تغيير رويه كاخ سفيد يا پيروزي واقعگرايان   

تغيير رويه كاخ سفيد يا پيروزي واقعگرايان

آمريكا، ايران و سوريه در كنفرانس عراق بر سر يك ميز مي نشينند ؛

نويسنده: كاوه شجاعي

شامگاه سهشنبه 27 فوريه 2007 است؛ در كتابخانه كنگره مجلس سخنراني و شامي برگزار شده كه بيشتر به تجديد ديدار حاميان مذاكره با ايران و سوريه بر سر عراق شباهت دارد. همه راضي به نظر مي رسند. كاندوليزا رايس همين چند ساعت قبل از برگزاري كنفرانسي منطقه اي در عراق خبر داده است كه آمريكا، ايران و سوريه در آن شركت مي كنند. هنري كيسينجر وزير امور خارجه آمريكا در دوران نيكسون و جان نگروپونته قائم مقام جديد وزارت خارجه در رديف جلو نشسته اند.

كيسينجر دو روز پيش در مقاله اي در روزنامه اينترنشنال هرالد تريبيون بر ضرورت برگزاري يك كنفرانس بين المللي با حضور ايران و سوريه تاكيد كرده بود. روبرت گالوچي مذاكره كننده ارشد آمريكايي در جريان بحران اتمي كره شمالي در سال 1994 هم در مجلس حضور دارد. جيمز بيكر وزير امور خارجه دولت جورج بوش پدر و سرپرست گروه مطالعه عراق كه پيشنهاد كرده بود ايالا ت متحده بر سر عراق با ايران و سوريه گفت وگو كند، در مهماني شام خطاب به حاضرين مي گويد: آمريكا بايد براي مذاكره با دشمنانش آماده شود.

چه رخ داده است؟ آيا از سه شنبه گذشته سياست خارجي آمريكا تغيير كرده يا اين تنها تغييري تاكتيكي محسوب مي شود؟

به سبك 1984؟

هفته نامه اكونوميست مي نويسد: ياد كتاب 1984 جورج ارول فقيد افتاده ايم. وقتي ناگهان اوراسيا كه دشمن هميشگي برادر بزرگ به شمار مي رفت به دوست تبديل شد و تمامي روزنامه هاي اين سال ها را به نفع اوراسيا تغيير دادند.

مذاكره آمريكا با ايران و سوريه بر سر عراق؟ در واشنگتن همه شگفت زده شده اند. اينگونه است كه آمريكا بالا خره در همين چند هفته اخير با تمامي سه عضو محور كذايي شرارت (!) بر سر ميز مذاكره نشسته و خواهد نشست. هنوز دو هفته از امضاي توافقنامه آمريكا با كره شمالي نگذشته است كه وزارت خارجه از برگزاري كنفرانس عراق و مذاكره با ايران و سوريه خبر مي دهد.

اكونوميست مي نويسد: واقعگرايان در واشنگتن بسيار خوشحال به نظر مي رسند. آنها پيروزي بر نومحافظه كاران ايده آليست را جشن گرفته اند. نومحافظه كاران همچنان معتقدند كه اين توافقنامه با كره شمالي به ضرر آمريكا است و ايران را بايد تهديد كرد.

بدون شك تغييراتي رخ داده است. سياست خارجي آمريكا تغيير كرده چون بازيگرانش عوض شده اند. دونالد رامسفلد وزير دفاع سابق آمريكا كه فكر مي كرد عراق با زور و صرف حداقل هزينه دموكراتيزه مي شود صحنه سياست را ترك كرده است. از قدرت نفوذ ديك چني معاون شديدا تندروي رئيس جمهوري كاسته شده و ديگر افراطي ها نظير جان بولتون و پل ولفوويتز هم رفته اند. رايس عملگراتر از گذشته شده و رابرت گيتس وزير دفاع جديد هم با او همراهي مي كند. اما اين تغيير ايدئولوژيكي 180 درجه اي است يا پاسخي به رويدادهاي تازه؟

ذوق زده نشويد!

آنتوني كوردسمن از مركز مطالعات بين المللي و استراتژيك مي گويد: اين تغييرات نبايد شما را ذوق زده كند. آن طور نبوده كه دولت آمريكا هيچ گاه با ايران و سوريه مذاكره نكرده باشد. آمريكا روابط رسمي ديپلماتيك با سوريه دارد و ديپلمات هاي آمريكايي با همتايان ايراني خود در اجتماعات بزرگ نظير سازمان ملل برخورد داشته اند.

كوردسمن ادامه مي دهد: كاخ سفيد هنوز مذاكره مستقيم با ايران يا سوريه را نپذيرفته است. اين دو كشور به عنوان همسايگان عراق و به دعوت بغداد در گفت وگو ها شركت مي كنند و مذاكره به شدت با توافق فاصله دارد. مشكل اين نيست كه يك طرف نمي داند ديگري چه مي خواهد. مساله به شدت مهم اين است كه دو طرف اهداف متضادي دارند. ماجرا خيلي ساده است: ايران در حال تبديل شدن به قدرت اصلي منطقه است و آمريكا اين را نمي خواهد.

مايكل رابين تحليلگر موسسه آمريكن اينترپرايز - يك مركز تحقيقاتي نومحافظه كار- مي گويد: اين تغيير در اصل بسيار كوچك است، اما از لحاظ نمادين بسيار مهم تلقي مي شود. اين تحليلگر تندرو كه نارضايتي خود را از ايده كنفرانس پنهان نمي كند به هفته نامه اكونوميست مي گويد: ما با اين كنفرانس مشكل داريم به دو دليل؛ اول اينكه ممكن است ديپلمات هاي ايراني يك قولي بدهند و بخش ديگر دولت آن را بشكند و دوم اينكه اين كنفرانس ايراني ها را مغرورتر از قبل مي كند! او به ايراني ها توصيه مي كند لحن ضدجنگ كنوني كنگره را به حساب ضعف ايالا ت متحده نگذارند و كاخ سفيد را تحريك نكنند!

پاسخي نو به اتفاقات تازه

اكونوميست مي نويسد: سياست خارجي جديد بوش پاسخي نو به اتفاقات تازه است. سياست هاي قبلي او در قبال عراق اوضاع را بدتر كرده و رئيس جمهوري آمريكا حالا چيز جديدي را امتحان مي كند. او علا وه بر اين با كنگره اي دموكرات روبه رو است كه اگر آنها را ناديده بگيرد، بدون شك در آينده اي نه چندان دور دست و پايش را خواهند بست. شمار زيادي از دموكرات هاي كنگره مي خواهند بودجه جنگ در عراق را كاهش دهند؛ عده ديگري مي خواهند شكست بوش را تماشا كنند و همه تقصيرات را به گردن او بيندازند.

اكونوميست مي نويسد: گپي با ايرانيان روشي بي خطر براي نرم كردن كنگره است. اما در مورد سودمند بودن آن بهتر است فعلا به انتظار بنشينيم.

نشانه هاي مثبت از ديد واشنگتن پست

روزنامه واشنگتن پست مي نويسد: اين كنفرانس منطقه اي راهي خوشايند براي قدرتمندكردن ديپلماسي آمريكايي در اين لحظه حساس در تاريخ خاورميانه است. عراق به جنگ داخلي نزديك مي شود و لبنان و دولت خودگردان فلسطيني هم اوضاع بهتري ندارند. گفت وگوهاي منطقه اي هيچ كدام از اين بحران ها را آرام نخواهد كرد، اما بدون شك بخش ضروري هر راه حلي به شمار مي روند. گفت و گو با ايران و سوريه بر سر عراق به دولت بوش فرصت هاي جديدي اعطا خواهد كرد.

تحليلگر اين روزنامه ادامه مي دهد: نشانه هاي مثبتي ديده مي شوند. علي لا ريجاني رئيس شوراي امنيت ملي ايران به تازگي با مقامات سعودي بر سر لبنان و عراق مذاكره كرده است. با اينكه بهبود عمده اي در اوضاع ديده نشده، گفت و گوها به پايان درگيري هاي خياباني در لبنان كمك كرده است. ايران به شدت با اوج گيري درگيري ميان شيعيان و سني ها در منطقه مخالف است. بشار اسد هم كه به شدت از انزواي سوريه ناراضي به نظر مي رسد از ميل خود به كمك براي آرام كردن عراق سخن مي گويد و آمادگي خود را براي مذاكره با اسرائيل اعلا م مي كند.

واشنگتن پست مي نويسد: در شرايطي كه ايران هيچگونه پيش شرطي را براي آغاز مذاكره با غرب بر سر برنامه اتمي اش نمي پذيرد، مقامات آمريكايي بايد عاقلا نه رفتار كنند و در حاشيه كنفرانس با ايران در اين مورد هم گفت و گو كنند.

ايران آمريكا را جدي بگيرد!

فيليپ زليكو مشاور ارشد رايس تا دسامبر گذشته به اكونوميست مي گويد: تا به حال هر كاري كرده ايم با اين هدف بوده كه ايران خواسته هاي آمريكا را جدي بگيرد. حالا ما از ديپلماسي استفاده مي كنيم. اعزام ناوهاي هواپيمابر به خليج فارس و تلا ش براي تحريم تهران و صدور قطعنامه عليه برنامه اتمي آنان و حتي توافق اوليه با كره شمالي، همه و همه راه هايي براي رساندن پيام آمريكا به جمهوري اسلا مي بوده اند.

همان پيشنهاد ظريف!

مايكل هرش تحليلگر نيوزويك مي نويسد: در تابستان 2002 جواد ظريف كه در آن زمان قائم مقام وزارت خارجه ايران بود در ديدار با كوفي عنان دبيركل وقت سازمان ملل پيشنهاد برگزاري كنفرانس 6+5 را داد؛ كنفرانسي با حضور پنج عضو دائمي شوراي امنيت و 6 همسايه عراق. دولت بوش در آن زمان اين طرح را نپذيرفت اما حالا اين كنفرانس دقيقا همان چيزي است كه ايرانيان پيشنهاد داده بودند.

... و رايس راه خود را مي رود

نيويورك تايمز مي نويسد: همين 12 ژانويه بود كه كاندوليزا رايس در برابر كميته سياست خارجي سنا سياست خارجي سرسختانه بوش را تكرار كرد: ما با ايران و سوريه مذاكره نمي كنيم. اين ديپلماسي نيست، اخاذي است!

به نوشته اين روزنامه، در طول اين چند سال مسابقه طناب كشي سرسختانه اي ميان دو گروه در جريان بوده است. يكسو ديپلمات هاي وزارت خارجه قرار داشتند كه گاهي اوقات توسط رايس رهبري مي شدند و طرف ديگر را ديك چني معاون بوش رهبري مي كرد و از سوي جان بولتون سفير سابق آمريكا در سازمان ملل حمايت مي شد. گروه اخير هيچگونه مذاكره اي با ايران را نمي پذيرفتند.

رايس زير فشار شديد نومحافظه كاران كاخ سفيد قرار دارد؛ اما روابط نزديك او با بوش به او اين اجازه را مي دهد كه ايده دخالت دادن ايران و سوريه را در روند بازسازي عراق به پيش ببرد.

تماسي از برلين

نيويورك تايمز ادامه مي دهد: پس از اينكه كره شمالي در ماه اكتبر اولين بمب اتمي اش را آزمايش كرد رايس براي اعمال تحريم هاي سازمان ملل عليه اين كشور فشار زيادي آورد. سه ماه بعد او مستقيما از برلين به جورج بوش تلفن زد تا موافقت رئيس جمهوري را با مصالحه با كره شمالي جلب كند. او شمار زيادي از اعضاي موثر در سياستگذاري خارجي ايالا ت متحده را دور زد تا مانند گذشته به بن بست برنخورد و بالا خره توافق اوليه ميان دو طرف به دست آمد: كره شمالي قبول كرد بزرگترين رآكتور خود را تعطيل كند و به جاي آن سوخت و مواد غذايي دريافت كند.

رايس در مورد ايران و سوريه نيز همين استراتژي را دنبال مي كند. قبل از تغيير روز سه شنبه گذشته او به همراه بقيه اعضاي دولت بوش به اتهام زني عليه ايران مي پرداخت. يك مقام بلندپايه كاخ سفيد به شرط ناشناس ماندن به نيويورك تايمز مي گويد: موضع تند رايس در چند هفته اخير پاسخ به منتقداني بود كه از نرمش او در برخورد با ايران و سوريه ناراضي به نظر مي رسيدند. به علا وه حالا ايالا ت متحده مي تواند با ايران و سوريه پاي ميز مذاكره بنشيند و بگويد از موضع قدرت گفت و گو مي كند.

نيويورك تايمز مي نويسد: بدون شك ديك چني به اين سرعت تغيير عقيده نخواهد داد و مخالف مذاكره خواهد بود. اين به آن معناست كه رايس تحت فشار فزاينده اي قرار دارد كه ثابت كند گفت و گو ها نتيجه بخش خواهند بود. چه كسي برنده مي شود؟ چني يا رايس؟ فعلا همه چيز به نفع نفر دوم است، اما اولي هم به راحتي ميدان را واگذار نخواهد كرد. بايد منتظر بمانيم. تا آغاز كنفرانس منطقه اي چند هفته بيشتر نمانده است.

منبع: روزنامه اعتماد ملي

لینک
۱۳۸٥/۱٢/٢٤ - سيد کريم