اهداف آمريکايي شليک کند و با موشکهاي دوربرد مي تواند اسرائيل را هم به عنوان عقبه آمريکا تهديد کند.

وي افزود به همين دليل آمريکا سياست تهديد نرم را از طريق ايجاد بي ثباتي و بحران سازي در داخل در دستور کار قرار داده و در کنار آن از اهرم تحريم نيز براي ايجاد بي ثباتي بهره خواهد گرفت."

لینک
۱۳۸٦/٢/٦ - سيد کريم

   حمایت بوش از دیدار احتمالی رایس و متکی   

حمایت بوش از دیدار احتمالی رایس و متکی

 آفتاب: جرج بوش در مصاحبه روز گذشته خود از احتمال مذاکره کاندولیزا رایس با مسئولان ایران در کنفرانس بین‌المللی شرم‌الشیخ خبرداد اما اعلام کرد پرونده هسته‌ای موضوع گفتگوهای آن‌ها نخواهد بود. اظهارات بوش یک روز پس از آن بیان شد که محمود احمدی‌نژاد نیز در تهران به صورت مشروط با مذاکرات رایس و متکی تلویحاً موافقت کرد.

به گزارش واشنگتن پست، بوش که در مصاحبه‌ای با شبکه پی‌بی‌اس آمریکا سخن می‌گفت در حالی که در ابتدا سعی می‌کرد بی‌میلی خود را از هرگونه برقراری تماس با مقامات ایرانی نشان دهد گفت: کاری که تمایل به انجامش ندارم مذاکره‌ چندجانبه با ایران است.

بوش چند دقیقه بعد درسخنانی که در تناقض با مواضع قبلی‌اش بود گفت: البته ممکن است رایس و وزیر امورخارجه ایران گفت‌وگوهای چندجانبه‌ای را در حاشیه کنفرانس امنیتی عراق آغاز کنند.

از سال 1979 میلادی تاکنون و پس از حمله به سفارت آمریکا در تهران دولت آمریکا رابطه‌ خود را با ایران قطع کرد.

درحالی که هنوز تصمیم مقامات ایران برای شرکت در کنفرانس امنیتی عراق به طور رسمی اعلام نشده است، بوش تاکید کرد: اگر ایران در این کنفرانس شرکت کند و گفت‌وگوی میان نماینده ایران و کاندولیزا رایس صورت بگیرد، پیام رایس به ایرانی‌ها این خواهد بود که «به عراق سلاح نفرستید تا تفنگداران ما بیش از این آسیب نبینند و به این دموکراسی جوان و نوپا کمک کنید تا استوار بایستد».

بوش همچنین در بخش دیگری از سخنان خود با ابراز ناامیدی از نتایج گفت‌وگو با مقامات ایرانی، نتیجه مورد نظر آمریکا را «توقف برنامه‌های هسته‌ای ایران» عنوان کرد و گفت: فکر نمی‌کنم گفت‌وگو با ایران، در این زمان بخصوص، نتیجه مورد نظر ما را در برداشته باشد.

منبع: آفتاب

لینک
۱۳۸٦/٢/٥ - سيد کريم

   دیپلماتها: بعید به نظر می رسد که ايران تعلیق را بپذیرد   

دیپلماتها: بعید به نظر می رسد که ايران تعلیق را بپذیرد

چند تن از دیپلماتهای غربی در گفتگو با خبرگزاری فرانسه در پاسخ به این سوال که آیا ايران حاضر می شود غنی سازی اورانیوم را متوقف کرده و در جهت حل بحران گام بردارد؟ گفتند بعید به نظر می رسد که ايران حاضر به توقف و یا تعلیق این فعالیتها شود.

قرار است‌ لاريجانی‌ مذاکره‌ کننده‌ ارشد‌ هسته‌ ای جمهوری اسلامی‌ تا ساعاتی دیگر در آنکارا با خاوير سولانا مسئول‌ سياست‌ خارجی‌ اتحاديه‌ اروپا‌ در نخستين‌ ديدار بین این دو پس‌ از چند ماه‌ در مورد‌ از ميان‌ برداشتن‌ بن‌ بست‌ ايجاد شده‌ در زمینه‌ برنامه‌ هسته‌ ای جمهوری اسلامی‌ گفتگو کند.

دیپلماتهای غربی گفتند در دیدار امروز سولانا و لاریجانی در آنکارا، احتمالا سولانا تلاش خواهد کرد فرصت دیگری از طرف گروه پنج بعلاوه یک به ايران بدهد تا غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق درآورد، اما منابع دیپلماتیک اروپايی نسبت به نتایج این گفتگوها خوشبین نیستند.

خبرگزاری‌ فرانسه‌ روز گذشته نیز در گزارشی‌ از تهران در باره‌ بی‌ اعتنايی‌ جمهوری اسلامی‌ به‌ درخواست‌ کشورهای‌ غربی‌ مبنی‌ بر توقف برنامه‌ غنی‌ سازی‌ اورانيوم‌ گزارش کرده بود‌ ايران ‌ با اعلام‌ اين‌ مطلب‌ که‌ قصد ندارد تسليم‌ فشار کشورهای‌ غربی‌ شود‌، هرگونه‌ اميد به‌ پيشرفت‌ در مذاکرات‌ فردا چهارشنبه‌ با اتحاديه‌ اروپا را نقش‌ بر آب‌ کرد.

سولانا گفته است انتظار دارد مذاکراتی‌ که‌ چند وقت‌ پيش‌ متوقف‌ شده‌ بود‌ از سر گرفته‌ شود‌، اما‌ اظهارات‌ مقامات‌ بلندپايه‌ جمهوری اسلامی از جمله احمدی نژاد‌ هرگونه‌ اميد به‌ موافقت‌ این كشور با درخواست‌ اصلی‌ کشورهای‌ غربی مبنی بر توقف برنامه‌ غنی‌ سازی‌ اورانيوم‌ را از بين‌ برده‌ است‌.

احمدي‌ نژاد در مصاحبه‌ ای‌ با تلويزيون عرب‌ زبان‌ جمهوری اسلامی موسوم به العالم‌ هرگونه‌ احتمال‌ تکرار اقدام‌ دولت‌ قبلی‌ را در تعليق‌ غنی‌ سازی‌ اورانيوم‌ رد کرد‌ و گفت "ما‌ در گذشته‌ غنی‌ سازی‌ اورانيوم‌ را به‌ حال‌ تعليق‌ در آوردیم و این امر ‌به‌ عقب‌ افتادن پروژهای هسته ای ما‌ منجر شد‌."

لاريجانی‌ نيز به‌ سولانا هشدار داده‌ است‌ بر روی‌ موضوع‌ توقف غنی‌ سازی‌ اورانيوم‌ پا فشاری‌ نکند و در اين‌ مذاکرات‌ مطالب‌ تازه‌ ای‌ مطرح‌ کند و "پيشرفت" جمهوری اسلامی‌ را در زمینه فعالیتهای هسته ای‌ ‌به‌ رسميت‌ بشناسد.

لاریجانی‌ گفت‌ "سولانا نبايد در باره‌ هيچ‌ گونه‌ پيش‌ شرطی‌ گفتگو کند بلکه‌ بايد ابتکارات‌ تازه‌ ارائه‌ دهد."

سولانا و لاريحانی‌ سال‌ گذشته‌ چندين‌ دور مذاکرات‌ بدون‌ نتيجه‌ در باره‌ برنامه‌ هسته‌ ای جمهوری اسلامی‌ برگزار کردند. آخرين‌ گفتگوی‌ آنها در ماه فوریه گذشته در حاشيه‌ نشست‌ امنيتی‌ مونيخ‌ صورت گرفت که تنها 20 دقیقه بطول انجامید.

لینک
۱۳۸٦/٢/٥ - سيد کريم

       

To bomb or not to bomb?

(First Post – By Edward Luttwak)

Iran’s nuclear programme could be delayed for years in a single night of bombing

لینک
۱۳۸٦/٢/٥ - سيد کريم

   سولانا و لاریجانی در آنکارا   

سولانا و لاریجانی در آنکارا

لاریجانی پیش از سفر به ترکیه، بار دیگر تاکید کرد که حکومت اسلامی ایران هیچ‌گونه پیش‌شرطی برای مذاکره نمی‌پذیرد. وی گفت: «اگر به مذاکرات نگاه تصنعی داشته باشند و بخواهند "رقص دیپلماتیک" کنند، مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد.»

صبح امروز علی لاریجانی، مذاکره کننده‌ی ارشد جمهوری اسلامی در مذاکرات هسته‌ای در رأس هیئتی به آنکارا رفت.

هدف از این سفر، دیدار و گفت‌وگو با خاویر سولانا، هماهنگ کننده‌ی سیاست خارجی اتحادیه‌ی اروپا پیرامون برنامه‌های هسته‌ای ایران است.

لاریجانی پیش از سفر به ترکیه بار دیگر تاکید کرد که حکومت اسلامی هیچ‌گونه پیش‌شرطی برای مذاکره نمی‌پذیرد. وی خطاب به غرب گفت:

«اگر بخواهند واقعی نگاه کنند، نباید روی پیش‌شرطها صحبت کنند، زیرا شرایط جدید به اقتضائات و روش ابتکار جدید نیاز دارد.»

سولانا نیز تأکید کرد، بهترین راه برای حل بحران هسته‌ای ایران دیپلماسی است. وی ابراز امیدواری کرد که این دیدار آغازی برای دور جدید مذاکرات درازمدت باشد.

علی لاریجانی را در این سفر عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه، جواد وعیدی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی و محمد سعیدی، معاون بین‌الملل رئیس سازمان انرژی اتمی همراهی می‌کنند.

به گزارش ایرنا، لاریجانی و هیئت همراهش قرار است با رئیس جمهور، نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه و دبیرکل شورای امنیت ملی ترکیه نیز دیدار و گفت‌وگو کنند.

در آستانه‌ی دیدار سولانا و لاریجانی، وزیران خارجه‌ی اتحادیه اروپا در نشست روز دوشنبه ۲۳ آوریل خود در لوگزامبورگ، اجرای تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را با برخی تحریم‌های تازه به تصویب رساندند.

منبع: دويچه وله

لینک
۱۳۸٦/٢/٥ - سيد کريم

       

Senator Obama Praises U.S.-Israel Relationship, Calls Iran a Threat

In his first major speech on Middle East policy since his election to the Senate, Presidential candidate Barack Obama (D-IL) told a crowd of AIPAC supporters that Israel is "our strongest ally in the region and its only established democracy."

The Senator's remarks took place in front of 800 delegates attending an afternoon AIPAC Foreign Policy Forum at a downtown Chicago hotel.

In his address, Sen. Obama emphasized the urgency of stopping Iran's illicit nuclear activities.  "The world must work to stop Iran's uranium enrichment program and prevent Iran from acquiring nuclear weapons," Obama said.  "It is far too dangerous to have nuclear weapons in the hands of a radical theocracy."

Sen. Obama also noted that a Palestinian unity government "under a Hamas prime minister, without any recognition of Israel... is not good enough," and said "we must tell... Mr. Abbas that he has to do better."

To read a transcript of Sen. Obama's remarks, click here.

Source: AIPAC

لینک
۱۳۸٦/٢/٥ - سيد کريم

   سخنان آقای شولتی در مورد ایران و انرژی اتمی   

سخنان آقای شولتی در مورد ایران و انرژی اتمی

23 آوریل 2007

گرگوری شولتی: آنچه رییس جمهور ایران یک جهش تکنولوژیک عظیم رو به جلو میخواند در واقع بشدت عقب نگاه داشتن مردم شریف جمهوری اسلامی است

هفته گذشته بخش حفاظتی سازمان بین المللی انرژی اتمی به شورای حکام این آژانس در وین اطلاع داد که ایران به نصب تجهیزات سنتریفیوژ در پناهگهاهای زیرزمینی نطنز ادامه داده و سه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را نقض کرده است. این بخش همچنین به ما اطلاع داد که ایران از عمل بازرسی آژانس در اراک، مکانی که در آن با نقض قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل مشغول احداث یک رآکتور آب سنگین است، جلوگیری بعمل آورده است. سنتریفیوژها عمل غنی سازی اورانیوم را انجام داده و رآکتورهای آب سنگین پلوتونیوم تولید میکنند. خوانندگان این بلاگ میدانند که پلوتونیوم و اورانیومِ بشدت غنی شده میتوانند تبدیل به سلاح هسته ای شوند.

گزارش هفته گذشته حاکی از این است که رهبران ایران به نادیده گرفتن نگرانیهای بین الملل و تعهدات بین المللیشان ادامه میدهند. دورنمای انزوای سیاسی بیشتر و تحریم اقتصادی در پیش رو است. آنچه رییس جمهور ایران یک جهش تکنولوژیک عظیم رو به جلو میخواند در واقع بشدت عقب نگاه داشتن مردم شریف جمهوری اسلامی است. رییس گروه مذاکره کننده درباره مسایل هسته ای ایران، دکتر لاریجانی، قرار است این چهارشنبه با دبیر سیاست خارجی اروپای متحد، دکتر سولانا، ملاقات کند. دکتر سولانا تلاش خواهد کرد تا مذاکرات را بر مبنای بسته ای که در ماه ژوئن گذشته سخاوتمندانه از طرف شش کشور به ایران پیشنهاد داده شد آغاز کند. ما امیدواریم دکتر لاریجانی اقتدار حرکت بسوی مذاکراتی را که در نتیجه گیری آن به حقوق ایران احترام گذاشته و در عین حال نگرانی های بین الملل نیز مورد توجه قرار گرفته باشد حرکت کند.

گرِگ شولتی

وین

23 آوریل 2007

منبع: سايت وزارت امور خارجه آمريكا

لینک
۱۳۸٦/٢/٥ - سيد کريم

   تاریخ رابطه ایران و اسرائیل   

تاریخ رابطه ایران و اسرائیل

با اقدام دولت محمد ساعد مراغه‌اي مبنی بر داير نمودن سركنسول‌گري ايران در بيت‌ المقدس اشغالي، روابط ایران با جهان عرب به سردی گرائید.**با آغاز كار دولت مصدق در 16 تير 1330 موضوع به كلي منتفي گرديد و دولت مصدق تصميم به تعطيلي كنسولگري ايران در بيت‌المقدس گرفت.** دکتر فاطمی:دولت مصمم نيست كه راجع به شناسايي رسمي دولت اسرائيل اقدام ديگري بكندو نماينده‌اي هم از اسرائيل قبول نكرده و نخواهد كرد.**دكتر مصدق هنگام سفر به قاهره در سال 1951 (1330) شناسايي ايران از اسرائيل را پس گرفت.

شعیب بهمن

بخشی از تاریخ رابطه ایران و اسرائیل

مقدمه

رژيم اسرائیل از بدو تأسيس در سال 1948 بر مبناي دكترين پيراموني بن‌گوريون، درصدد برقرار رابطه و ايجاد اتحاد استراتژيك با ايران بود، در برهه‌هاي گوناگون زماني تلاش نموده خود را به رژيم شاهنشاهي نزديك نمايد و البته دراين راه موفق به برقراري روابط مستحكم با شاه نيز شد. اين روابط كه تا سقوط حكومت پهلوي در سال 1357 ادامه داشت، ايران را به عنوان نخستين كشور مسلماني كه با اسرائيل روابط ديپلماتيك و اقتصادي برقرار كرده بود، معرفي مي‌كرد.

در حد فاصل كودتاي 28 مرداد 1332 تا انقلاب ایران، سران رژيم پهلوي و رژيم صهيونيستي بارها يكديگر را ملاقات كردند و به توافقات مهمي نيز دست يافتند. بن‌گوريون، لوي اشكول، گلداماير، اسحق رابين و مناخيم بگين از جمله رؤساي دولت اسرائيل بودند كه با سفر به ايران درصدد گسترش روابط خود با رژيم پهلوي برآمدند. از سوي ديگر شاه نيز به سبب وابستگي به ايالات متحده، تحت توصيه‌هاي واشنگتن قرار داشت و از گسترش روابط با اسرائيل استقبال مي‌كرد.

ايران و اسرائيل: شناسايي دو فاكتو

از هنگام تأسيس دولت صهيونيستي اسرائیل در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين در سال 1327 تا سال 1357 كه انقلاب در ايران روي داد، همواره مسئله‌ي شناسايي اسرائيل از سوي ايران محل مناقشه بود. چگونگي شناسايي و بحث‌هاي مربوط به دوفاكتو1 بودن شناسايي، از جمله مسائلي بودند كه هم روابط منطقه‌اي ايران با اعراب و هم تحولات سياسي ـ اجتماعي ايران را تحت‌الشعاع خود قرار داده بود.

نخستين كوشش‌هاي رژيم پهلوي براي ايجاد روابط با صهيونيست‌ها، دو سال پس از تشكيل رژيم صهيونيستي در تاريخ 6 مارس 1950 (13 اسفند 1328) آغاز شد. در بدو امر رژيم پهلوي اقدام به شناسايي دو فاكتو رژيم صهيونيستي نمود و آن را به رسميت شناخت. اين اقدام كه در دولت محمد ساعد مراغه‌اي به وقوع پيوسته بود، با داير نمودن سركنسول‌گري ايران در بيت‌ المقدس اشغالي به سردي روابط ايران با جهان عرب انجاميد. استدلال ساعد مراغه‌اي در به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي به وجود تعداد بسياري از بازرگانان يهودي ايراني تبار در فلسطين و الزام دولت جهت حفظ حقوق آنان باز مي‌گشت. اين استدلال كه به هيچ وجه اعراب را قانع نمي‌ساخت، با آغاز به كار دولت مصدق در 16 تير 1330 به كلي منتفي گرديد و دولت مصدق تصميم به تعطيلي كنسولگري ايران در بيت‌المقدس گرفت.

در جلسه 16 تير 1330 مجلس شوراي ملي، دكتر حسين فاطمي كه در آن هنگام به عنوان معاون نخست‌وزير فعاليت مي‌كرد، در پاسخ به سؤال يكي از نمايندگان كه در خصوص شناسايي اسرائيل از وي خواستار توضيحاتي شده بود، اعلام كرد كه «دولت ايران ديروز تصميم خودش را اجرا كرد و كنسولگري كه در بيت‌المقدس بود را منحل كرد و رسيدگي به كار آنجا را به عمان محول نمود. از طرفي دولت مصمم نيست كه راجع به شناسايي رسمي دولت اسرائيل اقدام ديگري بكندو نماينده‌اي هم از اسرائيل قبول نكرده و نخواهد كرد.» 2

بر اين مبنا دكتر مصدق هنگام سفر به قاهره در سال 1951 (1330) شناسايي ايران از اسرائيل را پس گرفت. اين اقدام كه با استقبال اعراب رو به رو گرديد، با سقوط دولت ملي دكتر مصدق و وقوع كودتاي انگليسي ـ امريكايي 28 مرداد 1332 به فراموشي سپرده شد. چرا كه شاه در 23 ژوئيه 1960 (مرداد 1339) طي يك مصاحبه مطبوعاتي اعلام كرد كه دولت ايران از 15 مارس 1950 (24 اسفند 1328)، رژيم اسرائيل را به صورت دوفاكتو به رسميت شناخته و در دوره نخست‌وزيري مصدق اقدامي رسمي و ديپلماتيك براي قطع روابط طرفين صورت نگرفته است. بنابراين از آن زمان تاكنون هيچ تحولي در روابط دو كشور پديد نيامده است.

عليرغم آنكه شاه از عدم تحول در روابط دو جانبه تهران و تل‌آويو خبر مي‌داد، ملاقاتهاي پنهاني ميان مقامات سياسي، امنيتي و اقتصادي دو كشور در تهران و تل‌آويو جريان داشت و به بازگشايي سفارت‌خانه‌هاي دو كشور منجر گرديد. در سال 1958 (1337) سفارت ايران در اسرائيل تحت پوشش سفارت سوئيس گشايش يافت و اسرائيل نيز در تهران سفارتخانه خود را دائر نمود. از اين پس مناسبات دو جانبه‌ي شاه و صهيونيست‌ها در عرصه‌هاي امنيتي و اقتصادي گسترش يافت. بدين ترتيب رژيم پهلوي نه تنها به شناسايي مجدد اسرائيل مبادرت نمود، ‌بلكه روابط خود با رژيم صهيونيستي را تا حد همكاري‌هاي استراتژيك نيز ارتقاء بخشيد. روابط استراتژيك ايران و اسرائيل به دنبال دكترين آيزنهاور آغاز شد كه طي آن رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا خواستار فعال شدن سياست امريكا در مناطق گوناگون جهان به ويژه خاورميانه به منظور جلوگيري از گسترش كمونيسم شده بود. آيزنهاور كه بر نقش استراتژيك ايران در حفظ ثبات منطقه و ضرورت همكاري و همزيستي دو كشور تأكيد كرده بود، جلوگيري از گسترش و نفوذ شوروي، دست‌يابي به ذخاير نفت منطقه و امنيت رژيم صهيونيستي را به عنوان سه هدف عمده واشنگتن از توسعه روابط با ايران قرار داده بود.

در اين راستا ايالات متحده از يك سو به تأسيس سازمان اطلاعات و امنيت ايران مبادرت ورزيد و خواستار همكاري‌هاي امنيتي ميان ايران و اسرائيل شد و از سوي ديگر نياز روز‌افزون اسرائيل به نفت را رفع نمود. اين اقدام در شرايطي صورت گرفت كه قطع ارسال نفت شوروي به اسرائيل در پي حمله رژيم صهيونيستي به مصر، ايران را به عنوان تنها كشور جايگزين نفت شوروي درآورده بود. 3

از اين رو الزامات بين‌المللي و منطقه‌اي نقش مهمي را در گسترش روابط دو جانبه رژيم پهلوي و رژيم صهيونيستي ايفا نمودند. بر اين مبنا مهمترين بخش همكاري‌هاي دو جانبه شاه و صهيونيست‌ها در مسائل نظامي ـ امنيتي از يك سو و مسائل اقتصادي ـ نفتي از سوي ديگر تبلور يافت.

همكاري‌هاي امنيتي ـ نظامي

در محور همكاري‌هاي امنيتي، دو رژيم با ايجاد نوعي اتحاد به ترسيم دشمنان مشترك پرداختند و در اين بين اعراب و اتحاد جماهير شوروي را به عنوان دشمنان مشترك مشخص نمودند، تا مقابله با آنها به نقطه‌ي اشتراكي جهت گسترش همكاري‌هاي دو جانبه مبدل گردد.

رژيم صهيونيستي از يك سو درصدد خروج از محاصره سياسي منطقه‌اي و برقراري رابطه با ديگر كشورها بود، از سوي ديگر تلاش مي‌كرد براساس دكترين پيراموني بن‌گوريون، كشورهاي عربي را در محاصره كشورهاي غير عربي نظير ايران و تركيه قرار دهد و در اين بين روابط با تهران به جهت وجود منابع غني نفتي در ايران از اهميت ويژه‌اي برخوردار بود.

در طرف مقابل، رژيم پهلوي نيز به سبب دشمني اعراب، به ويژه تنش‌هايي كه با مصر در دوران جمال عبدالناصر و عراق پس از كودتاي 1958 بوجود آمده بود، درصددبود با برقراري رابطه با دشمن اصلي كشورهاي عربي، امنيت خويش را تضمين نمايد. از اين رو در اواسط دهه 50 و اوايل دهه 60 ميلادي در سايه بروز اختلاف ميان شاه و جمال عبدالناصر، مناسبات ايران و اسرائيل بيش از پيش تقويت گرديد. در اين اثنا شاه از هيچ كوششي براي در تنگنا قرار دادن ناصر فروگذار نكرد. رژيم پهلوي به منظور ايجاد مانع بر سر راه ناصر به ارسال اسلحه براي نيروهاي يمن از طريق عربستان سعودي پرداخت. اين تسليحات كه از سوي صهيونيست‌ها به شاه داده مي‌شد، باعث شد كه برخي چنين تصور نمايند كه ايران به شكل قطعي، اسرائيل را به رسميت شناخته است. 4

همكاري‌هاي گسترده ميان موساد و ساواك مقوله‌ي ديگري بود كه هم مي‌توانست امنيت داخلي ايران را براي رژيم پهلوي تضمين نمايد و هم در راستاي سياست‌هاي ضدكمونيسم امريكا و اسرائيل گام بردارد. علاوه بر اين ساواك به عنوان دست آويزي براي امريكا و اسرائيل درآمده بود تا از اين طريق دامنه نفوذ خود را در ايران گسترش بخشند. امريكايي‌ها كه براي تثبيت و تحكيم موقعيت خود در منطقه، ناگزير به ايجاد و سازماندهي نظام اطلاعاتي و امنيتي كشورهاي هم پيمان خود بودند، در وهله‌ي نخست در ايران به ايجاد دستگاه ضد اطلاعات ارتش و سپس به تأسيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور پرداختند تا بدين ترتيب ساواك هم به كنترل فعاليت‌هاي مخرب ضد شاهي بپردازدو هم به ابزاري دردست امريكا جهت تسلط كامل بر ايران مبدل گردد.

بنابر اهداف فوق، مجلس شوراي ملي در اسفند 1335 به تصويب طرح و قانون تأسيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك)پرداخت. ارتشبد حسين فردوست ضمن تقسيم تاريخ فعاليت‌هاي ساواك به چهار دوره، همكاري‌هاي ساواك و موساد را به دوره دوم نسبت مي‌دهد. اين دوره كه با رياست پاكروان و حضور خود فردوست در ساواك آغاز مي‌شود، ‌شاهد مرخصي محترمانه هيئت مستشاري سازمان امنيت امريكا (سيا) ـ كه بلافاصله پس از تشكيل ساواك، تعليم نيروهاي اطلاعاتي ايران را آغاز كرده بودند ـ و حضور مربيان و اساتيد اسرائيلي است. به اين ترتيب، در واپسين سال‌هاي دهه 1330 و اوايل دهه 1340، ساواك و موساد ارتباط بسيار نزديك و دوستانه‌اي با يكديگر برقرار كردند و همكاري مشترك طرفين در امور امنيتي ـ اطلاعاتي و جاسوسي روندي شتابان و فراگير يافت. به طوري كه پس از روابط امنيتي با امريكا‌، روابط ايران و اسرائيل مهمترين بخش رابطه‌ي شاه با بيگانگان را تشكيل مي‌‌داد. 5 بدين ترتيب از سال 1960 (1339) رابطه نزديك و مستقيم بين ساواك و موساد برقرار گرديد و دستگاه اطلاعاتي اسرائيل جايگزين سيا و اينتليجنس سرويس انگلستان در ايران شد. از اين پس تأمين نيازهاي اطلاعاتي و امنيتي ايران بر عهده‌ي اسرائيل گذاشته شد و ساواك ناگزير شد براي استفاده و بهره‌برداري از تجهيزات مورد نظر، ميزان حضور و نفوذ متخصصان اسرائيلي در ايران را افزايش دهد. مسائل فوق باعث وابستگي ابزاري ساواك به موساد و حضور گسترده‌تر صهيونيست‌ها در ايران مي‌شد. 6 در اين اثنا ميزان مبادلات و معاملات نظامي ـ تسليحاتي نيز روز به روز افزايش مي‌يافت و اسرائيل به تسليح شاه ايران مبادرت ورزيد. در 10 آذر 1345 قراردادي بالغ بر 3 ميليون دلار ميان ايران و اسرائيل در مورد تعمير 35 فروند هواپيماي جت جنگنده اف 86 ايران منعقد شد. در قرارداد ديگري به مبلغ 3 ميليون دلار كه ارتشبد حسن طوفانيان به نمايندگي از ايران امضا كرد، طرفين درباره فروش خمپاره اندازهاي سنگين 120 و 160 ميلي‌متري به توافقات مهمي دست يافتند كه موجبات ارتقاء همكاري‌‌هاي نظامي را بيش از پيش فراهم ساخت. 7

همكاري‌هاي اقتصادي ـ نفتي

در محور همكاري‌هاي اقتصادي نيز روابط دو كشور حائز اهميت بوده و حوزه‌هاي گسترده‌اي نظير صادرات نفت، كشاورزي و معاملات گوناگون ديگر را در برابر مي‌گرفت و سرمايه‌داران اسرائيلي در تعدادي از بانك‌هاي مختلط و شركت‌هاي توليدي و خدماتي ايران سرمايه‌گذاري كرده بودند. 8

در نظر صهيونيست‌ها، ايران به عنوان يكي از غني‌ترين كشورهاي نفت خيز جهان، در شمار حاميان بلوك غرب قرار داشت و مي‌توانست منبع اصلي صادرات نفت به اسرائيل به شمار آيد. از اين رو در شرايطي كه رژيم صهيونيستي از سوي كشورهاي نفت خيز عربي در تحريم كامل قرار داشت، صادرات نفت ايران به اسرائيل به صورت امري حياتي براي تل‌آويو درآمده بود؛ به طوري كه طي دو جنگ 1967 و 1973، شاه به عنوان عمده‌ترين تأمين كننده نفت اسرائيل به ياري صهيونيست‌ها شتافت و اگر شاه حمايت نفتي خود را از صهيونيست‌ها قطع مي‌كرد، به احتمال فراوان نتيجه‌ي ديگري در جنگ‌ها رقم مي‌خورد. به هر روي آمار و ارقام نشان مي‌دهد كه حكومت پهلوي طي دو جنگ 1967 و 1973 بيش از 90 درصد احتياجات نفتي اسرائيلي را تأمين كرده است.

معاملات نفتي شاه و صهيونيست‌ها در تابستان 1957 با امضاي قراردادي ميان ايران و اسرائيل آغاز شد كه به موجب آن نفت ايران به بهاي بشكه‌اي 30/1 دلار به اسرائيل فروخته مي‌شد. در همين سال لوله‌ي نفتي 8 اينچي ميان بندر ايلات و بئرشبع احداث شد تا از اين طريق نفت ايران به وسيله‌ي كاميون‌هاي نفت‌كش به پالايشگاه حيفا حمل گردد. لوله‌ي مزبور كه ظرف يكصد روز ساخته شده بود در سال 1960 با هزينه‌اي بالغ بر 18 ميليون دلار تكميل شد و ميزان صادرات نفت ايران به اسرائيل را دو برابر كرد. 9 در سال 1344 نيز طبق توافق طرفين، خط لوله‌ي ديگري با هزينه‌ي 110 ميليون دلار احداث شد كه نفت ايران را از ايلات به اشكلون و از آنجا به اروپا مي‌فرستاد. اين خط لوله‌ي 32 اينچي در 1969 (آذر 1348) تكميل شد و در فوريه 1970 (بهمن 1348)، به انتقال 10 ميليون تن نفت ايران پرداخت. بدين ترتيب شاه كه در 13 خرداد 1348 به طور علني و رسمي، حق موجوديت اسرائيل را به رسميت شناخته بود، خبر بهبود روابط خود با دولت يهود را با تأمين نفت اسرائيل عملي ساخت. 10

در شرايطي كه در دهه 1970 ميلادي، كشورهاي عرب مرتب به شاه فشار مي‌آوردند كه از فروش نفت به اسرائيل خودداري كند و از نفوذ خود در واشنگتن براي تعديل موضع اسرائيل در قبال جهان عرب استفاده نمايد، شاه همچنان به سياست‌هاي پيشين خود ادامه مي‌داد و تمايلي به استفاده از نفت به عنوان وسيله فشار به اسرائيل نداشت. در تابستان 1355 توافق ديگري بالغ بر 2/1 ميليارد دلار صورت گرفت كه براساس مبادله‌ي نفت با اسلحه قرار داشت. در اين معاملات كه شامل طرح‌هايي نظير توليد موشك‌هاي زمين به زمين داراي برد 450 كيلومتر حامل كلاهك‌هاي غير اتمي 350 پوندي نيز بود، ايران معادل 250 ميليون دلار نفت به عنوان پيش پرداخت به اسرائيل داد.11 شاه همچنين درصدد بود كه در طرح‌هاي كشاورزي و صنعتي خويش از تجارب صهيونيست‌ها استفاده نمايد. سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين كه از نظر آب و هوا و پستي و بلندي متفاوت و متنوع مي‌باشد، علاوه بر تپه‌ها و كوه‌هاي متعدد در نواحي شمالي، داراي بيابانهاي خشكي نيز در جنوب است. از اين رو كارشناسان كشاورزي اسرائيل به علت كمبود آب، تلاش‌هاي گسترده‌اي جهت سرسبز ساختن نواحي باير و بيابان‌زدائي كردند و به دستاوردهاي بزرگي نيز نائل گرديدند.

اين فعاليت‌ها كه شامل شيوه‌هاي جديد ‌آبياري قطره‌اي و كشاورزي با آب شور مي‌شد، مورد توجه شاه قرار گرفت .و شاه اعتقاد پيدا كرد كه كاميابي اسرائيل در تبديل سرزمين لم يزرع انباشته از شن به زمين حاصلخيز كشاورزي، موفقيت بزرگي است كه براي حل مشكلات كشاورزي ايران نيز مثمر ثمر خواهد بود. از اين رو اسرائيلي‌ها به اجراي طرح‌هاي گوناگون كشاورزي در ايران پرداختند. يكي از بزرگ‌ترين نمونه‌هاي اين قبيل همكاري‌ها را مي‌توان در طرح كشت و صنعت قزوين مشاهده نمود كه صهيونيست‌ها نقش فعالي در راه‌اندازي و اداره آن بر عهده داشتند.

در ميان همكاري‌هاي نظامي، امنيتي و اقتصادي، دولت پهلوي اجازه فعاليت به آژانس يهود كه سازمان جهاني يهودي‌ها به شمار مي‌آيد را نيز صادر نمود تا اين آژانس كه مهاجرت يهوديان به اسرائيل را سرعت مي‌بخشيد، در تهران نيز دفتر نمايندگي داشته باشد. «مير عزري» كه از مسئولان كار تسهيل مهاجرت و گذار يهوديان از ايران بود و بعد از تأسيس رژيم صهيونيستي، سال‌ها به عنوان سفير اسرائيل در تهران خدمت مي‌كرد، گرايش‌هاي صهيونيستي شاه و فعاليت‌هاي صهيونيست‌ها در ايران را چنين شرح مي‌دهد: «از آنجا كه شاه مردم دوست ايران به يهوديان مهري فراوان داشت، دستگاه لشكري و كشوري از هيچ گونه ياري به پناهندگان براي رسيدن به سرزمين اسرائيل خودداري نمي‌‌كرد. دستگاه‌هاي اداري، گذرنامه، پليس و گمرك نيز در دادن گواهي‌‌ها، رواديدها و پروانه‌ها دست و دل باز بودند.» 12 در واقع خاطرات معير عزري، بيانگر اعترافات مقامات اسرائيلي در مورد گرايش‌هاي صهيونيستي شاه و سهولت فعاليت صهيونيست‌ها در ايران مي باشد. طي اين سال‌ها روابط شاه و صهيونيست‌ها چنان گرم بود كه هنگام وقوع انقلاب، بيش از 1500 خانواده اسرائيلي در ايران زندگي مي‌كردند.

منبع: دنياي ما

لینک
۱۳۸٦/٢/٥ - سيد کريم

   آخرين اخبار امور خارجه از واشنگتن   

آخرين اخبار امور خارجه از واشنگتن

17 آوریل 2007

اظهارات وزارت امور خارجه درباره شهروند آمریکایی ناپدید شده در ایران،

مناقصه نیروگاه های هسته ای ایران

جلسه مطبوعاتی روزانه -- آخرین گزارش از وضعیت آقای لوینسون

سوال از شان مک کورمک، سخنگوی نظر وزارت امور خارجه: آیا خبر جدیدی از دولت ایران دریافت کرده اید؟

آقای مک کورمک: آنچه در طی تعطیلات پایان هفته اتفاق افتاد این است که ما از طریق سفارت سوئیس درخواست دیگری برای دولت ایران ارسال کردیم و از آنها خواستیم تا در مورد آقای لوینسون به ما پاسخ قطعی یا حداقل قطعی ترین پاسخ ممکن را بدهند. با بررسی دقیق اطلاعات موجود اکنون اطمینان داریم که آقای لوینسون به جزیره کیش سفر کرده و طبق شواهد موجود هنوز ایران را ترک نکرده است. بنابراین تا آنجایی که اطلاع داریم، او هنوز در ایران است. و ما به نظر خودمان به اندازه کافی به دولت ایران فرصت داده ایم -- حدود یک هفته -- تا از طریق سیستم خود محل آقای لوینسون را مشخص کند. در نتیجه درخواست رسمی دیگری از طریق سفارت سوئیس ارسال کردیم تا از آنها بپرسیم که به چه نتیجه ای رسیده اند. و اینکه خواستار پاسخ قطعی شویم...

سوال: وقتی این درخواست رسمی تر را ارسال می کنید و از دولت ایران اطلاعات می خواهید، در کدام مقطع از مقامات ایران یا مقامات سوئیس درخواست خواهید کرد که با کمک شما تحقیقات رسمی تری را آغاز کنند -- آیا این کاری است که اکنون صورت گرفته یا اینکه در انتظار انجام تحقیقات رسمی تری هستید؟

آقای مک کورمک: امیدواریم که در مقایسه با درخواست قبلی که از طریق سفارت سوئیس فقط برای یافتن آقای لوینسون ارسال شد، درخواست رسمی دوم که همین اخیرا، یعنی کمی بیش از یک هفته پیش برای دولت ایران ارسال شد، برای آغاز تحقیقات رسمی تر کافی باشد. درخواست قبلی به ماه مارس مربوط است. بنابراین، درخواست های رسمی ما اینها بوده است. و حالا از دولت ایران خواسته ایم که در مورد نتایج به دست آمده پاسخ رسمی بدهند...

سوال: آیا کنسولگری ایالات متحده در دبی قبل از سفر آقای لوینسون به ایران با ایشان صحبت کرده است؟

آقای مک کورمک: بلی.

سوال: و ایشان به کنسولگری گفته است که عازم جزیره کیش است؟

آقای مک کورمک: از اینکه ایشان به کنسولگری گفته است که عازم جزیره کیش است اطلاع ندارم. از جزئیات دقیق مکالمه ایشان اطلاع ندارم، اما می دانم که کنسولگری با ایشان صحبت کرده است.

سوال: اصلا ایشان چرا با کنسولگری در ارتباط بوده است؟ به این معنی که کار او شخصی بوده است. مردم معمولا بدون دلیل به سفارخانه مراجعه نمی کنند.

آقای مک کورمک: این سوال را وقتی آقای لوینسون به آمریکا بازگشت می توانید از خودش بپرسید.

سوال: شما واقعا نمی دانید که او اکنون زنده است یا نه...؟

آقای مک کورمک: ما امیدواریم که او به نزد خانواده اش بازگردد. ...ما می خواهیم که او به نزد خانواده اش بازگردد و اعضای خانواده اش مجددا او را ببینند. و صرفنظر از هر اختلاف سیاسی موجود بین ایالات متحده و دولت ایران، ما فکر نمی کنیم که این اختلافات مانع حسن نیت و جستجوی برای شهروند آمریکایی ای شود که احتمالا در داخل مرزهای ایران به سر می برد.

***

سوال: ایران در طی تعطیلات پایان هفته اعلام کرد که به دنبال برگزاری مناقصه برای تاسیس دو نیروگاه هسته ای جدید هستند.

آقای مک کورمک: بلی.

سوال: آیا ایالات متحده کاری می کند، خواهد کرد، یا می تواند انجام دهد تا کسی در این میان منصرف شود؟ و آیا این یک تصمیم تجاری توسط یک شرکت اروپایی یا روسی خواهد بود...؟

آقای مک کورمک: به نظر من در حال حاضر، با توجه به جایگاه ایران در جامعه بین الملل و برنامه های هسته ای این کشور، هر طرف خارجی به میزان قابل درکی نسبت به انگیزه ایران از پیگیری ساخت دو نیروگاه جدید مشکوک خواهد بود. دولت روسیه هم اکنون تصمیم دارد که قرارداد ساخت راکتور بوشهر را تکمیل نکند. و اینکه اکنون دو قطعنامه فصل 7 بر محور فعالیت های هسته ای ایران صادر شده است که فکر می کنم باعث تامل شرکت های دست اندرکار در امور هسته ای در معامله با ایران در زمینه مسائل هسته ای شود.

***

عراق: مقتدی صدر، ایران و عراق

سوال: به عراق بپردازیم. نظر شما در مورد اقدام مقتدی صدر در خارج کردن وزرای خود از کابینه عراق چیست؟

آقای مک کورمک: بلی. مسئله بر سر آرایش دولت است که در نهایت باید به دست خود دولت عراق حل شود. آنها در طی این سال ها احتمالا ائتلاف های متعددی تشکیل خواهند داد. تا جایی که من اطلاع دارم حزب مقتدی صدر در مجلس عراق باقی خواهد ماند و همچنان در بحث و تبادل نظر بر سر مسائلی همچون قانون هیدروکربن، قانون مالی، و قانون بعثی زدایی شرکت خواهد داشت. عراقی هایی که خواهان ثبات، شکوفایی و امنیت بیشتر عراق هستند باید در شرایط حاضر از هیچ تلاشی برای حل اختلافات خود فروگذار نکنند. اینکه این کار را از داخل دولت یا مجلس دنبال کنند به خود آنها مربوط است. ولی به هر جهت، مردم عراق به این نمایندگان رای دادند تا از جانب آنها فعالیت کنند. و این انتظار مردم عراق است و این طرز تفکری است که باید در میان نمایندگان ملت عراق حاکم باشد.

سوال: مجددا در مورد عراق -- برخی از فرماندهان نظامی در هفته گذشته ادعا کردند که ایران به ستیزه جویان سنی و شیعه کمک می کند. نظر شما در این باره چیست؟

آقای مک کورمک: منظور شما اظهارات ژنرال کالدول (1) درباره فعالیت های ایران است؟

سوال: بلی.

آقای مک کورمک: اطلاعات بیشتری در این زمینه ندارم. ولی فعالیت های ایران در تامین مواد و فناوری و همچنین در آموزش گروه های مختلف عراق مدتی است که ما را نگران کرده است. ژنرال کالدول گزارش کاملی در این زمینه داد که چیز زیادی نمی توان به آن اضافه کرد.

سوال: به نظر شما دلیل ایران برای این کار چیست؟ آیا فکر می کنید قصد آنها به طور کلی ایجاد بی نظمی است؟

آقای مک کورمک: باید از رهبر دولت ایران بپرسید که چه نفعی در این کار دارند. مطمئنا نظریه های مختلفی می توان ارائه داد که چیزی بیش از حدس و گمانه نخواهند بود. آنچه می توان گفت این است که این کارها مغایر تمایل اعلام شده آنها مبنی بر برقراری روابط همسایگی خوب و شفاف با عراق و ایفای نقش مثبت در آینده این کشور است. و این قبیل فعالیت ها مسلما نقش مثبتی در تثبیت اوضاع عراق ندارند. در واقع، فقط به افزایش تنش های موجود در عراق می افزایند.

1. General Caldwell

منبع: سايت وزارت امور خارجه آمريكا

لینک
۱۳۸٦/٢/٥ - سيد کريم

   کیسلیاک: برنامه هسته ای ایران بجایی نرسیده که نتواند متوقف شود   

کیسلیاک: برنامه هسته ای ایران بجایی نرسیده که نتواند متوقف شود

"سرگی کیسلیاک" معاون وزیر امور خارجه روسیه روز سه شنبه طی یک کنفرانس مطبوعاتی در خبرگزاری «نووستی» اظهار داشت که برنامه هسته ای ایران دچار چنان تغییری نشده است که مانع اتخاذ تصمیمی برای متوقف سازی غنی سازی اورانیوم و از سرگیری مذاکرات با گروه 1+5 باشد.

کیسلیاک ضمن تفسیر اظهارات اخیر دیپلمات ایرانی در مسکو که گفته بود ایران مسئله غنی سازی را حتی در صورت از سرگیری مذاکرات بررسی نخواهد کرد، گفت: "ما هیچ اطلاعی درباره تغییر کیفی برنامه هسته ای ایران نداریم که مانع انجام خواسته آژانس بین المللی انرژی اتمی در صورت اتخاذ یک چنین تصمیم سیاسی در ایران باشد".

به گفته معاون وزیر خارجه روسیه برای روش ساختن اوضاع، ایران باید کار با آژانس بین المللی انرژی اتمی را آغاز کند.

وی تاکید نمود: "آنچه که امروز بدان نیاز است، تصمیم سیاسی است".

مسکو، 4 اردیبهشت، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/٢/٤ - سيد کريم

       

Iran and al Qaeda

(The weblog of Michael Ledeen – 23 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/٤ - سيد کريم

   احتمال گفت و گوی آمریکا و ایران در آینده نزدیک   

احتمال گفت و گوی آمریکا و ایران در آینده نزدیک

روز سه شنبه 23 آوریل، دیوید ساترفیلد هماهنگ کننده وزارت خارجه آمریکا در امور عراق در میزگردی در سفارت آمریکا در کویت گفت: در نشست بین المللی پیرامون مسئله عراق که قرار است در اوایل ماه مه در مصر برگزار شود، احتمالا آمریکا با ایران مذاکره خواهد کرد.

ساترفیلد گفت: طرح گفت و گو با ایران ارائه شده و در دستور کار قرار گرفته است. وی تأکید کرد که آمریکا امیدوار است مسئله هسته ای ایران از طریق رایزنی، مذاکره و دیگر راه های دیپلماتیک حل شود.

منبع: راديو بين‌المللي چين

لینک
۱۳۸٦/٢/٤ - سيد کريم

   مناقشه‌ی اتمی ایران و شانس تلاش‌های دیپلماتیک   

مناقشه‌ی اتمی ایران و شانس تلاش‌های دیپلماتیک

وزیر دفاع آمریکا می‌گوید، باید به تلاش‌های دیپلماتیک برای حل بحران هسته‌ای ایران شانس موفقیت داد. وزیر خارجه آمریکا نیز گفته است: «ما می‌خواهیم اختلاف‌های خود با دولت ایران را از طریق ابزارهای دیپلماتیك حل كنیم.»

رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا روز جمعه در اظهارنظری درباره‌ی مناقشه‌ی هسته‌ای ایران گفت: «تلاش‌های دیپلماتیک برای حل بحران هسته‌ای ایران تا بدین جا امیدوارکننده بوده و باید شانس موفقیت به آن داده شود.»

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، گیتس افزود: «ما توافق کردیم که با بحران هسته‌ای ایران از طریق گفتگوهای دیپلماتیک مواجه شویم که به نظر می‌رسد راه حل خوبی باشد. دلیل این رویکرد نیز توافق جامعه جهانی با این سیاست است.»

رابرت گیتس این سخنان را در اسرائیل و در دیدار با همتای اسرائیلی خود بر زبان آورد.

در طول اقامت بیست‌وچهار ساعته‌ی گیتس در اسرائیل، موضوع برنامه هسته‌ای ایران در صدر موضوعات گفتگوهای گیتس با مقامات اسرائیلی قرار داشت.

خانم رایس و مردم ایران

تاکید وزیر دفاع آمریکا بر تلاش‌های دیپلماتیک در مواجهه با مناقشه‌ی اتمی ایران، ادامه‌ی اظهارنظرهای برخی دیگر از مقام‌های ترازبالای ایالات متحده آمریکا در روزهای اخیر درباره‌ی ایران است که آشکارا آرام و خویشتندارانه است.

یک روز پیش از گیتس، خانم کاندولیزا رایس در واشنگتن گفت: «ما می‌خواهیم اختلاف‌های خود با دولت ایران را از طریق ابزارهای دیپلماتیك حل كنیم.»

رایس که در "میزگرد سیاسی رهبران جوان جهان" صحبت می‌كرد، ایرانیان را "مردمی بزرگ" خواند و گفت: «مردم ایران مردم بزرگی هستند. ایران دارای فرهنگی بزرگ، فرهنگی خیلی کهن، كهن‌تر از آمریكاست، فرهنگی كه به‌طور گسترده‌ای به معرفت و پیشرفت انسانی یاری داده است.»

وزیر خارجه‌ی آمریکا افزود: «آنچه برای مردم ایران می‌خواهیم، همان چیزی است كه برای همه در سراسر جهان می‌خواهیم و آن توانایی ابراز عقیده و حق انتخاب رهبران و موفقیت زنان است.»

وی گفت: «ما تمایل داریم شاهد دسترسی مردم ایران به فن‌آوری هسته‌ای غیر نظامی باشیم؛ به شكلی كه خطر اشاعه را در بر نداشته باشد.»

رایس خاطرنشان کرد: «مردم ایران و ‌آمریكا باید دوست باشند و من به دنبال روزی هستم كه روابط میان دولت‌های ما اجازه دهد چنین چیزی انجام شود. »

خانم رایس هم‌چنین در سخنانی دیگری در روز چهارشنبه، ۱۸ آوریل درباره‌ی ایران، گفت، آمریكا آماده‌ی نشستن بر سر میز مذاكره با ایران در صورت تعلیق غنی‌سازی اورانیوم است.

وی افزود: «برآوردن این شرط، ایران و آمریكا را برای گفت‌وگو درباره‌ی هر آنچه آن‌ها و ما در ذهن داریم، كنارهم قرار می‌دهد و ما آن را محدود نكرده، و گفته‌ایم درباره‌ی همه چیز حرف خواهیم زد ... ما هر اختلافی كه با دولت ایران داشته باشیم، اختلافی با مردم ایران و فرهنگ بزرگ آن‌ها و تمایلشان برای به رسمیت شناخته شدن آن فرهنگ نداریم. »

مسیری کاملا حساب‌شده

یک مقام سابق ایالات متحده‌ی آمریکا نیز گفته است، استفاده از نیروی نظامی علیه ایران به هیچ روی در دستور کار واشنگتن نیست.

ریچارد هالبروک، سفیرپیشین آمریکا در سازمان ملل متحد که در همایشی در قزاقستان سخنرانی می‌کرد، گفت: «دولت ایالات متحده اکنون با بررسی همه‌ی جوانب، مسیری کاملا استاندارد و حساب‌شده را در خصوص برنامه اتمی ایران طی می‌کند».

وی افزود: «بحث استفاده از نیروی نظامی علیه ایران به هیچ روی در دستور کاخ سفید نیست زیرا همه بی‌فایده بودن چنین اقدامی را درک می‌کنند».

هالبروک، با اشاره به اینکه ایالات متحده برای برقراری نوعی رابطه‌ی مستقیم با ایران تلاش می‌کند، گفت«امروز تعداد کسانی که به امکان برقراری گفتگو بین دو کشور اعتقاد دارند از همیشه بیشتر است.»

منبع: دويچه وله

لینک
۱۳۸٦/٢/۳ - سيد کريم

   اظهارات جدید پرویز مشرف، از حامیان طالبان   

اظهارات جدید پرویز مشرف، از حامیان طالبان

«پرويز مشرف»، رئيس‌جمهور پاکستان، كه با كودتا، زمام اين كشور را به دست گرفته، در يک ژست سياسي ناموزون و ذليلانه، ادعا نمود که حاضر است براي ميانجيگري صلح ميان اسرائيل و فلسطيني‌ها و اعراب، به اسرائيل مسافرت کند.

پرويز مشرف که اين موضع جديدش را در گفت‌وگو با شبکه «العربيه» عربستان سعودي که از دبي پخش مي‌شود، اعلام مي‌كرد، تنها به اين بسنده نكرد و مدعي شد، ايران نبايد با پرونده هسته‌ايش کاري کند که امنيت کشورهاي عربي حوزه خليج فارس به خطر بيفتد.

حتی اسرائيلي‌ها گفته‌اند که حرف‌هاي وي مسخره است. بخش‌هاي مهم حرف‌هاي مشرف، مربوط به پرونده هسته‌اي ايران است که بي‌شباهت به يک تهديد آرام نيست.

وي گفت: غني‌سازي اورانيوم، موجب بروز تهديد براي امنيت منطقه خليج مي‌شود(فارس را هم از خلیج می اندازد) و هرچند حق ايران است که براي توليد انرژي برق بر انرژي تکنولوژي هسته‌اي تکيه کند، اما اين يک خطاست که از آن در صنعت بمب اتمي استفاده کند.

وي سپس ادامه داد: دستيابي ايران به سلاح اتمي، تحول بسيار خطرناکي است که بايد متوقف شود، در غير اين صورت، موجب درگيري و جنگ‌هايي در منطقه خواهد شد.

مشرف آنگاه با اشاره به روابط بسيار ويژه و خوب با کشورهاي عربي خليج فارس ادامه مي‌دهد: پاکستان روابط ويژه‌اي با کشورهاي عربي حوزه خليج [فارس] دارد؛ بنابراين، ضروري است تا از امنيت و استقرار اين دولت‌ها حفاظت شود.

مشرف در حالي به اين افاضات پرداخته كه كشورش در كنار رژيم اسرائيل، تنها صاحب بمب اتمي در منطقه خاورميانه به شمار مي‌رود و حتي عضويت در معاهده «NPT» را نپذيرفته است.

اين در حالي است كه عربستان سعودي، مهم‌ترين و اصلي‌ترين حامي مالي پاکستان، در حال دستيابي به سلاح اتمي بوده و اين امر اکنون بر همگان روشن و آشكار شده است. علاوه بر اين، عربستان سعودي با حمايت مالي از صنايع موشک‌هاي دوربرد پاکستان، که قادر به حمل کلاهک‌هاي اتمي هستند، عملا خود را شريکي منحصر به فرد براي اين تأسيسات و تکنولوژي مي‌داند.

برخي از کارشناسان سلاح‌هاي اتمي بر اين باورند که عربستان، کليد اصلي طرح بمب اتمي پاکستان بوده است. از همين رو، گمانه‌زني‌هايي دارند که عربستان سعودي با توجه به روابط ويژه‌اش با آمريکا، بدون تکنولوژي هسته‌اي و هر گونه امکانات جانبي، به راحتي به موشک‌هاي اتمي و بالستيک پاکستان دسترسي پيدا کند.

منبع: دنياي ما

لینک
۱۳۸٦/٢/۳ - سيد کريم

       

Bush States Commitment to Confronting Nuclear-Minded Iran

In an address at the U.S. Holocaust Memorial Museum on Wednesday, President Bush emphasized to the Holocaust survivors present that he is committed to confronting Iran.  "You who bear the tattoos of death camps hear the leader of Iran declare that the Holocaust is a 'myth,' Bush said.  "You who have found refuge in a Jewish homeland know that tyrants and terrorists have vowed to wipe it from the map. And you who have survived evil know that the only way to defeat it is to look it in the face, and not back down."  The United States has been at the forefront of international efforts to curb Iran's ability to develop nuclear weapons.

لینک
۱۳۸٦/٢/۳ - سيد کريم

   ابهام در شرکت ایران در اجلاس امنیتی عراق   

ابهام در شرکت ایران در اجلاس امنیتی عراق

ایران می‌گوید احتمال دارد در اجلاس امنیتی عراق در شرم‌الشیخ شرکت نکند. یک مقام آمریکایی نیز گفته است کنفرانس شرم‌الشیخ بدون حضور ایران نیز موفقیت‌آمیز خواهد بود.

خبرگزاری "آفتاب" به نقل از یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران گزارش داده است «مسئولان عالیرتبه ایرانی به این نتیجه رسیده‌اند که وزیر امور خارجه در اجلاس شرم‌الشیخ شرکت نکند.»

در اجلاس امنیتی عراق در شرم‌الشیخ وزرای خارجه همسایگان عراق، پنج كشور عضو دائم شورای امنیت، هشت كشور صنعتی جهان و نیز وزرای خارجه مصر و بحرین  شركت می‌كنند. این اجلاس در تاریخ سوم و چهارم مه - ۱۳و ۱۴اردیبهشت – برگزار می‌شود.

مقام‌های ایران ظاهراً از ترکیب کشورهای شرکت‌کننده در اجلاس شرم‌الشیخ و محل اجلاس ناراضی‌اند. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی گفته است: «ظواهر امر حکایت از آن دارد که مسیر نشست به سمتی دیگر خواهد رفت و این در راستای منافع جمهوری اسلامی نیست. بنابراین مقامات عالی کشور تصمیم گرفته‌اند در این نشست نماینده‌ای نداشته باشند.»

اما به نظر می‌رسد دلیل اصلی تردید ایران برای شرکت در اجلاس شرم‌الشیخ، بیش از هر چیز سرنوشت ۵ ایرانی بازداشت شده در اربیل عراق است. این عده روز پنجشنبه ۱۱ ژانویه  توسط آمریکایی‌ها در شهر اربیل واقع در منطقه کردنشین شمال عراق، بازداشت شدند. دولت ایران می‌گوید این ۵ نفر دیپلمات بودند و حضور و فعالیت‌شان در اربیل قانونی بوده، اما آمریکایی‌ها اعتقاد دارند این پنج ایرانی وابسته به بخشی از سپاه پاسداران ایران هستند که اسحله و دیگر تدارکات در احتیار شبه‌نظامیان عراق قرار می‌دهند.

با این‌همه، علی الدباغ سخنگوی دولت عراق، از ایران به عنوان كشوری مهم یاد كرد و خواستار حضور ایران در اجلاس شرم‌الشیخ شد. وی به خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) گفت: «با توجه به همسایگی ایران با عراق و نقش موثر این كشور در منطقه، حضور ایران در این كنفرانس سهم به‌سزایی در موفقیت كنفرانس دارد.»

در واکنش به احتمال عدم حضور ایران در کنفرانس شرم‌الشیخ، یک مقام آمریکایی گفته است، نشست شرم‌الشیخ بدون حضور ایران نیز موفقیت‌آمیز خواهد بود.

دیوید ساترفیلد، مشاور وزیر خارجه‌ی آمریكا در امور عراق در دیدار با احمد ابوالغیظ، وزیر خارجه‌ی مصر گفت: آمریكا به برگزاری نشست‌های آتی مصر در خصوص عراق و نقش این كشور امیدوار است. وی گفت: اجلاس شرم‌الشیخ حتی بدون حضور ایران موفقیت‌آمیز خواهد بود.

ایران تاکنون بطور رسمی درباره عدم شرکت خود در کنفرانس امنیتی عراق اظهار نظر نکرده است.

منبع: دويچه وله

لینک
۱۳۸٦/٢/۳ - سيد کريم

   اتحادیه عرب خواستار بازرسی از تاسیسات هسته ای ایران و اسرائیل است   

اتحادیه عرب خواستار بازرسی از تاسیسات هسته ای ایران و اسرائیل است

"جمعه الفرجانی" سفیر اتحادیه عرب در روسیه طی یک کنفرانس مطبوعاتی در خبرگزاری «نووستی» اطلاع داد که این اتحادیه خواستار انجام بازرسی هایی یکسان از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی تز تاسیسات هسته ای ایران و اسرائیل است.

الفرجانی اظهار داشت: "پرونده هسته ای باید برای تمامی خاور نزدیک یکسان باشد و به یک اندازه به تمامی کشورهای این منطقه مرتبط شود".

به گفته وی، موضع اتحادیه عرب با موضع روسیه مبنی بر این که باید خاور نزدیک را عاری از سلاح هسته ای ساخت، همخوانی دارد.

سفیر اتحادیه معتقد است که اسرائیل بلطف موضع آمریکا از کنترل می گریزد. و تاکید نمود: "ما مخالف موضع آمریکا هستیم که استانداردهایی دوگانه را اجرا نموده و تدابیری جداگانه در رابطه با اسرائیل و تدابیری دیگر نسبت به ایران اتخاذ می کند".

مسکو، 3 اردیبهشت، خبرگزاری «نووستی»

لینک
۱۳۸٦/٢/۳ - سيد کريم

       

Iran Broadcasts to Us

(The weblog of Michael Ledeen – 21 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/٢ - سيد کريم

       

Engineer Accused of Taking Codes to Iran

(Washington Post > Associated Press – 21 April, 2007)

لینک
۱۳۸٦/٢/۱ - سيد کريم