نظر محققان روابط بین الملل درمورد گزینه حمله نظامی   

نظر محققان روابط بین الملل درمورد گزینه حمله نظامی

امید معماریان- واشنگتن پریزم

طی ماه های گذشته، در عرصه بین المللی نظر سنجی های مختلفی در مورد نحوه برخورد ایالات متحده و یا سازمان ملل متحد با برنامه هسته ای دولت های کره شمالی و ایران انجام شده است. تصور عمومی بر این است که بسیاری از دانشگاهیان و کارشناسان روابط بین الملل، ازگزینه های مواجهه نظامی برای برخورد در این زمینه حمایت نمی کنند.

شاید آنچه به این حدس و گمان دامن می زند، مخالفت های گوشه و کناری دانشمندان و دانشگاهیان تاثیرگذار کشورهای غربی درمخالفت با جنگ است که گهگاه شنیده می شود. برای نمونه می توان به آنچه اخیرا "نوام چامسکی" نوشت، اشاره کرد. همچنین درخواست "دانیل الزبرگ" فاش کننده اسرار وزارت دفاع آمریکا در زمان جنگ ویتنام، دیگر نمونه این مخالفت ها به شمار می رود. او از مقاماتی که در مورد برنامه حمله به ایران هرگونه اطلاعی دارند، در خواست کرده که اطلاعات خود را فاش کنند. اما ظاهرا این تصویر در میان کارشناسان روابط بین الملل جای چندانی ندارد.

دو ماهنامه "فارین پالیسی" (سیاست خارجی) درآخرین شماره فروردین (مارس-آوریل) خود با اشاره به این موضوع، گفته که  تصور می رود در صورتی که گزینه نظامی توسط سازمان ملل تجویزشود، چنین افرادی درعرصه بین المللی از آن حمایت خواهند کرد.

به نوشته این مجله معتبر در زمینه روابط بین الملل، برخلاف باور عمومی، "محققین روابط بین الملل هم آنچنان که تصور می شود، کبوتر صلح به شمار نمی روند. چرا که اکثریت آنان بر این عقیده هستند که تحت شرایط خاصی می توان از نیروی نظامی استفاده کرد."

با توجه به یادآوری های روزانه ایی که در مورد چالش های وارد شدن یک تنه به عراق وجود دارد، زیاد جای تعجب نیست که محققین زمانی طرفدار استفاده از نیروی قهریه هستند، که جامعه بین المللی و نهادهای جهانی  ازآن قویا پشتیبانی کنند. ظاهراحداقل نتیجه ای که جنگ عراق داشته، این بوده که در حال حاضر کمتر کسی با این گزینه موافق است که آمریکا یک تنه به جنگ با کشور دیگری برود. چرا که اگر موضوع مواجهه نظامی با کره شمالی یا ایران بر سر مساله هسته ای پیش بیاید، محققین روابط بین الملل به شدت با اعمال قوه قهریه یک جانبه از سوی آمریکا، مخالفند. اما اگر شورای امنیت سازمان ملل این حمله را تجویز و اجازه اش را صادرکند، تایید این عمل از سوی افراد یاد شده به شدت افزایش یافته و چند برابرمی شود.

این موضوع نشان می دهد که اساسا این مسئله حمله نیست که مورد اختلاف نظر کارشناسان روابط بین المللی است، بلکه ماهیت تصمیم گیری برای انجام چنین اقدامی است که اهمیت دارد. این اهمیت وقتی آشکار می شود که ببینیم طی دو سال گذشته ایالات متحده در مورد کشورهایی همچون ایران، همه تلاش خود را انجام داده که فشار بر دولت تهران را، از طریق سازمان ملل اعمال کند. تلاش های دیپلماتیک فشرده آمریکا طی این مدت برای شکل دادن ائتلافی برعلیه تهران هم، در همین زمینه قابل بررسی است.

بر اساس مقاله مجله مذکور، به نظر می رسد طیف های گوناگون فکری به صورتی یکسان از چندجانبه گرایی حمایت می کنند. یعنی درخصوص (عمل به) توصیه های سازمان ملل، بین لیبرال ها و محافظه کاران اختلاف چندانی وجود ندارد.

در مورد ایران و کره شمالی، لیبرال ها و محافظه کاران هم عقیده اند که تحریم های سازمان ملل بر موارد دیگر ارجح است. اما تمایلات کسانی که خود را در گروه  واقع گرایان طبقه بندی می کنند، قابل توجه می باشد. متفکرینی از این دست، به صورت سنتی این بحث را پیش می کشند که نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل متحد نمی توانند و نباید بر گزینه های دولت های مختلف در انتخاب صلح و جنگ نفوذ داشته باشند. این واقع گرایان به قدرت سازمان های بین المللی همچون سازمان ملل اعتقاد چندانی ندارند، و تلویحا و آشکارا از این سخن می گویند که آمریکا خود می تواند درعرصه بین المللی دست به اقدام بزند.

"پل ولفوویتز"، "دیک چنی" و حتی افرادی همچون "ویلیام کریستول" سردبیر محافظه کار"هفته نامه استاندارد"، از این طبقه و نزدیک به آنان به شمار می روند. افرادی که در طی سالهای گذشته، به نوعی سکان هدایت سیاست خارجی را در اختیار داشته اند.

به همین جهت است که نتیجه تحقیقاتی که فارین پالیسی انجام داده نشان می دهد که واقع گرایان از حمله نظامی که با پشتیبانی سازمان ملل صورت بگیرد، و نه بدون حمایت این سازمان، به شدت حمایت می کنند. فاصله بین واقع گرایانی که از مداخله نظامی چند جانبه و یا یک جانبه در کره شمالی  حمایت می کنند، دقیقا مشابه فاصله ای است که بین محققین سنتی لیبرال در خصوص نظریه هایی وجود دارد، که برای همکاری ارائه می دهند. اما نتیجه نظر سنجی مجله فارین پالیسی از محققان روابط بین الملل، قابل توجه است.

در این نظر سنجی در مورد ایران و کره شمالی دو پرسش مطرح شده ( در مجموع چهار سوال) که به ترتیب زیرهستند:

١- اگر کره شمالی موادی تولید کند که برای استفاده در سلاح اتمی مورد استفاده قرارگیرد، آیا از حمله نظامی امریکا به آن کشور پشتیبانی می کنید؟

۸ درصد به این سوال پاسخ مثبت داده اند و ٧٠ درصد با آن مخالفت کرده اند. پاسخ ٢١ درصد هم، نمی دانم بوده است.

٢- اگر ایران به تولید موادی که برای گسترش سلاح اتمی مورد استفاده قرارمی گیرند ادامه بدهد، آیا از حمله نظامی به آن کشور حمایت می کنید؟

٩ درصد ازحمله به ایران حمایت می کنند، ٧٧ درصد مخالف آن هستند و پاسخ ١٤ درصد نمی دانم است.

٣-  اگر شورای امنیت سازمان ملل رای بدهد که به کره شمالی حمله نظامی شود، آیا از جامعه بین المللی برای حمله نظامی علیه این کشورحمایت می کنید؟

۵٣ درصد گفته اند آری، ۲٦ درصد مخالفت کرده اند، و پاسخ ۲۱ درصد نمی دانم بوده است. به رشد ستون کسانی که در این حالت با حمله موافق هستند، توجه کنید.

٤- و در نهایت اگر شورای امنیت سازمان ملل به حمله نظامی برعلیه ایران رای بدهد، آیا از جامعه بین المللی برای حمله نظامی علیه این کشورحمایت می کنید؟

٤۸ درصد موافق و ٣۰ مخالف هستند. ۲۲ درصد نیز، پاسخ نمی دانم داده اند.

نکته جالب توجه این است که درصد افرادی که اساسا با حمله نظامی به ایران و یا کره شمالی مخالف هستند، عملا خیلی بالاست. اما تا پای تایید سازمان های بین المللی همچون سازمان ملل به میان می آید، تعداد کسانی که گفته اند از اقدام نظامی حمایت می کنند، به شدت افزایش پیدا می کند. این نکته بسیار هشدار دهنده به نظر می رسد. چرا که سازوکارهایی که در سازمان ملل به تصمیم گیری منجر می شود، عملا دراختیارکشورهایی است که برای تشکیل ائتلاف های درون این سازمان از قدرت بسیاربالایی برخوردارهستند.

تحلیل گزاره هایی ازاین دست، می تواند برای تصمیم گیران و ناظران سیاسی ایرانی بسیار پراهمیت باشد. چرا که طی ماه های گذشته این سازمان ملل متحد بوده، که سازوکار افزایش فشار بر ایران را اعمال کرده است. چون ایالات متحده با توجه به درس هایی که در این زمینه آموخته، عملا تلاش می کند برای تحقق برنامه های خود علیه ایران، از ظرفیت های سازمان مذکور استفاده کند.

منبع: واشنگتن پريزم

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - سيد کريم