آمریکا و ایران: کدام یک به دیگری نیش می زند؟   

آمریکا و ایران: کدام یک به دیگری نیش می زند؟   

همه با بی صبری در انتظار 6 آپریل هستند. در این روز آغاز عملیات نظامی آمریکا علیه ایران، یعنی عملیات "نیش"، تعیین شده است.

یگان های لازم برای عملیات وجود دارند: دو ناو هواپیمابر در خلیج فارس، شامل ناوهای "دوایت ایزنهاور" و "جون استنیس" چهار زیردریایی اتمی و ده ها رزم ناو، بیش از 400 هواپیما، از جمله هواپیماهای مشهور "استلس" که باید بخش اعظم کار را انجام دهند.

اهدافی مشخص نیز تعیین شده اند: مجتمع غنی سازی اورانیوم در نطنز، مرکز پژوهش های هسته ای در اصفهان، کارخانه تولید آب سنگین در اراک، نیروگاه اتمی در بوشهر، پایگاه های نیروهای هوایی و دریایی نیروهای مسلح ایران، دفاع ضد موشکی و مقرهای فرماندهی.

مانوری برای راه گم کردن نیز در نظر گرفته شده است: روز دوشنبه همین هفته از سن دیاگو ناو هواپیمابر هسته ای "نیمیتس" راهی خلیج فارس شد که در نیمه اول ماه مه جایگزین "دوایت ایزنهاور" می شود. طبق منطق جنگ های برق آسا، همه در انتظار وارد شدن سومین ناو هواپیمابر به سواحل ایران خواهند بود که عامل ضروری برای غافلگیر کردن را تامین می کند.

جنگ، علیرغم تمامی نشان های خارجی که در اصل توسط تلاش های کارشناسان نظامی روسیه و ستاد کل فرماندهی روسیه دیده شده اند، ممکن است روز 6 آپریل آغاز نشود. حداقل بدین دلیل که آمریکا نمی رسد این جنگ را بعنوان عملیاتی ناگزیر علناً اعلام کند و به ایران هشدار دهد. البته مسئله در انسانیت "جهان متمدن" نیست، بلکه در ضرورت تضعیف روحیه دشمن است. در پنتاگون از چنین اقداماتی فروگذاری نمی کنند. این به دوری جستن از تلفات اضافی کمک می کند.

مسئله دیگر این است که آیا اصلاً این جنگ آغاز خواهد شد یا نه، و اگر آغاز شود، چه زمانی خواهد بود؟

مسلم است که می توان از جنگ دوری جست، اما در صورتی که تهران بطور کل در نظریات خود نسبت به برنامه هسته ای و سیاست خود در منطقه که سعی در قرار دادن خود در موضع مرکز تمدن اسلامی دارد، تجدید نظر کند. اما روشن است که چنین چیزی تنها در صورتی ممکن خواهد که "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران و تیم وی قدرت را از دست دهند که بدین گزینه نمی توان امیدی داشت.

حقیقتاً امید ضعیفی به پادشاه پسته ایرانی، "علی اکبر هاشمی رفسنجانی" است که سرمایه خود را در خارج از کشور نگهداری می کند. این خارق العاده بود که او انتخابات ریاست جمهوری را باخت، رفسنجانی با درخشش در انتخابات اخیر مجلس خبرگان پیروز شد که این مجلس از اختیاراتی تا حد تغییر ولایت فقیه کشور برخوردار است. بعقیده برخی از کارشناسان، رفسنجانی می تواند مسئله مصلحت بودن تصحیح سیاست ایران در زمینه هسته ای و بین المللی را مطرح کند.

سناریوی دیگری نیز ممکن است: بعید نیست که آمریکا پس از نشست دیگر شورای امنیت سازمان ملل متحد که مسلماً با تشدید تحریمات یک جانبه پایان خواهد یافت، محاصره ایران را آغاز کند. در آن زمان کاملاً ممکن است که از سوی تهران اقداماتی اتخاذ شوند که بهانه ای تردیدناپذیر برای انجام عملیات نظامی از سوی آمریکا باشند.

در ضمن فعلاً این ایران است که برای آمریکا هیچ شانسی برای احتراز از جنگ باقی نمی گذارد. و مسئله تنها در برنامه شهیر هسته ای و قدرت طلبی های هسته ای در کل نیست. مسئله در سیاستی است که تهران در منطقه اجرا می کند. این پیش از هرچیز شامل شعله ور ساختن ضدیهودیت در منطقه، از اعلامیه های رئیس جمهور کنونی درباره ضرورت "محو ساختن اسرائیل" گرفته تا موضع منفی در رابطه با روند صلح اسرائیل-فلسطین و نیز حمایت مالی و سیاسی از گروه های اسلام گرای افراطی در خاور نزدیک می باشد. این سیاست در وهله اول علیه آمریکا و علیه منافع آن در خاور نزدیک می باشد. و در این جا برای واشنگتن ارزیابی درست نکردن از امکانات ایران که مدعی نقش ابرقدرت منطقه ای است، همانند مرگ می باشد. برای آمریکا بهتر است که از منطقه خارج شود که مسلم است تحت هیچ شرایطی و هیچ گاه این کار را نخواهد کرد.

در ضمن، غیر ممکن نیست که در تهران به فکر پیش دستی کردن در "نیش" زدن باشند. این بدین معنا خواهد بود که سخنوری های بسیار درباره عملیات 6 آپریل به هدف خود دست یافتند.

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٦ - سيد کريم