پيآمدهای سياست تجاوز به ايران - توفان   

پيآمدهای سياست تجاوز به ايران

جنگ شيعه و سنی

روشن است که کشورهای منطقه هيچکدام نفعی در تجزيه عراق ندارند. عراقی که ميان کردها، سنيها و شيعيان تقسيم شود توازن منطقه را چنان برهم زده و وضعيت سياسی را چنان غير قابل محاسبه خواهد کرد که پيآمدهای آن را از هم اکنون نمی توان بطور روشن پيش بينی کرد. ترکيه با پيدايش جمهوری کردستان در مرز جنوبی اش بطوريکه بر چاههای نفت شمال عراق دست پيدا کند موافق نيست و بطور يقين شمال عراق را اشغال خواهد کرد. چنين وضعی جريانهای تجزيه طلبانه را در ايران تقويت کرده و به نزاع ميان ترک و کرد در غرب ايران از يک طرف و نزاع تجزيه طلبان با دولت مرکزی از جانب ديگر منجر می شود. نزديکی شيعيان عراق به ايران که باعث تقويت جنبش شيعيان در عربستان سعودي، ترکيه، يمن، بحرين، کويت، لبنان، قفقاز و تا حدودی پاکستان و مناطق شيعه نشين می گردد بدون پاسخ از جانب حکومتهای سنی برهبری عربستان سعودی و مصر نخواهد ماند. سرکوب بيرحمانه شيعيان که به صورت اقليت در اين ممالک زندگی می کنند در دستور کار اين رژيمها قرار می گيرد و همه آنها را بر ضد جمهوری اسلامی ايران متحد خواهد کرد. آنها نيز متقابلا به تقويت سنی مذهبان در ايران پرداخته و در مناطق جنوب، غرب و شرق ايران آشوب بپا خواهند کرد. ممالک عربی همدست آمريکا در منطقه می کوشند از نقش ارتجاعی صهيونيسم در منطقه بکاهند و ايران را در افکار عمومی مردم عرب جايگزين صهيونيستها گردانند. آنها می بينند که حسن نصراﷲ در لبنان و اسماعيل هنيه در فلسطين به خاطر مقاومتشان در مقابل آمريکا و اسرائيل به پرچمهای مبارزه و قهرمانان نمونه در ممالک عربی بدل شده اند و نزديکی آنها به ايران وحشت ممالک سنی مذهب آمريکائی را دو چندان کرده است.

پيآمدهای اين سياست جنگ مذهبی بسيار خطرناک است. مبارزه ملی و طبقاتی را به کجراه برده و به جنگ کور مذهبی بدل می کند که دودش در درجه اول به چشم خلقهای منطقه و سپس ايران خواهد رفت.

تقويت سنی مذهبان در مقابل شيعه مذهبان پرده ساتری بر زورگوئی امپرياليسم و صهيونيسم در منطقه ايجاد خواهد کرد. هر مقاومتی در مقابل قوای اشغالگر در عراق، لبنان و فلسطين، تحت الشعاع جنگ شيعه و سنی قرار خواهد گرفت و جهت مبارزه ضد استعماری و ضد اشغالگری در منطقه را منحرف خواهد کرد.

صهيونيستها از نزاع ميان شيعه و سنی بسيار سود می برند. آنها با تجزيه عراق موافقند زيرا امکان تنفس دراز مدتی را برای آنها فراهم می آورد و فشار ممالک اسلامی را بر اسرائيل کاهش داده و در کردستان عراق نيروی متحد بالقوه ای را خواهد يافت که از آنها بر ضد نهضت آزاديبخش اعراب استفاده خواهد کرد.

نفوذ شيعيان لبنان به رهبری حسن نصراﷲ که پوزه صهيونيستها را برای نخستين بار به خاک ماليد وحشت ممالک سازشکار عرب را دو صد چندان نموده است. اين نفوذ که با مقاومت قهرمانانه در مقابل نيروی متجاوز صهيونيستی به کف آمده است به حق خواهان اجرای دموکراسی ادعائی غربيها در لبنان است. آنها می خواهند که دولت دست نشانده که نماينده اقليت ناچيزی در لبنان است و تنها به زور اسلحه امپرياليستها از طريق سربازان سازمان ملل خود را حفظ می کند کنار رود و در يک انتخابات دموکراتيک و آزاد حکومت وحدت ملی مرکب از شيعيان، سنی ها و مسيحيان بر سر کار آيند. امپرياليستها، صهيونيستها و مرتجعين با اين خواست دموکراتيک و منطقی مخالفند و امپرياليست فرانسه که از نفوذ شيعيان در منطقه سنتی نفوذش به شدت نگران است پلی برای وحدت ميان اروپا و آمريکا شده تا جمهوری اسلامی ايران را مهار کنند. آنها با تمام قدرت از يک رژيم اقليت ناچيز و نوکر امپرياليسم بنام فواد سنيوره دفاع می کنند.

سياست دامن زدن به جنگ شيعه و سنی سياست امپرياليستها و صهيونيستها در خدمت لگام زدن به جمهوری اسلامی و کاستن از نفوذ آنها در منطقه است. اين سياست جهت اصلی مبارزه ضد امپرياليستی مبارزان بالقوه ضد امپرياليست را منحرف کرده به برادر کشی و انحراف مبارزه ضد استعماری منجر می شود. در اين مبارزه بازنده اصلی مبارزان واقعی ضد امپرياليستی هستند که مبارزه آنها به عقب رانده می شود.

بی جهت نبود که انفجار مسجد عسکری در سامره را همه به يک نيروی آموزش يافته نظامی نسبت می داند که باحتمال قوی از کماندوهای اسرائيلی بوده اند تا نزاع ميان شيعيان و سنها را هميشه تر و تازه نگهدارند. آنها همين سياست را در فلسطين ميان حماس سنی و فتح سنی در پيش گرفته اند. در آنجا نيز که پای شيعيان بطور بلاواسطه در ميان نيست از همان سياست مشهور تفرقه بياندازو حکومت کن سود می جويند.

حزب ما هوادار يکپارچگی عراق است. حزب ما نزاع شيعه و سنی را دسيسه امپرياليستی و صهيونيستی ارزيابی می کند که توسط صهيونيستها و ممالک مرتجع عربی به آن دامن زده می شود. حزب ما خواهان کسب حقوق ملی خلق کرد در چارچوب عراق متحد و دموکراتيک است.

اشغال و يا بمباران ايران

کابوس عراق و لبنان و فلسطين که سپر بلای مردم ايران شده اند وضعيتی را بوجود آورده است که امپرياليستها جسارت آنرا ندارند که مستقيما به سرزمين ايران تجاوز کنند و تهران، تبريز، اصفهان و يا شيراز را اشغال نمايند. اشغال گسترده ايران نه از نظر سياسی و نه از نظر نظامی ممکن نيست. امپرياليستها در مجموع نيز توان اشغال سرزمين ميهن ما را ندارند. مردم قهرمان ايران همه آنها را به سيخ کشيده کباب کرده و می خورند. ولی اشغال جزيره خارک و يا سه جزيره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی و يا بخشی از خرمشهر و آبادان می تواند در دستور کار آنها قرار داشته باشد. بمباران مناطق صنعتی ايران صرفنظر از اينکه به صنايع هسته ای ربطی داشته باشد يا نداشته باشد از گزينه های امپرياليستهاست. آنها خواهان نابودی ايران و کشاندن ايران به عهد حجرند. ما بايد تجربه کره شمالي، ويتنام، کامبوج و لائوس، تجربه فلسطين و لبنان و عراق و افغانستان و يوگسلاوی را در نظر مجسم کنيم و از اين تجارب گرانبها بياموزيم. اين تجارب برای شناخت ماهيت امپرياليستها بسيار اهميت دارد. آنها بدون کوچکترين ناراحتی وجدان که ندارند با سياست بجای گذاردن زمين سوخته می آيند و به ايران تجاوز می کنند. مناطق مسکونی را بنام نامی حقوق بشر، آزادی و دموکراسی، حمايت از مدرنيته، مبارزه عليه اسلام سياسی و... با خاک يکسان خواهند کرد. در ايران گاز و بمب‌های سمی و ميکروبی و آلوده به مواد اورانيوم برای زدودن تفاله های اتمی خويش پرتاب خواهند کرد. بيماری سياه زخم را که در آزمايشگاههای آمريکا آماده کرده اند پخش می کنند. بيماری ايدز را از طريق پلاسمای خون در چارچوب امدادهای بشردوستانه به ايرانيها منتقل می کنند. همانطور که در زمان جنگ اين کار را امپرياليستهای فرانسوی کردند. کاری که در ايران می کنند همان کاری است که در عراق و يوگسلاوی و ويتنام کردند. رسانه های گروهی دموکراتيک و آزاد آنها توری از دروغ و سکوت بر روی اين جنايات خواهند انداخت تا افکار عمومی مردم جهان از اين همه جنايت با خبر نشود. شما امروز شاهد هستيد که تا به چه حد در مورد مبارزات مردم عراق و فلسطين و لبنان و افغانستان سکوت کرده و يا دروغ می گويند. طبيعتا بايد اين جو را شکست.

تمام اين برنامه روی ميز جرج بوش و ديک چنئی قرار دارد. اسرائيل صهيونيست بخشی از اين جنايات ضد بشری را بعهده می گيرد.

چه اشغال موضعی و چه بمباران ايران در لحظه نخست به نفع آمريکاست. دوباره جرج بوش می تواند سينه اش را سپر کند و روی يکی از ناوهای جنگی آمريکا ظاهر شود و با صحنه سازی بگويد فاتح جنگ است و جمهوری اسلامی را سرنگون کرده است. ولی عمر چنين دروغها و اداء و اطوارهای آبدوغ خياری فقط چند ساعت است. چون تازه جنگ واقعی شروع می شود. همه کارشناسان نظامی با اين حساب می کنند که موشکهای و نيروی هوائی ايران پايگاههای آمريکائی را در بحرين و قطر و عربستان سعودی و چاههای و لوله های انتقال نفت را بمباران خواهند کرد. قايقهای سريع ايرانی در خليج فارس خروج نفت را از تنگه هرمز با اشکال روبرو خواهند کرد. عربستان سعودی قادر نخواهد بود با افزايش توليد نفت و کاهش قيمتها جنايتکارانه مانند زمان جنگ ايران و عراق به کشته شدن صدها هزار ايرانی ياری رساند. بهای نفت افزايشی سرسام آور خواهد يافت. اقتصاد غرب بشدت تهديد می شود. خسارت اقتصادی وارده به تاسيسات نفتی و صنعتی منطقه عليرغم تسليحات ضد هوائی فروخته شده به امارات متحده عربی و عربستان هنگفت خواهد بود و تعميرات آن سالها بطول می انجامد. اين بار اروپا نمی تواند از نفت ارزان عربستان سعودی برای رونق اقتصادی خويش به قيمت جان صدها هزار ايرانی استفاده کند. مردم جوامع صنعتی اين فشار را بر روی گوشت و پوست خود حس خواهند کرد. جو نارضائی در ممالک امپرياليستی بنفع آمريکا نخواهد بود زيرا که مردم اين ممالک قبل از آغاز جنگ با برگزاری تظاهرات ضد جنگ ابتکار عمل مبارزه ضد امپرياليستی را بعهده گرفته و اين فضا را بعد از شروع جنگ بر ضد امپرياليستها مورد بهره برداری قرار خواهند داد.

اعتراضات مردم منطقه، کشورهای مسلمان و غير مسلمان، کمونيستها، دموکراتها و ليبرالها و بشردوستان در سراسر جهان وضعيتی را در منطقه بوجود خواهد آورد که خشک و تر با هم می سوزد. معلوم نيست چهره خاور ميانه و نزديک پس از تجاوز آمريکا به ايران همان چهره گذشته باشد. پادشاه اردن رفتنی است، امارات متحده عربی با درهم شکستگی اقتصادی روبرو خواهد شد. از کويت چيزی باقی نخواهد ماند. مبارزات مسلحانه در تمام ممالک منطقه اوج خواهد گرفت. وضعيت عراق و فلسطين، لبنان و افغانستان قابل کنترل نخواهد بود. هنوز اسرائيل از گيجی ضربه حزب اﷲ لبنان که مزه آن را چشيد بدر نيآمده است. از ديوار چين تا مغرب از اندونزی تا ونزوئلا موج قدرتمند مبارزه ضد امپرياليستی بوجود خواهد آمد. ممالک امپرياليستی و سرمايه داری نيز در ميان خود برای حمله به ايران اتفاق نظر ندارند و نخواهند داشت. جبهه آنها از هم اکنون شکننده است و آمريکا در اين جبهه تنها خواهد ماند. ممالک غير متعهد که می بينند امپرياليستها با زورگوئی همه پيمانهای جهانی را عليرغم امضاء نهادن زير آن زير پا می گذارند و با ابزار شورای امنيت سازمان ملل به اقدامات غير قانونی و نقض پيمانهای جهانی مشغولند می فهمند که اين شتر فردا دم در خانه آنها نيز خواهد خوابيد. پيمانها و قراردادهای بين المللی چه ارزشی دارند چنانچه شورای امنيت سازمان ملل بزور امپرياليستها قادر باشد آنها را نقض کند و از درجه اعتبار ساقط نمايد. مگر می شود با استناد به رای غير قانونی شورای امنيت حق قانونی ايران را در غنی کردن اورانيوم نقض کرد؟ مگر می شود با استناد به رای غير قانونی و قلدرمنشانه شورای امنيت سازمان ملل در مورد حق غنی کردن اورانيو م توسط ايران پيمان منع گسترش سلاحهای هسته ای را از درجه اعتبار ساقط کرد؟ ممالک غير متعهد همانگونه که در اجلاس هاوانا در کوبا نشان دادند تجاوز امپرياليستها را تائيد نخواهند کرد. امپرياليست آمريکا در عرصه ديپلماتيک و سياسی بهر صورت عليرغم سياستهای سفيهانه احمقی نژاد در تحريک افکار عمومی بازنده خواهد بود و در عرصه نظامی با وضعيتی روبرو می شود که بهيچوجه برای آنها قابل پيش بينی نيست. پی آمدهای تجاوز به ايران غيرقابل پيش بينی است و تاثيرات ابعاد آن جهانی و راهبردی و ديرپاست. امپرياليست آمريکا نفوذ فرهنگی ايران در منطقه و آسيای ميانه و آسيای صغير و کبير را که محصول تاريخ چند هزار ساله ايران است نمی تواند ناديده و دست کم بگيرد. پيوند خلقهای منطقه و خويشاوندی آنها با يکديگر امری نيست که بتوان ناديده انگاشت. ايران کشوری نيست که پس از جنگ جهانی اول و يا دوم سرهم بندی کرده باشند. سفيهانه است اگر کسی بپندارد که تجاوز به ايران برای آمريکا و اروپا و اسرائيل در منطقه امنيت ايجاد خواهد کرد.

سران ارتجاعی ممالک مسلمان منطقه نظير امپرياليستهای اروپائی با مهار ايران و يا تضعيف ايران موافقند ولی با اقدامات نظامی آمريکا عليه ايران که دود آن مستقيما به چشم آنها می رود موافق نيستند و آنها را ماجراجوئی خطرناک می دانند. از نظر آنها دامن زدن به جنگ شيعه و سني، تحريکات اقليتهای قومی برای تجزيه ايران، محاصره اقتصادی ايران و پرووکاسيون عليه ايران، دزديدن و يا خريدن دولتمردان و مطلعين امنيتي، ترور اساتيد و دانشمندان، کاهش بهای نفت، تقويت اپوزيسيون تقلبي، خرج 85 ميليون دلار آمريکائی و 15 ميليون يوروی هلندی برای راه انداختن راديو و سايت اينترنتی و دوره های آموزشي، قهرمان سازيهای کاذب در نقش دولتمردان بعدی ايران و بعنوان آلترناتيوهای آينده و... بسيار موثرتر از تجاوز مستقيم نظامی در هر شکل آن است. اين است که آمريکا فعلا چند دست بازی می کند. هم به کميسيون جيمز بيکر تکيه می کند، هم نيروهای نظامی خويش را افزايش می دهد. هم تهديد می کند و هم آماده مذاکره در عرصه های جداگانه است. آنها فعلا بر روی تاثيرات محاصره اقتصادی و تبليغات رسانه های گروهی اپوزيسيون خود فروخته ايران و نارضائی عمومی و تلاشهای سازمانهای غير دولتی در ايران ... حساب باز کرده اند بدون اينکه شمشير دموکلس تجاوز به مجتمعهای صنعتی ايران و اشغال موضعی خاک ميهن ما را از نظر دور داشته باشند.

*****

بر گرفته ازتوفان شماره 85 فروردين ماه 1386 ارگان مرکزی حزب کارايران

www.toufan.org

toufan@toufan.org

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٠ - سيد کريم