آیا میتوان به ایران اعتماد کرد؟   

آیا میتوان به ایران اعتماد کرد؟

 

By Michael Rubin

Posted: Thursday, September 21, 2006

MIDDLE EASTERN OUTLOOK

AEI Online   

Publication Date: September 1, 2006

 

این اولین مقاله از یک سری مقالات تحلیلی است که به چشم انداز مسائل کلیدی در خاورمیانه میپردازد.  مایکل

روبین، محقق مقیم در موسسه امریکن انترپرایز نویسنده اصلی این سری مقالات است که به زبان عربی نیز در دسترس خواهد بود. 

اختلاف نظر در مورد برنامه اتمی ایران در کانون توجه کاخ سفید و جامعه بین المللی قرار گرفته است.  در حالیکه پرزیدنت بوش در ابتدا به برلن، لندن و پاریس  -  که به  اتحادیه سه اروپائی مشهور شده اند -  اجازه داد که پیشگام مذاکرات با تهران باشند ، اما  در 31 ماه می 2006 ( برابر با ) خانم کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه امریکا، پیشنهاد کرد که امریکا هم دخالت مستقیم تری در مذاکرات با ایران داشته باشد.  پیشنهاد امریکا شامل بسته پیشنهادی اروپا و امتیازات و تشویق های دیگری نیز برای ایران بود، اما  به شرط آنکه اول، ایران با تعلیق غنی سازی موافقت کند.  اکنون، در حالیکه اغلب سیاست گزاران همچنان بر ادامه مذاکرات دیپلماتیک پافشاری میکنند، کسی به این پرسش اساسی نپرداخته است که دیپلماسی دولت ایران چگونه و بر چه اساسی است.  تصور و برداشت ایران از مذاکرات دیپلماتیک چیست؟

فعالیت های دیپلماتیک برای حل نگرانی های منتج از فعالیت های هسته ای ایران همچنان ادامه دارد بدون اینکه دورنمای مشخصی از راه حل وجود داشته باشد.

اغلب مقامات سیاسی خواستار پرهیز از مقابله نظامی هستند. پس از آنکه دولت ایران به خواسته جهانی برای تعلیق غنی سازی اورانیوم پاسخ منفی داد، چین و فرانسه، هر دو، از واشنگتن خواستند که تلاش کند تا مناقشه از این بالاتر نرود و از مهار دیپلماسی خارج نشود. [1] تحلیل گران جدی و اهل عمل در امریکا، همگی در مورد هزینه های گزاف اقدامات نظامی هم نظر هستند.  از جمله، دولت ایران میتواند پشتیبانی خود از اقدامات تروریستی را افزایش دهد، سربازان امریکائی در عراق در قبال عوامل و کارگزاران تهران و نیروهای شبه نظامی وابسته به آن آسیب پذیر هستند، رژیم فرصت سازمان دهی دوباره خواهد یافت تا ایرانیان را به دفاع از کشور فراخواند، و در نهایت بمباران مراکز صنایع اتمی تنها تاریخ دسترسی به بمب را به عقب می اندازد نه اینکه آنرا برای همیشه نابود کند. 

اما آیا دیپلماسی، به تنهائی، کفایت پایان دادن به برنامه سلاح اتمی در ایران را دارد؟   آنچه به مذاکرات دیپلماتیک قوت و اعتبار میبخشد اعتماد دوجانبه است که طرفین معامله با درستکاری به قول و وعده های خود عمل کنند.  پیشینه تهران در این مورد باعث جلب اعتماد نمیشود.  چه در دوران تکوینی و شکل گیری اولیه ، چه در دوران شکوفائی  و اوج رونق اصلاح طلبان و حتی همین امروز، سران و سیاستگزاران ایرانی نسبت به عرف دیپلماتیک بی اعتنائی خاصی ابراز کرده اند و بسیاری از موافقت نامه های خود را یکجانبه نقض کرده اند. 

اشغال سفارت

بسیار باب روز شده است که امریکا را مقصر اصلی تیرگی روابطش با ایران قلمداد کنند.  اما لازم به توضیح است که در همان ماه های اولیه انقلاب اسلامی واشینگتن آماده برقراری روابط دیپلماتیک با ایران بود. در اول ماه نوامبر 1979 ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه ایران، با زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی پرزیدنت جیمی کارتر در الجزیره ملاقات کردند و در باره برقراری دوباره روابط  دیپلماتیک مذاکره کردند.  سه روز بعد، در واکنش به این خبر، دانشجویان پیرو خط امام ( آیت الله روح الله خمینی) به سفارت امریکا در تهران حمله کردند و پنجاه و دو دیپلمات را به گروگان گرفتند.  روز بعد  از اشغال سفارت و گروگان گیری،  آیت الله خمینی با صدای بلند این اقدام را تائید کرد.  حتی شخصی مانند وارن کریستوفر، معاون وزیر امور خارجه در آنزمان که هواخواه صلح و تشنج زدائی بود، گروگان گیری را "تجاوز وقیحانه" به عرف بین المللی و نقض آشکار عهد نامه های  ارتباطات دیپلماتیک و کنسولی  1961 و 1963 وین دانست. [2]

مقامات امریکائی تلاش کردند تا تصمیم گیری در دست افراد منطقی تر و خونسرد تر باشد تا آنها بر مشکلات فائق شوند.  در ششم ماه نوامبر 1979، مقامات شورای امنیت ملی خبری را برای واشینگتن پست فاش کردند.  در این خبر آمده بود که سیاست امریکا در قبال ایران، به خاطر گروگان گیری تغییری نخواهد کرد؛ نه اقدام نظامی، و نه حتی جابحائی نیروهای نظامی ابدا در مد نظر نمی باشند. [3]  اما جالب اینجاست که هر گونه تلاش برای حل دیپلماتیک مشکل، اثری  معکوس داشت.  هم پسر خمینی، و هم جانشین آینده خمینی و رهبر کنونی نظام ، علی خامنه ای پس از اشغال سفارت به بازدید آنجا رفتند تا بی حرمتی رسمی به عرف بین المللی را مورد تائید و تاکید قرار دهند. [4]

اما آیا میتوان تصمیمات ضعیف  یک ربع قرن پیش را به شرایط امروز اطلاق کرده و آنرا معیاری برای دیپلماسی با ایران تلقی کنیم ؟ نه به خودی خود.  اگرچه سران تهران دائما برای تجاوزات امریکا، چه واقعی و چه تخیلی، درخواست معذرت خواهی از سوی آمریکا دارند، [5] همچنان به درستی گروگان گیری پافشاری میکنند و به این طریق، رویکرد رایج در تهران و بی اعتنائی به عرف بین الملل را یکبار دیگر مورد تاکید قرار میدهند. 

عکس هائی که همین امسال از درون سفارت سابق امریکا در تهران گرفته شده مجسمه های دست و پا بسته گروگان های امریکائی در اونیفورم نظامی را نشان میدهد.  در کنار این عکس ها شعار بزرگی از خامنه ای وجود دارد که  از آن اقدام  به عنوان "خنثی کردن نقشه های استکبار"  یاد میکند. از درختهای حیاط سفارت شعارهای نابودی آمریکا آویزان شده است.

پیمان شکنی ها

پس از فیصله یافتن قضیه گروگان گیری، دولت ریگان سیاست خود را بر اساس مصلحت روز و عملگرائی بنیان گذاشت.  آنچه از جریان موسوم به ایران- کانترا امروز در خاطره ها باقی مانده تنها مسئله غیرقانونی بودن کمکهای مالی از سوی دولت ریگان، برای نیروهای مقاومت نیکاراگوئه می باشد که پنهان از چشم کنگره امریکا انجام شد.  اما از دیدگاه عرف دیپلماتیک، دوروئی سیاست گزاران ایرانی ? که بسیاری از آنان هنوز قدرت قابل ملاحظه ای در تهران دارند ? نیز اهمییت بسیار دارد. در سال 1986، و یک هفته پس از سفر محرمانه رابرت مک فارلند، مشاور امنیت ملی، به تهران جزئیات این سفر توسط مهدی هاشمی، داماد منتظری که در آنزمان جانشین خمینی بود در اعلامیه هائی در دانشگاه تهران پخش شد. شش ماه پس از آن، یا منتظری یا یکی از مشاورانش خبر ملاقات های مک فارلند در ایران را در مجله خبری الشریعه ، که در لبنان چاپ میشد و طرفدار سوریه بود، فاش کردند. در نهایت مشخص نشد این خبر را چه کسی برای مجله الشریعه فاش کرده بود چون اعترافات این پرونده بسیار ضد و نقیض بود. [6]  در چهارم نوامبر 1986، که مصادف بود با هفتمین سالگرد اشغال سفارت، رئیس جمهور سابق و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، تحقق چنین ملاقاتی را به رسانه های بین المللی اطلاع داد. [7] صرف نظر از اینکه مذاکرات اسلحه برای آزادی گروگان ها خردمندانه  بود یا نه، اما در مجموع کل داستان نمایانگر یک کوشش جدی، حساس،  و پوشیده ای بود برای نزدیکی به دولت ایران. مسئولان امور در امریکا به ایرانیان اعتماد کرده بودند که سکوت خود را حفظ کنند.  اما به هر دلیلی، مسئولان ایرانی و در نهایت رفسنجانی پیمان خود را شکستند. 

قانون رشدی

پیشامد دیگری نشان میدهد که دولت ایران تا چه حد به وعده های خود پایبند است.  در 14 فوریه 1989 خمینی، رهبر جمهوری اسلامی فتوائی برای قتل سلمان رشدی صادر کرد.  چهار ماه قبل از مرگ خمینی، رئیس جمهور وقت، خامنه ای از سلمان رشدی خواست تا با پوزش خواهی از مرگ خود جلوگیری کند.  رشدی پوزش خواست اما دولت ایران جایزه ای که برای مرگ او تعیین شده بود را در جای خود نگاه داشت. [8] در حقیقت، فقهای تند رو پوزش رشدی را به عنوان مدرک جرم تلقی کردند. 

دروغهای آشکار و صاف و پوست کنده ایرانیها نباید ما را تعجب زده کند.  آنچه واقعا باید مایه تعجب باشد این است که دولتهای غربی مرتبا در همان دام می افتند و اینچنین فریب میخورند.

در 24 سپتامبر 1998، دولت ایران بنا به خواسته وزارت خارجه بریتانیا وعده داد که به رشدی صدمه نخواهد زد.  این شرط اصلی دولت بریتانیا برای برقراری مجدد روابط دیپلماتیک بود. [9] اما در 14 فوریه 1999، افسران امنیتی ایران با صراحت تاکید کردند که مجازات مرگ رشدی را سرانجام به مرحله عمل خواهند رساند.  [10]  در 19 ماه می 1999، یکروز پس از اینکه تهران و لندن با مبادله سفیر موافقت کردند، رادیو صدای جمهوری اسلامی ایران سلمان رشدی را یک مرتد از دین برگشته خطاب کرد و به این طریق حکم مرگ وی را بر اساس قوانین اسلامی توجیه کرد.  این داستان در ایران فراموش نشده است.  در 12 فوریه 2005، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیانیه ای بدین مضمون صادر کرد، " سرانجام آنروز فرا خواهد رسید که رشدی مرتد به سزای اعمال خود،  توهین به قرآن و پیغمبر، خواهد رسید." [11]

حرفه فریب

وعده های دیپلماتیک ایران بخصوص که وقتی پای منافع مادی و ثروتمند شدن در میان باشد،  بیشتر غیر قابل اعتماد هستند.  در 8 نوامبر 1996، معاون نخست وزیر، محمود واعظی قول داد تا در پیدا کردن ران آراد، افسر نیروی هوائی اسرائیل که ده سال پیش توسط نیروهای شبه نظامی وابسته به ایران به اسارت گرفته شده بود، کمک کند. یکی از اعضای هیات نمایندگی ایران گفت که این یک اقدام انسانی است و نه سیاسی. [12] اما پس از آنکه دولت های ایران و فرانسه قراردادهای خرید 10 جمبوجت ایرباس و 500 میلیون دلار در ماهواره های مخابراتی را منقعد کردند و شرکت توتال هم قرار توسعه منابع نفت ایران را  گذاشت، وزارت خارجه ایران موضع خود را در مورد ران آراد معکوس کرد. [13]  از آنجا که  بیانات واعظی برای هموار کردن معاملات اقتصادی بیان شده بود، این واقعه نشان میدهد که هر چه بیشتر به رژیم ایران توجه شود و منافع اقتصادی آنان حفظ شود، همکاری دیپلماتیک آنان کمتر میشود.

دولت ایران همچنان نشان داده است که قرارداد ها و الزامات و تعهدات قانونی خود را تابعی از ایدئولوژی رسمی خود کرده است.  در 8 ماه می 2004، تانکهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرودگاه نوساز امام خمینی وارد شدند تا کنسرسیوم اطریشی و ترکیه ای  (تاو) را  از فرودگاه اخراج کنند.  [14] بر طبق قرارداد قبلی، اداره تاسیسات فرودگاه به این کنسرسیوم واگذار شده بود اما  انگار تعهدات بازرگانی و دیپلماتیک دولت هیچ اهمییتی نداشت. فرودگاه برای مدت طولانی سال بعد همچنان بسته باقی ماند.  در نهایت در 3 ماه مارس 2005، وزیر ترابری ایران، محمد رحمتی بیان کرد : " سرنوشت فرودگاه امام خمبنی  از سرنوشت شرکت تاو جدا شده است." [15] سپاه پاسداران برنده شد. اواخر همان سال، وزارت اطلاعات و نمایندگان تند رو مجلس قرارداد امضا شده دیگری را به مبلغ 3 بیلیون دلار با شرکت تلفن همراه ترک سل بهم زدند. علت فسخ این قرارداد آن بود که  شرکت ترک سل به اندازه کافی ضد اسرائیلی نیست. [16] مهمترین نکته اینجاست که پرونده تمامی سلاح های پیشرفته و برنامه های اتمی و نظامی در دست نیروهای امنیتی-نظامی است و نه دیپلماتها.  حتی اگر دیپلماتهای ایرانی صداقت هم داشته باشند، اطلاعات کافی در این موارد ندارند چه رسد به قدرت مذاکره از جانب مقامات ارشد تر.

افغانستان و عراق: ناهمخوانی حرف و عمل

همه دیپلماتها سعی بر آن دارند تا آنجا که ممکن است بهترین تصویر را از اعمال و سیاست های کشور خود ارائه دهند و  احتمالا در بعضی موارد حقیقت را تا حدی میپیچانند تا مخاطب به کنه منظور آنها پی نبرد.  دیپلماتهای ایرانی اما، غالبا یک پله هم فراتر رفته و آشکارا دروغ جعل میکنند.  علیرغم وعده های فراوان عدم دخالت در امور داخلی و حتی وعده های همکاری، مقامات تهران تمامی سعی خود را کرده اند تا ثبات را در عراق و افغانستان بهم بریزند. 

افغانستان گاهی به عنوان یک مدل همکاری موفقیت آمیز بین ایران و امریکا مطرح میشود.   اگرچه دبیرکل سازمان ملل متحد، آقای کوفی عنان از "پشتیبانی بزرگ" ایران تمجید کرده است و همچنین یکی از کارمندان شورای امنیت ملی (امریکا)  همکاری ایران با واشینگتن را مورد ستایش قرار داده است، اما حقیقت مطلب چیز دیگری است و کمترامید بخش. تمامی سعی و کوشش علی اکبر ناطق نوری، سخنگوی سابق مجلس و یکی از روحانیون طراز اول حکومتی، و حسین ابراهیمی، نماینده مخصوص خامنه ای در امور افغانستان، وادار کردن روحانیون افغانی به مخالفت خوانی با اهداف امریکا بود. [19]

در هشتم مارس 2002 فرماندهان افغانی دوازده مامور جمهوری اسلامی را که در حال سازماندهی مسلحانه افغانی ها بودند ره گیری کردند. [20] تضمین عدم دخالت ایرانی ها دروغ  محض از آب در آمد. 

 

با وجود این، مقامات امریکائی و بریتانیائی سعی کردند تا از ایران تضمین عدم دخالت در عراق را بگیرند.  جک استرا، وزیر امور خارجه بریتانیا از وزیرخارجه سابق ایران، کمال خرازی قول گرفت که ایران هیچگونه دخالتی در عراق نخواهد داشت.  محمد جواد ظریف، سفیر ایران در سازمان ملل متحد، همین قول را عینا برای ذلمای خلیلزاد، که در آنزمان نماینده پرزیدنت بوش برای آزادی عراق بود، تکرار کرد.  اما هدف دیپلماسی ایران انحراف توجه برای اغفال بود. بلافاصله پس از سقوط صدام، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، و با موافقت رهبر، 2000 سرباز و میلیشا و افراد سپاه قدس با تجهیزات کامل رادیو و بیسیم، پول نقد، جزوه های رزمی و سایر تجهیزات را به عراق نفوذ دادند. [21]

کاملا بی اهمیت است که عنوان شود خرازی و ظریف از این دو روئی اطلاع داشتند یا نه. از دو حال خارج نیست.  یا آنها صاف و پوست کنده دروغ گفتند یا اینکه آنها در تصمیم گیری ها هیچ نقشی نداشته و بنابراین ، اعتبار لازم را برای مذاکره ندارند. اگر آنها در مذاکرات خود صادق و صمیمی نبودند، حداقل برای همه آشکار شد  که موافقتنامه دیپلماتیک با ایران چقدر نابخردانه و نابجاست. مدت زیادی طول نکشید تا کاخ سفید نگرانی های خود را از رخنه های انجام شده در عراق اعلام کرد. [22] تا اکتبر 2003، نیروهای اعتلافی بیش از یکصد ایرانی را در عراق دستگیر کرده بودند. [23]

یک بار دیگر، وزیر امور خارجه ایران قول داد که از این پس رفتار خود را بهتر خواهند کرد.  در 18 نوامبر 2003، خبرگزاری رسمی ایران گزارش داد که خرازی به جلال طالبانی، رهبر اتحاد میهنی کردستان و رئیس دوره ای شورای حکومتی  وعده داده است که ایران از این پس در امور داخلی عراق دخالت نخواهد کرد. اما این بار، خرازی از اقدامات ایران در عراق آگاهی کامل داشت و آشکارا دروغ میگفت. علی نوری زاده، خبرنگار ایرانی در لندن که اغلب به عنوان تحلیلگر سیاسی نزدیک به کمپ محمد خاتمی و اصلاح طلبان شناخته شده است، متقاعبا از حضور فزاینده نیروهای امنیتی نیروی قدس در سرتاسر عراق گزارش داد. [24] هفته بعد، نوری زاده از همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و میلیشاهای مقتدا صدر گزارش داد. [25] با وجود این، بالاترین مقام دیپلماتیک ایران در بغداد -- که خود عضو سپاه قدس بود -- اصرار داشت که ایران "شرایطی که ثبات عراق را تهدید کند نخواهد پذیرفت. " [26] چهار ماه بعد، نیروهای عراقی سی نفر از ایرانیانی را که در صفوف مقتدا صدر میجنگیدند دستگیر کردند [27] و آیت الله احمد جنتی دبیر قدرتمند شورای نگهبان، از مقاومت صدر ستایش کرد. او به عنوان پیشنماز در نماز جمعه تهران چنین عنوان کرد: " من واقعا باید از آنانی که در مقابل گرگهای خونخوار مقاومت کردند ستایش کنم،" [28] مقامات امریکائی اذعان دارند که چنین  دوروئی هائی همچنان در عراق ادامه دارند. [29]

ایران اتمی

اگر آینده امنیت امریکا تا این حد در مخاطره نبود، دروغهای سابقه دار و فریبکاری های ایران هرگز به این حد اهمییت پیدا نمیکردند.  اتمی شدن ایران باعث دگرگونی های بنیادی در تعادل استراتژیکی منطقه خواهد شد.  مقامات ایرانی اغلب تکرار میکنند که برنامه هسته ای ایران صلح آمیز هستند. در 27 آگوست 2006 ، کاظم جلالی، منشی جلسات کمیته روابط خارجی و امنیت داخلی در مجلس ایران گفت: "هیچکس در ایران از تولید بمب اتمی و استفاده غیر صلح آمیز از انرژی اتمی دفاع نمیکند." [30] این گفته زیاد با حقیقت مطابقت نمیکند.  گفته های سایر سران و آرمان پردازان رژیم  دلایل بسیاری برای ابراز نگرانی ایجاد میکنند.            

در چهاردهم دسامبر 2001 ،  رفسنجانی که محتملا دومین مرد قدرتمند ایران است، اعلام کرد که "یک بمب اتمی کافی است که تمامی اسرائیل را کاملا منهدم کند. اما همان بمب در دنیای اسلام فقط موجب خرابی خواهد شد." وی اضافه کرد که،  "این سناریو زیاد غیر قابل تصور نیست." [31]

در نقل قولی از سخنرانی آیت الله محمد باقر خرازی، دبیر کل حزب الله، در 14 فوریه 2005، که در سایت ایران امروز درج شده بود وی گفته است "ما توانائی ساختن بمب اتم را داریم و همین کار را هم خواهیم کرد. ما نباید از کسی بترسیم. امریکا بیش از یک سگ پر سر و صدا نیست."

در 29 ماه می 2005 ، حجت الاسلام غلامرضا حسنی نماینده مخصوص رهبر در استان آذربایجان غربی اعلام کرد که یکی از مهمترین هدف های ایران دستیابی به سلاح اتمی است. "بمب اتمی . . . هم باید ساخته شود." وی ادامه داد " قرآن به مسلمانان حکم کرده است تا  هر چه بیشتر قوی شوند و تمامی نیروها را در دسترس داشته باشند تا قوی شوند."  عدم محبوبیت حسنی در نزد ایرانیان ارتباطی به اصل موضوع ندارد.  به عنوان یکی از محرمین و رازداران خامنه ای گفتار حسنی دریچه ای به افکار رهبر است.  در فوریه 2006 ، در سایت اینترنتی روز، که  به کمپ اصلاح طلبان نزدیک است نقل قولی از محسن غرویان بود که حاکی از این بود  که دستیابی ایران به بمب اتمی یک اقدام "طبیعی" است.  [34] محسن غرویان، که خود نیز یک روحانی است از نزدیکان اصلی آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، و یکی از سرشناس ترین نظریه پردازان رژیم است.             

عدم اعتماد به سران تهران فقط ناشی از سخنان آنها نیست، بلکه بیشتر بر اساس اعمال آنها است. در دسامبر سال 2002، عکس های ماهواره گزارشات قبلی مبنی بر ساختن تاسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز، حدود یک صد و سی مایل در جنوب تهران، و تاسیسات آب سنگین در خنداب، واقع در سی و دو مایلی شمال غربی  اراک ، را تائید کردند.  احداث چنین ساختمانهائی قبلا به سازمان جهانی انرژی اتمی گزارش نشده بود. [35]

در فوریه 2003 ، آژانس  بین المللی انرژی اتمی ،  تیمی از بازرسان ویژه خود را برای تائید ادعاهای تهران که  "تمامی فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی شفاف، آشکار و صلح آمیز هستند" روانه ایران کرد. [36] گزارش متعاقب این هیات عمق ترفند های ایران را نشان داد.  ایران، ساختن  164 سانترفیوژ را به اتمام رسانده بود، در حال ساختن 1000 دستگاه جدید بود و طرح ساختمانی را در دست داشت که گنجایش حداقل 50000 دستگاه دیگر هم داشته باشد. بازرسان اعلام کردند که تهران واردات  یک تن اورانیوم از چین را پنهان کرده و در ضمن مقداری از اورانیوم غنی شده نیز گم شده و قابل پی گیری نیست. [37]

ادعا های اولیه دولت ایران مبنی بر اینکه تمامی برنامه های هسته ای ایران بومی بوده و فقط برای مقاصد صلح آمیز میباشند دروغ از آب درآمد.  همانطور که آژانس بین المللی انرژی اتمی  گزارش داده بود، "هنوز دلیل وجود فلز اورانیوم برای چرخه سوخت هسته ای در تاسیاست ایران روشن نشده است.  زیرا  رآکتورهای آب سبک و رآکتورهای آب سنگین، هیچکدام، احتیاجی به فلز اورانیوم برای سوخت ندارند." [38]

پس از اینکه دروغ مقامات ایرانی آشکار شد، آنها داستان خود را بکلی عوض کردند. آنها از اصرار بر بومی بودن برنامه های اتمی خود دست برداشتند و ادعا کردند که اورانیوم های بسیار غنی شده به همراه دستگاه های وارداتی، احتمالا از پاکستان، به ایران رسیده اند. [39] 

 

پاتریک کلاسون، یکی از دو نویسنده کتاب "مهار کردن جاه طلبی های اتمی ایران" میگوید، "اگر این داستان حقیقت داشته باشد، ایران تا کنون به مقدار قابل ملاحظه ای از کمکهای خارجی بهره گرفته است و توانائی بسیاری هم در پنهان کاری از خود نشان داده است." [40]

دانشمندان ایرانی بعدها اعتراف کردند که آزمایشات شیمیائی جدا سازی پلوتونیوم را با موفقیت انجام داده اند.  پلوتونیوم 210 برای انفجار بمب اتمی از طریق واکنش های زنجیره ای قابل استفاده می باشد. [41] اگرچه در آنزمان مقامات ایرانی به بازرسان آژانس اتمی قول دادند که  بزودی غنی سازی را متوقف خواهند کرد، اما هرگز به وعده خود وفا نکردند. [42] تهران، یکبار دیگر دروغ گفت تا به امتیاز های کوتاه مدت دیپلماتیک دست یابد.  در 10 آگوست 2004 ، خرازی گفت که ایران غنی سازی را از سر نخواهند گرفت مگر اینکه تغییرات قابل ملاحظه ای در امنیت و منافع ملی ایران به وجود بیاید. [43] وقفه کوتاه در غنی سازی هفت هفته بیشتر طول نکشید و ایران غنی سازی را از سر گرفت بدون اینکه تغییرات قابل ملاحظه ای در شرایط امنیت و منافع ملی ایران به وجود بیاید.  در حقیقت در آنزمان، موضع ژئوپولوتیکی ایران محکم تر شده بود، زیرا از یک طرف نیروهای امریکائی در عراق درگیر شورش های خونین شدند و از طرف دیگر قیمت نفت به بالا ترین میزان خود رسید.  نیت قلبی خرازی، و اینکه وی قصد نداشت دروغ بگوید، باید که از دید ناظران غربی بی اهمییت باشد.  در آوریل 2004 ، آژانس بین المللی انرژی اتمی رسوبات اورانیوم غنی شده در حد بمب اتمی را در تاسیسات دیگر پیدا کرد. [44] باز دروغ ایران فاش شد. در 24 سپتامبر 2004 ، شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین ، اطریش، ملاقات کردند. پس از بازگو کردن فهرست طولانی دروغهای تهران، تصمیم شورای حکام بر این شد که ، "زیر پا گذاشتن مفاد عهد نامه ان تی پی  ( منع گسترش سلاحهای هسته ای) ،  بی توجهی به الزامات قانونی خود در قبال عهد نامه، .  .  . به عنوان قانون شکنی از سوی ایران تلقی میشود."  [45]    

اگر نه دروغ های آشکار، تهران دائما روح معاهده ان تی پی را  نقض میکند. از یک طرف متمم معاهده را امضا میکند ولی از طرف دیگر آنرا تصویب نمیکند.  با این ترفند ها، هم ایران از امتیازات امضا کردن معاهده ان تی پی ، مانند دسترسی به تکنولوژی پیشرفته ، برخوردار می شود و هم  از بازرسی های دقیق که لازمه مراعات مفاد متمم عهدنامه هستند، سر پیچی میکند. [46] مقامات ایرانی همچنین قول داده بودند که تا تصویب متمم عهدنامه در مجلس، مفاد آنرا کاملا مراعات کنند.  اما باز هم این قول خود را شکستند.  [47] بر اساس گزارشات آسوشیتد پرس، در اوائل سال جاری، دولت ایران به بازرسان آژانس بین المللی اجازه نداد تا از تاسیسات نطنز بازدید کنند.  این یک تخلف آشکار مفاد ان پی تی بود. 

نتیجه گیری

در 26 ماه آگوست 1987 ، در ملاقات با مردم در سالن شهرداری ، پرزیدنت رونالد ریگان از سیاست های اتمی خود در قبال اتحاد جماهیر شوروی دفاع کرد. وی اعلام داشت ؛  " ما هم اکنون در شرف امضای یک قرارداد تاریخی هستیم تا یک رده کامل از سلاح های هسته ای را از بین ببریم.  اگر این قرارداد امضا شود، از این پس، اتکای ما فقط بر اساس اعتماد متقابل نخواهد بود. اتکای ما بر اساس بازرسی های دائمی و مدارکی خواهد بود که ما با چشم خودمان دیده باشیم. به قول روسها، دووریای پرووریای ? اول صحت هر موضوع را تحقیق کن، سپس اعتماد کن.  ما همین کار را خواهیم کرد." [49]

دیپلماسی ریگان بسیار موفقیت آمیز بود.  اتحاد جماهیر شوروی در آنزمان دشمن بسیار نیرومندی بود. بجای آنکه ریگان برای تضمین مصلحت خود وارد مذاکرات دیپلماتیک شود، به ساختن و پرداختن مکانیزم هائی پرداخت که از تضمین وعده های روسها اطمینان کامل داشته باشد. 

اما در مورد برنامه های اتمی ایران، وضع کاملا برعکس است.  تهران همواره وعده داده بدون اینکه هرگز این وعده ها تحقیق یا تائید شوند. 

اگرچه، دیپلماسی الزاما و ضرورتا ایجاب میکند که با دشمنان خود وارد مذاکره شویم، اما بسیار خطرناک حواهد بود اگر چنین تصور کنیم که واشینگتن و تهران قوانین بازی یکسانی دارند و به عرف و قوانین بین الملل به یک اندازه پایبند هستند.  از همان ابتدای به قدرت رسیدن، حکومت اسلامی عرف و سنت دیپلماتیک و قوانین بین المللی را زیر پا گذاشته است. از آنجا که هدف خمینی از ابتدا، برقراری یک تئوکراسی بر اساس اصول مذهب شیعه بود ، نوشته های او به روشنی بازگو کننده  سیاست های ایران هستند. خمینی در چندین رساله به توضیح مفهوم تقیه یا فریبکاری در اسلام پرداخته است. در چندین سخنرانی ضد غربی در نجف در سال 1970 خمینی از لزوم دروغ پردازی مجاز در دین صحبت کرد. [50] بسیاری از تحلیلگران از وجود اصل تقیه بیخبر هستند و اگرچه بسیاری از آنان از بحث در باره آن و وسعت استفاده سیاسی از آن طفره میروند تا مبادا دولت ایران بدنام شود، اما این مفهوم در دیپلماسی ایران رایج است و نفوذ  دارد. اگر رهبران رژیم اسلامی احساس خطر کنند، [51] نه تنها خود را ملزم به دروغگوئی میدانند بلکه آنرا به راحتی توجیه دینی هم میکنند.  هم از لحاظ مذهبی و هم از منظر سیاسی، برای آنان هدف وسیله را توجیه میکند.  بنابراین، خمینی هیچ اشکالی در اظهاریه سراپا دروغ خود به روزنامه گاردین، درست قبل از به وجود آمدن جمهوری اسلامی، نمیدید.  در آن مصاحبه وی اظهار داشت که "من هیچ قدرت دولتی برای خودم نمیخواهم ، و هیچ علاقه ای به کسب قدرت شخصی ندارم" . [52]  شاید هنوز تهران از دیپلماسی استفاده میکند تا امتیاز کسب کند و پاداش بگیرد. شاید تهران از غرب درخواست پوزش کند تا خود را به عنوان قربانی جلوه دهد و درخواست امتیازات باز هم بیشتری کند، اما جوهر دیپلماسی ایران عدم صداقت است.  رهبران ایران هر چه لازم باشد میگویند و هرچه لازم باشد انجام میدهند تا زمان بخرند و به توانائی اتمی دست یابند.  

آقای مایکل روبین محقق مقیم در موسسه امریکن اینترپرایز  است.

آقای جفری آذروا، پژوهشگر موسسه امریکن اینترپرایز  و خانم نیکول پاسان ، دستیار ویراستار، در ویرایش مقالات  " چشم انداز خاورمیانه"  به آقای روبین یاری می رسانند. 

 

  

نت ها و پانویس ها

1.  استیون لی مایرز،  "روسیه اظهار داشت که تحریم علیه ایران زودرس است،" روزنامه نیویورک تایمز، 25 آگوست، 2006 و ؛  مگی فارلی، "امریکا ممکن است ایران را مهار کند،" روزنامه لس آنجلس تایمز، 26 آگوست، 2006. 

 

2.  وارن کریستوفر، ویراستار، گروگانهای امریکائی در ایران (نیو هیون، انتشارات دانشگاه ییل، 1985) ، 11. 

3.  جان ام گوشکو و جی پی اسمیت، "دولت بازرگان استعفا داد؛ کارتر و مشاوران امنیتی دوبار ملاقات کردند،" واشینگتن پست، 7 نوامبر، 1979.   گری سیک، کارمند سابق شورای امنیت ملی جزئیات این ملاقات را در مقاله ای به عنوان "گزینه ها و محدودیت های اقدامات نظامی،" که در کتابی به ویراستاری وارن کریستوفر ،  گروگانهای امریکائی در ایران،  47-144 چاپ شد. 

4. معصومه ابتکار، تصاحب در تهران: داستان درونی تسخیر سفارت امریکا در سال 1979 (وانکوور: انتشارات تالن، 2000)، 86. 

5.  در یک مقطع، مقامات ایرانی از پرزیدنت کارتر خواستند که برای آزادی گروگانها از ایران پوزش بخواهد.  (اسکات آرمسترانگ ، " بسیار محرمانه،روزنامه های ایرانی از نقش امریکا در ایران سخن میگویند،" واشینگتن پست، 19 سپتامبر، 1980). در سال 1999 ، دولت ایران درخواست کرد که پرزیدنت بیل کلینتون برای سقوط هواپیمای ایرانی توسط ناو هواپیما بر وینسنز در سال 1988 پوزش خواهی کند.  پرزیدنت رونالد ریگان بیش از ده سال پیش  برای آن حادثه اظهار تاسف کرده بود.  در 17 ماه مارس، سال 2000 ، خانم مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه وقت، مسئولیت تجاوزات امریکا به ایران ، از جمله پشتیبانی از کودتای 28 مرداد علیه محمد مصدق، 25 سال پشتیبانی از شاه و پشتیبانی از عراق در جنگ ایران و عراق را قبول کرد.  (متن سخنان وزیر امور خارجه، خانم آلبرایت در شورای ایرانی-امریکائی ، 17 مارس، 2000 ، دفتر سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا). اما هنوز دو سال بعد محمد خاتمی رئیس جمهور وقت از امریکا خواست تا برای "اشتباهات گذشته" از ایران پوزش بخواهد (ایسنا ، 14 جولای، 2002).

6.  نورا بوستانی، "مجله ای در بیروت گزارش داد که مک فارلن مخفیانه به تهران رفته است"

واشینگتن پست، 4 نوامبر ، 1986. ؛ استنلی رید، "ورق بیروت: مجله الشریعه،" هفته نامه نیشن، 20 دسامبر، 1986.

7.  جان تاور، گزارش کمیسیون تاور (نیویورک، انتشارات بنتم، 1987)، 51.

8.  جاناتان راندال، "داستان نویس از مسلمانان پوزش خواست،"  واشینگتن پست، 18 فوریه ، 1989. بسیاری از نویسندگان و روشنفکران ایرانی و عربی رفتار نامناسب رهبران ایران را در قبال سلمان رشدی تقبیح کرده اند. برای رشدی: یکصد دانش پژوه عرب و مسلمان برای آزادی بیان، پاریس: لا دکوورت، 1993. 

9.  یان بلاک، "پیشرفت و عبور از مانع رشدی،" روزنامه گاردین (لندن)، 25 سپتامبر، 1998.

10.  "تهدید رشدی دوباره تاکید شد"   تایمز مالی ، 15 فوریه 1999. 

11. " تند رو ها در تهران اعلام کردند که مجازات مرگ رشدی هنوز به قوت خود باقی است،"  آژانس فرانس پرس، 13 فوریه ، 2005.

12.  " ایران موافقت کرد که برای یافتن خلبان اسرائیلی، رون آراد کمک خواهد کرد،"  

آژانس فرانس پرس، 8 نوامبر ، 1996.

13.  "ایران کمک برای یافتن خلبان اسرائیلی را انکار کرد،" آژانس فرانس پرس، 11 نوامبر ، 1996.

14.  آفتاب یزد، 8 مه ، 2004 ؛ "فرودگاه جدید تهران هنوز بسته است،" خبرگزاری فارس، 11 مه ، 2004 ؛  کارل ویک، " برخورد سیاست ها در فرودگاه بسته ایران،"   واشینگتن پست، 10 آگوست ، 2004. 

15.  "ایران فرودگاه جدید را افتتاح میکند،"   اخبار روزانه خلیج (بحرین)، 3 مارس ، 2005.

16.  " دولت ایران برای سرمایه گزاری ترکیه با مقاومت روبرو شد،"  اخبار روزانه ترکیه، 

28 جولای، 2004 ؛ محسن عسگری و گارت اسمیت، "محافظه کاران در مجلس جدید ایران قدرت نمائی میکنند،" تایمز مالی ، 24 سپتامبر ، 2004 ؛ "ترک سل در باره پیشرفت سرمایه گزاری در ایران گزارش داد،" وایر لس نیوز ، 25 سپتامبر، 2004 ؛ و " ایران سل جای ترک سل را به  ام تی ان افریقای جنوبی داد،" ایرنا، 11 سپتامبر، 2005. 

17.  دفتر دبیر کل سازمان ملل متحد، "مصاحبه مطبوعاتی با کمال خرازی، وزیر امور خارجه"

  ( مصاحبه مطبوعاتی، تهران، ایران، 26 ژانویه ، 2002).

CFR.org   . 18

"فلینت لوورت: دولت بوش برای معامله با ایران جدی نیست،"  مصاحبه شورای روابط خارجی، 31 مارس ، 2006.

19.  بیل سمیعی، "تهران به بازی جنگ اعصاب در افغانستان ادامه میدهد،"  رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، گزارش ایران، 28 ژانویه ، 2002. 

20.  داگلاس جل، " چالش یک ملت: اعمال نفوذ خارجی ها،"   نیویورک تایمز ، 9 مارس ، 2002. 

21. علی نوری زاده، "سپاه پاسداران شورای عالی انقلاب را همراهی میکرد،"  الشرق الاوسط ،  25 آوریل ، 2003.

22.  آری فلایشر، اطلاعات رسانی مطبوعاتی کاخ سفید، 23 آوریل ، 2003. 

23.  " تهران بخاطر دستگیری ایرانیان رسما به امریکا اعتراض کرد" آژانس فرانس پرس، 23

 اکتبر ، 2003. 

24.  علی نوری زاده ، " افسر سابق امنیتی ایران: تهران عوامل نفوذی خود را از شمال تا جنوب در عراق مستقر کرده است،"   الشرق الاوسط ، 3 آوریل ،  2004. 

25.  علی نوری زاده ،  "منابع ایرانی: سپاه پاسداران به هزار تن از افراد مقتدا صدر آموزش عملیات جنگی و چریکی میدهد،"   الشرق الاوسط ، 9 آوریل ،  2004.

26.  همبستگی (تهران) ، 18 آوریل ، 2004. 

27.  مایکل هوارد ، "بحران عراق: دستگیری ایرانیانی که برای مقتدا صدر میجنگیدند باعث بالا گرفتن اختلافات شده است،" گاردین ، 13 آگوست ، 2004.   بعلاوه نوری زاده گزارش داد که فرمانده سپاه قدس، قاسم سلیمانی در باره کمک هایش به تروریست ابومصعب الزرقاوی داستانسرائی کرده است.  ( علی نوری زاده، "اعتراف ایرانیان به فراهم کردن کمک به الزرقاوی،"    الشرق الاوسط ، 11 آگوست ، 2004. 

28. صدای جمهوری اسلامی ایران، 13 آگوست ، 2004. 

29.  جاناتان فاینر و الن نیکمایر ، " سفیر ایران را به دوروئی در عراق متهم کرد،"

واشینگتن پست، 24 مارس 2006. 

30.  " استراتژی ایران استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی است،"  خبرگزاری فارس،

28 آگوست ، 2006. 

31.  ایسنا ، 14 دسامبر،  2001.

32.  " یکی از رهبران تند روی ایرانی اعلام کرد ایران بمب اتمی خواهد ساخت،"

سایت ایران مانیا، 14 فوریه ، 2005. 

33.  سایت خبری بازتاب، 29 می ، 2005. 

34. کولین فریمن و فیلیپ شرول،  " فتوا از ایران استفاده از بمب اتم را مجاز شمرد،" روزنامه دیلی تلگراف ،  19 فوریه ، 2006.  البته غرویان بعدا حرف خود را پس گرفت ( ایسنا، 21 فوریه ، 2006 ).

35. گلن کسلر ، " تاسیسات اتمی ایران مایه نگرانی مقامات امریکائی است،"  واشینگتن پست ، 14 دسامبر ، 2002.  در سرپیچی از سازمان ملل متحد، دولت ایران تاسیسات خنداب را در 26 آگوست ، 2006 مورد بهره برداری قرار داد  ( علی اکبر دارینی ، " در سرپیچی از سازمان ملل، ایران راکتور اتمی را افتتاح کرد،" آسوشیتد پرس ، 26 آگوست ، 2006 ).

36. کمال خرازی ، نقل قول شده در بی بی سی ، " ایران ، ستیزه جوئی در برنامه های اتمی،"

14 دسامبر ، 2002. 

37. شورای حکام ، آژانس بین المللی انرژی اتمی ، " اجرای مفاد ایمنی موافقت نامه ان تی پی در جمهوری اسلامی ایران،" 6 جون ، 2003.

38. در همان مرجع قبلی. 

39. در همان مرجع قبلی ، 26 آگوست ، 2003.

40.  پاتریک کلاسون ، " بدست آوردن پشتیبانی عملی برای برنامه های اتمی ایران،" نگاه بر سیاست ،  شماره 784.  ( انستیتوی واشینگتن برای سیاست های خاور نزدیک ، واشینگتن ، دی سی ، 27 آگوست ، 2003).

41.  شورای حکام ، آژانس بین المللی انرژی اتمی ، " اجرای مفاد ایمنی موافقت نامه ان تی پی در جمهوری اسلامی ایران،" 13 مارس ، 2004.  

42.  در همان مرجع قبلی ، اول سپتامبر ، 2004.  در نوامبر 2004 ، مقامات ایرانی دوباره موافقت کردند که غنی سازی را معلق کنند ؛ در 15 آگوست ، 2005 ، پرزیدنت محمود احمدی نژاد اعلام کرد که اینبار فرایند  غنی سازی غیر قابل برگشت است ( ایسنا، 15 آگوست 2005 ).

43.  "وزیر خارجه ایران اعلام کرد که ایران غنی سازی را معلق کرده است،"  10 آگوست ، 2004، خبرگزاری آلمان به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران

44.  لوئیس شاربونو ، " اورانیوم غنی شده در حد بمب اتم در ایران پیدا شد،"  رویترز ، 2 آوریل ، 2004. 

45.  شورای حکام ، آژانس بین المللی انرژی اتمی ، " اجرای مفاد ایمنی موافقت نامه ان تی پی در جمهوری اسلامی ایران،"  24 سپتامبر ، 2005.  

46. چن زاک، سیاست های اتمی ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی : تطور برنامه  2+ 93  ( واشینگتن: انستیتوی واشینگتن برای سیاست های خاور نزدیک ، 2002 ) ، 18-10  ؛ 

آژانس بین المللی انرژی اتمی ، " ایران مصوبات ایمنی الحاقی به ان تی پی را امضا کرد،" گزارش دفتری 18 دسامبر ، 2003. 

47. آژانس بین المللی انرژی اتمی ، " ایران مصوبات ایمنی الحاقی به ان تی پی را امضا کرد،" گزارش دفتری 18 دسامبر ، 2003. 

48. مایکل سلاکمن ، " با نزدیک شدن ضرب الاجل، ایران سرسختانه  برنامه های اتمی خود را ادامه میدهد،" روزنامه نیویورک تایمز ، 22 آگوست 2006.   

49. " گوشه هائی از سخنرانی پرزیدنت در باره روابط شوروی و امریکا ،"  روزنامه  نیویورک تایمز ،  27 آگوست ، 1987. 

50.  امام خمینی ،  " حکومت اسلامی " در کتاب اسلام و انقلاب ، ویراستار حامد الگار ،

 ( لندن : ک پی آی ، 1981 )،  34، 72، 95، 133، 144، 147.  

51. هیچ راهی برای تخفیف فشاری که ایران احساس میکند وجود ندارد.  در ضمن این فشار ارتباطی به حضور امریکا در عراق یا افغانستان ندارد.  برنامه های اتمی ایران پیش از هر دو آنها شروع شد. مشکل اصلی آنها این است که قدرت زیادی ندارند.  هدف آنها صدور ایدئولوژی  حکومتشان است و هر گونه مقاومت را به حساب دشمنی میگذارند.    

52. گاردین ( مصاحبه مطبوعاتی با آیت الله خمینی ، 16 نوامبر ، 1978 ) ، به نقل قول از جلال متینی در مقاله ، " راستگو ترین فرد تاریخ معاصر ،"  ایرانشناسی ، 14 ، شماره 4 ( زمستان 2003 )

لینک
۱۳۸٥/۱٢/۸ - سيد کريم