«مشکل ایران بسیار جدی است»   

«مشکل ایران بسیار جدی است»

جفری گدمین مدیر کل جدید رادیولیبرتی: جو عمومی حاکم در واشنگتن این است که مشکل ایران بسیار جدی است. مشکلی که امروز آمریکا با ایران دارد مربوط به دولت است و نه مردم. به اعتقاد من هدف باید پایان دیکتاتوری در ایران با ابزار صلح آمیز باشد.

 گفت وگو با جفری گدمین مدیر کل جدید رادیولیبرتی

مجید روشن زاده ـ برلین

mroshanz@zedat.fu-berlin.de

دکتر جفری گدمین، یکی از اعضای با نفوذ نزدیک به کاخ سفید و مدیر کل جدید رادیو لیبرتی که به تازگی از واشنگتن به برلین بازگشت، قبل از شروع کار جدید خود در پراگ که از اوایل این هفته آغاز شد، در این گفت وگو به تشریح وضیفه تازه خود بعنوان رییس کل تشکیلات لیبرتی، استراتژی سیاست خارجی آمریکا و جو حاکم در کاخ سفید پیرامون ایران پرداخت و گفت: برای واشنگتن موضوع ایران بسیار جدی است و هدف ما باید پایان دادن به دیکتاتوری در ایران باشد.

رادیو لیبرتی که در دوران جنگ سرد تحت نام رادیو اروپای آزاد و با هدف اشاعه دموکراسی غرب و تضعیف ساختارهای تولیتر بلوک شرق از مونیخ پخش می شد، پس از فروریزی دیوار برلین و فروپاشی بلوک شرق بتدریج از فعالیت خود کاست و برای مدتی تعطیل شد.

اما تحت تاثیر تنش ها و چالش های سیاسی نوین بعد از دوران جنگ سرد بار دیگر اهمیت این رسانه مورد توجه و تاکید طراحان سیاسی واشنگتن قرار گرفت و فعالیت خود را با همان هدف تضعیف کشورهای توتالیتر و حمایت از جنبش و روند دموکراسی در این کشورها آغاز کرد. بخش فارسی رادیو لیبرتی امروز تحت نام" رادیو فردا "فعالیت می کند و مرکز آن در پراگ است.

جفری گدمین طی سالها فعالیت خود بعنوان رییس انستیتوی آسپن برلین موفق شد با برگزاری کنفرانس ها و سمینار های متعدد نظر صاحب نظران سیاسی، علمی و فرهنگی را به خود جلب کند و در بین سیاستمداران برجسته اروپایی و بویژه آلمانی به عنوان یک چهره شاخص شناخته و از احترام و محبوبیت ویژه ای برخوردار شود.

وی روز دوشنبه (19.03.2007) رسما کار خود را در پراگ بعنوان مدیر کل رادیو لیبرتی آغاز کرد. این مصاحبه قبل از سفر به پراگ و در برلین انجام گرفت.

از آنجاییکه مدیر کل رادیو لیبرتی تازه از ایالات متحده به برلین باز گشته، این مصاحبه با گفت وگو پیرامون چرخش جدید سیاست واشنتگتن در قبال ایران و روی آوردن به سیاست واقع گرایانه آغاز شد.

روشن زاده: آقای گدمین، به نظر می رسد که آمریکا استراتژی دوگانه ای را در قبال ایران دنبال می کند. از یک طرف به تهران هشدار می دهد و از حمله سخن می گوید و از طرف دیگر با نمایندگان جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکره می نشیند. شما به خوبی می دانید که در سیاست، اتخاذ استراتژی دوگانه در عمل به معنای فقدان استراتژی صریح و روشن است. شما که تازه از واشنگتن آمده اید، می توانید توضیح دهید که جو حاکم در آنجا واقعا به چه سمتی است؟ جنگ و یا مذاکره؟

گدمین: جو عمومی حاکم در واشنگتن این است که مشکل ایران بسیار جدی است. این را هم باید به صراحت و با تاکید بگویم که اکثر آمریکایی ها، چه جمهوریخواه و چه دموکرات ، میان دولت و مردم ایران تفاوت قایل هستند. مشکلی که امروز آمریکا با ایران دارد مربوط به دولت است و نه مردم. بسیاری از آمریکایی ها بر این باوراند که اگر روزی این دولت از بین رود، روابط دو کشور بسیار عالی و بی دردسر خواهد شد.

ـ این مشکلاتی که شما از آنها سخن می گویید، بطور مشخص چیستند؟

ـ یکی وجود این واقعیت که حقوق بشر در ایران همواره نقض می شود. دیگر آنکه ايران از تروریسم حمایت می کند و مهمتر از همه برای آمریکایی ها تلاش ایران برای دسترسی به سلاح اتمی است. علاوه بر آن می خواهم یک نکته را هم اضافه کنم. شما از استراتژی آمریکا صحبت کردید. من فکر می کنم که استراتژی آمریکا در قبال ایران چندان مناسب و قانع کننده نیست. و حتا می توان صادقانه اعتراف کرد که ما اصلا فاقد استراتژی هستیم. این را هم اضافه کنم که در سال های اخیر با تهدید سعی و تلاش کردیم، اما تاثیری نداشت. از طرف دیگر اروپایی ها استراتژی دیگری را آزمایش کردند ولی باز هم بیهوده بود. پس چه باید کرد؟ من شخصا مخالف نیستم که با ايران مذاکره شود. اما باید بسیار، بسیار محتاط بود و انتظارات ما در این مذاکرات باید ناچیز باشد.

در کنار این همه اینها ما احتیاج به استراتژی دیگری داریم که شما از آن سخن نگفتید و آن استراتژی حمایت از مردم و نیروهای دموکرات در ایران است. این کار را ما در حال حاضر یا انجام نمی دهیم و اگر هم انجام می دهیم چنان ناچیز است که اصلا به حساب نمی آید.

ـ بنابراین به نظر شما سه استراتژی باید دنبال شود: مذاکره با تهران، حمایت از نیروهای دموکرات ایرانی و همزمان تضعیف ايران. اما شما خوب می دانید هر استراتژی در خدمت تحقق هدفی است. در غیر اینصورت مانند دویدن کورکورانه در تاریکی است. هدف شما چیست؟

ـ این سوال شما قابل توجه است. کسی که در صدد تعیین یک استراتژی است، باید هدف را هم مشخص کند. پس از آن مسیله روش ها و متدها ی رسیدن به این هدف مطرح می شود. به اعتقاد من هدف باید پایان دیکتاتوری در ایران با ابزار صلح آمیز باشد. من روی صلح آمیز بودن در اینجا تاکید می کنم. این برای من یک موضوع استراتژیک و در عین حال اخلاقی است. اخلاقی نه به معنای صرفا سازمان حقوق بشر، چیزی که به اعتقاد من بسیار مهم هم است، بلکه اخلاقی به معنای منافع آمریکا است. پایان دیکتاتوری در ایران و ایجاد دموکراسی به دو دلیل حایز اهمیت اند: یکی اینکه اکثریت غالب ایرانیان مخالف و نافی دیکتاتوری اند. در صورت آزادی مطبوعات و انتخابات آزاد، ایرانیان به دولت جمهوری اسلامی رأی نخواهند داد و دیگر آنکه اگر رژیمی، مسول، غیر افراطی و دموکراتیک در ایران حاکم شود، حال شکل این دولت چگونه باید باشد، موضوع داخلی ایرانی ها و نه آمریکایی ها و یا اروپایی هاست. اما باید دولتي باشد که به اصول دموکراسی پایبند باشد. در آنصورت مشکلات موجود به گونه ای دیگر مطرح می شدند. در یک فضای دموکراتیک و پراعتماد می توانیم برای همه این مشکلات راه حل منطقی و معقول پیدا کنیم.

باردیگر تاکید می کنم، اگر از این فرض حرکت کنیم که اکثریت مردم ایران خواهان دموکراسی هستند، باید هدف استراتژیک سیاست خارجی آمریکا پایان دیکتاتوری و تحقق دموکراسی باشد.

ـ با وجود همه اینها، به نظر می رسد در واشنگتن امروز دوگرایش بر سر سمت سیاست خارجی آمریکادرحال جدل هستند. یکی گرایش کوندلیزا رایس که خواهان نزدیکی و مذاکره با ایران است و دیگری خط دیک چینی که تهدید می کند و خواهان درگیری است. در هر مقطعی یکی از این گرایشات غالب می شود. در میان کارشناسان و رسانه ها در اینجا، در آلمان این نظر هست که ما اکنون در فازی هستیم که کوندلیزا رایس و آنهم با حمایت کیسینجر که ظاهرا پشت پرده فعالتر شده تعیین کننده سمت سیاست آمریکا در خاورمیانه و غالب شده است. آیا به نظر شما این ارزیابی تا چه اندازه درست است؟

ـ این ارزیابی چندان اشتباه نیست. آن چیزی که شما می گویید متاسفانه تا اندازه بسیارزیادی درست است.

ـ حال به موضوع دیگری بپردازیم. شما به برای انجام چه وظیفه ای و با کدام هدف به پراگ می روید؟

ـ همانطور که شما می دانید، این یک تشکیلات بسیار بزرگ و مهمی است. این تشکلات در برگیرنده حدود 23 کشور و 28 زبان می باشد. وظیفه ای که ما امروز به عهده داریم به همان اهمیت دوران جنگ سرد است. من فکر می کنم که ما بهترین ژورنالیست ها را در اختیار داریم و وظیفه ما حمایت از جنبش دموکراسی با روش های صادقانه و عینی ژورنالیستی است. از روسیه تا ایران چالش هایی هست که غلبه بر آنها نیاز به کمک ما دارند وکسانی هستند که وظیفه ما حمایت از آنهاست. من خوشحالم که بتوانم در انجام این وظیفه سهمی داشته باشم.

ـ چگونه می خواهید این کار را عملی کنید؟ در رابطه با ایران واقعیت این است که ما هزاران فعالیت ژورنالسیتی چه در داخل و چه در خارج داریم. بسیاری از ایرانیان دارای یک سایت هستند و بنا به آماری زبان فارسی در اینترنت یکی از زبان های فعال و اخبار مربوط به ایران سیل وار جاری است. حال شما چگونه می خواهید در این جنگل انفورماسیون و اطلاعات کاری کنید که طبق گفته خودتان به روند دموکراسی یاری رساند؟

ـ من فکر می کنم، این همان نکته مهم و اصلی است. اما اول من، یعنی جفری گدمین بعنوان رییس و مدیر کل به پراگ برسم و از تیم من یعنی رادیو فردا در روزها و هفته های اول از اوضاع مطلع شوم و حتا یادبگیرم. دوم اینکه خود شما هم می گویید که ایران یک موضوع بسیار پیچیده ای است. از طرفی یک حكومت دیکتاتور حاکم است، یعنی دموکراسی واقعی در ایران نیست، و از طرف دیگر ما با یک جامعه نسبتا پلورالیسم سرو کار داریم. از این رو وضعیت تا اندازه ای پیچیده است. بدین خاطر از همکارانم چه در پراگ و چه در واشنگتن که اوضاع را خوب می شناسند، اول باید مطلع شوم که مردم ایران واقعا چه می خواهند و بطورمشخص چه چیزی آنها ندارند ووظیفه رادیو لیبرتی چه باید باشد. موضوعی که پاسخ به آن هم چندان ساده نیست. چیزی که شما می گویید درست است. در بسیاری از عرصه ها انبوهی از اطلاعات و انفورماسیون وجود دارد، زیرا ما با یک دیکتاتوری کلاسیک از نوع آلمان شرقی سابق مواجه نیستیم، بلکه بسیار پیچیده تر است. از این رو، برای اینکه بدانیم چه کار باید بکنیم، باید اول بدانیم که ایرانی ها واقعا چه می خواهند.

آقای گدمین، از شما به خاطر این گفت وگو بسیار متشکرم.

منبع: ايران امروز

لینک
۱۳۸٦/۱/٤ - سيد کريم