زمينه سازی برای يک درگيری جديد   

زمينه سازی برای يک درگيری جديد

شواهد عليه ايران از شواهد ساختگی يا اشتباهی برای سلاح های کشتار جمعی عراق که در 2002 و 2003 از طرف آمريکا و انگليس توزيع شد، بی اساس ترند. به نظر می رسد اتهامات بسيار غلو آميز باشند. چند تانک آبرامز نابود شده اند. آمريکا می خواهد وانمود کند شيعيان با آمريکا در جنگ بوده اند، در حاليکه در واقع آنها از طرف احزابی که دولت عراق را تشکيل می دهند، کنترل می شوند.

نوشته: پاتريک کابورن

اينديپندنت(12 فوريه 2007)

برگردان: بهنام افضل

زمينه سازی برای يک درگيری جديد

ايالات متحده با متهم کردن «بالاترين سطوح» دولت ايران به دادن بمب های جاده ای که 170 سرباز آمريکايی را کشته و 620 نفر را زخمی کرده است، به جنگ با ايران نزديک تر می شود. ادعاها عليه ايران در لحن و اعتبار شبيه همان هايی است که چهار سال پيش از طرف دولت ايالات متحده برای توجيه حمله 2003، در باره وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق، مطرح شد.

مقامات ارشد [وزارت]دفاع آمريکا در بغداد، که بشرط ناشناس ماندن صحبت می کردند، گفتند آنها معتقدند بمب ها در ايران ساخته شده و بطور قاچاق از مرز ايران، بدست ميليشاهای شيعه در عراق رسيده اند. گفته می شود، سلاح های موسوم به «رسوخ کننده های بطور انفجاری ساخته شده» می توانند يک تانک آبرامز را نابود کنند.

استفاده مقامات صحبت کننده در بغداد از کلمات پرخاشگرانه نشان می دهد که واشينگتن می خواهد درگيری خود با تهران را تشديد نمايد. واشينگتن احتمال استفاده از نيروی مسلح را رد نکرده است و دومين ناو هواپيمابر را به خليج اعزام نموده است. يک مقام در بغداد با گفتن اينکه «ما برآورد می کنيم که اين فعاليت ها از سطوح ارشد دولت ايران می آيند»، اتهام زد که دستگاه های منفجره از لشگر قدس می آيند و اشاره نمود که آن به آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، پاسخگو است. اين اولين باری است که آمريکا علناً دولت ايران را به دست داشتن در ارسال سلاح هايی که آمريکايی ها را در عراق می کشد، متهم می کند.

اين اتهامات از طرف مقامات ارشد اما بدون نام آمريکايی در بغداد و واشينگتن عجيب و غريب اند. آمريکا از سال 2003 تاکنون با شورشيان سنی، که عميقاً دشمن ايران هستند، می جنگيده است. گروه های شورشی به کرات دولت بطور دموکراتيک انتخاب شده عراق را بعنوان آلت دست ايران محکوم کرده اند. بعيد است که چريکهای سنی مقادير قابل توجهی تجهيزات نظامی ار تهران دريافت کرده باشند. از سرنگونی صدام حسين تاکنون، حدود 1190 سرباز آمريکايی بوسيله به اصطلاح « دستگاه های انفجاری سردستی درست شده» کشته شده اند. اما اکثر آنها از گلوله های توپ های سنگين(اغلب 120 يا 155 ميلی متری) تشکيل می شوند، که از زرادخانه رزيم سابق آمده و بوسيله کلاهکی که به يک باطری وصل است، منفجر می شوند. جريان بوسيله يک کليد يا فرمان سيمی يا دستگاه ساده ای، مانند دستگاه کنترل راه دور برای اسباب بازی بچه ها يا بازکننده در گاراژ، بکار می افتد.

چنين بمب هايی در جريان جنگ استقلال ايرلند از طرف چريک ها، عليه گشت ها و کاروان های انگليسی بکار گرفته شدند. طی جنگ جهانی دوم، موقعی که همه ارتش ها دستگاه هايی بنام «بمب شکلدار»، شبيه «رسوخ کننده های بطور انفجاری ساخته شده» را بکار گرفتند، از آنها عموماً استفاده شد. نام «رسوخ کننده های بطور انفجاری ساخته شده» برای اين انتخاب شده است که القاء کند سلاح مهلک جديدی اختراع شده است.

در پايان سال گذشته، گزارش بيکر-هاميلتون، که از طرف يک کميسيون فراجناحی متشکل از جمهوريخواهان و دموکرات ها نوشته شده است، پيشنهاد کرد که برای حل بحران عراق باب مذاکره با سوريه و ايران باز شود. در عوض، پرزيدنت بوش خط دقيقاً مخالف آن را انتخاب کرده است، و ايران و سوريه را برای تلفات امريکا در عراق مقصر معرفی می کند.

واشينگتن در عرض ماه گذشته، پنج مقام ايرانی را در دفتری که مدت های طولانی از تاسيس آن می گذرد، بازداشت کردند. يک ديپلومات ايرانی در بغداد، ظاهراً بدست واحد نظامی عراقی که تحت نفوذ آمريکا است، ربوده شد. پرزيدنت بوش پيش از اينها گفته بود ايرانی ها که نيروهای آمريکايی را هدف قرار می دهند، ممکن است کشته شوند، که اين به نظر می رسد در را به روی ترور باز کرده باشد.

اظهارات واشينگتن چنين وانمود می کنند که آمريکا طی سه سال و نيم گذشته، که تقريباً تمام نبردها با شورشيان سنی بوده است، با ميليشای شيعه می جنگيده است. اين نبردها، اغلب از طرف افسران سابق و خوب تعليم ديده و مردان واحدهای نخبه نظامی و اطلاعاتی صدام حسين رهبری می شوند. رهبر عراق، طی جنگ ايران-عراق بين 1980 و 188، با برخورداری از کمک آمريکا، توانست نيروهای خود را در استفاده از سلاح های پيشترفته آموزش دهد.

موضع امروز آمريکا در باره توانايی های نظامی عراق، دقيقاً بر عکس موضع آن در چهار سال پيش است. در آنموقع، پرزيدنت بوش و تونی بلر ادعا می کردند عراقی ها از نظر فن آوری انقدر پيشرفته اند که می توانند موشک های با برد طولانی توليد کرده و به توليد سلاح های اتمی نزديکند. واشينگتن اکنون می گويد عراقی آنها آنقدر عقب مانده اند که حتی نمی توانند بدون کمک ايران، يک بمب جاده ای بسازند.

کاخ سفيد ممکن است تصميم گرفته باشد که طی کارزار انتخابات رياست جمهوری 2008، از نظر سياسی بسود آن خواهد بود که جهت انحراف توجه از شکست خود در عراق، ايران را بعنوان دست پنهانی که از مخالفان آن حمايت می کند، معرفی نمايد.

احتمال می رود که ميليشای شيعه اسلحه و پول از ايران دريافت کرده باشند و ممکن است شورشيان سنی هم مقداری کمک دريافت کرده باشند. اما، اکثر مردان عراقی اسلحه دارند. ميليون ها نفر آنها در زمان صدام حسين آموزش نظامی دريافت کردند. زرادخانه خوب تامين شده او؛ بعد از سقوطش کاملاً غارت شد. هچ کارشناس امور عراق اين را باور ندارد که ايران يک حامی جدی شورش سنی ها بوده باشد.

شواهد عليه ايران از شواهد ساختگی يا اشتباهی برای سلاح های کشتار جمعی عراق که در 2002 و 2003 از طرف آمريکا و انگليس توزيع شد، بی اساس ترند. به نظر می رسد اتهامات بسيار غلو آميز باشند. چند تانک آبرامز نابود شده اند. آمريکا می خواهد وانمود کند شيعيان با آمريکا در جنگ بوده اند، در حاليکه در واقع آنها از طرف احزابی که دولت عراق را تشکيل می دهند، کنترل می شوند.

http://news.independent.co.uk/world/politics/article2261526.ece

پاتریک کابورن- ایندیپندنت- برگردان بهنام افضل

دنیای ما

لینک
۱۳۸٥/۱۱/٢٦ - سيد کريم