نگاهی به تماس های آمریکا و ایران   

نگاهی به تماس های آمریکا و ایران

نویسنده: لایونل بیهنر/مترجم: مهدی امینی

رابطه آمریکا-ایران از بدو انقلاب اسلامی 1979 پراکنده و همراه با بی اعتمادی متقابل و افتضاحاتی مانند ایران-کنترا بوده است. اتهام کمکهای ایران به تروریسم، رنجش های باقیمانده از گروگان گیری، و همچنین نقش دولت آمریکا در کودتای 28 مرداد بر علیه دولت ایران و بازگشت شاه و برنامه هسته ای ایران سایه سیاهی بر هرگونه تماس مستقیم گذارده است. اما با قرار مذاکره طرفین در کنفرانس بغداد امید تازه بین سیاست گذاران روابط خارجی آمریکا دمیده است. امیدی نه لزوما برای بهبود رابطه بلکه سرآغاز همکاری متقابل.

رابطه آمریکا-ایران از بدو انقلاب اسلامی 1979 پراکنده و همراه با بی اعتمادی متقابل و افتضاحاتی مانند ایران-کنترا بوده است. اتهام کمکهای ایران به تروریسم، رنجش های باقیمانده از گروگان گیری، و همچنین نقش دولت آمریکا در کودتای 28 مرداد بر علیه دولت ایران و بازگشت شاه و برنامه هسته ای ایران سایه سیاهی بر هرگونه تماس مستقیم گذارده است. اما با قرار مذاکره طرفین در کنفرانس بغداد امید تازه بین سیاست گذاران روابط خارجی آمریکا دمیده است. امیدی نه لزوما برای بهبود رابطه بلکه سرآغاز همکاری متقابل. [در سه دهه گذشته] کوششهائی از دو طرف برای حل اختلافات انجام گرفته که در ذیل به اختصار به آن اشاره میکنیم.

1980-1979: بحران گروگان گیری

در آن دوره تماسهائی بین دولت کارتر و ایران از طریق وارن کریستوفر وزیر خارجه آمریکا و سفیر الجزیره برای آزادی52 گروگان در پیش بود. برای افزایش فشار، دولت ایالات متحده واردات نفت از ایران را معلق و بیلیونها دلار دارائی ایران را مسدود ساخت. نتیجه آن قرارداد 1981 الجزیره همراه با آزادی گروگان ها از طرف ایران و قول عدم دخالت آمریکا در سیاست ایران از طرف آمریکا بود.

1986-1985: وقایع ایران- کنترا

تماسهای مخفیانه بین ایالات متحده و ایران حول قرارداد پیچیده سه جانبه برای آزادی گروگان های آمریکائی توسط چریکهای حزب اللهی تحت نفوذ ایران در لبنان انجام گرفت. ماحصل این مذاکرات که معروف به ایران-کنترا شد ارسال موشک های ضد تانک ساخت امریکا و یدک های جت های 14-ف به ایران از طریق اسرائیل بود. در عوض ایران از نفوذ خود در لبنان و ارسال پول به چریک های ضد کمونیست که با ساندنیست های نیکاراگوئه درگیر بودن استفاده میکرد. قراردادی که بعدها بخاطر طرح قانونی بولاند غیر قانونی اعلام شد. پس از برملا شدن این عملیات پیچیده و تحقیقات بعدی بخصوص کمیسیون تاور، عده ای از اعضای دولت ریگان (و نه شخص وی) مجرم شناخته شدند.

1988: بحران خلیج فارس

ناوهای جنگی امریکا در پاسخ به حمله به کشتی یو-اس- اس سموئل ب. رابرتز چند قایق ایرانی را غرق و دو سکوی نفتی ایران را در خلیج فارس بمباران کردند. چند ماه بعد امریکا یک هواپیمای مسافربری شامل 290 مسافر و خدمه را به اشتباه سرنگون ساخت. دولت امریکا اشتباها آن را یک جت جنگی قلمداد کرد ولی هیچوقت اظهار پشیمانی و یا قبول اشتباه نکرد.

1995: تحریم اقتصادی

دولت کلینتون شرکت های آمریکائی را از هرگونه تجارت و به علاوه سرمایه گذاری در بخش های نفت با ایران محروم ساخت. سال بعد با تصویب قانون تحریم ایران-لیبی شرکتهای غیر آمریکائی که بیش از 20 میلیون در ایران سرمایه گذاری میکردند را نیز مشمول مجازات قرار داد.

1998: امید برای رابطه ای نو

اندکی بعد از انتخاب محمد خاتمی رئیس جمهور رفرمیست ایران، وی در مصاحبه ای با شبکه سی-ان-ان موضوع گفتگوی تمدن ها را مطرح ساخت که باعث امیدی تازه برای حل اختلافات ایران و امریکا بوجود آورد.

2000: عذرخواهی آمریکا

مادلین آلبرایت طی نطقی در 17 مارس از دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد عذرخواهی کرد و اذعان داشت که این کودتا تاثیر عقب گردی در پیشرفت سیاسی ایران بجا گذاشت. دولت کلینتون تعدادی از تحریمهای اجناس ایرانی از قبیل فرش، پسته و خاویار(و نه نفت و گاز) را پس گرفت. اما بدلیل انتقاد شدید آلبرایت از سیاست داخلی و خارجی ایران، دولت مذهبی ایران خوش نیتی دولت امریکا را محکوم کرد.

ری تکیه، مشاور خاور میانه در شورای روابط خارجی، در رابطه با سخنرانی آلبرایت مینویسد "اگر چه این سخنرانی بیشتر جنبه سمبولیک و نوعی تغییر در سیاست آمریکا محسوب میشد، اما بقول معروف بیش از حد ناچیز و اندکی دیر بود." بنظر وی این تمایل نزدیکی با ایران میبایستی درست بعد از انتخاب خاتمی در سال 1997 انجام میگرفت.

کنت پولاک، مشاور انستیتوی بروکینگز، در کتاب "معمای ایرانی" مینویسد که استفاده خانم آلبرایت از الفاظی مانند "دستان انتخاب نشده" که در واقع اشاره به قدرت های واقعی در ایران بود باعث رنجش و عصبانیت رهبر انقلاب و در نتیجه جواب خصمانه وی شد.

بعدها در ماه سپتامبر آلبرایت و کلینتون در جلسه هزاره سازمان ملل در همان اتاقی که خاتمی در حال سخنرانی بود نشسته بودند. و بعد از آن خانم آلبرایت در جلسه 2+6 حول مشکلات افغانستان با کمال خرازی همتای خود از ایران ملاقات کرد. در این جلسه همچنین نمایندگان چین، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان و روسیه نیز شرکت داشتند. این مذاکرات بالاترین تماس های دیپلماتیک میان ایران و امریکا از زمان بحران گروگانگیری در سال 1979 محسوب میشود.

2001: همکاری در رابطه با افغانستان بعد از واقع 11/9

مانند بسیاری از رهبران دنیا آیت الله خامنه ای حمله 11/9 را محکوم کرد. بعد از سرنگونی دولت طالبان بوسیله آمریکا دیپلمات های ایران و امریکا با حضور نمایندگان چند کشور دیگر عضو سازمان ملل در بن ملاقات کرده تا برای دولت جدید و قانون اساسی کابل مشورت کنند. جیمز دابینز نماینده فوق العاده امریکا در افغانستان در مقاله ای در واشنگتن پست مینویسد: "هیچ کس به اندازه ایران کمک نکرد...نسخه اولیه قرارداد بن فراموش کرد که به مسئله دموکراسی و مبارزه با تروریسم اشاره کند و این ایران بود که متوجه غفلت آن شد و موفق شد تعهد آن دو را از دولت افغانستان تضمین بگیرد."

ایران همچنین در زمینه بازگشت نزدیک به یک میلیون آواره افغانی که در خاکش زندگی میکردند با سازمان ملل همکاری کرد. و همچنین با آمریکا، روسیه و هند در زمینه کمک به اتحاد شمال نیز همکاری هائی انجام گرفت. فلینت لورت انستیتوی بروکینگز به برنارد گورتزمن شورای روابط خارجی میگوید:" من فکر میکنم بعضی از مقامات ایرانی امیدوار بودند این همکاری ها پیش زمینه مذاکرات وسیعتر باشد که عملا با برچسب زدن ایران در "محور شیطانی" سخنان بوش در سال 2002 این مسئله منتفی شد.

2003: پیش قدم شدن ایران

پیشنهاد ایران برای گفتگوی جامع که گویا از طرف بالاتری مقامات ایران نیز قبول شده بود مدت کوتاهی بعد از حمله آمریکا به عراق در ماه مه به مقامات آمریکائی داده شد. بعضی از کارشناسان میگویند این پیشنهادات که از طریق نماینده سوئیس تحویل امریکا داده شده بود، شامل مذاکره در رابطه با کمک های ایران به سازمان های تروریستی و همچنین به رسمیت شناختن کشور اسرائیل بود. در جلسات کنگره در ماه گذشته، کاندلیزا رایس وزیر خارجه آمریکا "از وجود چنین نامه ای در دوره ای که مشاور امنیتی کاخ سفید بود اظهار بی اطلاعی کرد." اما ریچارد آرمیتاژ معاون وزارت خارجه در مصاحبه با نیوزویک میگوید " به نظر میامد که ایران با گذاردن بیش از حد بروی میز مذاکره امکان جدی بودن مذاکره را ناممکن میساخت."

2004: پاول وزیر خارجه بی تاثیر

در نوامبرکالین پاول وزیر خارجه مخروجی ایالات متحده با همتای خود کمال خرازی در سواحل شرم الشیخ واقع در دریای سرخ در رابطه با عراق ملاقات کرد. از آنجائیکه ایران نقش مهمی برای وزیر خارجه اسبق آمریکا نمیدید، هیچ اتفاق خارق العاده ای اتفاق نیفتاد. پاول گمان میکرد که رابطه عادی بالاخره بین ایران و امریکا بالاخره برقرار خواهد شد.

2006: نامه احمدی نژاد

در ماه می گذشته نامه 18 صفحه بی هدف محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران به پرزیدنت بوش که از انقلاب 1979 بی نمونه بود از طرف دولت آمریکا بی جواب ماند. این نامه بوش را متهم به قساوت در عراق و با استفاده از میراث مسیحی وی کوشش در تغییر روش وی میکند. وی حتی با استفاده از تئوری توطئه معتقد است دولت امریکا وقایعی را در مورد 11/9 مخفی نگه داشته است. اوائل امسال قرار بود تماسهای مستقیمی بین ایران و امریکا در رابطه با عراق با حمایت ذالمای خلیلزاد سفیر امریکا در عراق انجام بگیرد ولی به دلایلی کنار گذارده شد.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢ - سيد کريم