كالبدشكافي روابط روسيه و آمريكا   

كالبدشكافي روابط روسيه و آمريكا ؛ دموكراسي يك شبه نمي‌آيد - هنري كيسينجر‌*

ترجمه: كاوه شجاعي

----------------------------------------------

<دمدمي مزاجي> واژه جالبي براي توصيف روابط فعلي روسيه و آمريكاست. از يك سو ولا‌ديمير پوتين رئيس‌جمهوري روسيه سياست‌هاي آمريكا را مورد حمله شديد قرار مي‌دهد و از طرف ديگر وزير خارجه‌اش بر منافع كرملين در همكاري با كاخ سفيد تاكيد مي‌كند. در آن سوي ميدان، واشنگتن هم به دنبال كمك مسكو در مقابله با گسترش سلا‌ح‌هاي اتمي است، اما در عين حال سياستي تحريك آميز را در نزديكي مرزهاي روسيه در پيش گرفته است.

در اين ميان هر دو كشور مي‌گويند كه از سوي بنيادگرايي اسلا‌مي تهديد مي‌شوند. به علا‌وه همكاري ميان قدرت‌هاي اتمي در جهان بسيار ضروري به نظر مي‌رسد و موضوعاتي نظير گرم شدن زمين تنها با همكاري قدرت‌هاي بزرگ قابل حل شدن است. در اينگونه مسائل منافع ملي آمريكا و روسيه به هم پيوسته است و به نظر نمي‌رسد كه دو طرف به آغاز جنگ سردي جديد تمايل داشته باشند. اما اين سردي تازه روابط، نگران كننده است. آمريكا با دموكراسي به سبك روسي مشكل دارد، از <تعلل> كرملين در برخورد با برنامه اتمي ايران ناراضي است و نوع رفتار مسكو با جمهوري‌هاي تازه استقلا‌ل يافته امپراتوري شوروي را نمي‌پسندد. سياستمداران روسي هم نسبت به آمريكا احساسي تلخ دارند، به اعتقاد آنها كاخ سفيد از كرملين مي‌خواهد كه به نگراني‌هايش اهميت بدهد، اما خود ذره‌اي به دلمشغولي‌هاي روسيه توجه نمي‌كند. مسكو از دخالت واشنگتن در امور داخلي‌اش ناراضي است و تصميمات مهمي را كه بوش بدون مشورت با پوتين اتخاذ مي‌كند، نمي‌پسندد. شايد بتوان گفت هر دو طرف تقريبا حق دارند. ‌

دو اقيانوس بزرگ ايالا‌ت متحده را احاطه كرده‌اند و آمريكا تا زمان ظهور موشك‌هاي دوربرد شوروي و شايد حملا‌ت يازدهم سپتامبر واقعا احساس امنيت مي‌كرد. اما روسيه مرزي طبيعي ندارد و به خصوص خود را هميشه از طرف غرب مورد تهديد مي‌بيند. آمريكا آرامش و صلح را در گسترش ارزش‌هاي سياسي‌اش در سراسر جهان جست‌وجو مي‌كند و روسيه در ايجاد نواري امنيتي دور تا دور مرزهاي كشور. همان قدر كه امپراتوري شوروي گسترده بود، به همان اندازه رهبران فعلي روسيه احساس آسيب‌پذيري مي‌كنند. همين دوگانگي تنش‌هاي رواني سال‌هاي اخير را توضيح مي‌دهد. براي آمريكايي‌ها سقوط اتحاد جماهير شوروي اثبات حقانيت ارزش‌هاي بنيادين دموكراتيك بود، اما اين اتفاق براي ساكنان روسيه - حتي مخالفان امپراتوري - حمله‌اي ويرانگر به هويت روسي به حساب مي‌آمد. آمريكايي‌ها دهه 1990 را عصر پيشرفت و اصلا‌حات در روسيه قلمداد مي‌كردند، اما مردم اين كشور با تحقير، فساد و ركود مواجه بودند. شمار زيادي از آمريكايي‌ها پوتين را مستبد توصيف مي‌كنند، اما حاميان او مي‌گويند اولويت روسيه در اين سال‌ها بايد اعاده اعتبار بين‌المللي‌اش باشد. نظرسنجي‌هاي اخير نشان مي‌دهد شمار زيادي از مردم روسيه هم، چنين اعتقادي دارند. ‌

آمريكا نبايد فراموش كند كه روسيه شامل 11 منطقه زماني است، مناطقي كه هميشه مستعد تغييرات سريع بوده‌اند. خاورميانه، اروپا، چين، هند و ژاپن روسيه را در بر گرفته‌اند و اين بدون شك بزرگترين نگراني كرملين به حساب مي‌آيد. جمهوري‌هاي آسياي مركزي را هم نمي‌توان ناديده گرفت كه بزرگ‌ترين منابع انرژي دنيا را در اختيار دارند و روسيه با آنها نيز همسايه است. ‌

از لحاظ استراتژيك روسيه و آمريكا براي هم بسيار مهم‌اند، اگر چه روابط آنها به شدت درگير مسائل تاكتيكي شده است. روس‌ها از نگاه پدرانه آمريكاييان ناراضي‌اند. يك بار يك سياستگذار بلندپايه روس با عصبانيت به من گفت: <وقتي با شما از مشكلا‌ت خودمان صحبت مي‌كنيم، عموما مي‌گوييد كه آن را حل خواهيد كرد. اما روسيه اين را نمي‌خواهد. ما مي‌خواهيم آمريكا مشكلا‌ت‌مان را بفهمد.>

ايران هم به مساله‌اي كليدي در روابط روسيه و آمريكا تبديل شده است. روند چانه زني دو كشور بر سر پرونده اتمي ايران در شوراي امنيت بالا‌خره روزي به پايان خواهد رسيد و تا آن روز واشنگتن و مسكو بايد براي يكديگر روشن كنند كه اختلا‌ف آنها بر سر تهران تاكتيكي است و قابل بحث يا استراتژيك و غير قابل مذاكره. ‌

اما شايد حساس‌ترين مساله‌اي كه باعث نگراني روسيه شده دخالت آمريكا در امور مناطقي است كه كرملين آن را <خارج نزديك> توصيف مي‌كند: جمهوري‌هاي تازه استقلا‌ل يافته امپراتوري سابق شوروي. هنوز هم شمار زيادي از دولتمردان روسيه نمي‌توانند به اين مناطق مانند كشورهايي خارجي نگاه كنند و تسلط ايالا‌ت متحده بر اين محدوده را برنمي‌تابند. مخالفت شديد پوتين با گسترش ناتو به سمت شرق را هم بايد از اين ديد بررسي كرد. ‌

و نكته آخر؛ ممكن است مردم و رهبران روسيه از خود بپرسند امور داخلي روسيه و بحث دموكراسي در اين كشور به ايالا‌ت متحده چه ارتباطي دارد؟ آنها نبايد فراموش كنند كه آمريكا در طول تاريخ خود به قضاوت درباره ديگر كشورها از منظر حقوق بشر عادت داشته است. اين مساله خاص تفكر آمريكايي است. اما آمريكايي‌ها هم بايد در نظر بگيرند كه روسيه يك كشور استبدادي نيست؛ آنجا ملغمه‌اي استبداد - ميراث گذشته - و فرصت‌هايي جديد براي دموكراسي وجود دارد. انتقال از ديكتاتوري به دموكراسي يك شبه صورت نمي‌گيرد. ‌

----

‌* وزير امور خارجه و رئيس شوراي امنيت ملي آمريكا در دولت‌هاي نيكسون و فورد. تحليلگران هنوز او را يكي از تاثيرگذارترين مردان سياست خارجي آمريكا قلمداد مي‌كنند

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٦ - سيد کريم