تبارشناسی ایدئولوژی گروه بوش، راست جدید آمریکا (بخش سوم)   

تبارشناسی ایدئولوژی گروه بوش، راست جدید آمریکا (بخش سوم)

مرجایی،‌ فرید

مقام‌های انتصابی نامرئی در پشت صحنه

شکی نیست که آقای دیک چنی مراد و معلم خود، آقای رامسفیلد را در راس پست وزارت دفاع می‌گذاشت. رامسفیلد به نوبه خود \"ولفو ویتز\" را معاون خود نمود که در زمان ریگان و بوش پدر، دست راست چنی بود. این عقاب‌های کارکشته جنگ سرد که برخی‌شان نئوکان یا در رابطه با نئوکان‌ها هستند، از آن‌جا که به طور سنتی به مهار شوروی، مسائل استراتژیک سلاح‌های هسته‌ای و امنیت ملی علاقه‌مند شده بودند، بنابراین همیشه مخالف دتانت و تسامح و کنترل چند جانبگی سلاح‌های هسته‌ای بودند، لذا این‌ها نهادهای تحقیقاتی را وسیله‌ای برای پیشبرد خط‌‌مشی خود می‌دیدند.

این‌ها به عنوان حامیان و مبتکران جنگ ستارگان موسوم به (Strategic Defense SDI Initiative) قرارداد سالت دو (S.A.L.T.II) زمان دولت کارتر را به هم زدند تا برنامه جنگ ستارگان را جایگزین آن کنند. [۱۵]

در بین سیاسیون واشنگتن «گروه مرموز ولفو ویتز» پدیده شناخته شده‌ای است. [۱۶] ولفوو ویتز معاون وزارت دفاع و ریچارد پرل رئیس جدید هیات هجده نفری مشاوران وزارت دفاع ـ که کیسینجر هم عضو آن است ـ در دهه شصت میلادی، با متفکر استراتژیست هسته‌ای به نام آلبرت ولستلر (Albert Wohlseteller) در مرکز تحقیقاتی رند (Rand) رابطه سرشار از اعتماد و نزدیکی دارند. سازمان تحقیقاتی رند با نیروی هوایی مرتبط می‌باشد. با این که هیات هجده نفره مشاورین دفاعی ـ به دلیل مشاوربودن ـ بیرون از ساختار قانونی وزارت دفاع است؛ ولی دفترشان در ساختمان پنتاگون قرار دارد. در مطبوعات، آقای ریچارد پرل به عنوان «شاهزاده ظلمت» (The Prince of darkness) معروف است. او در دوران ریگان، معاون وزارت دفاع در قسمت سیاست‌گذاری و امنیت بین‌المللی بود.

در کتابی که نویسنده مطبوعاتی معروف آقای سیمور هرش (Seymour Hersh) در مورد زندگی و سیاست هنری کیسینجر تحت عنوان ِ«هزینه قدرت» (The Price of Power) نوشته است درباره ریچارد پرل توضیح می‌دهد: «وقتی اف بی آی (FBI) برای کارمندان دولت شنود می‌گذاشت، متوجه می‌شد، ریچارد پرل که برای سناتور جکسون کار می‌کرد و از این طریق به اسناد محرمانه شورای امنیت ملی آمریکا دسترسی داشت، آن اسناد را به سفارت اسرائیل می‌داد. این کار، کیسینجر را فوق‌العاده عصبانی کرد، ولی پرل را پیگرد قانونی ننمودند. [۱۷] داگلاس فیس، عضو دیگری از حلقه ولفو ویتز، هم اکنون نفر سوم پنتاگون و از نئوکان است. شخص دیگر از این حلقه، آقای لوئیس لیبی، رئیس دفتر چنی می‌باشد. او به قدری دست راستی و نئوکان است که مقاله مجله اکونومیست به او لقب «ولفو ویتز» داد، مثل این که در زبان خودمان بگوییم «چنگیز چنگیز است».

آقای داگلاس فیس قبلا با نهادی تحقیقاتی به نام «کانون سیاست‌گذاری امنیتی» (Policy Center for - CPS - Security Policy) که نهادی دست راستی و طرفدار اسرائیل است، کار می‌کرده است. او در زمان دولت ریگان در درجه اول در شورای امنیت ملی یک متخصص خاورمیانه به شمار می‌رفت و کار دومش معاون معاون وزارت دفاع در قسمت طراحی خط‌مشی بود. به خاطر این که آقای فیس در این چند دهه آشکارا به طرفداری از اسرائیل، لابی‌گری کرده است و حتی چند سال پیش، سازمان «صهیونیست‌های جوان» به او مدال داده است، برای آمریکایی‌های عرب‌تبار این مساله مطرح شد که چرا گروه بوش این شخص را در سیاست‌گذاری پنتاگون گمارده است؟

در سال ۱۹۹۶ آقای فیس و ریچارد پرل، مشترکا مقاله‌ای برای مرکز تحقیقاتی عالی استراتژیک و سیاسی آمریکا (Institute for Advanced Strategic and Political Studies) نوشتند. در آن مقاله با عنوان «استراتژی جدید برای بازسازی سکان اسرائیل» که فضای فکری و سیاسی خودشان را نشان می‌داد، به نتانیاهوی دست راستی توصیه می‌شد که جریان صلح و مذاکرات آن را یک باره قطع کند. یعنی موضع نتانیاهو برای آن‌ها لیبرالی تلقی شده است!

نئوکان‌ معروف دیگر، الیوت ابرمز بود که در مرکز جریان کنتراها به دردسرهای قانونی هم افتاد. زمانی که او معاون وزارت خارجه بود، در زیر مجموعه‌ او کمک‌های زیادی به فاشیست‌های آمریکایی لاتین می‌شد و با این که از نظر قانونی تحت پیگرد قرار گرفته بود، ولی بوش پدر او را بخشید. این طنز تاریخ است که الیوت ابرمز با وجود سوابق هم‌سویی با سرکوب‌گری فاشیستی و خلاف قانونش در آمریکای لاتین، توسط گروه بوش به ریاست قسمت دموکراسی و حقوق بشر شورای امنیت ملی آمریکا منسوب می‌شود. بنابراین عجیب نیست طنز دیگری را باور کنیم که آقای جان بولتن (John Bolton) را در بخش «کنترل تسلیحات هسته‌ای وزارت خارجه» بگمارند. آقای بولتن فوق‌العاده دست راستی که عقاید افراطی و مواضع عقابی روی آرایش سلاح‌های هسته‌ای دارد، بیشتر با سمت معاون سازمان تحقیقاتی افراطی، (American Enterprise Institute) به وزارت خارجه تحمیل می‌شود، تا نئوکان‌ها بتوانند دست پاول را تا حدی ببندند. برای شناخت بولتن باید با آن‌ نهاد تحقیقاتی آشنا بود؛ نهادی که وی در سمت معاونت آن کار می‌کرد. یعنی (American Enterprise Institute) این نهاد، با صراحت و شفافیت تمام، مخالف قرارداد تسلیحاتی آی ان اف Intermediate - Range Nuclear -I.N.F - Forces) بود که در سال ۱۹۸۸ توسط آمریکا امضا شد. برای درک بیشتر فضای فکری او و نهاد تحقیقاتی‌اش، یادآور می‌شود که در نوامبر ۱۹۹۹ بولتن، مقاله کوتاهی برای نهاد فوق‌الذکر با عنوان «کوفی عنان قدرت جهانی را به دست می‌گیرد» نوشت. در آن مقاله اظهار داشت: «کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل این گونه ادعا می‌کند که سازمان ملل و شورای امنیت، تنها قدرت مشروعی است که می‌تواند نیروی نظامی و جنگی را به کار ببرد. اگر آمریکا به کوفی عنان اجازه بدهد که فضای فکری او بدون چالش تثبیت شود، دست آمریکا در حرکت‌های مستقل نظامی کاملا بسته می‌شود». نقل قول فوق کاملا آقای بولتن را معرفی می‌کند.

گروه نئوکان‌ها، تازه‌واردان سیاسی نبوده و چندان تحمل مخالفان خود را ندارند، چرا که در بالاترین سطوح شورای امنیت آمریکا نیز حضور دارند. مخالفان آن‌ها کسانی هستند که منافع آمریکا را برای خود کشور آمریکا می‌دانند. سیمور هرش طی مقاله‌ای که در مجله نیویورکر (New Yorker) نوشت، توضیح می‌دهد که چند نفر از متخصصان خاورمیانه‌ای شورای امنیت، آن اداره را ناگهان ترک گفتند. این گونه به نظر می‌رسید که علت، مخالفت‌ آن‌ها با رهبری جدید نئوکانی و غیر نظامی شورای امنیت بود. به عنوان مثال آقای بروس ریدل (Bruce Reidel) که آدم باسابقه‌ و با تجربه‌ای در مسائل خاورمیانه بود، به دلیل مخالفت با نئوکان‌ها استعفا کرده و زالمای خلیل‌زاد جایگزین او شده است.

نتیجه‌گیری

عبارت شناسی واژه شیطانی، گرچه ممکن است برای برخی تازگی داشته باشد، ولی ما با تاریخچه و گرامر این نوع اظهارات سیاسی آشنا هستیم. ترجمان آن این است که بودجه امسال پنتاگون ۴۸ میلیارد دلار افزایش یافته است و بودجه وزارت دفاع به رقم ۳۷۹ میلیارد رسیده، که طی بیست سال گذشته افزایش بودجه به این چشمگیری نبوده است.

از منظر سیاست استراتژیک، امکان دارد کابینه بوش، قرارداد محدودکردن موشک‌های قاره پیمای‌ای بی ام ABM (Anti Ballistic Missile Treaty) را یک جانبه لغو کند. از طرفی مایل‌اند به هدف قرارداد کاهش سلاح‌های استراتژیک یعنی استارت دو (S.T.A.R.T.II) نرسد. در عین حال می‌خواهند پروژه «جنگ ستارگان» را مطرح کنند، که به خاطر هزینه‌های هنگفت و ناکارایی‌اش، مقبولیتی بین مردم آمریکا ندارد، لذا با این ذهنیت می‌خواهند آن پروژه‌ها را لانسه کنند. هر از گاهی وزارت دفاع بیانیه‌ای با عنوان «وضعیت حال و آینده و سلاح‌های هسته‌ای.

(Nuclear Posture Review) منتشر می‌کند. در آخرین بیانیه اعلام وضعیت، نئوکان‌های وزارت دفاع، نظریه مخرب و جدیدی مطرح کرده‌اند که اگر تاکنون سلاح‌های اتمی جنبه بازدارندگی داشته‌اند، ولی اکنون خواهان امکان کاربرد سلاح‌های هسته‌ای هستند. (Feasibility of Nuclear Application) به عبارت دیگر با سلاح‌های هسته‌ای پیچیده غیرکاربردی (به منظور بازدارندگی)، به گونه کاربردی برخودر می‌کنند. علاوه بر این نئوکان‌ها می‌خواهند با کاربرد سلاح‌های هسته‌ای کوچک، کشورهای بدون سلاح هسته‌ای را تهدید نمایند. گرچه قانون بین‌المللی عدم گسترش سلاح اتمی(NPT (Non Proliferation Treaty آمریکا را از هدف‌گیری کشورهای غیر مسلح به سلاح اتمی باز نمی‌دارد، ولی به لحاظ تاریخی، تاکنون آمریکا قول داده است که دست به چنین کاری نزند. این تعهد شفاهی آمریکا را «بیمه امنیتی منفی»

(a (negative security assurance می‌نامند. اما جدید بودن راست جدید یا نئوکان در این است که چنین «تضمین امنیتی منفی» را به جهان سومی‌ها و کشورهایی که سلاح اتمی ندارند، نمی‌دهند.

در زمان دولت ریگان، بینش و ایدئولوژی حلقه نئوکان‌ها به موارد راهبردی دست راستی زیر منجر شد:

الف) همکاری با آپارتاید و نژادپرستان آفریقای جنوبی؛

ب) کمک به کنتراهای نیکاراگوئه؛

ج) کمک به دیکتاتور خشن‌ هائیتی؛

د) تحمل حمله گسترده اسرائیل به لبنان حتی تا بیروت ؛

هـ) افزایش جوخه‌های مرگ شبه نظامی در السالوادور و گواتمالا؛

و) ادامه همکاری با سوهارتو، دیکتاتور نظامی اندونزی؛

ز) حمایت ریگان از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران.

سیاست نئوکان‌های امروز

حال ببینیم سیاست نئوکان‌های امروزی چگونه است:

الف) ایجاد حرکت‌های اجتماعی که سعی نمی‌کنند یک راه حل جامع‌تر و وسیع‌تر برای حل مسائل بیابند.

ب) حادتر کردن تنش‌های سیاسی و زمینه‌سازی برای برخوردهای آینده جدید بودن این راست در «نو» بودنشان نیست؛ نئوکان به عنوان یک اقلیت فعال؛ سازمان یافته و دارای ایدئولوژی، یکی از نیروهای موثر در سیاست خارجی می‌باشد. امکان آن هست که مسئولیت پست دولتی، مواضع آن‌ها را کمی متعادل‌ کند. با این حال خیلی از کارشناسان آمریکایی معتقدند که منافع درازمدت و ملی آمریکا نباید فدای اهداف ایدئولوژیک یک حلقه کوچک مقتدری باشد که کابینه بوش را به انحصار خود در آورده‌اند.

نفوذ بیش از اندازه این عقاب‌های ایدئولوژیک و برنامه‌هایشان، بسیاری از آمریکایی‌ها را نگران کرده است. کارشناسان معتدند این فرهنگ سیاسی که در درازمدت به وجود آمده، فضایی ایجاد کرده است که هیچ‌گونه بحث‌آزادی در مورد خاورمیانه نمی‌تواند انجام بگیرد. ادامه دادن یک سیستم خشن و بدون رعایت مسائل اجتماعی برای یک دوره طولانی، ممکن است بحران سیاسی و از آن مهم‌تر اخلاقی ایجاد کند. آیا این بحث‌ها و گفتمان‌ها فراتر از اختلاف دو وزارت‌خانه دفاع و خارجه است؟ آیا این گفتمان به وجود آمده به یک گلست نوست (Glastost) در فضای روشنفکری و سیاسی آمریکا تبدیل خواهد شد؟ آیا این حالت بحرانی یک گفتمانی ایجاد خواهد کرد که به یک بازنگری در فضای روشنفکری و سیاسی آمریکا منجر شود؟ آیا روابط ایران با آمریکا می‌تواند بدون یک گلست نوست واقعی در فضای روشنفکری و سیاسی آمریکا بهتر شود؟ آیا آمریکا به طرح امیر عبدالله برای صلح خاورمیانه پاسخ قانع کننده‌ای خواهد داد؟ آیا بدون طلوع چنین گلست نوستی صلح پایدار و عمیقی در خاورمیانه امکان‌پذیر هست؟

پی‌نوشت‌ها:

Neo - Conservative

محافظه‌کاران جدید یا به طور خلاصه نئوکان(Neo - con)

South End Press

Leon t. Hadar \"The Neocons: From the Cold War to the Global Intifada \" WASHINGTON REPORT On Middle East Affairs, April 1991, P29

Kirkpatrick نماینده ریگان در سازمان ملل

در آمریکا به این حرکت دست راستی ریگان، انقلاب ریگان می‌گویند که نقدی بر لیبرالیسم است.

Reagan Revolution

او به طور بی سابقه‌ای طرفداران تساوی حقوق زنان را فاشیست نامید و واژه‌ نازی فمینیست را ابداع کرد.

Gary Sick. \"The Clouded Mirror: U.S. - Iran Relations and the Axis of Evill\", \"Columbial University Lecture, The Middle East Institute, February 27,2002:http://www.Columbia.edu/cu/news/vforum/02/us_iran

WASHINGTON IN BRIEF \"Washington Post, February 26,2002; Page A12\"

Washington Institute for Near East Policy

موسسه آمریکایی تحقیقات و مطالعات راهبردی خاور نزدیک، به عنوان لابی اسرائیل

Reuel Marc, Gerecht, \"On to Iran! Checkmating the Clerics, \" The Standard Weekly, Volume 007, Issue , 22February 18, 2002

(Coalition for a Democtratic Majority (CDM

The Nation, March 22, 1986

Nation, August 12, 1996

Graham E. Fuller, \"Repairing U.S.A. - Iranian Relations\", Middle East Policy, Volume VI, Number 2, October 1998

Christopher Hitchens, \"A Modern Medieval Family\", Mother Jones Magazin, July,August 1986, P74

Julian Borger, \"Washington Hawks Get Power Buost\", The Guardian, December 17, 2001

Seymour Hersh, The Price of Power, Summit Books, 1983,p 322

برای پژوهش بیشتر، خوانندگان می‌توانند در مورد این مفاهیم در شبکه اینترنت تحقیق نمایند

تبارشناسی ایدئولوژی گروه بوش، راست جدید آمریکا (بخش اول)

تبارشناسی ایدئولوژی گروه بوش، راست جدید آمریکا (بخش دوم)

 

لینک
۱۳۸٥/۱٢/٦ - سيد کريم