برای چه ایران باید اوضاع را تشدید کند؟   

برای چه ایران باید اوضاع را تشدید کند؟

مسکو، "پطر گونچاروف" مفسر سیاسی خبرگزاری «نووستی»/

چنین تصوری ایجاد می شود که طی 12-13 ماه اخیر ایران وخامت تشنجات نظامی پیرامون برنامه هسته ای خود را تشدید می کند. استدلالات کافی برای این مطلب وجود دارند. از جمله، اظهارات سیاستمداران و مقامات نظامی ایران که بهنگام صحبت پیرامون برنامه هسته ای ایران بطور مشخصی تند شده اند؛ نمایش بدون وقفه توان نظامی این کشور به "دشمنان ایران"؛ همچنین نمایش نپذیرفتن پیشنهادات آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بازگشتن به مذاکره برای حل مشکل و نیز بازداشت دریانوردان انگلیسی از سوی نظامیان ایران در آستانه تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد در رابطه با این کشور برای تشدید تحریمات.

بعقیده بسیاری از کارشناسان، پس از انتخاب "محمود احمدی نژاد" بعنوان رئیس جمهور کشور در سال 2005 میلادی، تهران مشخصاً ادعای خود برای رهبری در منطقه را اعلام نمود. برای این، فقط کافی است که اظهارات سال گذشته احمدی نژاد را به یاد بیاوریم که از جامعه جهانی مطالبه نمود تا ایران را بعنوان "ابرقدرت منطقه ای" برسمیت بشناسند. تهران با قرار دادن کشور خود در جایگاه ابرقدرت، پیش از هر چیز تاکید خود را بر کسب فناوری های هسته ای و نیز اظهارات تند ضد اسرائیلی و جذب اعراب خاور نزدیک قرار داد.

تهران همچنین تمایلات خود را نیز پنهان نمی کند که هدف آنها، اگر تنگ کردن جا برای آمریکا بطور نهایی نباشد، حداقل کاهش اعتبار آمریکا در برابر چشمان اعراب بوده است. در تهران یقین داشتند که آمریکا بطور کامل در عراق و افغانستان درگیر شده و اکنون نمی تواند به ایران برسد. این وضعیتی ایده آل بود که بالاخره نشان داد "شیطان بزرگ"، "ببری کاغذی" بیش نیست.

اما بنظر می رسد که تهران توانایی های خود را بیش از آنچه که هست، ارزیابی کرده است. سیاست ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی ایران در منطقه خاورنزدیک، حمایت بدون قید و شرط از سوی کشورهای عربی را آنطور که در تهران امید داشتند، دریافت نکرد. آری، و آمریکا باری دیگر "استراتژی جدید" منطقه را اعلام نمود که طبق آن دیگر قصد ندارند با "دخالت" ایران در امور داخلی کشورهای همسایه کنار بیایند. در تهران بعید است فراموش کرده باشند که پرونده شهیر هسته ای ایران می تواند بهانه ای مناسب برای تحقق بخشیدن به اهداف اصلی "استراتژی جدید" آمریکا باشد. بویژه که واشنگتن بعنوان مدرک نیز 4-5 گروه ناو هواپیمابر تهاجمی در خلیج فارس ایجاد می کند.

مسلم است که ایران اساس لازم برای قدرت منطقه ای بودن را دارد، و جهانیان تنها از آن استقبال می کرد، اگر ضمن آن ایران بر زخم همسایگان خود پا نمی گذاشت. مسلم است که ایران حق توسعه انرژی صلح آمیز هسته ای خود را دارد و هیچ کس هم فکر دست درازی بدین حق را ندارد. اما ایران بر این نظریه تکیه دارد که تا زمانی که گناه ثابت نشود، بی گناه است. تهران آگاهانه در این باره سکوت می کند که در قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای (ان پی تی) بی گناهی تا اثبات گناه در نظر گرفته شده است، اما دقیقاً برعکس. بعقیده کارشناسان در قرارداد منع گسترش سلاح هسته ای (ان پی تی) بیشتر این در نظر گرفته شده است که "ساخت سلاح هسته ای درصورت وجود تمامی ملزومات ساخت آن، ناگزیر است". و این از حقیقتی ساده نشئت می گیرد: انسان ضعیف و وسوسه بسیار است. جهان اطمینان ندارد که اگر ایران در آینده ای نزدیک نمی تواند توضیحاتی روشن به آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره فناوری های هسته ای خود را بدهد، می تواند در برابر وسوسه ایجاد سلاح هسته ای مقاومت کند.  

ایران را استاد اقدامات سیاسی می دانند. بسیاری از کارشناسان بازداشت 15 دریانورد انگلیسی از سوی ایران را نیز در شمار همین اقدامات سیاسی می دانند. این اقدام طبق طرح معمول برای چنین اوضاعی انجام شد، یعنی زمانی که یکی از طرفین (در این مورد ایران) از بهانه بدست آمده استفاده می کند.  

این بار، بنظر می رسد که این اقدام موفقیت آمیز نبود. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز قطعنامه ای را در رابطه با ایران تصویب نموده که تشدید تحریمات را در نظر دارد. شاید برای تهران بهتر باشد که بیندیشد آیا همچنان باید آغاز جنگ را برانگیخت؟

لینک
۱۳۸٦/۱/۸ - سيد کريم