رد امکان حمله نظامي به ايران   

رد امکان حمله نظامي به ايران

مايکل هرش در مناظره تلويزيوني يک شبکه امريکايي بررسي کرد

سر مقاله روزنامه اعتماد شنبه، 16 تير 1386 - شماره 1435

http://www.etemaad.com/Released/86-04-16/150.htm

 به همان اندازه که جناح هاي سياسي نومحافظه کار و نئوکان هاي امريکايي به شدت به دنبال فضاسازي براي اقدام نظامي عليه ايران هستند به همان اندازه هم ساير جناح هاي سياسي امريکا که با سياست هاي نومحافظه کاران مخالف هستند اقدام نظامي عليه ايران را بي فايده و حتي در پاره يي موارد غيرممکن مي دانند. در واقع درست در شرايطي که دموکرات ها و جمهوريخواهان براي حضور در انتخابات رياست جمهوري سال آينده ميلادي آماده مي شوند، به همان ميزان هم موضوع ايران به بحث داغ مناظره کانديداهاي انتخاباتي امريکايي ها تبديل شده است. مناظره درباره ايران در دو فاز انجام مي شود؛ اول در درون احزاب جمهوريخواه و دموکرات و دوم در بين دو حزب يادشده. در واقع جمهوريخواهان و دموکرات ها هر کدام پس از طي يک دوره رقابت انتخاباتي درون حزبي کانديداي نهايي خود را براي حضور در انتخابات رياست جمهوري امريکا معرفي مي کنند و از سوي ديگر پس از اينکه 25 کانديداي نهايي دموکرات ها و جمهوريخواهان تعيين شدند اين دو نامزد به رقابت با يکديگر مي پردازند. جمهوريخواهان که اکنون به نومحافظه کاران مشهور هستند بيشتر از سياست برخورد نظامي با ايران دفاع مي کنند اما در همان حال دموکرات ها با سياست هاي جمهوريخواهان مخالف هستند و اقدام نظامي عليه ايران را بي فايده مي دانند. در همين راستا در درون جامعه امريکا هم دو ديدگاه مطرح شده داراي موافقان و مخالفاني هست.عده يي از سياستمداران، نظريه پردازان و جامعه رسانه يي امريکا مدافع حمله نظامي به ايران هستند اما در همان حال گروهي ديگر دقيقاً مخالف اين سياست هستند و ايران را باثبات تر از آن مي دانند که بتوان با حمله نظامي آسيبي به آن رساند. در همين راستا بامداد چهارشنبه هفته گذشته (ساعت 9 سه شنبه شب به وقت واشنگتن) مايکل هرش روزنامه نگار معروف امريکايي و يکي از سردبيران مجله «نيوزويک» که اخيراً از ايران ديدار کرده است در يک برنامه يک ساعته که از شبکه تلويزيوني بدون آگهي تجاري «سي سپن ـ 2» پخش شد به پرسش هاي مخاطبان از سراسر جهان درباره ايران پاسخ گفت. وي 28 ژوئن (شش روز پيش از اين) نيز در يک برنامه تلويزيوني در اين باره اظهارنظر کرده بود. پرسش ها به صورت زنده، تلفني يا از طريق اي ميل و فاکس دريافت مي شد.مايکل هرش که تا نيمه دهه گذشته (پيش از ورود به نيوزويک) از سردبيران و نويسندگان آسوشيتدپرس بود در پاسخ به پرسش تلفني يک امريکايي (که اظهارات سناتور ليبرمن، چني و مکين را مبني بر تهديد ايران به حمله نظامي شنيده بود) درباره احتمال چنين حمله يي گفت؛ در مورد ايران، گزينه نظامي بدترين راه است. ايران سه برابر عراق وسعت و جمعيت دارد. کشوري است نيرومند و سابقاً يک امپراتوري بزرگ. حمله زميني به ايران امکان ندارد، زيرا که جرج بوش «واحد نظامي آماده» براي امريکا باقي نگذارده است که با آن دست به حمله بزند. واحدهاي زميني امريکا يا در عراق و افغانستان گرفتار زد و خوردهاي داخلي هستند يا پراکنده در گوشه و کنار جهان .با حمله هوايي و موشکي هم نمي توان کاري از پيش برد. تاسيسات اتمي نطنز در اعماق زمين قرار گرفته و صدها متر بتون آرمه و خاک روي آنها قرار گرفته و مدخل اين تاسيسات زيگزاگ و «يوترن» است و موشک کروز نمي تواند به آن نفوذ و تخريب ايجاد کند. اگر حمله يي از اين دست صورت گيرد، ايران دست به تلافي و انتقام گيري خواهد زد و تلفات سنگين به نظاميان ما و متحدانمان در منطقه وارد خواهد کرد. ما در همسايگي ديوار به ديوار ايران (عراق) بيش از 150 هزار نظامي و به همين اندازه مقاطعه کار داريم و همين طور در افغانستان. به علاوه منافع بي شمار ديگر. يکي از زيان هاي سياسي اين حمله اين است که ايرانيان در انتخابات بعدي، بارديگر احمدي نژاد و هاردلاينرها را انتخاب خواهند کرد و... لذا ما مسائل خود را با تهران بايد از راه هاي ديپلماتيک و مذاکره حل کنيم، ولي بعيد مي دانم که در طول حکومت جرج بوش و چني اين کار شدني باشد.

هرش که اخيراً کتابي تحت عنوان «در جنگ با خودمان» منتشر و در آن تنش ها و تضاد در پهنه سياست خارجي امريکا را تشريح کرده است در پاسخ به پرسشي از لس آنجلس گفت؛ ايران افغانستان نيست، ايران يک قرن است که مساله قبيله و طايفه را حل کرده و در اين کشور، خان و رئيس وجود ندارد. در افغانستان هنوز مهار کار در دست سران قبايل و بزرگان مناطق است. دولت ايران چنين مشکلي ندارد و بنابراين وضعيت شهر و حومه و دهکده يکسان است، همانند امريکا.

يک مخاطب از کويت تلفن کرد و گفت؛ آيا آن زمان فرا نرسيده است که دولت امريکا «ايران موجود» را به عنوان يک واقعيت بپذيرد و از تلاش براي تغيير وضعيت آن دست بردارد و به اصطلاح خودش زندگي کند و بگذارد ايران موجود هم به راه خود ادامه دهد. ظن من بر اين است که سياست خاورميانه يي امريکا در تل آويو (اسرائيل) تنظيم مي شود، مخصوصاً در مورد ايران.

هرش پاسخ داد؛ من هم عقيده دارم که واشنگتن بايد با ايران موجود (آن طور که هست) وارد مذاکره و حل مسائل شود. به نظر من، راه ديگري وجود ندارد.

مخاطبي از پنسيلوانيا پرسيد؛ نظر شما درباره افشاگري اخير شبکه اي. بي. سي چيست؟

هرش گفت؛ اين شبکه فاش کرده بود که بوش به «سيا» اجازه و امضا داده است که بر ضد دولت ايران عمليات محرمانه بدون خشونت و خونريزي انجام دهد يعني دست اين سازمان را براي چنين عملياتي بازگذارده است. عمليات بدون خونريزي در اصطلاح سازمان هاي اطلاعاتي، همين کارهاي تبليغاتي و تحريک است، با راديو، تلويزيون، نطق و مقاله و... که ثابت شده اين ابزارها در ايران موثر واقع نمي شود. هنوز ايرانيان پس از دو نسل براندازي دولت مصدق را که منتخب و محبوب شان بود فراموش نکرده اند. ما با آن کودتا نهال دشمني را در زمين فرو کرديم. شاه پيش از اين براندازي مخالف پيگير و آنچناني نداشت. آن رويداد بايد براي ما درس باشد که تکرار نکنيم و براي خود دشمن نسازيم.

مخاطبي از سانتا باربارا (کاليفرنيا) پرسيد؛ من گمان مي کنم که در رقابت 30 ساله لندن و واشنگتن در قبال جلب تهران به سوي خود، تاکنون امريکا بازنده بوده است، نظر شما چيست؟

هرش پاسخ داد که گمان نمي کند چنين موضوعي در کار باشد. اشتباه از بوش بود که در زمان دولت اصلاح طلبان (خاتمي) ايران را با عراق و کره شمالي محور شرارت اعلام کرد و مانع تماس دو دولت شد. اگر اين اتهام بوش درست بود، ايران 550 ميليون دلار کمک به افغانستان را تعهد نمي کرد. يک امريکايي ديگر سوال کرد که دولت ايران تا چه حد به مخالفان امريکا در عراق کمک مي کند که اين روزها در رسانه ها منعکس مي شود؟ هرش پاسخ داد؛ دولت سعودي، اردن و مصر بيشتر از ايران کمک مي کنند. نخست وزير فعلي عراق، در ميان همسايگانش دوستي جز ايران ندارد. مخاطبي از خارج از امريکا درباره فناتيک بودن سوال کرد. هرش گفت؛ ملزم به رعايت قوانين دين بودن فناتيک نيست. من در طول ديدار از ايران چنين احساسي را نديدم. در قم با يک روحاني ملاقات کردم، در او هم چنين روحيه يي نديدم. ايرانيان مردمي با فرهنگ هستند، آنان عرب نيستند. ما بايد معلومات مان را درباره آنان اصلاح کنيم. جنگ عراق با ايران بود که وضعيت را کمي سخت کرد. من در خيابان نديدم که کسي اعتراض به پوشش زنان کند. پوشش زنان ريشه در فرهنگ ايرانيان دارد. در سابق هم همه بي حجاب نبودند. در تهران صداي موسيقي غربي هم به گوشم خورد. حجاب در پابليک و کوچه و خيابان و اداره است نه در خانه. در محيط خانوادگي، آزادي محدوديت ندارد.

مخاطبي از اروپا پرسيد که بهبود روابط ايران و امريکا براي چه زماني قابل پيش بيني است؟ هرش گفت؛ بر پايه تجربه من، تا زماني که جرج بوش در کاخ سفيد است، نه. بوش و احمدي نژاد در مخالفت با هم، خيلي پيش رفته اند.

مخاطبي از کاليفرنيا سوال کرد؛ ايران ده سال ديگر را چگونه مجسم مي کنيد؟

هرش پاسخ داد که اگر اسرائيل و امريکا بگذارند؛ مدرن تر، پيشرفته تر و بهتر. در اين هنگام يک مخاطب ديگر از کاليفرنيا تلفني گفت؛ گمان مي کنم که در سفر اخير مورد پذيرايي شاهانه مقامات ايراني قرار گرفته يي که اين چنين خوش بينانه سخن مي گويي. هرش گفت؛ همه مي دانند که من براي فروش نيستم. من يک روزنامه نگار حرفه يي هستم و مشاهدات خودم را آن طور که بوده است مي گويم. در زمان گروگانگيري هم که با ترس و لرز به ايران رفته بودم، آنچه را که ديدم خلاف تصورم بود. ايرانيان مردماني متمدن و مودب هستند. برخلاف تصور ما امريکاييان، ايرانيان با امريکاييان و امريکا دشمني ندارند، مخالفت ميان دو دولت است نه مردم. من در مردم کوچک ترين احساس منفي نديدم، تنها با سياست هاي دولت ما مخالفند.

منبع: سايت لطف‌الله ميثمي

لینک
۱۳۸٦/٤/٢۱ - سيد کريم